همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
*بالاتر از سیاهی*
می گویند بالاتر از سیاهی رنگی نیست..
اما من می گویم هست..
بالاتر از سیاهی آن سحر کذایی بود که بغض گوینده اخبار ما را سرجایمان خشکاند و کام روزه مان را تلخ کرد..
بالاتر از سیاهی شهادت پدر بود
بالاتر از سیاهی، یتیم شدن ملت ایران بود
بالاتر از سیاهی، شنیدن روایت دختران و پسران شجره طیبه بود
بالاتر از سیاهی خون هم وطنانی است که بی گناه و مظلومانه در کف خیابان ریخته می شود
اما...
از همان روزی که بغض گلویمان را فشار می داد با خود و خدای خود عهدی بستیم که تا نابودی دشمن رذل، با هم وطنانمان پای کار بمانیم و شبی خیابان را ترک نکنیم.
الحق و و الانصاف که خوب فرزندانی تربیت کردی پدر.
فرزندانی خلف که خون پدرشان ریخت اما مصمم تر از قبل و با چشمانی اشک آلود و بغضی عظیم از دشمن پست پای خون پدر و انتقام از قاتلین پدر ایستاده اند.
اینان فرزندان سیدعلی اند
همین هایی که با هر رنگ و پوشش و سلیقه ای روزها برای پدر اشک میریزند و شبها به انتقام از خونهای ریخته شده هم وطنان در خیابانهای شهر با سلاح الله اکبر و شعار سر دادن قدم بر میدارند.
بالاتر از سیاهی بهایی بود که با یتیم شدن خود دادیم.
خون ما که نعوذ بالله رنگین تر از خون سید و سرورمان نیست.
بگذار خونمان در راه حق بریزد
بگذار ذبح لله شویم
بگذار ناممان در تاریخ به واسطه خونمان ثبت شود
ما در میانه ی میدان هستیم.
عزیزتر از جان داشتیم که رفت...
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
محبوبه رجبیان✍
#روایت
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*نذر حضور | پویش روایتنویسی | ۲۶ اسفند*
طبق برنامه، هر شب ساعت ۷ونیم پسرم میپرسد:مامان نمیریم میدون شهدا؟
برنامه ثابت هر شب، تجمع مردمی، میدان شهدا. ضلع شرقی میدان شهدا، ابتدای خیابان پیروزی مرد میانسالی را دیدم که ماسک زده و با شور و هیجان وصفنشدنی، ماشینها را هدایت میکند سمت خروجیهای میدان.
برای میدانداری رفته بودم؛ ولی دقت نظر و جدیت این مرد مرا به فکر فرو برد.
میشناختمش، سالها پیش، آن روزها که پسرم را مهد کودک میبردم، او هم پسرش را به مهد میآورد. اسمش را هم نمیدانم ولی هر که بود هم محلهای ما بود.
با تمام وجود ماشینها را هدایت میکرد و نمیگذاشت خیابان بسته بماند و ترافیک ایجاد شود. حتی در سوار و پیاده شدن مسافران همکاری میکرد، گاهی چنان با شور و قدرت سمت ماشینها میرفت که فکر میکردم الان ماشین را بلند میکند و جای دیگری میگذارد.
در قرار گرفتن صحیح پرچمها از پنجره ماشین کمک میکرد و با تمام وجودش تلاش میکرد کاری برای انقلاب بکند.
شب بعد وقتی به میدان رفتم آن مرد نبود و همانطور که فکر میکردم در نبود او خیابان دچار بینظمی شده بود و ترافیک سنگینتر شده بود.
اینجا بود که متوجه اهمیت حضور شبانه در میادین شهر شدم.
هر کدام از ما به نوعی در جریان جنگ رمضان مسئولیم.
باید باشیم تا باری از دوش کشور برداریم.
این مرد نذر حضور در خیابان داشت و من نذر حضور برای کوری چشم دشمن.
برای پیروزی باید دست به دست هم بدهیم و همه با هم باشیم .
تا پیروزی راهی نمانده...
شهربانو میرزایی ✍
#روایت
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
همانوشت:
عاشورا را به یاد آورید
روضههای جانسوز کربلا را بشنوید
فرداهای جنگ از علیاصغرها، رقیهها، ربابها و زینبهای رمضان خواهیم نوشت...
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
*سه روزه بود*
آقای من، امام حسین جانم
شهیدانمان یکی پس از دیگری در محضر شما حاضر میشوند
راستی شهید کوچکمان را در آغوش گرفتید؟
درست مانند شیر خوار کربلاست
علی اصغر شش ماهه که از کودکی پای روضههایش خون گریه کردیم
باب الحوائج کوچکمان که هر کجا در زندگی گره ای به کارمان افتاد نذر شیر کردیم چون میدانستیم دستان کوچکش گرههای بزرگ باز میکند
اما آقا،
مهمان ما سنش از آقازاده شما هم کمتر بود تنها سه روزش شده بود
آقا، حتی پدرش فرصت دیدن و بغل کردن فرزندش را پیدا نکرد
نمیدانیم مادرش مانند رباب جان دادن پسرش را دید؟!
نمیدانیم مانند علی اصغر شما دست و پا زد یا در گهوارهاش خواب بود که تیر حرملهٔ زمانمان گلویش را هدف گرفت
حتی این را هم نمیدانیم که مانند علی اصغر شما تشنه بود یا سیرابش کرده بودند
آقا جانم!
خون مجتبیِ سه روزهمان گواه این است که ما
ملتی هستیم از جنس شما
جان گرفته از روضههای شما
آقا ما در راه حق مانند شما فرزندان شیر خوارمان را فدا میکنیم و نامشان را همانند رهبرمان میگذاریم تا بشود سرباز و علمدار او
تا علم استوار در دست سید مجتبی خامنهای بماند...
ریحانه امیری زاده ✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
- اسمش چیه؟
+ امیرحسین
- چند سالش بود؟
+ نمیدونم شاید بیست.
مادرش گفته بود از سربازی برگرده میخوام دامادش کنم.
- برگشت؟
+ نه شهید شد.
- واقعا؟
+ آره... فقط یه مشکلی هست؟
- چی؟
+ هنوز به مادرش نگفتن.
فاطمه محمدی✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
حرف همیشه زیاد بوده و مجال پاسخ اما نه!
بنده مظلوم خدا را دیدی؟
جایزه گذاشته بودند برای سرش
با قدرت نوشت
مرگ باعزت: سعادت
زندگی با ظلم: ذلت
بنده خدا بود.
در میدان تا آخر ماند.
معاملهاش منطقی بود ولی.
شهادت...
خاطره کردفیلابی ✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
همانوشت:
و از این دست روایتها زیاد است
در جای جای وطن، درِ هر خانهای لالهای دمیده
وطنی که حسین میشناسد، از سرخی شهادت نمیترسد و مثل زینب صبور است...
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
و پایان محتوای امروز 🌚
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
و از رمضان امسال چیزی که باقی خواهد ماند کوههای اراده و صبر است که چشمهایشان را همیشه با امید، روشن نگاه میدارند...
*ماهنامههای* این هفته را با دلی پر از امید به وعده الهی میخوانیم👇
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
ای دلِ مضطرب و ای ضمیرِ نا امید و بیقرار آرام باش و امیدوار، محزون مباش و هرگز سست مشو، بر قلههای استوار ایمان قرار بگیر و دل به وعدهی خداوندی بسپار که لا یُخلف المیعاد است، مگر نشنیدهای آیات نورانی و روشنگر وحی را که چه محکم بر دهان اهل باطل و یاران شیاطین می زند و طومارِ خیالات باطلشان را درهم میپیچاند؟ بیا با قلبی سلیم پذیرای این آیات روحبخش شویم:
((یُریدون لِیُطفئوا نورالله بِافواههم والله مُتِمّ نوره و لو کَره الکافرون))
مگر نور خداوند لم یزل با فوت دهانهای سربازان شیاطین و خداناباورانِ دور از حقیقت خاموش میگردد؟ زهی خیال باطل
نورِ ولایت الله ادامه ی نور انبیای الهی است و این نورِ جاویدان تا ابدیتِ تاریخ باقی و پایدار است هرچند کافران ناخشنود باشند...
آری، اگر آل سفیان توانست با شهادت علی مرتضی علیه السلام، یاد و نام او را به دست فراموشی سپارد و از میان بردارد، پس این یزیدصفتان هم خواهند توانست با شهادتِ فرزندان حیدر کرّار، نام و نشان و ذکر آنها را به ورطه ی نسيان و نابودی کشانند، در این خیال خام و باطل خویش بسوزند و بمیرند
نور حق هرگز نمی گردد خموش
کوری چشمِ همه اهریمنان
حسین اعتمادی✍
#ماهنامه
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*ایران؛ حماسهای ایستاده در سپیدهدم دو عید*
امروز در این روزهای پرشکوه، که عطر دلانگیز عید فطر و طراوت سبزه های نوروز در هم آمیخته، میخواهم از وطنی برایتان بگویم که با خون دل، با عشق و با استقامتی وصفناپذیر آبیاری شده است. وطنی که هر وجب خاکش، قصه ای از ایثار و شکوه را در خود دارد.
نوروز، نماد تازگی و رویش است، یادآور بهار طبیعت و نو شدن سال. و عید فطر، اوج بندگی و جشن پیروزی بر نفس، پس از روزهای روزهداری و خودسازی. این دو عید عزیز، چون دو بال پرواز، ما را به سوی تعالی هدایت میکنند.
وطن ما، داستانی حماسی دارد. داستانی از دلیرمردانی که در برابر دشمنان ایستادند، از شیرزنانی که چون کوه در پای دین و وطن ایستادگی کردند. پیروزیهای ما، نه از سر اتفاق، که از دل مقاومت به دست آمده است. هرگاه دشمنان خواستهاند خم به ابروی این سرزمین بیاورند، فرزندان غیور این آب و خاک، چون رستم، چون سهراب، چون آرش، چون پوریای ولی، چون ستارخان و باقرخان، چون همت و خرازی، چون قاسم سلیمانی، با اتحاد و همدلی، چون کوهی استوار، در برابرشان ایستادهاند.
مقاومت، میراث ماست. از نیاکان ما، از پدران و مادران ما. مقاومتی که در رگهای ما جریان دارد و به ما یادآوری میکند که هیچ قدرتی نمیتواند ارادهی ملتی را که برای وطنش میجنگد، بشکند.
همانطور که در ماه رمضان، با روزهداری و عبادت، نفس خود را تزکیه کردیم و آمادهی پیروزی و غلبه بر نفس شدیم، در نوروز هم با خانهتکانی دل و خانه، آمادهی استقبال از سالی نو شدیم. این آمادگی، این رویش، این پیروزی، در فرهنگ ما عجین شده است.
شما، جوانان پرشور و آیندهسازان این سرزمین، وارثان این حماسهها هستید. در دستان شما، آرمانهای بزرگ وطن، شور زندگی، و نور امید نهفته است. با علم، با دانش، با هنر، با تلاش و پشتکار، راه نیاکان خود را ادامه دهید. در هر جایگاهی که هستید، چه در خانه، چه در جامعه، با رفتار نیک، با همبستگی، و با عشق به وطن، پرچم پرافتخار ایران را برافراشته نگه دارید.
زینب مرادی✍
#ماهنامه
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
زنگ روایت🛎
خیلی دوست دارم بنویسم
بنویسم برای کسانی که شاید نوشتههایم
مرهمی باشد بر زخمهای قلبشان...
برای کسانی که شاید در این جنگِ حق و باطل،
ره گم کرده باشند. شاید قلمم نوری شود
برای کشاندنشان به راه حق..
اما نمیدانم ته ته این نوشتن ها چه خواهد شد!
آیا کسی هست که با قلمم نور حق را دریافت کند
و علَم را در دست بگیرد و حرکت را از نو بگیرد؟
آیا کسی هست به سخنانی که از عمق وجود
و قلبی سرشار از عشق به فاطمه و فرزندانش جاری میشود گوش فرا دهد؟
نمیدانم، نمیدانم باید چه کنم؟!
تنها پاسخی که همیشه برای واگویههای ذهنم میجورم این است که...
تو یک معلمی و با قلمت بنویس برای دخترکانِ ایران، برای دخترکانی که هر کدام قرار است خامنه ای و سلیمانی تربیت کنند.
آری! من دریافتم که میتوان معلم بود و دلسوز و وطن پرست و قلم به دست ✨
نگین آزادپور ✍
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
قلمتان مانا معلمان ایرانزمین 🙌