eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
382 دنبال‌کننده
319 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
ریا نباشد یکی از این شب‌ها رجزگونه‌ای از همین برنامه‌ریزی‌های امثال خودم را مقابل چشم‌ها تابلو کردم. ماژیک را قرچ قرچ روی مقوا کشیدم تا بنویسد: *«ما معلمان کلاس درس را سنگر جهاد می‌سازیم برای تربیت سربازان ایران»* امیدوارم با توکل به خدا بشود و بتوانیم. ریحانه‌ها کم نیستند. فاطمه‌ها، زهراها، معصومه‌ها، نرگس‌ها... آخ که ای کاش می‌شد فهرستی از نام‌هایشان را منتشر کنم! آن‌ها لیست ترور منتشر می‌کنند. ما *لیست رویش* منتشر کنیم! تا ببالیم به این رویش‌ها، و بنالند آن‌ها که چشم دیدنشان را ندارند. محدثه هم می‌نویسد و من از خواندن قلمش کیفور می‌شوم. شاگردم بود. حالا دانشجومعلم است. فهیمه هم همین‌طور. سراغ شعر و شاعری را گرفته‌بود همین روزها خلاصه که الهی شکر، *مدرسه تعطیل نیست.* فقط دیوار ندارد. *خیابان مدرسه است.* صبح زود شروع نمی‌شود. شب‌ها زنگ آن به صدا درمی‌آید. زنگش هم شورها و شعارها هستند. حضور و غیابش هم با تیک و یا گذاشتن «غ » غایب و پیگیری ناظم نیست. فرشته‌ها هستند. اصلاً خدا خودش حاضری می‌زند. غایبان هم نگران نباشند. هنوز فرصت هست. همین فرداشب بیایند تا تمام غیبت‌هایشان، پاک که نه، تبدیل به حضور شود!! آخر نظام محاسباتی ناظم عالَم فرق می‌کند. معلم است دیگر. به خودش می‌آید و می‌بیند هم روایت نوشته هم رجز خوانده، هم دلنوشته. و آشی پخته با هزار قلم مواد جورواجور از جنس واژه. بساطی شده اصلاً! پایان این آش را به نام پسرکم سند می‌زنم. او اسباب‌بازی‌هایش را عزادار کرده. پشت ماشین پلیس اسباب بازی‌اش عکس رهبر شهید را چسبانده. ماشینش را شعارگویان در خانه می‌چرخاند و می‌پرسد: «مامان، دست خدا عیان شد یعنی چی؟» و من واژه کنار واژه می‌نشانم تا شعارهایمان را برایش به شعور تبدیل کنم. مدرسه‌ی خیابان دارد سه ساله‌ی من را هم تربیت می‌کند. و این از برکات جنگ است. رسانه‌ی ما خیابان است. و دشمن دارد میلیاردها دلار صرف رسانه‌هایی می‌کند که شاید اندازه‌ی این خیابان نتوانند دستاورد داشته‌باشند. یاد حاج قاسم به خیر که می‌گفت در دل تهدیدها فرصت‌های فراوانی هست. و حالا در دل تهدیدهای جنگ، فرصت تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی مهیاست. مردم، به خیابان بیایید. مدرسه است. رسانه است. جهاد و مبارزه است. خیابان همه چیز است. وعده‌ی ما هرشب، زیر سقف آسمان. فائزه فداکار✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
من هم می‌خواستم هم‌درد شما باشم ! از اوایل جنگ رمضان، تهران را زدند، شیراز و اصفهان و یزد و تبریز را زدند، اما شهر ما مورد حمله قرار نگرفت. احساس عذاب وجدان و شرمندگی داشتم، با خودم می‌گفتم چگونه می‌شود کودکانی که در این شهرها هستند خواب راحت ندارند، شب را با ترس می‌خوابند، گریه می‌کنند، پیر و جوانی که در این بمباران‌های ناجوانمردانه از خواب می‌پرند، شب را با قرص خواب به خواب می‌روند، هر لحظه شان توأم با ترس و امید به زنده ماندن است، ولی من چه ؟! من چطوری می‌توانم سر آرام به بالش بگذارم؟! برای راحتی وجدانم می‌گفتم خوب الحمدلله شهر ما امن و امان است. اما با این جمله‌ها فقط می‌توانستم مدتی خودم را آرام کنم اما ته دلم احساس آشوب می‌کردم. با خودم فکر کردم، آیه خواندم، استغفار کردم، برای اینکه همدرد هم‌وطن‌هایی باشم که شهرشان مورد هجوم وحشیانه دشمن قرار گرفتند، صدای افکت بمباران و صدای انفجار را از تلفن همراهم هنگام خوابیدن تا صبح پخش می‌کردم . با این کار اندکی از شرم و عذاب وجدانی که داشتم کم شد هرچند که کافی نبود ولی بعد از مدتی من هم خواب آرامی داشتم. یاشار خدایی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
ایران جانم در جاده بودیم. نگاهم روی دار و درختان بود و به آرامش مردمم در شرایط جنگ فکر می‌کردم، خودرویی از کنارمان رد شد که با دیدنش لبخندی به بزرگی قلب مردمم روی لبانم آمد. وقتی پرچم ایران جانم از پنجره دیده می‌شد و نشان می‌داد ما در تمام شرایط حواسمان جمع این پرچم است و این پرچم بیشتر از قبل نشانه‌ای شده است برای اتحادمان. فاطمه مهدیار✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
عکسی از او ندارم.. یعنی تا آمدم عکس بگیرم غیب شد اما... خوب یادم است. قد خمیده و تک تک چین و چروک‌های صورت و دستهایش نشان از تجربیات او داشت موهایی که در آسیاب سفید نکرده بود و پیرهن‌هایی که قبل و بعد از انقلاب پاره کرده بود فریاد می‌کشیدند که آری.. ما برای رسیدن نهال نظام جمهوری اسلامی به اینجا خون‌ها دادیم؛ خون دل‌ها خوردیم؛ جوان‌هایمان پرپر شدند. او با تمام وجودش و با پرچم کوچکی که در دست داشت میهن پرستی را معنا کرد. او خوب می‌داند.. او تشخیص می‌د‌هد. فرق میان نظام سلطنت‌طلب و نظام آزادی خواه جمهوری اسلامی را می‌داند او فرق میان دمشق و ایران‌ِ آزاد را می‌داند او می‌داند و به ما جوانان درس آزادگی و وطن‌پرستی را می‌فهماند. محبوبه رجبیان ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
به خویشان مهربانی و امیری به میدان مرد جنگی و دلیری شهادت روزی مردان مرد است شهید راه ایران، تنگسیری سکینه ذاکری✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
داغ تو ویران کرده ما را تنگسیری لبریز ایمان کرده ما را تنگسیری آن خون پاکی که به ناحق ریخته‌اند پابند میدان کرده ما را تنگسیری فاطمه حسنی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🥀 نام و مرامت چه خوب به هم آمدند. دلیر مردی از تنگستان که چون ققنوس تنگه را به دست داشت و راه نفس شیطان را تنگ کرد. چنین دلاوری جز به شهادت پاداش داده نمی‌شد و چه خوب که شهیدانه پر کشیدی و حالا روحت با هر موج تنگه هرمز بار دیگر گلوی دشمن را می‌فشارد. فاطمه مهدیار✍️ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 و ما به شگفتانه‌ها اعتقاد داریم... شگفتانه‌نوشت‌های امروز رو از دست ندید🙌 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
پادکست_اخراجی‌ها_فاطمه جعفری.mp3
زمان: حجم: 2.5M
پادکست اخراجی‌ها کنار خیابون موتورشو نگه داشت ... ▪️نویسنده و گوینده : فاطمه جعفری 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
مناجات با نقاشی در زمانه‌ای که کلمات شهادت می‌دهند و روایت می‌کنند، حسن روح الامین با قلم ظریف و هنر سرشار با آثارش مناجات می‌کند. آثار وی منبر روضه‌ی مصور است. به واقع چه کسی می‌تواند به این زیبایی با تابلوی نقاشی از مولایمان مدد بگیرد؟! در تمامی آثار اخیر او ندای حیدرحیدر جمعیت این شب‌های ایرانِ جانمان به گوش می‌رسد. حسن روح الامین پیش‌تر با اثر مضطر می‌شناسیم. زاده ۲۵ مهر ۱۳۶۴ در تهران و نقاش ایرانی است. او به خاطر نقاشی‌های واقع گرایانه‌اش از رویدادهای مذهبی شهرت دارد. او جزو خاصه هنرمندانی است که نسبت به وقایع به روز جامعه کنونی نیز کنشگری به موقع و موضع دقیق و ظریفی دارد. مبینا صالحی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
از عارف تا چاووشی، بغضی که هنوز فرو نمی‌رود محمدامین ملک محمدی، سردبیر نشریه هما در همه اعصار، هنر همواره کمک‌حال مردم و روان آن‌ها بوده است؛ همراهی‌شان کرده و گاهی دردشان را فریاد زده، گاهی نیز دردی در جامعه را نشان‌شان داده است. مفاهیم عمیقی مثل مهربانی و وطن‌دوستی را صدا زده یا درد مردم را به افرادی خاص و دردی خاص را به مردم منعکس کرده و می‌کند و خواهد کرد. اما کدام هنر مقصود نویسنده است؟ آری، هنر متعهد؛ همان هنری که در مقاله‌های اینجانب نیز به آن اشاره شده است. هنری که در برابر ادعا و شعار پوچ «هنر برای هنر» قد علم کرده و یقیناً مرعوب نخواهد گشت. چرا که هم موافق هنجارها و ارزش‌هاست، هم غالباً فن و تکنیک را رعایت می‌کند و هم هم‌سو با خواست مردم و مخاطب است. البته صرف موافقت اثری با ذهنیات افراد، مهر تأییدی بر آن نیست. این تفکرات سرمایه‌داری است که برای فروش، گیشه و صنعتی‌کردن هنر، چنین گفته و می‌گوید: «آقا! نظر مردم مهم است. اگر مردم اثری مبتذل خواستند، وظیفه ما احترام به خواست آن‌هاست.» نه! این پول‌پرستی‌ها جز آلوده‌کردن ساحت پاک هنر چیزی در بر ندارد. این افراد نه هنری‌اند، نه هنرمند، نه هنر‌فهم؛ آن‌ها «هنر معاش»اند که به وقت کسادی بازار رو به واردات و صادرات کالا یا افتتاح هایپرمارکت‌های زنجیره‌ای می‌آورند. هنر و هنرمندان متعهد همواره در سختی‌ها و شدائد روزگار به کمک مردم آمده‌اند. به‌جای بی‌تفاوتی و قرار گرفتن در مارپیچ سکوت ـ همچون بسیاری از همکاران و هم‌نوعانشان ـ کنار مردم ایستاده‌اند؛ یا با هنر خود، و اگر کافی نبوده، با آبروی خود، و اگر این نیز به کار نیامده، با جسم و جان خود. روزی عارف قزوینی در حوالی مشروطه و به توپ بستن مجلس، با «از خون جوانان وطن» به میدان آمد و درد مردم و عقاید خود را فریاد زد. روزی دیگر استاد غلامحسین بنان با «ای ایران» بغض خود از هجوم اجنبی به وطن در جنگ جهانی دوم را ابراز نمود. در همین روزها هم محسن چاووشی علاج کار را با «علاج» به ما نشان داد. هیچ اثری جز آثار برآمده از انفاس هنرمند متعهد و روح هنر متعهد نمی‌تواند اشک و بغض آحاد جامعه را برانگیزد. مؤید این سخن، احساسات همه شما هنگام مواجهه با این آثار است. نقطه مشترک هر سه اثر یادشده ـ و تقریباً همه آثار این دسته‌بندی ـ «دندان تیز کردن اجنبی برای وطن» است: چه به توپ بستن مجلس مشروطه توسط لیاخوف و روسیه تزاری، چه اشغال ایران توسط روس و انگلیس در جنگ جهانی دوم، و چه تهاجم رژیم موقت صهیونیستی به میهن. نقطه اشتراک همه این‌ها و همچنین همه ما، اجنبی‌ستیزی و وطن‌پرستی است. نگاه شاعرانه عارف به ریختن خون جوانان آزادی‌خواه بر کوی و برزن تهران، یا تبدیل یأس از حضور بیگانگان در کشور به امید توسط بنان، و یا نجات مردم از سردرگمی در جنگ دوازده‌روزه توسط چاووشی، چیزی است که در پس این آثار می‌توان دید. هنرمندان این آثار می‌کوشند بغض خود را قورت دهند، اما اغلب به دلیل شدت احساسات، موفق نمی‌شوند. جایی که عارف قزوینی می‌گوید «گل نیز چو من در غمشان جامه دریده»، نشانی از تألم شاعر دارد. دستگاه و گوشه «ای ایران» بنان نیز تجلی بغض اوست. این اثر در دستگاه شور و گوشه دشتی خوانده شده؛ گوشه‌ای که حال و هوایی محزون دارد و در آن لالایی‌های مادران یا نغمه‌های فولکلور غمگین جریان دارد. بنان در جایی تلاش می‌کند بغض خود را فرو خورد، اما غرورانگیزترین و امیدوارانه‌ترین مضامین را در همین دستگاه اجرا می‌کند. چاووشی نیز در «علاج» می‌گوید: «این چند روز را بروید، بر کشتن افتخار کنید.» البته همه این آثار نقطه اوج غرورآمیز دارند که با بازشنیدنشان دوباره بر جان مخاطب می‌نشیند. این آثار از زنجیره و قوانینی نانوشته پیروی می‌کنند و چون حدیث نفس نیستند، همگی وحدتی عجیب دارند. گویی تکه‌های جورچینی‌اند که در بلندای تاریخ و گذر زمان تکمیل می‌شوند. بنان در ترانه خود می‌گوید: «نور ایزدی همیشه رهنمای ماست.» و چاووشی می‌خواند: «مردم، خدا مراقب ماست.» این امر تصادفی است، اما نه از جنس تصادفات روزمره ما؛ این‌ها قطعات جورچین هنر متعهد به خاک و وطن‌اند. تمامی این آثار و نمونه‌های مشابهشان، پیش از آن‌که بیانیه یا مانیفست یک هنرمند صرف باشند، «حرف دل یک ایرانی با شرف» هستند. و چه درست گفته‌اند که «هر چه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.» حال، اگر کسی ـ چه هنرمند، چه غیر آن ـ در جریان این دفاع دوازده‌روزه شریف و مقدس، یا همه ظلم‌هایی که بیگانگان کرده‌اند و می‌کنند، چه قبل و چه بعد از انقلاب، سکوت کند و چیزی نگوید، باید شک کرد؛ به خیلی چیزها. از جمله به هنرشان: آیا سفارشی است یا خیر؟ به نسب و اصلشان: آیا ایرانی‌اند یا نه؟ و حتی به این‌که آیا حب وطن و شرافت و ایمان دارند یا نه؟ این جنگ‌ها فقط میدان رزم نیستند؛ عرصه آزمایش‌اند. خداوند ما را در این آزمایش‌ها موفق بدارد و جانمان فدای وطن گردد.