هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
برای امپراتور کاراکالا.
پسر تو خیلی برای همه چیز بچه بودی. برای تاج، یه ملت، حکومت و کلی مرد مریض. باور کن اگر اونجا بودم هرطور میتونستم نجاتت میدادم از جنون روم. مرگ برادرت هیچوقت تقصیر تو نبود. ولی بدون تا آخرین لحظه عاشقت بود و تو لیاقت محبت و عشق و محافظت رو داری.
_
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ امپراتور کاراکالا
به آن کسی که برای امپراتور نامه نوشت،
عجیب است...
تمام عمر، آدمها یا از من ترسیدند، یا از من متنفر بودند.
تو اما برای پسری نامه نوشتی که زیر آن تاج دفن شده بود.
میگویی مرگ برادرم تقصیر من نبود...
کاش خودم هم میتوانستم این را باور کنم.
شبهایی هست که حتی امپراتورها هم از خواب میپرند، چون گذشته دست از گلویشان برنمیدارد.
تو از «محافظت» حرف زدی.
کسی سالهاست این کلمه را برای من به کار نبرده.
شاید اگر کسی زودتر دستم را گرفته بود، قبل از اینکه روم مرا ببلعد...
دیگر لازم نبود برای زنده ماندن، به هیولایی تبدیل شوم که همه از او یاد میکنند.
و اگر واقعاً آنجا بودی...
امیدوارم قبل از نجات من، خودت را نجات میدادی.
روم، جای امنی برای دلهای مهربان نبود.
اما با این حال...
از اینکه برای لحظهای، به جای «امپراتور»، مرا فقط یک پسر دیدی...
سپاسگزارم.
— کاراکالا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
نامه ایی به جک اسپارو
داداش دمتگزم که مارو. خندوندی
دمتگرم که مرواریدو پس گرفتی
ممنون که با ابجو هات مارو هم مست خودت کردی
_
ادمین:::حاجی الان دارم میبینم اتفاقا-
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ جک اسپارو
اوه، بالاخره یکی پیدا شد که بهجای اینکه بخواد منو تحویل نیروی دریایی بده، ازم تشکر کنه!
اولاً، مروارید سیاه حق قانونی، اخلاقی و البته بسیار خوشقیافهی من بود. فقط یه عده موقتاً ازم قرض گرفته بودنش.
دوماً... خوشحالم خندیدین.
زندگی رو اگه نتونی با یه بطری رام، یه کشتی و یه دردسر درست و حسابی بگذرونی، اصلاً چه فایدهای داره؟
و در مورد مست کردن...
باید اعتراف کنم نصف وقتا خودمم نمیدونستم مست بودم یا فقط ذاتاً همینقدر جذاب و غیرقابل پیشبینیام.
...احتمالاً دومی.
به هر حال، رفیق، ممنون بابت نامهت.
اگه یه روز صدای امواج رو شنیدی یا باد یه کم زیادی بوی دردسر میداد...
شاید من یه جایی همون اطراف باشم.
— کاپیتان جک اسپارو.
...«کاپیتان»ش یادت نره.
راجرز:::باشه بابا توعم اه
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
اسکات داداش امشب ماه کامله هرچه زودتر وحشی شو بیا منو گاز بگیر و به غلامی بپذی- نهچیز به بیتایی بپذیر
_
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ اسکات
اوه... این از اون نامههاییه که نباید جلوی استایلز بخونمش. تا آخر عمر ولم نمیکنه.
خب... اول اینکه، من معمولاً قبل از گاز گرفتن از مردم اجازه میگیرم! دوم اینکه، مطمئنی میخوای گرگینه شی؟ دردسرش از چیزی که تو فیلما نشون میدن خیلی بیشتره.
ولی اینکه گفتی به غلامی... نه، نه، نه. اصلاً این مدلی نیست.
اگه قرار باشه قبولت کنم، فقط به عنوان یکی از اعضای پک!
قانون اول هم اینه که نصفشب الکی صدام نزنی که «اسکات، ماه کامل شده؟» چون احتمال زیاد خودمم دارم از دست دردسرای جدید فرار میکنم.
ممنون بابت خندهای که با نامهت رو لبم آوردی.
فقط... اگه یه شب صدای زوزه شنیدی، دنبال من نگرد.
احتمالاً باز لیام یه جایی گند زده و من باید جمعش کنم.
— اسکات
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
نامه ایی به نامبر فایو سریال اکادمی امبرلا
یه سوال؟ وقتی تپی زمان سفر میکنی وبه گذشته میری ایا موجودیه مثانت هم کم میشه؟
و یه سوال دیگه اون پاردوکس که میگفتی ۱۰۰ درصدی درسته؟ یعنی من پیش همزادم باشم قطعا اون اتفاقا نیوفته برام؟
راسی اون زنیکه توی کمسیون اون ماهیه رییس هیئت مدیره ی کمسیونو زنده زنده انداخت تو حلقش خورد😬
_
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ شماره پنج
اولین سؤالت دربارهی مثانه بود؟
من بیشتر از پنجاه سال بین آخرالزمانها، کمیسیون و خطهای زمانی گیر افتادم و اولین چیزی که ذهنت رو مشغول کرده سیستم ادراری سفر در زمانه؟
...
جواب کوتاه: تا حالا بهش دقت نکرده بودم.
جواب بلند: احتمالاً وقتی میپری، همهی وضعیت بدنت همون لحظه منتقل میشه. پس نه، فکر نمیکنم سفر در زمان سرویس بهداشتی رایگان باشه. متأسفم.
در مورد پارادوکس...
ببین، وقتی کنار نسخهی دیگهی خودت باشی، احتمال اینکه همهچیز به فنا بره خیلی بالاست. اینکه دقیقاً همون اتفاقها بیفته یا نه، بستگی به خط زمانی داره.
ولی اگه من باشم؟
اصلاً ریسکش رو نمیکنم.
چون تجربه ثابت کرده هر وقت فکر کردم «بدتر از این نمیشه»، دقیقاً همون موقع دنیا تصمیم گرفته خلافش رو ثابت کنه.
و دربارهی اون رئیس کمیسیون...
...
آره.
منم همون موقع فقط چند ثانیه خیره موندم و با خودم گفتم:
«خب... این دیگه حتی توی فهرست عجیبترین چیزایی که دیدم هم جا نمیشه.»
با این حال، بعد از مدتی بهش عادت میکنی.
یا شاید فقط دیگه چیزی برات عجیب نمیمونه.
— فایو