✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
بهار بندگی ما را به بهار قلم سوق میدهد و از انفعال و رکود رهایی میبخشد...
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
چالشنامه این هفته رو میخوانیم👇
*معلم سرباز خط مقدم فرهنگ*
میخواهم از فرهنگ و از جنگی بگویم که سرباز خط مقدمش تو هستی ای معلّم...
آری از جنگ فرهنگی
و تو ای سرباز سلاحِ قلمت را بردار، همان قلمی که پروردگار جهانیان بدان سوگند یاد کرده است :
((ن و القلم و ما یسطرون))
قسم به قلم و آنچه می نویسند
ببین و بشناس جایگاهت را، چه بار سنگینی بر دوشت نهاده اند
قلم بردار و بنویس، خدا به سطر سطر نوشتههایت سوگند خورده است
پس تو هم پروردگارِ صاحب قلم را به عزّت و جلالش قسم بده که آنچنان توان و نیرو و تاثیری در بیان و نوشتهات قرار دهد که بتوانی عالَمی را مسخّرِ کلامِ حقِّ خود سازی و در برابر اهریمنانی که قلم را به ظلم و جور بر سطور میکشانند نَبازی
ای معلّم، جنگ ما فرهنگی است
این قلم در دست ما چون سنگی است
سنگ خود بردار و شیطان را بزن
شیشه ی اهریمنان در هم شِکن
مگذار که بارِ فرهنگ بر روی دوشت بماند و آن را به مقصدِ متعالی خود نرسانی
بگذار تا آیندگان، وصفِ جنگاوری ات را در عرصهی علم و فرهنگ از زبان یکدیگر بشنوند و قصّهی رزمندگیات را در خطّ مقدم پیکار یاران حق علیهِ اهریمنان و دون صفتانِ بی مایه سینه به سینه منتقل کنند
اکنون زمان آن است تا جهانِ جهل و تاریکی را با اسلحه ی علم و آگاهی و بیان به عالَمِ نور و روشنایی هدایت نمایی و کام تشنهی دورافتادگان از چشمهی زلال معرفت و فرهنگ نابِ الهی را سیراب سازی
پس بخوان با من پیامِ روشنِ خداوند را: (( فَإِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلينَ))
حسین اعتمادی ✍
#چالشنامه
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
زنگ روایت🛎
گویا قلم از زمانه میان جنگ و زندگی حرف دارد...
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
سعید در روز سعید
مهمان داشتیم، همان روز اول. در روز عید نوروز و عید فطر آمده بود پیش ما. از سفر بازگشته بود، از دریا. با خودش غربت، سوغات آورده بود. در آغوش گرفتیمش فرزند وطن را. با او قدم زدیم در خیابان. گویی ندای امام حسین (ع) هنوز در کربلا میپیچد و ما را به اینجا آورده است. در حالی که سر علی اکبر (ع) را بر دامن گرفته بود رو به خیمهها ندا داد: «جوانان بنی هاشم بیایید، علی (ع) را بر سر خیمه رسانید.» و ما آمده بودیم. برای شهید سعید صالحیان که غربت شهدای دنا را برایمان بازگو کند. و چه اسم با مسمایی! سعید در روز سعید به آغوش خاک پیوست.
علیرضا محبی✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
هیچ ابری ماندنی نیست
غروب جمعه است.
۴۰۴ لحظههای آخرش را نفس میکشد.
در گلزار شهدای شهرم پایانش را به نظاره
نشستهایم.
از صبح بارانهای تندی آمده، حالا هوا آرام است؛ زیباترین رنگینکمان بر روی آسمان خودش را پهن کرده، ابرهای تیره و تار، آرام آرام کنار میروند و پرتوهای گرم خورشید است که بر چشمهای منتظران نمایان میشود.
نگاهم به تابلوی عکس رهبر شهیدم و مزار شهدا میافتد و پرچم هایی که هنوز ایستادهاند.
ماهم ایستادهایم؛
پرچممان و سال را، تحویل خورشید پشت ابر میدهیم، تا آن روز که بیاید.
غروب جمعه است.
اللهم عجل الولیک الفرج
محدثه غیاثوند ✍
#روایت
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
روزی رسید، کز شرارِ آهنِ غرب،
آسمان، رنگِ دوزخ گرفت و آتش گرفت.
غرّشِ F-35، چون غرشِ دیوانِ تاتار،
زمین را به لرزه درآورد و آسمان را به بند کشید.
گمان بردند، دیگر هیچ قَدَری نیست،
جز هیبتِ پولاد و سِحرِ نگاهِ غربیان.
اما ندانستند که این خاکِ ایران است؛
سرزمینِ عاشقان حیدر ،
سرزمینی که مولایشان حیدر، چونان شیرِ خدایان،
بتِ خیبر شکست و پردهی غرور درید.
اینجا، از خونِ مردانِ خدا،
نسلها جوانه زدند،
و در رگِ تاریخ،
خشمِ عدالت، آتشی شد ابدی.
اینان که با بالهای آهنین،
غرورِ آسمان را فریفتند،
نمیدانستند که چشمِ ایرانی،
چشمِ داوود است؛
پیش از آنکه تیر از کمان رها شود،
نشانه را میشناسد.
این سرزمین،
زادگاهِ مردانِ بیباک است؛
که نه از هیبتِ دیو،
نه از جادوی پری،
ترسی به دل راه نمیدهند.
پس گوش کن ای خصمِ مغرورِ آسمان!
که از دلِ این خاکِ زرین،
نه فقط غرش، که شهاب برمیخیزد!
از مغزهای جوان،
نه دانشِ معمولی، که کیمیا میجوشد؛
از دستانِ مهندسان،
نه پیچ و مهره، که تقدیر بسته میشود!
آنان که «ادعا» آوردند،
چونان ابرِ بیباران، در باد پراکنده شدند؛
و ما که «اراده» آوردیم،
چونان کوهِ دماوند، استوار ماندیم.
آنان «هیبت» ساختند،
ما «حقیقت» را شکافتیم.
امروز، جهان باز دید،
که اقتدار، نه در طلا و نه در آهن است؛
بلکه در جانِ مردمیست
که از هیچ، همه چیز میسازند.
ایران، آرام اما آتشین،
به سانِ آتشفشانی خفته،
به دنیا فهماند:
هر که بر این حریم بتازد،
آسمانش را نیز،
به آتشِ غیرتِ فرزندانِ حیدر،
خواهیم کشید!
مبینا کوشکی ✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
کتاب مایه آرامش ذهن است
هر چه از دنیای کتابها دور شویم، ضعف اندیشه را به خود راه خواهیم داد...
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
بریم سراغ حلقه_کتاب این هفته👇
« اسم تو مصطفاست » را خواندم و غبطه خوردم به حال مصطفیهایی که برگزیده و انتخاب شدند.
آنها حق را انتخاب کردند. خداوند هم ایشان را برای خودش و جنّتش برگزید. و چه زیبا لباس شهادت به قامتشان برازنده آمد.
شهدا، شهیدانه زندگی میکنند. این شهید بزرگوار هم به همان سبک زندگی کرده. مانوس بودن با مسجد، انس با ادعیه، عشق به زیارت ائمه، دوستی و رفاقت با شهدا، مهربانی با خانواده، استوار و ثابت قدم ماندن در مسیر حق حتی با وجود چندین بار جراحت و بیمارستان و مواردی مانند این از نکات برجستهایست که از روایت زندگی شهید صدرزاده دریافت میشود.
وابسته نبودن به مال دنیا و بخشندگی از دیگر ویژگیهای بارز ایشان بودهاست. شهیدی که در ازدواج، نه فقط همسر که به دنبال همسنگر میگشت. صداقت در رفتارشان با همسر قابل تحسین است که حتی در تعیین مهریه هم نمایان میشود.
در بخشهایی از کتاب، دریادلی شهید مخاطب را متحیر میکند. آنجا که دزد به خانهشان میزند و خدا را شکر میکند که دم عیدی خانهی کس دیگری را دزد نزده تا سبب بدبینی به نظام شود!
به گاوداری دزد میزند و او حاضر نیست از سرایدار افغانی خود شکایت کند و خوشحال است که او در سلامت است.
شهیدصدرزاده همسرش را آماده کرده که تنها پسرش را هم در راه خدا بدهد. آن هنگام که شناسنامه را به دست همسر میدهد و میگوید مهر شهادت را کم دارد.
در عین حال فضای زندگی شهیدانه، فضایی دور و غیرقابل دسترس ترسیم نمیشود که خود امتیازی برای نگارندهی کتاب است. تا جایی که گاه مخاطب میبیند که او هم در گوشه و کنار زندگی گاهی مثل مصطفی عمل میکند، گاهی همچون همسر مصطفی.
تنها نکتهای که قطعا نسل جدید از خوانش چنین کتبی انتظار دارد پاسخ به چرایی کارهای شهید است که در این کتاب جای آن خالیست. اینکه چرا شهید راهپیمایی روز قدس را واجبتر از ترخیص زن و بچه از بیمارستان دانسته؟ چرا در فتنهی سال ۸۸ پای کار بوده و کارش به قمه خوردن و بیمارستان و ضرر مالی و تحصیلی رسیده؟ و چراهای دیگری که شاید برای برخی پذیرفتهشده باشد اما برای اقناع نسلهای جدید ضروری ست.
به امید شفاعت شهید و تداوم مسیرش...
فائزه فداکار ✍
#حلقه_کتاب
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*نذر فرهنگی*
سلام و احترام به همه همراهان عزیز!
ما در کانال همانوشت تلاش میکنیم تا با ارائه محتوای فرهنگی و هنری، کارهای متفاوتی از جمله روایتهای انقلابی، معرفی هنرمندان و آثار جدید گرفته تا بررسی رویدادهای فرهنگی داشته باشیم
برای ادامه این مسیر و ارائه محتوای باکیفیتتر و تبلیغ در کانالهای با مخاطب بالا، به کمک و حمایت شما نیاز داریم. هر مبلغی که شما عزیزان اختصاص دهید، به ما کمک میکند تا:
تولید محتوای متنوعتر و جذابتر
پوشش رویدادهای انقلابی و فرهنگی
حمایت از هنرمندان جوان و مستعد
شماره کارت جهت نذر فرهنگی👇
6037998237045629
با سپاس از همراهی و حمایت شما.💐