eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
382 دنبال‌کننده
319 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
حرف همیشه زیاد بوده و مجال پاسخ اما نه! بنده مظلوم خدا را دیدی؟ جایزه گذاشته بودند برای سرش با قدرت نوشت مرگ باعزت: سعادت زندگی با ظلم: ذلت بنده خدا بود. در میدان تا آخر ماند. معامله‌اش منطقی بود ولی. شهادت... خاطره کردفیلابی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 همانوشت: و از این دست روایت‌ها زیاد است در جای جای وطن، درِ هر خانه‌ای لاله‌ای دمیده وطنی که حسین می‌شناسد، از سرخی شهادت نمی‌ترسد و مثل زینب صبور است... 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 و پایان محتوای امروز 🌚
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ و از رمضان امسال چیزی که باقی خواهد ماند کوه‌های اراده و صبر است که چشم‌‌هایشان را همیشه با امید، روشن نگاه می‌دارند... *ماهنامه‌های* این هفته را با دلی پر از امید به وعده الهی می‌خوانیم👇 ✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
ای دلِ مضطرب و ای ضمیرِ نا امید و بی‌قرار آرام باش و امیدوار، محزون مباش و هرگز سست مشو، بر قله‌های استوار ایمان قرار بگیر و دل به وعده‌ی خداوندی بسپار که لا یُخلف المیعاد است، مگر نشنیده‌ای آیات نورانی و روشنگر وحی را که چه محکم بر دهان اهل باطل و یاران شیاطین می زند و طومارِ خیالات باطلشان را درهم می‌پیچاند؟ بیا با قلبی سلیم پذیرای این آیات روحبخش شویم: ((یُریدون لِیُطفئوا نورالله بِافواههم والله مُتِمّ نوره و لو کَره الکافرون)) مگر نور خداوند لم یزل با فوت دهان‌های سربازان شیاطین و خداناباورانِ دور از حقیقت خاموش می‌گردد؟ زهی خیال باطل نورِ ولایت الله ادامه ی نور انبیای الهی است و این نورِ جاویدان تا ابدیتِ تاریخ باقی و پایدار است هرچند کافران ناخشنود باشند... آری، اگر آل سفیان توانست با شهادت علی مرتضی علیه السلام، یاد و نام او را به دست فراموشی سپارد و از میان بردارد، پس این یزیدصفتان هم خواهند توانست با شهادتِ فرزندان حیدر کرّار، نام و نشان و ذکر آنها را به ورطه ی نسيان و نابودی کشانند، در این خیال خام و باطل خویش بسوزند و بمیرند نور حق هرگز نمی گردد خموش کوری چشمِ همه اهریمنان حسین اعتمادی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*ایران؛ حماسه‌ای ایستاده در سپیده‌دم دو عید* امروز در این روزهای پرشکوه، که عطر دل‌انگیز عید فطر و طراوت سبزه های نوروز در هم آمیخته، می‌خواهم از وطنی برایتان بگویم که با خون دل، با عشق و با استقامتی وصف‌ناپذیر آبیاری شده است. وطنی که هر وجب خاکش، قصه ای از ایثار و شکوه را در خود دارد. نوروز، نماد تازگی و رویش است، یادآور بهار طبیعت و نو شدن سال. و عید فطر، اوج بندگی و جشن پیروزی بر نفس، پس از روزهای روزه‌داری و خودسازی. این دو عید عزیز، چون دو بال پرواز، ما را به سوی تعالی هدایت می‌کنند. وطن ما، داستانی حماسی دارد. داستانی از دلیرمردانی که در برابر دشمنان ایستادند، از شیرزنانی که چون کوه در پای دین و وطن ایستادگی کردند. پیروزی‌های ما، نه از سر اتفاق، که از دل مقاومت به دست آمده است. هرگاه دشمنان خواسته‌اند خم به ابروی این سرزمین بیاورند، فرزندان غیور این آب و خاک، چون رستم، چون سهراب، چون آرش، چون پوریای ولی، چون ستارخان و باقرخان، چون همت و خرازی، چون قاسم سلیمانی، با اتحاد و همدلی، چون کوهی استوار، در برابرشان ایستاده‌اند. مقاومت، میراث ماست. از نیاکان ما، از پدران و مادران ما. مقاومتی که در رگ‌های ما جریان دارد و به ما یادآوری می‌کند که هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده‌ی ملتی را که برای وطنش می‌جنگد، بشکند. همانطور که در ماه رمضان، با روزه‌داری و عبادت، نفس خود را تزکیه کردیم و آماده‌ی پیروزی و غلبه بر نفس شدیم، در نوروز هم با خانه‌تکانی دل و خانه، آماده‌ی استقبال از سالی نو شدیم. این آمادگی، این رویش، این پیروزی، در فرهنگ ما عجین شده است. شما، جوانان پرشور و آینده‌سازان این سرزمین، وارثان این حماسه‌ها هستید. در دستان شما، آرمان‌های بزرگ وطن، شور زندگی، و نور امید نهفته است. با علم، با دانش، با هنر، با تلاش و پشتکار، راه نیاکان خود را ادامه دهید. در هر جایگاهی که هستید، چه در خانه، چه در جامعه، با رفتار نیک، با همبستگی، و با عشق به وطن، پرچم پرافتخار ایران را برافراشته نگه دارید. زینب مرادی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 زنگ روایت🛎 خیلی دوست دارم بنویسم بنویسم برای کسانی که شاید نوشته‌هایم مرهمی باشد بر زخم‌های قلبشان... برای کسانی که شاید در این جنگِ حق و باطل، ره گم کرده باشند. شاید قلمم نوری شود برای کشاندنشان به راه حق.. اما نمیدانم ته ته این نوشتن ها چه خواهد شد! آیا کسی هست که با قلمم نور حق را دریافت کند و علَم را در دست بگیرد و حرکت را از نو بگیرد؟ آیا کسی هست به سخنانی که از عمق وجود و قلبی سرشار از عشق به فاطمه و فرزندانش جاری میشود گوش فرا دهد؟ نمیدانم، نمیدانم باید چه کنم؟! تنها پاسخی که همیشه برای واگویه‌های ذهنم می‌جورم این است که... تو یک معلمی و با قلمت بنویس برای دخترکانِ ایران، برای دخترکانی که هر کدام قرار است خامنه ای و سلیمانی تربیت کنند. آری! من دریافتم که می‌توان معلم بود و دلسوز و وطن پرست و قلم به دست ✨ نگین آزادپور ✍ 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 قلمتان مانا معلمان ایران‌زمین 🙌
*جریان زندگی | پویش روایت‌نویسی| ۲۵ اسفند۱۴۰۴* صبح با صدای زنگ هشدار گوشی بیدار شدم، سریع آماده شدم و راهی شدم. قرارمان مترو شهدا بود، منتظر دوستانم بودم. تا رسیدن با هم راه افتادیم و به محل تجمع رسیدیم، هنرستان جابربن حیان در خیابان ایرانشهر که در جنگ رمضان آسیب دیده بود. همه آنجا بودند. رئیس، روسای آموزش پرورش ومدیران مدارس، یکسری از دانش آموزان و خانواده‌ی شهید خالقی. نم نم باران، آرام بخش دل‌های زخم خورده بود و دعای روز بیست وششم ماه رمضان زیر باران و دعای امن یجیب میان ویرانی‌های به جا مانده از مدرسه حس و حال قشنگی به فضا می‌داد. بعد مراسم به همراه دوستان به خانه برگشتیم. همین که وارد خانه شدم با صدای انفجار مهیب و قطعی برق مواجه شدم. از پنجره نگاه کردم از سمت میدان شهدا دود سیاه رنگی بلند شد، انفجار پشت انفجار. خدایا به تو پناه می‌بریم از شر شیطان بزرگ آمریکا بعد از یک ساعت به سمت محل انفجار رفتیم خیابان‌ها را بسته بودند و امکان دیدن نبود. بوی باروت و دود تمام اون محدوده را پوشانده بود. یکی می‌گفت اداره برق را زدند، یکی می‌گفت فروشگاه اتکا را زدند، یکی می‌گفت مادر بچه‌اش را گم کرده بود تو این انفجار. در راه برگشت به خانه دیدم که مغازه دارها دارند کرکره مغازه را بالا می‌دهند، مردم در جوش و خروشند، یکی داشت شیشه خرده‌های تو کوچه را جارو می کرد. ما هم به فروشگاه رفتیم و روغن و برنج و خرما و....خریدیم و به خانه رفتیم. درست است موشک و بمب و پهپاد هست، درست است بوی دود وباروت می‌آید، درست است جنگ است؛ ولی زندگی جریان دارد و باید تا هستیم زندگی کنیم. آری تا شقایق هست، زندگی باید کرد. شهربانو میرزایی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*پویش روایت‌نویسی* پیرمرد، صندلی تاشو در یک دستش بود و با دست دیگرش عصا داشت. پیرزن هم پشت سرش بود، او هم در یک دستش چتر و در دست دیگرش عصا بود . گفتم : «شما اذیت میشین، زمین خیس هست نمی‌تونین بشینین.» پیرزن گفت: «گفتن امشب همه باید بیان تا دشمن و ضد انقلاب سوء استفاده نکنه.» پیرمرد گفت : «نه هوا خوبه. ما هم مثل بقیه. نگران نباش.» با طمانینه و آرام به سمت خیابان می رفتند. عصر باران باریده بود. زمین خیس بود و هنوز از افطار خیلی نگذشته بود. اما مردم در خیابان بودند. امشب شلوغ‌تر هم بود. خیلی شلوغ‌تر. زن جوانی برای بچه‌ها لقمه‌ی پنیر و سبزی با یک برش خیار آماده کرده بود و پسر کوچکش تند تند بین بچه‌ها پخش می‌کرد. آنطرف‌تر در پیاده رو، بساط چایی هم به راه بود. هر کسی چیزی در دست داشت؛ پرچم خیلی بزرگ، پرچم بزرگ، پرچم کوچک، عکس آقای شهید، عکس رهبر مون آقا سید مجتبی، و اگر کسی چیزی نداشت؛ صفحه‌ی گوشی‌اش را می‌آورد بالا که عکس آقا رویش بود و با صدای بلند همراه با جمعیت فریاد می‌زد: «حیدر ...حیدر» به جمعیت پیوستم، مجری برنامه گفت: «همه رو به قبله می ایستیم؛ تا دعای فرج را برای امام حاضرمون بخونیم.» دعا پخش شد : «الهی عَظُمَ البَلاء ...» به سیل جمعیت در خیابان نگاه کردم: این مردم خسته نمی‌شوند، امشب شب نوزدهم است ... خدا این مردم هوشیار و متعهد را برای ایران، این شیعه خانه امام زمان حفظ کند. سیده زهرا میراحمدی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 با اهل ادب به زبان شعر سخن باید گفت زبانی که همه‌اش هنر است و معنا... 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 بریم سراغ *اشعار* جمعه این هفته 👇
گذشت ماه صیام و زمان عید رسید گذشت سال قدیم و رسید سال جدید بهار می رسد از راه و وقتِ نو شدن است بیا بیا دل غافل که نو شوی شب عید فرشتگانِ خدا را چنین رسیده پیام: کلید جنّتِ حق را به بنده ام بدهید ملائکه همه در صف برای استقبال در انتظار قدومی که داده اند نوید خوش است و نیک، زمانی که منتظر باشیم چنان ملائکه باید که انتظار کشید ز ماه خوبِ الهی، دوباره یادی کن از آن بهارِ عبادت، بهارِ نور و امید عجب تلاقیِ نابی،محرّم و رمضان به ماهِ روزه شنیدیم از حسینِ شهید لبان تشنه، گرسنه، دهان روزه و آه و شد شهید، عزیزی به دستِ قوم پلید امام جامعه همچون امامِ عاشورا نرفت لحظه ای حتّی به زیر بار یزید و چون امام شهیدش، امام خامنه ای سعادتِ ابدی را به حفظِ عزّت دید در این نبرد مقدّس خوشا به حال کسی که در لباس شهادت به آنچه خواست رسید حسین اعتمادی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
مجتبی، آینه دارِ مرتضاست وارثِ این نهضتِ روح خداست مجتبی، سوم ولیِّ قلبِ ماست راهِ ما از راه نااهلان جداست موسم بیعت رسیده عاشقان مجتبی شد برگزیده عاشقان گر چه آن شمسِ خراسانی برفت آفتابی نو دمیده عاشقان با ولّیِ امر بیعت می کنیم اقتدایِ بر ولایت می کنیم با تاسّی از حسین بن علی عاقبت غسلِ شهادت می کنیم مجتبی بعد از علی آقای ماست او ولیّ امرِ مردانِ خداست از ولایت هر که سرپیچی کند نیست لایق، راه ما از او جداست حسین اعتمادی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
بر سینه ز دوری تو داغ است هنوز با لاله، وطن، شبیه باغ است هنوز پنداشت که گمراه شویم اما دید هر واژه تو مثل چراغ است هنوز فاطمه حسنی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht