eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
533 دنبال‌کننده
741 عکس
42 ویدیو
51 فایل
از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🙌 ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/DHZ7EhRX1q ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
قلب دنیا.mp3
زمان: حجم: 11.9M
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🎧 هشتمین داستان از روایت مقاومت را می‌شنوید... ✍ نویسنده: رویا رستمی‌وند 🎙 گوینده: خاطره کردفیلابی ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ هر کتابی که می‌خوانی گامی است به سوی آزادی چون جهل را از تو دور می‌کند. علی‌اکبر دهخدا✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 💢تمدید شد 🟡 آموزش‌کده همانوشت تقدیم می‌کند: تکامل واژه‌ها با حرکتی از جنس آموزش آغاز می‌شود... نشست آنلاین «قلم‌مونی» محفلی برای پیدا کردن راه تربیت به واسطه قلم✍ 🔷 با پنج کارگاه آموزشی مختلف به همراه اساتید مطرح همانوشتی 📌دو جلسه زیست هنرمندانه 📌شش جلسه طنزنویسی 📌شش جلسه نمایشنامه‌نویسی 📌سه جلسه ویراستاری و درست‌نویسی 📌چهار جلسه ادبیات کودک و نوجوان اینجا برای شروع یک مسیر جذاب آموزشی دور هم جمعیم 👇 🔺مهلت ثبت‌نام: تا ۳ مهر تمدید شد 🌐 درگاه ثبت‌نام: https://land.javane.org/ghalammoni/ 🆔 شناسه ارتباطی: @writing_team_1405 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ زنگ انتظار 🛎
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ وقتی میدان جنگ عوض می شود آمریکا در جنگ نظامی علیه ملت غیور ایران به هدفی که دنبال می‌کرد نرسید و حالا به نظر می‌رسد میدان دیگری را برای فشار انتخاب کرده است؛ میدان اقتصاد. فشار اقتصادی برای آمریکا ابزار تازه‌ای نیست. وقتی تحریم، محدود کردن درآمدهای نفتی و فشار بر اقتصاد یک کشور دنبال می‌شود، هدف فقط ضربه زدن به اقتصاد نیست؛ ایجاد نارضایتی و تبدیل مشکلات معیشتی به شکاف اجتماعی نیز می‌تواند بخشی از این راهبرد باشد. اینجا است که تنگه هرمز اهمیت پیدا می‌کند. تنگه‌ای که موقعیت جغرافیایی ایران را به یک اهرم مهم در معادلات منطقه تبدیل کرده و نشان داده است که قدرت ایران فقط در میدان نظامی خلاصه نمی‌شود. اما اگر دشمن می‌خواهد از اقتصاد به‌عنوان نقطه فشار استفاده کند، پاسخ ما نیز باید اقتصادی باشد؛ نه با انکار گرانی و مشکلات، بلکه با کاهش وابستگی، تقویت تولید ملی و مدیریت مصرف. این همان چیزی است که سال‌ها با عنوان «اقتصاد مقاومتی» درباره آن گفته شده است. سی‌وهفت سال از مکر دشمن، جنگ نرم و تلاش برای اثرگذاری بر جامعه و نسل جوان سخن گفته شد. امروز بسیاری از آن هشدارها را می‌توان در کنار اتفاقات روز گذاشت و دوباره درباره‌شان فکر کرد؛ نه برای اینکه هر مشکل داخلی را به دشمن نسبت دهیم، بلکه برای اینکه بفهمیم فشار خارجی چگونه می‌تواند بر مشکلات داخلی سوار شود. مردم حق دارند از گرانی و دشواری‌های زندگی ناراضی باشند و مسئولان هم باید پاسخ‌گوی این مشکلات باشند؛ اما نارضایتی از وضعیت اقتصادی الزاماً به معنای پذیرفتن نسخه دشمن نیست. همین تفاوت می‌تواند مهم‌ترین نقطه در محاسبه امروز آمریکا باشد. شاید میدان جنگ عوض شده باشد؛ اما سؤال همان است: آیا فشار خارجی می‌تواند اراده یک ملت را تغییر دهد؟ پاسخ این سؤال را نه در شعار، که در رفتار ما باید دید؛ در تولید ملی، در مصرف درست، در مطالبه‌گری از مسئولان و در اینکه اجازه ندهیم فشار اقتصادی به فروپاشی اعتماد و همبستگی اجتماعی تبدیل شود. راه سخت است، اما اگر قرار باشد اقتصاد مقاومتی از یک شعار به یک واقعیت تبدیل شود، شاید همین روزهای سخت بهترین زمان آزمون آن باشد. شهربانو میرزائی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ شب، سکوت، کتاب... چه ترکیب نجات‌بخشی🌱 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ این هفته همراه همانوشت باشید🙌 📍شنبه: ‌ داستان‌کده «تولد بعد از تو» ریحانه امیری‌زاده ✍ 📍یکشنبه: شعرکده «کیف گل‌دار» محمدایمان ریاضی‌فر ✍ 📍دوشنبه: جستارکده «نیمکت‌های خالی» شهربانو میرزایی ✍ 📍سه‌شنبه: روایت‌کده «حق مسلّم» محدثه اسماعیلی‌پور ✍ 📍چهارشنبه: کتاب‌کده «روایت اول شخص از شخص اول» محمدجواد رحمن‌پور ✍ 📍پنجشنبه: ادبی‌کده «قهرمان ما قصه نیست/شماره دوم» نرگس اردشیر ✍ 📍جمعه: تماشاخانه 👁 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔰راز «کتاب‌های برگشتی» 💢یک روش عجیب اما مؤثر: کتابی را که قبلاً خوانده‌اید و دوست داشته‌اید، دوباره بردارید و از صفحه ۵۰ به بعد شروع کنید، نه از اول! چرا؟ چون مغز شما با کلیات داستان آشناست و حالا می‌تواند به جزئیات، ظرافت‌های نوشتاری و نکات پنهان توجه کند که در خوانش اول از دست داده بودید.🌱 💠این کار مثل دیدن دوباره یک فیلم خوب است؛ لذتی عمیق‌تر و کشفی تازه. بازخوانی یک کتاب خوب در فواصل چندساله، مثل ملاقات دوباره با یک دوست قدیمی است که هر بار حرف تازه‌ای برای گفتن دارد. این روش، درک شما از نویسندگی را هم تقویت می‌کند و شما را به یک خواننده حرفه‌ای تبدیل می‌سازد.🌼 گردآورنده مطلب: ریحانه خورشیدی ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ زنگ انتظار 🛎
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ تولدِ بعد از تو باد گرم شهریور از پنجره‌ی نیمه‌باز اتاق می‌آمد و پرده‌ی سفید را آرام تکان می‌داد. نور عصر از لابه‌لای پرده روی دیوار افتاده بود و اتاق را روشن و دلنشین کرده بود. روی میز، کیکی کوچک با خامه‌ی سفید کنار بشقاب‌های مرتب‌شده قرار داشت و جعبه‌ی باریک شمع‌ها درست کنارش بود؛ بیست شمع که هنوز در انتظار روشن‌شدن بودند. شمع‌ها را یکی‌یکی بیرون آوردم. وقتی به شمع نوزدهم رسیدم، دستم مکث کرد. خاطره‌ی پارسال آن‌قدر در ذهنم زنده بود که انگار دوباره درِ خانه باز شده و ایلیا با یک قوطی برف شادی داخل پریده. پیش از آنکه فرصت کنم کنار بروم، صورتم سفید شده بود و با خنده اعتراض می‌کردم: «ایلیا، باز شروع کردی؟» او فقط می‌خندید و قوطی را پشت سرش پنهان می‌کرد. بابا پشت سرش وارد شده بود؛ همان پیراهن چهارخانه‌ی همیشگی‌اش را پوشیده بود و کیک را با احتیاط جلوی سینه‌اش گرفته بود. کیک را روی میز گذاشت و گفت: «دخترم، بیا ببین چه کیکی برات خریدم.» مامان هم به جمع‌مان اضافه شده بود و با لبخند تذکر می‌داد: «آرام‌تر، چقدر شلوغ می‌کنید!» صدای خنده‌ی هر چهار نفرمان خانه را پر کرده بود. آن شب، بوی کیک تازه و چای دارچینی در خانه پیچیده بود و گرمای چراغ‌ها، اتاق کوچک پذیرایی را صمیمی‌تر کرده بود. هیچ‌کداممان نمی‌دانستیم آن شب، آخرین شبی‌ست که هر چهار نفر کنار هم تولدم را جشن می‌گیریم. امسال اما از آن تولد فقط عکسی مانده؛ عکسی که بابا دستش را روی شانه‌ی ایلیا گذاشته و ایلیا با همان لبخند کج به دوربین نگاه می‌کند. و زیر عکس، واژه‌ی «شهیدان» جا خوش کرده است. یک سال گذشت و دوباره شهریور رسید. امروز، روی همان میز، کیکی کوچک و بی‌سروصدا منتظرم بود؛ بی‌قوطی برف شادی، و بی‌صدای تذکر مامان که کسی را آرام کند. چند لحظه به عکس خیره ماندم. چشم‌هایم را بستم و در سکوت، صدای خنده‌ی ایلیا و صدای بابا را به یاد آوردم انگار هنوز همان‌جا، کنار کیک، ایستاده بودند و تولد بیست‌سالگی‌ام را تبریک می‌گفتند. ریحانه امیری‌زاده ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا