*رسوای عالم*
این جنگ تا به امروز اینقدر برایم درد آور نبوده .
خبر امروز را شنیدید؟
می دانید F35 یعنی چه؟
اصلا از این جنگنده گران قیمت چیزی می دانید؟
به من حق بدهید کلافه باشم .
می گویند F35 به چشم خدا هم نمی آید.
آنقدر سریع است که به شبح معروف است.
وقتی متوجهی این جنگنده می شوید که کیلومتر ها از روی سرتان گذشته و شما اصلا نفهمیده اید که F35 آمده و رفته است.
یک کلمه بگویم F35 لبه ی تکنولوژیک دنیاست.
این جنگنده ماحصل تلاش برترین پژوهشگران نظامی جهان است .
و امروز، متاسفانه از CNN شنیدم که ایرانی ها این جنگنده ی با ارزش و نادر در جهان را هدف قرار داده اند .
نمی دانم چه بگویم ، حوصله نوشتن هم ندارم ؛ ایرانی ها گران قیمت ترین سلاح تاریخ بشریت را به قول خودشان شکار کرده اند و این اصلا خوب نیست .
📎هرچه سحر و جادو داریم به کار می بریم، اما انگار یک سد از نور، از ایران؛ همه ی بافته های ما را پنبه می کند .
اندیشمندان و اساتید رشته های سِحر ما در دانشگاه های عکا، حیفا ، اورشلیم و تلاویو شبانه روز مشغول اند ، خُب ؛ از آن طرف هم خبر می آید ایرانی هابه سفارش رهبر شهید شان ،سوره هایی از قرآن و دعاهایی از امامان شیعه را می خوانند .
همین است دیگر ، می شود زمزمه پرتاب موشک ها یشان :" خدایا ... قادر مطلق تویی ، همه کاره تویی ، هرچه هست تویی "
📎یک کلام می گویم ؛
تا وقتی این تفکر ایرانی ها باشد، F35 هایمان که هیچ ،ما تمام هستی مان را از دست می دهیم .
سیدهزهرا میراحمدی✍
#یادداشتهای_یک_صهیونیست
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*☠️به سوی مرگ*
لباس خلبانی به تن کرد. چشمش به f35 افتاد. ضربان قلبش بالا گرفت. میدانست سرنوشتش چه میشود.
✍️فائزه فداکار
#داستانک
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
من میخواهم به گذشته بروم.
میخواهم داستان امروز را برای اجدادم تعریف کنم.
بروم آن کوچهای که روی سردر باشگاه تنیس نوشته اند ورود ایرانی و سگ ممنوع و برای هر ایرانی که چشمش به این تابلو می افتد، داستان امروز را تعریف کنم.
به چشم های خسته مصدق نگاه کنم و از پیروزی امروز بگویم.
من میخواهم به صبحی که مردم شنیدند انگلیس رضا شاه را از کشور تبعید کرده، بروم و از امروز تعریف کنم.
من میخواهم به جنگ جهانی دوم بروم به آنجا که گفتیم که بی طرف هستیم اما کسی صدایمان را نشنید و مملکتمان شد پادگان سرباز های اجنبی.
من میخواهم سرهای پایین افتاده از تحقیر اجدادم را بالا بگیرم و از امروز برایشان تعریف کنم.
فاطمه محمدی ✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
بهار بندگی ما را به بهار قلم سوق میدهد و از انفعال و رکود رهایی میبخشد...
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
چالشنامه این هفته رو میخوانیم👇
*معلم سرباز خط مقدم فرهنگ*
میخواهم از فرهنگ و از جنگی بگویم که سرباز خط مقدمش تو هستی ای معلّم...
آری از جنگ فرهنگی
و تو ای سرباز سلاحِ قلمت را بردار، همان قلمی که پروردگار جهانیان بدان سوگند یاد کرده است :
((ن و القلم و ما یسطرون))
قسم به قلم و آنچه می نویسند
ببین و بشناس جایگاهت را، چه بار سنگینی بر دوشت نهاده اند
قلم بردار و بنویس، خدا به سطر سطر نوشتههایت سوگند خورده است
پس تو هم پروردگارِ صاحب قلم را به عزّت و جلالش قسم بده که آنچنان توان و نیرو و تاثیری در بیان و نوشتهات قرار دهد که بتوانی عالَمی را مسخّرِ کلامِ حقِّ خود سازی و در برابر اهریمنانی که قلم را به ظلم و جور بر سطور میکشانند نَبازی
ای معلّم، جنگ ما فرهنگی است
این قلم در دست ما چون سنگی است
سنگ خود بردار و شیطان را بزن
شیشه ی اهریمنان در هم شِکن
مگذار که بارِ فرهنگ بر روی دوشت بماند و آن را به مقصدِ متعالی خود نرسانی
بگذار تا آیندگان، وصفِ جنگاوری ات را در عرصهی علم و فرهنگ از زبان یکدیگر بشنوند و قصّهی رزمندگیات را در خطّ مقدم پیکار یاران حق علیهِ اهریمنان و دون صفتانِ بی مایه سینه به سینه منتقل کنند
اکنون زمان آن است تا جهانِ جهل و تاریکی را با اسلحه ی علم و آگاهی و بیان به عالَمِ نور و روشنایی هدایت نمایی و کام تشنهی دورافتادگان از چشمهی زلال معرفت و فرهنگ نابِ الهی را سیراب سازی
پس بخوان با من پیامِ روشنِ خداوند را: (( فَإِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلينَ))
حسین اعتمادی ✍
#چالشنامه
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
زنگ روایت🛎
گویا قلم از زمانه میان جنگ و زندگی حرف دارد...
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
سعید در روز سعید
مهمان داشتیم، همان روز اول. در روز عید نوروز و عید فطر آمده بود پیش ما. از سفر بازگشته بود، از دریا. با خودش غربت، سوغات آورده بود. در آغوش گرفتیمش فرزند وطن را. با او قدم زدیم در خیابان. گویی ندای امام حسین (ع) هنوز در کربلا میپیچد و ما را به اینجا آورده است. در حالی که سر علی اکبر (ع) را بر دامن گرفته بود رو به خیمهها ندا داد: «جوانان بنی هاشم بیایید، علی (ع) را بر سر خیمه رسانید.» و ما آمده بودیم. برای شهید سعید صالحیان که غربت شهدای دنا را برایمان بازگو کند. و چه اسم با مسمایی! سعید در روز سعید به آغوش خاک پیوست.
علیرضا محبی✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
هیچ ابری ماندنی نیست
غروب جمعه است.
۴۰۴ لحظههای آخرش را نفس میکشد.
در گلزار شهدای شهرم پایانش را به نظاره
نشستهایم.
از صبح بارانهای تندی آمده، حالا هوا آرام است؛ زیباترین رنگینکمان بر روی آسمان خودش را پهن کرده، ابرهای تیره و تار، آرام آرام کنار میروند و پرتوهای گرم خورشید است که بر چشمهای منتظران نمایان میشود.
نگاهم به تابلوی عکس رهبر شهیدم و مزار شهدا میافتد و پرچم هایی که هنوز ایستادهاند.
ماهم ایستادهایم؛
پرچممان و سال را، تحویل خورشید پشت ابر میدهیم، تا آن روز که بیاید.
غروب جمعه است.
اللهم عجل الولیک الفرج
محدثه غیاثوند ✍
#روایت
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
روزی رسید، کز شرارِ آهنِ غرب،
آسمان، رنگِ دوزخ گرفت و آتش گرفت.
غرّشِ F-35، چون غرشِ دیوانِ تاتار،
زمین را به لرزه درآورد و آسمان را به بند کشید.
گمان بردند، دیگر هیچ قَدَری نیست،
جز هیبتِ پولاد و سِحرِ نگاهِ غربیان.
اما ندانستند که این خاکِ ایران است؛
سرزمینِ عاشقان حیدر ،
سرزمینی که مولایشان حیدر، چونان شیرِ خدایان،
بتِ خیبر شکست و پردهی غرور درید.
اینجا، از خونِ مردانِ خدا،
نسلها جوانه زدند،
و در رگِ تاریخ،
خشمِ عدالت، آتشی شد ابدی.
اینان که با بالهای آهنین،
غرورِ آسمان را فریفتند،
نمیدانستند که چشمِ ایرانی،
چشمِ داوود است؛
پیش از آنکه تیر از کمان رها شود،
نشانه را میشناسد.
این سرزمین،
زادگاهِ مردانِ بیباک است؛
که نه از هیبتِ دیو،
نه از جادوی پری،
ترسی به دل راه نمیدهند.
پس گوش کن ای خصمِ مغرورِ آسمان!
که از دلِ این خاکِ زرین،
نه فقط غرش، که شهاب برمیخیزد!
از مغزهای جوان،
نه دانشِ معمولی، که کیمیا میجوشد؛
از دستانِ مهندسان،
نه پیچ و مهره، که تقدیر بسته میشود!
آنان که «ادعا» آوردند،
چونان ابرِ بیباران، در باد پراکنده شدند؛
و ما که «اراده» آوردیم،
چونان کوهِ دماوند، استوار ماندیم.
آنان «هیبت» ساختند،
ما «حقیقت» را شکافتیم.
امروز، جهان باز دید،
که اقتدار، نه در طلا و نه در آهن است؛
بلکه در جانِ مردمیست
که از هیچ، همه چیز میسازند.
ایران، آرام اما آتشین،
به سانِ آتشفشانی خفته،
به دنیا فهماند:
هر که بر این حریم بتازد،
آسمانش را نیز،
به آتشِ غیرتِ فرزندانِ حیدر،
خواهیم کشید!
مبینا کوشکی ✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht