از آن روز که آتش فراقت به دلها افتاد، هیچ بسی برای آن نشناختیم.
چهل روز گذشت اما؛
خوب میدانیم نیست برای این غم، فرجام.
شعلههای ماندگار تفکرت در ذهنها، تا ابد باطلسوز است ای اسطورۀ فردا!
@Homanevesht
جبران نمیشوی.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
جبران نمیشوی...
تهیه کننده : ریحانه قهار
برای تماشای پادنما به لینک زیر مراجعه کنید👇
https://aparat.com/v/osc072a
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
ای کاش که تکذیب خبر می آمد
این شام سیاه را سحر می آمد
موسای زمانه از پس پرده بیت
لبخند زنان بار دگر می آمد
سکینه ذاکری (ذال)✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
برای اربعین قائد شهیدِ امّت
چهل روزه که یارم را گرفتند
گلم، باغم، بهارم را گرفتند
چهل روزه که نامردانِ عالَم
همه دار و ندارم را گرفتند
حسین اعتمادی✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
برای همکاران شهیدم در دبستان شجره طیبه میناب
به نام خداوند روشناییهای جاودان
امروز، در چهلمین روز عروج همکارانی که نامشان با ایثار پیوند خورده، دلهایمان سنگین اما سرشار از احترام است. آنان که لباس سادهی معلمی بر تن داشتند، اما روحشان در بلندای قهرمانی میدرخشید؛ بانوانی که پیش از آنکه آموزگار کلاسها باشند، آموزگار معنا، شجاعت و باور بودند.
فرهنگیان شهید ما از میان همان نیمکتهایی برخاستند که روزی خود پای آن درس داده بودند؛ درس راستی، درس امید، درس درست ایستادن. آنان ثابت کردند که سنگر علم، تنها جایی برای آموختن الفبا نیست؛ نقطهای است که انسان در آن میایستد تا از حقیقت انسانی، ایمان، وطندوستی، و کرامت نسل فردا پاسداری کند.
چهلم آنان، نه پایان یادشان که آغاز مسئولیتی دوباره است؛ مسئولیتی برای ما، برای هر معلمی که امروز در کلاس درس قدم میگذارد. ما وارث چراغی هستیم که آنان به دستمان سپردهاند؛ چراغی که باید در نگاه دانشآموزان روشن نگه داریم، در پرسشهایشان، در آرزوهایشان و در مسیری که برای ساختن آینده انتخاب میکنند.
ای همکاران من،
ما با گچ و تخته نمینویسیم؛ ما با جانِ آگاه، فردا را مینویسیم. رسالت ما تنها آموزش نیست؛ بیدار کردن احساس تعلق، هویت، ایمان، انسانیت و عشق به سرزمین است. هر قدم ما در مدرسه پاسداشت خون آنان است که بیصدا اما استوار رفتند تا ما همچنان بایستیم.
روحشان آرام، راهشان روشن، و اثرشان در دل نسلها ماندگار باد.
زینب مرادی✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
برای رهبر شهیدم.
چهل روز از عروجت گذشت. چهل روز از سکوت پر هیبتت، چهل روز از تولد دوباره ات.
روزها بی تو گذشت؛ امّا امروز زندهتر از همیشه، بار دیگر در وطنت، ایران، مبعوث شدهای و مصمّمتر از پیش میبینمت که درخت انقلاب را آبیاری میکنی و بذر اتّحاد میکاری؛ چرا که انقلاب و ایران ناموس تواند.
رهبرم، در فصلِ جدیدِ «تولدت»، سکوتت فریادِ آگاهی سر داده و حضورِ حاضرت بارها در دلهایمان ثبت شده و تو «هستتر» از خورشید، بیدارتر از ستاره و درخشانتر از ماه، همچنان وجدانِ روشنِ ایران را بصیرت میدهی و تلألؤِ روحت کوچهسارِ وطن را روشنی بخشیده.
امروز خونت، همچون کلامت قاطعانه میراثِ شهادت به ارث نهاده و درسِ معرفت و مرام و وفا برایم مشق میکند. اینک خونِ سرخت، امضایِ رنگین کلامِ توست .
اکنون با رستاخیزِِ طبیعت، گلهایِ امید و وحدت از خونت دمیده و زن و مرد و پیر و جوان در سایۀ لبخند تو، مبعوث شدهاند و شکوه و عشق و صلابت در سینههایشان نقش بسته تا رهبریات را جشنی دوباره بگیرند.
قسم به جاودانگیات که مشت گره کردهات در زیر آوارِِ سنگ، فرهنگِ استقامت به ارمغان آورده و حال در فصلِ خون، این خون توست که انقلاب کرده . این خون توست احیاگرِ انقلابِ خمینی و این خون توست نویدِ انقلابِ مهدی.
خدیجه حسنی✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
«بسم رب الشهداء و الصدیقین»
چهل شب و چهل روز از آن "صبحِ علیالطلوع" و آن "غروبِ خورشیدی" میگذرد که طنین صدای مقتدرانه و آرامبخش رهبر عزیزمان در گوش زمان پیچید و داغ فقدانش، سینهها را به آتش کشید.
در آن روزِ سرخ، خروشیدیم و عهد بستیم؛ پیمانی خونین با مقتدایی که هرگز تن به ذلت نداد، با یزید زمانه بیعت نکرد، شرف را در آغوش کشید و به فیض عظیم شهادت رسید. امروز بار دیگر فریاد میزنیم که ما نیز هرگز با یزیدان زمانه بیعت نخواهیم کرد!
دشمنان بدانند که آرمانهای آن پیر فرزانه، نه در خاک، که در رگهای این امت جاری است. چهل شب از آن عروج ملکوتی گذشت و ما صبوری کردیم بر جراحتی که جز با ظهور منتقم خون حق، التیام نمییابد.
رهبرمان همانند اجدادش چون کوهی استوار در برابر طوفانهای فتنه ایستاد؛ او اکنون در جوار رحمت حق آرمیده، اما میراث ماندگارش یعنی «ایمان» و «ایستادگی»، همچنان چراغ راه ماست.
ما هر شب با خلف صالح او پیمانی دوباره میبندیم که تا آخرین قطره خون در مسیر ولایت ایستادهایم و پرچمی را که او با صلابت برافراشت، هرگز بر زمین نخواهیم گذاشت.
ای مقتدای ما! اقتدار ما ریشه در نگاه نافذ تو داشت و امروز ما میراثدار صلابت توایم. به همان دستی که با صلابت گره کردی و به سمت دشمنان نشان رفتی، سوگند یاد میکنیم که ما با ولایت زندهایم و تا زندهایم، رزمندهایم.
چهلُمین شب عروج ملکوتی علمدار انقلاب، تسلیت و تعزیت باد.
سمیرارفیعی✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
میگویند که رفتهای
اما میبینم حضورت را
آقاترین آقا
عطر نفسهایت در پیچش پرچم و فریادهامان پیچیده
هر شب که جمع ستارگان به خیابان قدم میگذارند تو آن جلوداری که بزرگترین علم را در دست داری
علمداری میکنی پرچم عزیز وطن را
چنان شهابی که خاموشی ندارد
جاودانه هستی
در تمام فریادهای الله اکبرمان
تو هستی، در تمام مشتهای گره کردهمان
در تمام بغضهامان
ای آزادهی شهید
جانم هزاران بار قربان جان فشانیات
همیشه دوست داشتم بگویمت
به قربان آن طره پیچیده سپید که از عمامه بیرون خزیده
به قربان خندههای دلکَشَت در جمع دوستداران
دوست میدارمت چنان که فرزند پدر را
چنان که انسان وطن را
چنان که بشر تن را
سکینه ذاکری✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
درود بر تو ای همپیمان راه حق.
آری، به یاد داریم. آن فرمان آسمانی را: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا».
ریسمان خدا؛ نه رشتهای مجازی، که حبلالمتینِ هدایت است. آن را به عترت پیوند میدادیم، به اهل بیت عصمت و طهارت. و امروز، این ریسمان، در قامت پرچم حزب الله — پرچم حزب خدا — برافراشته شده است.
و حالا که، فصل وحدت است.
وحدتی که در کلمهی «الله» متجلی و نمایان میشود.
همه، باید چونان پروانه شیدا و بی پروا
بر گرد شعلهی جاویدان «لا اله الا الله» بگردیم
و بگردیم،
تا پر و جان بسوزانیم،
اما نور را زنده نگه داریم.
این، شعاری توخالی نیست.
این، نبرد برای حیات است.
زنده نگه داشتن خدا در این عصر،
نیازمند فدا کردن بیپروای جان است.
نیازمند آن است که همهی هستیمان را
پیش پای عزت وطن و حریم ایمان بریزیم.
پس،
بایستید!
همه، دست در دست یکدیگر،با هر رنگ و عقده و اعتقادی
دلها را به ریسمان محکم الله گره بزنید.
زیر پرچم «حزب الله» صفها را فشرده سازید.
همنوا با یک صدا فریاد برآورید:
ما سربازان این راهیم.
ما چون موجی خروشانیم،
بر صخرههای دشمن خواهیم کوبید
و بر پهنهی تاریخ خواهیم نگاشت:
ملتی که خدا را زنده نگه دارد،
خود، تا ابد زنده و جاویدان است.
این،
پیمان خونین ماست.
این،
حماسهی جاویدان ماست.
ما، پروانهوار،
تا آخرین ذرهی وجود، به دور این نور مقدس خواهیم چرخید تا وطن بماند،
تا نام خدا بر فراز بام جهان برافراشته بماند.
زکیه محمدمیرزایی✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
اوایل جنگ استرس داشتیم
دیر میخوابیدیم....
تا صدایی میآمد، میلرزیدیم.
صدای قلبمان از صدای موشکهای دشمن بیشتر به گوشمان میرسید...
اما جنگ دورتر بود....
جنگ ما واقعا با دشمن بود؟
واقعیت این است که بالاترین جنگ، جنگ با هوای نفس است.
که از من به من دشمنتر است.
دشمن میخواهد چه چیز مرا از من بگیرد؟
جانم را؟!
ناقابل است اگر خدا بخواهد ارزش میگیرد.
مالم را؟!
تحفهای بیش نیست.... نباشد هم نمیمیرم.
حالا به جنگ عادت کردهایم.
غم انگیز است که من این را بگویم اما جنگ برایم عادی شده... مثل هر چیز دیگری که اوایل با اشتیاق دنبال میکردم و بعدها کم کم از سرم میافتاد...
این روزها به امید زنده ام امید پیروزی...
به امید اینکه به تقاص کل کشیدن خیلیهایی که از عشق دشمن کور شده بودند و میخواستند در آزادی برقصند، بعد از نابودی دشمنان کنار همان آزادی زخم خورده بایستم و نه کِل که ما هنوز هم عزاداریم.... عزادار جانهای از دست رفته، عزادار چراغهایی که خاموش شدند و به تاریخ پیوستند، عزادار امام شهید امتمان، عزادار علی اکبرها، علی اصغرها و رقیه و ماندنهای زینب وارانهی امتمان، عزادار این همه صبر و آه و اندوه دسته جمعیمان....
میخواهم بعد از این پیروزی کنار همان آزادی بایستم و به تقاص تمام این خونهای به ناحق ریخته شده و تمام این اشک و آهی که نباید متحمل میشدیم ولی به خاطر دشمنی ناجوانمردانهی آمریکا و اسرائیل و هر انسان پستی که در کنارشان ایستاده متحمل شدیم فریاد ستیز از استکبار سر دهم و لبیک یا مهدي بگویم....
میخواهم آنقدر زینب وار بر مزار حسینهای وطن گریه کنم تا موی سپید کنم و جگر بسوزانم....
آری تحمل این داغ سنگین است.... سنگین...
اگر در میانهی این جنگ نابرابر نبودیم محال بود بتوانم این همه درد را متحمل شوم...
تا حالا خوب تاب آوردهایم خوب...
هنوز نفس میکشیم، هنوز فریاد میزنیم، با دیدن هر جان به ناحق رفتهای از درد به خود میپیچیم و خشم فرو میخوریم و مشت گره میکنیم تا با این مشت آهنین بر دهان استکبار بکوبیم...
هر روز قویتر از قبل و هر روز محکمتر از پیش!
آری مشت گره میکنیم.... که سلاح ما همین مشت گره کرده است... با همین مشت جهان را تغییر خواهیم داد... با همین مشت گره کرده ابهت استکبار را در هم خواهیم کوبید...
سیده نجیمه رمضانی فر✍
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
نام تو
راستی دوست داشتم ببینمت، میدانی دانشجویان را که میدیدم، شاعر بودند و شعر خود را برایت میخواندند و از آنها تعریف میکردی
دوست داشتم شعری میگفتم
شعری که در حد خواندن برای تو باشد
و شاید از من هم تعریف میکردی
دوست داشتم چیزی از تو بخواهم
شاید انگشتری
شاید چفیهای
اما نشد
و در دلم حسرت دیدارت ماند :)💔
رفتی و رفتنِ تو داغ به دستم داده است
خونِ دل خوردن بی باده به یادم داده است
شهر، بعد از تو پر از غربتِ ناپیدا شد
گریه در خلوتِ سجاده به یادم داده است
شعلهور ماندهام و بیم ندارم ز زوال
آتشِ غیرتِ در جادّه یادم داده است
قامتت مثلِ علمدار، شکوهی دارد
درس آزادگی از تو، به یادم داده است
مستِ آن عهدِ قدیمی که به خون امضا شد
پایِ حق ماندنِ بیواهمه یادم داده است
گرچه این داغِ بزرگ، استخوانسوز شده
کوه غم بودن ایستاده به یادم داده است
بعد از این، نامِ تو در حنجرهها میماند
بندگی کردن دلداده به یادم داده است
یاسمن اکبری✍️
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
یادگاری که از او برای ملت به جا ماند، همان رمز پیروزی است.
ماهنامه🛎
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃