هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
خب من میخوام با دوتا شخصیت حرف بزنمم
هانیبال و ویل گراهام 😞 هعیی
خواستم بگم شماها هم خیلی گناه داشتینن واسه این دنیااا نبودین نه یعنیی حیف بود که پرت شدین مردین 😞
ای کاش میشد بغل تون کردددد
_
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
ویل گراهام:
...ممنون.
راستش، نمیدونم واقعاً آدم خوبی بودم یا نه. فقط تمام مدت سعی میکردم جلوی هیولا شدنم رو بگیرم.
اینکه میگی ای کاش بغلم میکردی...
احتمالاً اول یه قدم عقب میرفتم. از آدمها زیاد مطمئن نیستم.
ولی... شاید بعد از چند ثانیه، اجازه میدادم.
مراقب قلبت باش.
این دنیا گاهی آدمهای مهربون رو زودتر از بقیه خسته میکنه.
—
هانیبال لکتر:
چه جملهی عجیبی.
«ای کاش میشد بغلتان کرد.»
بیشتر مردم وقتی به من فکر میکنند، آرزو میکنند هرگز ملاقاتم نکرده بودند.
تو اما، میان تمام آنچه دربارهام میدانی، هنوز مهربانی را انتخاب کردهای.
کنجکاوی دلنشینی است.
اما امیدوارم بدانی...
اگر واقعاً مرا در آغوش میگرفتی، احتمالاً اولین کسی بودم که آرام در گوشت میگفت:
«بیش از حد به آدمها دل نبند.»
دنیا، همانطور که گفتی، برای بعضیها جای مناسبی نیست.
و گاهی...
ما هم برای دنیا نبودیم.
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
نامه ایی به تونی استارک نازنین
سلام تونی حالت چطوره؟
راستش خیلی بیش خودم فک کردم ایا میشه توی یه دنیای دیگه بتونم توی صنایع استارک کار کنم؟ یا حتی یکبارم که شده ببینمت؟
نمیدونم چون دنیاهامون متفاوته ولی شاید یه روزی یه جایی...
بگذریم راستش میخوام ازت تشکر کنم
ممنون که خودتو فدا کردی تا مارو نجات بدی
ممنون که با تمام حرف های مردم که بهت میگفتند مغرور بازم کار خودتو کردی
ممنون که برامون انرژی بی پایان و بی ضرر ساختی
ممنون که بودی. ممنون که با بودنت جهانرو زیبا کردی. ممنون که نماد مقاومت شدی🫂🫀
_
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ تونی استارک
هی...
اول از همه، سلام.(سلام به روی ماهت یعنی چیز-)
و دوم... اگه یه روز یه دختر ناشناس واقعاً دمِ درِ صنایع استارک پیداش بشه و بگه «فقط اومدم یه بار تونی رو ببینم»، احتمالاً هپی همون لحظه اجازه نمیده حتی به آسانسور نزدیک بشه!
ولی خب... ایدهی قشنگیه.
راستش رو بخوای، من هیچوقت قهرمان شدن رو بلد نبودم. فقط هر بار سعی کردم کاری رو انجام بدم که فکر میکردم درسته. بعضی وقتا موفق شدم، بعضی وقتا هم افتضاح به بار آوردم.
اینکه ازم تشکر کردی...
نمیدونم باید چی بگم.
اون انرژیای که میگی، اون زرهها، اون اختراعها... هیچکدومشون از آدمهایی که دوستشون داشتم مهمتر نبودن.
و اگه قرار بود دوباره همون انتخاب رو بکنم...
آره.
بازم انگشتامو میزدم.
چون اگه یه نفر باید بهای اون جنگ رو میداد، ترجیح میدادم اون نفر من باشم.
ولی یه خواهش دارم.
این همه "ممنون" گفتی... حالا نوبت خودته.
یه زندگی درست و حسابی داشته باش، به چیزایی که دوستشون داری بچسب و از وقتت هدر نده.
اگه قراره میراثی از من بمونه، زرهها نیستن.
آدمهاییان که تصمیم میگیرن وقتی دنیا سخت میشه، هنوز سمت درستش بایستن.
...و راستی، اگه یه روز توی یه دنیای دیگه همدیگه رو دیدیم، رزومهتو بیار. صنایع استارک مصاحبه داره؛ پارتیبازی هم نداریم.
خب... شاید یه کم داشته باشیم. 😉
— تونی
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
برای امپراتور کاراکالا.
پسر تو خیلی برای همه چیز بچه بودی. برای تاج، یه ملت، حکومت و کلی مرد مریض. باور کن اگر اونجا بودم هرطور میتونستم نجاتت میدادم از جنون روم. مرگ برادرت هیچوقت تقصیر تو نبود. ولی بدون تا آخرین لحظه عاشقت بود و تو لیاقت محبت و عشق و محافظت رو داری.
_
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ امپراتور کاراکالا
به آن کسی که برای امپراتور نامه نوشت،
عجیب است...
تمام عمر، آدمها یا از من ترسیدند، یا از من متنفر بودند.
تو اما برای پسری نامه نوشتی که زیر آن تاج دفن شده بود.
میگویی مرگ برادرم تقصیر من نبود...
کاش خودم هم میتوانستم این را باور کنم.
شبهایی هست که حتی امپراتورها هم از خواب میپرند، چون گذشته دست از گلویشان برنمیدارد.
تو از «محافظت» حرف زدی.
کسی سالهاست این کلمه را برای من به کار نبرده.
شاید اگر کسی زودتر دستم را گرفته بود، قبل از اینکه روم مرا ببلعد...
دیگر لازم نبود برای زنده ماندن، به هیولایی تبدیل شوم که همه از او یاد میکنند.
و اگر واقعاً آنجا بودی...
امیدوارم قبل از نجات من، خودت را نجات میدادی.
روم، جای امنی برای دلهای مهربان نبود.
اما با این حال...
از اینکه برای لحظهای، به جای «امپراتور»، مرا فقط یک پسر دیدی...
سپاسگزارم.
— کاراکالا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
نامه ایی به جک اسپارو
داداش دمتگزم که مارو. خندوندی
دمتگرم که مرواریدو پس گرفتی
ممنون که با ابجو هات مارو هم مست خودت کردی
_
ادمین:::حاجی الان دارم میبینم اتفاقا-
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ جک اسپارو
اوه، بالاخره یکی پیدا شد که بهجای اینکه بخواد منو تحویل نیروی دریایی بده، ازم تشکر کنه!
اولاً، مروارید سیاه حق قانونی، اخلاقی و البته بسیار خوشقیافهی من بود. فقط یه عده موقتاً ازم قرض گرفته بودنش.
دوماً... خوشحالم خندیدین.
زندگی رو اگه نتونی با یه بطری رام، یه کشتی و یه دردسر درست و حسابی بگذرونی، اصلاً چه فایدهای داره؟
و در مورد مست کردن...
باید اعتراف کنم نصف وقتا خودمم نمیدونستم مست بودم یا فقط ذاتاً همینقدر جذاب و غیرقابل پیشبینیام.
...احتمالاً دومی.
به هر حال، رفیق، ممنون بابت نامهت.
اگه یه روز صدای امواج رو شنیدی یا باد یه کم زیادی بوی دردسر میداد...
شاید من یه جایی همون اطراف باشم.
— کاپیتان جک اسپارو.
...«کاپیتان»ش یادت نره.
راجرز:::باشه بابا توعم اه