eitaa logo
«هـدیٰ☫»
350 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
2.9هزار ویدیو
6 فایل
اَلابــِذ‌کـرِ‌اللّهِ‌تَـطمَئِـنُّ‌الـقُلـوبُ🫀 بچه‌‌ی‌هیئت‌ِ‌امام‌حسینیم:) ومُریدان‌ِعمه‌جان‌زینبۜ✨ آغاز نوکری؟ ¹⁴⁰⁰/⁸/² کپی؟ حلالِ، بجز روزمرگی؛ -اللّٰھُم‌؏ــجـل‌لـولـیڪ‌الفࢪج📻. بگوشیم↓‌‌‌‌‌‌‌‌«🤍🌿࣫͝» https://abzarek.ir/service-p/msg/3970325
مشاهده در ایتا
دانلود
یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد : " بله عزیزم ! چی شده عزیزم ؟ چیه آقا رضا ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ "
قضیه این بود.... آقا رضا داشت میرفت بیرون .... بره سیگار بگیره و برگرده ... با دژبان دعواش شده بود .... مصطفی : " آقا رضا چی میکشی ؟!! .... برید براش بخرید و بیارید ...! "
شهید چمران و آقا رضا ... تنها تو سنگر ...
آقا رضا : میشه یه دو تا فحش بهم بدی ؟! کشیده ای، چیزی !! مصطفی : چرا !
آقا رضا : من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده ... تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه ...
مصطفی : اشتباه فکر می کنی ...! یکی اون بالاست، هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده ... هی آبرو بهم میده ... تو هم یکیو داشتی که هی بهش بدی میکردی بهت خوبی می کرده ...! گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده بگم بله عزیزم ... یکم مثل اون شم ...!
آقا رضا جا خورد ؛ تلنگر خورد به شحصیت معنویش ؛ رفت تو سنگر نشست ...آدمی که مغرور بود و زیر باز کسی نمیرفت زار زار گریه می کرد ...عجب! یکی بوده هرچی بدی کردم بهم خوبی کرده؟
اذان شد ؛ آقا رضا اولین نماز عمرش بود ؛ رفت وضو گرفت ... سر نماز ، موقع قنوت صدای گریش بلند بود ....
وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد ؛ صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد :)🕊
آقا رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد ؛فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش :)❤️‍🩹
___
۱۰۰ روز شد... حاج آقا هارداسان؟!💔😭