eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
382 دنبال‌کننده
319 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
هشدار❗️ 💢💢همین الآن چند تا پیام موشکی رسید🚀🚀
🚀🚀 💢ما هنوز برای هم چای می‌ریزیم در میان هشدارهای حمله‌ی هوایی و این، خودش یک شورش است… هما حمزه‌وری✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🚀🚀 💢غوغای لاشخورها بر انبوه جسدها به گوش می‌رسد؛ اما نمی‌دانند اجساد از تعفن خودشان است. خورشیدی از سلاله‌ی اطهار رهبر عزیزمان جوان‌تر شده و با دست کوبنده‌اش به فرمان خداوند متعال بر سرشان فرود می‌آید و هر روز که می‌گذرد شرمنده‌تر از پیش در دنیا و آخرت هستند و پرچم ایران با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برافراشته‌تر خواهد شد. ما در گوش فرزندانمان لالایی انتقام خواهیم خواند. دشمن هنوز مرز را ندیده مرز ایران غیرت ماست ما جان‌فدای آب وخاکیم. فريبا رحیمی نژاد ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🚀🚀 💢رهبرم! تو رمضانِ عمرم بودی باشکوه و پربرکت... رفتی و با نورِ شهادتت، راه را برایمان روشن کردی. و من پس از تو، بی‌هلال ماندم. يا قائدي! كنتَ رمضاني؛ مَهيبًا ومُباركًا... رحلتَ، وبنورِ شهادتِك أضأتَ لنا الدرب. وأنا مِن بَعدِك، بقيتُ بلا هلال. سمیرارفیعی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🚀🚀 💢یک ماه از جنگ گذشت ولی هنوز نت بعضی از سلبریتی‌ها وصل نشده که بیایند از وطن و جنگ و کشور بگویند. فقط مشکل نت است... مشکل از زیرساخت جسمی و این‌جور مسائل نیست. علیرضا عبدی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🚀🚀 💢یک ماه از جنگ گذشت هنوز همسایهٔ کناری ما به صدای بمب و پدافند عادت نکرده. هر دفعه با لگد می‌کوبم به دیوارشان به آمریکا ناسزا می‌گوید! علیرضا عبدی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ داستان‌ها فراتر از روایت‌ها به صدای حق لبیک می‌گویند... داستانک‌های زیر مصداق این حرف است👇 ✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
با وطن دی ماه در صف معترض‌ها بود. دید دارند درختان شهرش را به آتش می‌کشند. بو برد ماجرا یک اعتراض ساده نیست. کنار کشید. اسفند ماه به خیابان برگشت. پرچم به دوش، کنار رفتگران ایستاد. زباله‌های مردم را از پای درختان شهرش جمع کرد. فائزه فداکار✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
ویلچر وطن دیگر دید و بازدیدهای نوروز، به آخرهایش رسیده بود. عمه بزرگ را هم از بیمارستان آورده بودند خانه‌اش و باید می‌رفتیم دیدنش؛ برای تبریک سال نو. عمه بزرگ چند سالی هست که کسالت دارند و پاهایشان توان ایستادن ندارند و ویلچری شدند. خانه‌ی بزرگ و قدیمی عمه بزرگ در جنوب شهر است؛ پر از درخت و یک حوض کوچک نُقلی. وقتی که وارد خانه عمه بزرگ شدیم، اولین چیزی که زیر درخت‌های پر شکوفه توجه همه‌مان را جلب کرد، ویلچر عمه بزرگ بود که یک پرچم ایران به قسمت تکیه‌گاه صندلی به آن بسته بودند. عمه بزرگ در حالی که چادرنمازش را روی پاهایش انداخته بود، با روی باز از همه‌مان استقبال کرد ... موقع رفتن هم یک دعوت ویژه داشت : _ امسال سیزده رو بیاین همین جا. روی آتیش، یک آش کشک خوشمزه بار می‌ذاریم. بچه‌ها هم حسابی بازی می‌کنن . از غروب هم آماده می‌شیم می‌ریم خیابون. اینجا خوبیش اینه که همه با هم می‌ریم. دو تا از همسایه‌ها نیسان آبی دارن؛ شماها هم که باشین، همه مون جا می‌شیم . سیده‌زهرا میراحمدی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
قول جایزه مثل هر روز این موقع سرکار بود. کارگر روزمزد بود و چند روزی قولی به دخترش داده بود که کارنامه خیلی خوبش جایزه دارد. صبح تا شب دو قبضه کار می‌کرد تا دوچرخه دست دوم صورتی رنگی که دخترش می‌خواست تهیه کند. امروز وقتی مشغول کار بود، تلفنش به صدا درآمد. جواب داد، همسرش گریان گفت: «آقا جواد بیا، ..مدرسه ی زهرا رو زدند.» انگار دنیا روی سرش خراب شد. دنیا برایش تمام شد. جان از تنش رفت تا به محل مدرسه رسید. وقتی آوار را دید، رمق از پاهایش رفت، ناگهان چشمش به کوله پشتی صورتی زهرا افتاد. پر از خون پر از خاک اما ... زهرا دیگر نبود. دیگر نبود تا کوله پشتی را با اشتیاق بر دوش بگذارد و خندان با دختر همسایه نازنین به مدرسه بروند. دیگر نه زهرا بود، نه نازنین دیگر صدای خنده کودکانه‌شان زنگ تفریح در حیاط مدرسه نخواهد پیچید. دیگر حتی خانم معلم هم نیست تا تکلیف شب بگوید با بابا جمله بساز. سکینه ذاکری ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
خنده دلتنگی گفت: «جنگ مرز نمی‌شناسه، پدرومادر نمی‌شناسه و بعد پُکی به سیگارش زد.» گفتم: «حواسم نبود ببخشید داشتم خبرا رو چک می‌کردم. یه بار دیگه میگی آقاجون؟!» ـ میگم جنگ مرز نمی‌شناسه گفتم: «شاید مرز نشناسه ولی یه سری مرزها رو پررنگ می‌کنه؛ مرز بین خیر و شر، مرز بین حق و باطل، همه غربال میشن، تکلیفشون با خودشون و خدای خودشون معلوم میشه. معنای خیلی از مسائل و مفاهیم رنگ می‌بازه تغییر می‌کنه.» حرفم را قطع کرد. گفت: «باز شروع کرد به حرفای فلسفی زدن یه جور حرف می‌زنی انگار در جریانی که اون ۸ سال دفاع مقدس ...» حرفش را قطع کردم و با خنده گفتم: «آقاجون راستی دیگه منم بچه جنگم دیگه نمی‌تونی بهم فخر بفروشی که جنگ رو ندیدم. تازه برای نوه‌هام از عملیات های شبونه ساعت ۲۰ کف خیابونا میگم از تجمعات دلاورانه‌مون از شابلون نویسی ها تراکت پخش کردنا.» از خنده به سرفه می‌افتد. برایش آب آوردم، برگشتم دیدم باز دارد یک پک ریز دیگر به سیگار می‌زند. گفتم: «خدایی آقاجون بمبارون شیمیایی صدام نتونست شما رو به فیض شهادت نائل کنه ببینم با سیگار میخوای میسرش کنی.» می‌خندد. ـ اگه شهید نشیم می‌میریم جفت‌مان سکوت کردیم. خنده روی لبش بود ولی دیگر شیرین نمی‌خندید. خنده روی لبش یخ زد ولی من بغض فروخورده اش را شنيدم . بغضی که بوی دلتنگی می‌داد. بوی جا ماندن. مبینا صالحی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 زنگ روایت🛎 از حال ایران و ایرانی چه خبر؟! 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹