eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
382 دنبال‌کننده
319 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
پادکست_اخراجی‌ها_فاطمه جعفری.mp3
زمان: حجم: 2.5M
پادکست اخراجی‌ها کنار خیابون موتورشو نگه داشت ... ▪️نویسنده و گوینده : فاطمه جعفری 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
مناجات با نقاشی در زمانه‌ای که کلمات شهادت می‌دهند و روایت می‌کنند، حسن روح الامین با قلم ظریف و هنر سرشار با آثارش مناجات می‌کند. آثار وی منبر روضه‌ی مصور است. به واقع چه کسی می‌تواند به این زیبایی با تابلوی نقاشی از مولایمان مدد بگیرد؟! در تمامی آثار اخیر او ندای حیدرحیدر جمعیت این شب‌های ایرانِ جانمان به گوش می‌رسد. حسن روح الامین پیش‌تر با اثر مضطر می‌شناسیم. زاده ۲۵ مهر ۱۳۶۴ در تهران و نقاش ایرانی است. او به خاطر نقاشی‌های واقع گرایانه‌اش از رویدادهای مذهبی شهرت دارد. او جزو خاصه هنرمندانی است که نسبت به وقایع به روز جامعه کنونی نیز کنشگری به موقع و موضع دقیق و ظریفی دارد. مبینا صالحی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
از عارف تا چاووشی، بغضی که هنوز فرو نمی‌رود محمدامین ملک محمدی، سردبیر نشریه هما در همه اعصار، هنر همواره کمک‌حال مردم و روان آن‌ها بوده است؛ همراهی‌شان کرده و گاهی دردشان را فریاد زده، گاهی نیز دردی در جامعه را نشان‌شان داده است. مفاهیم عمیقی مثل مهربانی و وطن‌دوستی را صدا زده یا درد مردم را به افرادی خاص و دردی خاص را به مردم منعکس کرده و می‌کند و خواهد کرد. اما کدام هنر مقصود نویسنده است؟ آری، هنر متعهد؛ همان هنری که در مقاله‌های اینجانب نیز به آن اشاره شده است. هنری که در برابر ادعا و شعار پوچ «هنر برای هنر» قد علم کرده و یقیناً مرعوب نخواهد گشت. چرا که هم موافق هنجارها و ارزش‌هاست، هم غالباً فن و تکنیک را رعایت می‌کند و هم هم‌سو با خواست مردم و مخاطب است. البته صرف موافقت اثری با ذهنیات افراد، مهر تأییدی بر آن نیست. این تفکرات سرمایه‌داری است که برای فروش، گیشه و صنعتی‌کردن هنر، چنین گفته و می‌گوید: «آقا! نظر مردم مهم است. اگر مردم اثری مبتذل خواستند، وظیفه ما احترام به خواست آن‌هاست.» نه! این پول‌پرستی‌ها جز آلوده‌کردن ساحت پاک هنر چیزی در بر ندارد. این افراد نه هنری‌اند، نه هنرمند، نه هنر‌فهم؛ آن‌ها «هنر معاش»اند که به وقت کسادی بازار رو به واردات و صادرات کالا یا افتتاح هایپرمارکت‌های زنجیره‌ای می‌آورند. هنر و هنرمندان متعهد همواره در سختی‌ها و شدائد روزگار به کمک مردم آمده‌اند. به‌جای بی‌تفاوتی و قرار گرفتن در مارپیچ سکوت ـ همچون بسیاری از همکاران و هم‌نوعانشان ـ کنار مردم ایستاده‌اند؛ یا با هنر خود، و اگر کافی نبوده، با آبروی خود، و اگر این نیز به کار نیامده، با جسم و جان خود. روزی عارف قزوینی در حوالی مشروطه و به توپ بستن مجلس، با «از خون جوانان وطن» به میدان آمد و درد مردم و عقاید خود را فریاد زد. روزی دیگر استاد غلامحسین بنان با «ای ایران» بغض خود از هجوم اجنبی به وطن در جنگ جهانی دوم را ابراز نمود. در همین روزها هم محسن چاووشی علاج کار را با «علاج» به ما نشان داد. هیچ اثری جز آثار برآمده از انفاس هنرمند متعهد و روح هنر متعهد نمی‌تواند اشک و بغض آحاد جامعه را برانگیزد. مؤید این سخن، احساسات همه شما هنگام مواجهه با این آثار است. نقطه مشترک هر سه اثر یادشده ـ و تقریباً همه آثار این دسته‌بندی ـ «دندان تیز کردن اجنبی برای وطن» است: چه به توپ بستن مجلس مشروطه توسط لیاخوف و روسیه تزاری، چه اشغال ایران توسط روس و انگلیس در جنگ جهانی دوم، و چه تهاجم رژیم موقت صهیونیستی به میهن. نقطه اشتراک همه این‌ها و همچنین همه ما، اجنبی‌ستیزی و وطن‌پرستی است. نگاه شاعرانه عارف به ریختن خون جوانان آزادی‌خواه بر کوی و برزن تهران، یا تبدیل یأس از حضور بیگانگان در کشور به امید توسط بنان، و یا نجات مردم از سردرگمی در جنگ دوازده‌روزه توسط چاووشی، چیزی است که در پس این آثار می‌توان دید. هنرمندان این آثار می‌کوشند بغض خود را قورت دهند، اما اغلب به دلیل شدت احساسات، موفق نمی‌شوند. جایی که عارف قزوینی می‌گوید «گل نیز چو من در غمشان جامه دریده»، نشانی از تألم شاعر دارد. دستگاه و گوشه «ای ایران» بنان نیز تجلی بغض اوست. این اثر در دستگاه شور و گوشه دشتی خوانده شده؛ گوشه‌ای که حال و هوایی محزون دارد و در آن لالایی‌های مادران یا نغمه‌های فولکلور غمگین جریان دارد. بنان در جایی تلاش می‌کند بغض خود را فرو خورد، اما غرورانگیزترین و امیدوارانه‌ترین مضامین را در همین دستگاه اجرا می‌کند. چاووشی نیز در «علاج» می‌گوید: «این چند روز را بروید، بر کشتن افتخار کنید.» البته همه این آثار نقطه اوج غرورآمیز دارند که با بازشنیدنشان دوباره بر جان مخاطب می‌نشیند. این آثار از زنجیره و قوانینی نانوشته پیروی می‌کنند و چون حدیث نفس نیستند، همگی وحدتی عجیب دارند. گویی تکه‌های جورچینی‌اند که در بلندای تاریخ و گذر زمان تکمیل می‌شوند. بنان در ترانه خود می‌گوید: «نور ایزدی همیشه رهنمای ماست.» و چاووشی می‌خواند: «مردم، خدا مراقب ماست.» این امر تصادفی است، اما نه از جنس تصادفات روزمره ما؛ این‌ها قطعات جورچین هنر متعهد به خاک و وطن‌اند. تمامی این آثار و نمونه‌های مشابهشان، پیش از آن‌که بیانیه یا مانیفست یک هنرمند صرف باشند، «حرف دل یک ایرانی با شرف» هستند. و چه درست گفته‌اند که «هر چه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.» حال، اگر کسی ـ چه هنرمند، چه غیر آن ـ در جریان این دفاع دوازده‌روزه شریف و مقدس، یا همه ظلم‌هایی که بیگانگان کرده‌اند و می‌کنند، چه قبل و چه بعد از انقلاب، سکوت کند و چیزی نگوید، باید شک کرد؛ به خیلی چیزها. از جمله به هنرشان: آیا سفارشی است یا خیر؟ به نسب و اصلشان: آیا ایرانی‌اند یا نه؟ و حتی به این‌که آیا حب وطن و شرافت و ایمان دارند یا نه؟ این جنگ‌ها فقط میدان رزم نیستند؛ عرصه آزمایش‌اند. خداوند ما را در این آزمایش‌ها موفق بدارد و جانمان فدای وطن گردد.
افول افیون نشد سه روزه نظام جمهوری اسلامی را براندازد نشد رویای طمع‌‌ورزی خویش را در واقعیت ببیند نشد مردم را به جان یکدیگر بیندازد نشد خیابان‌های شهر را از ندای حسین زمانه خالی کند نشد رقص کند بر غم و اندوه دل‌هایی که اهل حماسه اند. حال در گرداب نشدها و نتوانستم‌هایش به هذیان‌گویی دچار شده حنایش دیگر رنگ ندارد او هر روز با چه کسی مذاکره می‌کند؟ راستش اپستینی جماعت عجیب است و از انسان به دور حرفش صدای افیون است و جماعتی را نیز افیون‌زده کرده‌است. این را تیتر کنید «رئیس‌جمهور افیونی آمریکا از ایران غیور شکست خورد.» و زیر آن بنویسید: او کودک کُشت آدم فریفت آدم خرید رهبر ایران را به شهادت رساند تا جهان را از افیون وجودش پر کند یکی او را از توهم خارج کند و به او بگوید شکست خورده‌است و دنیا دیگر رذل‌تر از او نمی‌شناسد و ما خیلی وقت است به نظاره‌ افول افیون نشسته‌ایم. خاطره کردفیلابی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
قاب خوشنویسی [صدها کلمه در این تصویر است کلمه‌هایی که از ایران می‌گویند این صدای ایران است اکنون تمام کلمات به میدان آمده‌اند] 🌱 هنرمند: محمدرضا رحمانی 🌱 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 و دانش‌آموزان گاهی از بدیهیات هم فاصله می‌گیرند و معلم باید راهگشای ذهن آنها باشد شبهه‌مونی امروز از یک تعبیر متفاوت می‌گوید👇 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
تعبیر او از مدرسه کمی متفاوت بود در را زد و وارد کلاس شد. برگه‌ای دستش بود، سلام نداده برگه را به دستم داد، برگه اجازه از دفتر، وسایلش را روی صندلی گذاشت. کتاب را با اکراه از کیفش درآورد و برگه‌هایش را ورق زد، نمی‌دانست تا کجا تدریس کرده‌ام. کمی سکوت کرد تا از محتوای درس سردربیاورد. بعد آرام زیر لب زمزمه کرد. ـ اینجا دیوونه خونه ست قبلاً این حرف را از زبان او شنیده‌بودم. درس را تا جایی رساندم و بعد با او وارد بحث شدم. ـ اینجا مدرسه ست، نه دیوونه خونه. گوش‌هایش تیز شد و چشم‌هایش نگران. ـ کی میگه؟ اینجا مثل زندان می‌مونه. خنده‌ام گرفت. آخر نمی‌دانستم مدرسه برای او دیوانه‌خانه است یا زندان! ـ فرض کن اینجا دیوونه‌خونه ست، اندکی با ما دیوانگان باش تا ما رو از عقل بهره‌مند کنی.😊 فرض کن اینجا زندونه چند وقتی در دنیای کتاب‌ها حبس شو و از اون دنیای بیرون فاصله بگیر. زور علم و دانش اینقدری هست که بتونه تو رو از درگیری‌های ذهنیت دور کنه و باعث بشه به ابعاد دیگه‌ای هم توجه کنی. تعجب کرد، فکر نمی‌کرد در برابر توهین او، با نرمی رفتار کنم. دست‌هایش را به سرش کشید و کمی سرش را خاراند و گفت: «منظوری نداشتم، خستم خانوم، ببخشید.» به او نگاه کردم و گفتم: «صفحه ۵۲، فصل سه. نیمه بعدی درس رو جلسه بعد تدریس می‌کنی؟» برگه‌های کتابش را ورق زد و فصل سه را بررسی کرد. سرش را به نشانه تأیید تکان داد و گفت: «باشه.» خاطره کردفیلابی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
شاهنامه مقاومت در دل تاریخ کهنِ این سرزمین، آنجا که پرچم ایران چون خورشید بر قله‌ها می‌درخشد، روزی فرا رسید که مردم، یک‌دل و یگانه، همچون امواج خروشان دریا، بر زمین گام نهادند. ۱۲ فروردین در دفتر زمان، نه تنها یادآور یک انتخاب، بلکه تمثیل جاودانِ «خواست و اراده ملتی» شد که عهد بستند سرنوشت خویش را خود رقم زنند، و چه خوش سرنوشتی شد، و امروز چهل و هفتمین سال جمهوری اسلامی با اهتزاز پرچم مقدس ایران به دست مردمان شریف و دلیرش در جای جای این خاک عزیز یادآور بعثت مردمی و بیداری جهانی شد، که چونان آتشی مقدس در جان مردمان آزاده فروزان شد؛ آتشی که از کوه البرز تا فرازهای زاگرس، از دشت کویر تا سواحل دریای خزر و خیلج همیشه فارس، زمزمه‌اش شنیده می‌شد: «ایران، سرزمین برخاستن و ایستادگی است.» و شب‌های ایران با حضور مردم در اجتماعات میدانی و خیابانی، همچون صفوف ستارگان، کنار هم ایستادند؛ پیر و جوان، زن و مرد، دانش‌پژوه و کارگر، پاسدار خاک و مرز و اندیشه. هر گامشان انعکاس هزار سال تاریخ بود و هر بانگشان ادامه شاهنامه‌ای که هنوز نوشته می‌شود؛ شاهنامه مقاومت در میدان نبرد، سازندگی و ایستادگی. و اما فرزندان ایران در نیروهای مسلح، به پاسداری از آرامش مردم، با موشک باران دشمنان قسم خورده ایران ‌هم صف شده اند با ستارگان خیابان‌ها تا ایران از هر گزندی محفوظ باشد و اینگونه کمربند اتحاد را سخت‌تر گره زدند؛ اتحادی که ریشه در تمدنی دارد که از طوفان‌ها نهراسید و هر بار ققنوس‌وار از خاکستر برخاست. در این روایت، «دشمن» نه نام یک قوم و گروه، بلکه نام هر تاریکی، جهل، ستم و بدخواهی است؛ و ایرانیان هزاران سال است که این دشمن را از پهنه روح و وطن خویش می‌رانند. و چنین شد که مردمان این دیار، با اتحاد و همبستگی، فصلی نو در کتاب بلندفراز ایران افزودند؛ فصلی که نه با جوهر ترس، بلکه با قلم امید، غیرت، خرد و ایستادگی نوشته شد. سرزمین من، ایران، ای خانه بزرگان، ای کهن‌دیار دلیران، تو همچنان می‌ایستی؛ به پشتوانه مردم، به نیروی دانش، به صلابت جوانانت، و به پرچمی که بر فراز تاریخ، در بادهای سخت نیز خم نشد. زینب مرادی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
تو مایه ی فخر و اقتداری از رهبر ما تو یادگاری جمهوری اسلامی ایران هر لحظه و هر دم ،آری، آری سکینه ذاکری✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht