eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
534 دنبال‌کننده
739 عکس
42 ویدیو
51 فایل
از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🙌 ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/DHZ7EhRX1q ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ مرگ، در برابر صلابتِ تو، شکسته است امروز جهان در سکوتی سنگین فرو رفته است؛ گویی با بانگِ «الله اکبر»، زمان از حرکت ایستاد. با رفتنِ تو، گویی ستون‌های حقیقت لرزیدند و آنچه را که بر پایه هدایت بنا شده بود، تکان خورد: «تهدمت ارکان الهدی». تو تنها یک رهبر نبودی؛ تو همان مرزِ میانِ حق و باطل بودی. امروز که تو به سوی ساحتِ قدس روانه می‌شوی، تنها می‌گوییم: «فی امان الله ای حق بر باطل». تو رفتی، اما نه چون کسی که رخت بربسته باشد؛ بلکه چون نوری که از کالبدِ خاک جدا می‌شود تا در بی‌کرانگیِ حقیقت تجلی یابد: «فی امان الله ای نور اعلی». غمِ ما، غمِ از دست دادن نیست؛ غمِ ما، سنگینیِ این «داغ برسینه» است که تا ابد بر جگرِ این امت حک خواهد شد. تو همان «روضه‌ی نخوانده‌ای» که هر کلامت، فریادی برای حق بود. خداحافظ ای که مسیرِ تو، مسیرِ حق بود؛ خداحافظ ای که رفتنت، بارِ غمِ تاریخ را دوباره بر دوشِ ما گذاشت… فی امان الله ای روضه ی نخوانده… فی امان الله ای منسب روضه‌ی حضرت زهرا (س). سمیرا رفیعی ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ درد کلمه چه دشوار است نوشتن از کسی که نبودنش، واژه‌ها را نیز به ماتم نشانده است.. سال‌ها گمان می‌کردیم بعضی صداها، بعضی نگاه ها، از جنس رفتن نیستند و اکنون تاریخ، با دستانی لرزان، صفحه‌ای را ورق زد که هیچ‌کس دل خواندنش را ندارد. چه کسی باور می‌کرد روزی فرا برسد که دلتنگی، قامتِ یک ملت را خم کند؟ که چشم‌ها، در جست‌وجوی چهره‌ای بمانند که دیگر از افقِ این روزگار طلوع نخواهد کرد؟ فراق، واژه‌ی غریبی است... تا پیش از امروز، تنها معنایش را می‌دانستم؛ اکنون، وزنش را بر سینه‌ام حس می‌کنم. می‌گویند آدمی به نبودن عادت می‌کند... اما مگر می‌توان به نبودن کوه عادت کرد؟ به خاموشی چراغی که سال‌ها، روشنیِ شب‌های این خانه بود؟ دلتنگی، عجیب‌ترین میراث رفتن توست... میراثی که نه تقسیم می‌شود، نه تمام؛ هر صبح، از نو متولد می‌شود و هر شب، سنگین‌تر از پیش، بر شانه‌های این سرزمین می‌نشیند. کاش تقدیر، برای آخرین بار، اندکی درنگ می‌کرد... کاش زمان، پیش از آنکه نام تو را به گذشته بسپارد، مجالِ یک نگاهِ دیگر می‌داد... اما زمان، هیچ‌گاه حرمت و خواهش دلتنگان را نگاه نداشته است... و من... هنوز نمی‌توانم این سطر را بنویسم که «رفته‌ای»... بعضی رفتن‌ها، آن‌قدر بزرگ‌اند که زبان، از به زبان آوردنشان شرم می‌کند. تنها می‌دانم امروز، آسمانِ این سرزمین، تک ستاره‌ای را در آغوش گرفته است که زمین، تا همیشه، دلتنگ نورش خواهد ماند... آسیه نجاتی پرداز✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ به امید دیدار همواره کلام تو را نشانهٔ آغاز هر کار می‌دانستیم، اما این کلام، فرمان یک میهمانیِ بزرگ است؛ فرمان آخرین دیدار. دیداری که هیچ مرزی برای آن تعریف نشده است. اینجا نه برای صاحبانِ قدرت است و نه برای نخبگان؛ اینجا میدانِ تلاقی مرد و زن، کوچک و بزرگ و تودهٔ مردم است. در این میهمانی، هیچ دعوت‌نامه‌ای در دست نیست، زیرا آقا، دعوت‌نامه‌اش را در فضایِ آزادِ هستی پراکنده کرده است؛ دعوتی برای تمامِ آزادگانی که تشنه‌ی دیدارند. ما در این میهمانی، پیش از رسیدن به کربلا، در قلبِ تهران، «مشقِ اربعین» خواهیم کرد. اینجاست که اسوه بودن از کلام به کنش بدل می‌شود. وقتی می‌بینیم او در آخرین میهمانی‌اش، خود میزبانِ تمامِ جهان شده است، می‌فهمیم که اخلاق یعنی همین: میزبانیِ بی‌منت برای همگان. ما به این دیدار نمی‌آییم که با اشکِ خداحافظی برگردیم؛ ما می‌آییم تا با پیوندِ دل‌ها، شعارِ خود را فریاد بزنیم: «آقا جان، به امید دیدار!» زینب مرادی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🟢روایت سلوک ماندگار 🔹شماره ده مجموعه عکس‌نوشت «در اندیشه آبادی» 🌅تاریخچه عکس: حضور رهبر شهید در مناطق زلزله‌زده استان کرمانشاه آیدی جهت ارسال فراق‌نامه (داستانک، روایت، شعر، پادکست، نمایشنامه): @Writing_team_1405 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ باید برخاست باید برخاست. در روز وداعت، بغض فروخورده‌ای داریم که گلویمان را می فشارد؛ امّا باید برخاست. من معلّمم؛ این بغض فرو خورده نباید مسیر حرکتم را سد کند.‌ در این فکرم که در فراقت برخیزم و بذر اندیشه‌ات را بکارم در زمینی که اسمش مدرسه است. افکارت را باید دانه‌دانه بکارم؛ کالبدت را نیز تا سبز شود دوباره برای آنانی که در مسیر دانش‌اند. در فراقت اشک نمی‌ریزم؛ مرثیه نمی‌خوانم؛ بر می‌خیزم و جمع می‌کنم تمام تو را از لابه‌لای ورق‌های تاریخ؛ می‌خوانمت از «نو» و حفظ می‌کنم تو را. امروز به پای اندیشه‌ات آب می ریزم _ نه اشک _ تا «رشد» کند آنچه را که تو « تحوّل» نامیدی‌اش، تا نخشکد نهالِ ایده‌ای که سال‌ها پیش کاشته‌ای.‌ باید برخاست. من معلّمم؛ در روز وداعت، خداحافظی نمی‌کنم؛ امّا «تحوّل» را معنایی دگر می‌کنم؛ آن طور که تو تفسیر می‌کنی؛ تو که خود آشنایی. فراق را «بیداری» می‌نامم و عزایت را «بیعتِ» دوباره تا همه با هم از نو برخیزیم. خدیجه حسنی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🗺️ روایتِ بردارها: از آسفالت خیابان تا قله‌های دانش 🛣️ خیابانی که هر روز مسیرِ عجله‌های روزمره و رفت‌وآمدهای تکراری بود، امروز خودش را برای میزبانی از یک مفهوم عمیق ریاضی آماده می‌کند؛ مفهوم «بردار». 📐 در کتاب‌های هندسه دبیرستان، به بچه‌ها یاد می‌دهیم که هر بردار دو ویژگی اصلی دارد: «اندازه» و «جهت». زندگی انسان‌ها و حرکت ملت‌ها هم چیزی جز حرکت روی همین بردارها نیست. 💻 گاهی وقتی به مسیر پیش رو نگاه می‌کنیم و فاصله خودمان را در علم و فناوری با کشورهای مدعی دنیا می‌سنجیم، یک سد ذهنی بزرگ جلوی ما قد علم می‌کند. با خودمان می‌گوییم: «رسیدن به قله‌های تکنولوژی مدرن، هدفی دور از دسترس است و هر چقدر هم تلاش کنیم به آن‌ها نمی‌رسیم.» این دقیقاً همان نقطه‌ای است که به این فاصله‌ها و ترس‌ها، قدرتِ خدایی می‌دهیم. با این طرز فکر، بردارِ حرکت ما جهتِ خود را گم می‌کند و اندازه‌اش به صفر میل می‌کند. 🚀 اما نقش کلیدی امام خامنه‌ای شهید، دقیقاً تغییرِ فرمول این بردارها بود. ✨ کار بزرگ ایشان این بود که به ما جرئتِ «جهت‌دهی دوباره» دادند. ایشان بردارِ حرکتِ یک ملت را که داشت به سمت وابستگی‌ها، ترس‌ها و نا امیدی‌ها کج می‌شد، دوباره به سمت قله‌ها تنظیم کردند. در مکتب ایشان یاد گرفتیم که: قله‌های دانش دور از دسترس نیستند، به شرطی که جهتِ بردارِ تلاشمان را درست تنظیم کنیم. اگر نخبگان علمی ما در این مسیر درخشیدند، به این دلیل بود که باور کردند اندازه و قدرتِ بردارِ توان ملی ما، تابعِ ایمان و تلاش ما است، نه ..... 🖤 امروز، این خیابان آماده می‌شود تا معنای واقعی کلمه «تشییع» را نشان دهد. تشییع یعنی «مشایعت»؛ یعنی هم‌گام و هم‌راستا شدن. 📊 در هندسه، وقتی بردارها هم‌جهت و هم‌راستا می‌شوند، نیروی آن‌ها با هم جمع می‌شود و قدرتی بی‌نظیر پیدا می‌کنند. 👣 قدم‌هایی که قرار است به زودی روی این مسیر برداشته شود، صرفاً یک بدرقه نیست؛ یک «تجدید حرکت» است. این جمعیت می‌آید تا بردارِ حرکت به سمت قله‌ها را مشایعت کند و نشان دهد که مسیرِ نترسیدن از بزرگیِ ظاهری دشمن، با شهادت رهبر عزیزمان متوقف نمی‌شود، بلکه این بردار با حضور تک‌تک ما، قوی‌تر به سمت هدفش پیش می‌رود. 🏔️ قله شاید مرتفع باشد، اما وقتی جهتِ بردارمان درست است، فتحِ آن دیگر یک غیر ممکن نیست. 📖 «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» و سست نشوید و غمگین نگردید؛ و شما برترید اگر ایمان داشته باشید. (سوره آل‌عمران، آیه ۱۳۹) ✍نویسنده معلم زهراسادات موسوی ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ لقمه وداع و ما از خانه‌هایی روایت می‌کنیم که هر کدام از قاب تلویزیون به ماتم نشسته‌اند... این پادکست روایت دل جاماندگان است🌱 ✍نویسنده: محدثه اسماعیلی‌پور 🎙گوینده: خاطره کردفیلابی ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
لقمه وداع.mp3
زمان: حجم: 3.6M
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ پادکست لقمه وداع شرح دل جاماندگان🥀 «سر از دست دادیم، پدر از دست دادیم...» نویسنده: محدثه اسماعیلی‌پور گوینده: خاطره کردفیلابی ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🟢روایت سلوک ماندگار 🔹شماره یازده مجموعه عکس‌نوشت «برکت اصالت» 🌅تاریخچه عکس: تزریق دوز دوم واکسن کرونا به رهبر شهید آیدی جهت ارسال فراق‌نامه (داستانک، روایت، شعر، پادکست، نمایشنامه): @Writing_team_1405 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله