eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
383 دنبال‌کننده
315 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
از چه بنویسیم؟؟✍ از آنچه که گذشته، از آنچه که تجربه کرده‌ای و عین به عین آن را زندگی کرده‌ای، از چیزی بنویس که قلمت آن را می‌شناسد و با آن غریبه نیست. وقتی که یک اتفاق را واقعی روایت کردی، در بعضی قسمت‌ها می‌توانی به آن چاشنی خیال اضافه کنی. اینکه می‌گوییم از تجربه زیسته بنویس، لازم نیست شخصیت‌ها همان نام را داشته باشند که در واقعیت دارند؛ حتی می‌‌شود مکان‌ها و زمان‌ها را دستکاری کرد. @Homanevesht
. رویداد هنری مجازی پرواز میناب🕊 🔰در دو رشته طراحی پوستر و تصویرسازی 📆تاریخ برگزاری: پنجشنبه و جمعه ۲۷و ۲۸ فروردین ماه ۱۴۰۵ 🔻اساتید رویداد : استاد حسن علی پور(هنری) استاد حامد ضمیری( محتوایی) ♦️به همراه خریداری آثار برتر ⏳مهلت ثبت نام: چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه ۱۴۰۵ جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آیدی زیر در ایتا و بله پیام دهید 👇🏻 @homa_game_admin 💠 هما | هنر معلمان انقلاب اسلامی ☑️ Eitaa.com/Homaart_ir 🌐 Homa-art.ir
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚 حلقه کتاب🛎
| آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین | نوشته ی اصغر طاهر زاده ♡معلوم نیست ما منتظریم تا آشتی از او شروع شود و یا او منتظر است تا آشتی از ما شروع گردد. قصه آشتی با خدا قصه به‌سرآمدن انتظار است، انتظاری که نمی‌توان از آن گذشت... زهرا خلیلیان ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
رمان " بینوایان " اثر مشهور ویکتور هوگو، شاعر، و نویسنده قرن 19 فرانسه ، یکی از بزرگترین و بهترین رمان‌های دنیا محسوب می‌شود . هوگو در زمان حیاتش همواره به دلیل داشتن عقاید آزادی‌خواهانه و حمایت قلمی و لفظی از طبقات محروم جامعه، مورد خشم سران دولتی و حکومتی بود. رمان بینوایان برجسته‌ترین اثر وی به دلیل مشخصه‌های منحصر به فرد خود از جمله : انسان دوستی، داستان گیرا، شخصیت‌های گوناگون، صحنه‌های رنگارنگ و ارائه تصاویری واقعی از بی‌عدالتی و فقر هنوز هم طرفداران بسیاری در دنیا دارد. از جمله شخصیت‌های مهم این حماسه بزرگ عبارتند از : ژان والژان ، کوزت ، تناردیه ، ماریوس، فانتین ، اسقف مایرل و ... چهره چند قهرمان در بینوایان‌ برجسته‌تر ترسیم شده‌ است، از جمله ژان والژان. او مرد میانسالی است که به سبب سرقت یک قرص نان، 19 سال زندانی می‌شود و پس از تمام شدن ایام محکومیت جایی برای رفتن ندارد و کسی پناهش نمی‌دهد، در اوج درماندگی به خانه اسقفی پناه می‌برد ولی این مهمان ناخوانده نیمه شب ظروف نقره اسقف را به سرقت می‌برد. او ساعتی بعد به دست ژاندارم دست گیر می‌شود، ولی بزرگواری اسقف مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد.. زهرا خلیلیان ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
«من نجات دهنده‌ی فلسطین می‌شوم» این یکی از جمله‌های فهرست آرزوهای کریم ۱۳ ساله است که هرگز فکر نمی‌کرد، با زندگی کردن در سرزمین قهرمان‌ها، روزی به آن برسد. «یک تکه زمین کوچک» داستان مقاومت است؛ داستان ملتی است که مانند ققنوس هر روز از خاکستر خود زاده می‌شوند. زهرا خلیلیان ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
📚درباره کتاب: هم درس‌خوان بود، هم ورزشکار جوانی خوش بر و رو و متفاوت با همه جوان‌ها... اگر سودای متفاوت بودن در سر داری و می‌خواهی مثل همه نباشی با یک زندگی تکراری! چندساعتی همنشین و هم صحبت شو با ابراهیم ✏برشی از کتاب: تا ابراهیم وارد باشگاه شد بهش گفتم تیپ و هیکلت خیلی جالب شده. تو راه دوتا دختر پشت سرت مدام از تو حرف می‌زدند. خیلی ناراحت شد. فردا که آمد باشگاه خنده‌ام گرفت. پیراهن بلند و شلوار گشاد پوشیده بود. و لباس‌هایش را به جای ساک ورزشی داخل کیسه پلاستیکی انداخته بود... زهرا خلیلیان ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
...InShot_20260402_015750997_02042026.mp3
زمان: حجم: 4.6M
🔶بعضی از دوستان به مسئله عدالت در آموزش و پرورش اشاره کردند. اگر ما در مدیریت آموزش و پرورش به مسئله عدالت توجه کنیم، نتیجه این خواهد شد که در آینده کشور، عدالت نسبی بین قشرها و مناطق کشور برقرار خواهد شد. اگر ما امروز در آموزش و پرورش نگاه عدالت محور نداشته باشیم، نتیجه این خواهد شد که اختلاف طبقاتی در آینده کشور روز به روز بیشتر خواهد شد؛ تاثیرات آموزش و پرورش را ببینید. 🎙محبوبه رجبیان 📚معلم باید در خط مقدم باشد؛ ص۱۴۵ 📜بیانات در دیدار معلمان سراسر کشور، ۱۳۸۵/۲/۱۲ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 به وقت روایت... ⭕کپی‌برداری از متن‌های کانال فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
یازدهم فروردین | قزوین | مسجد ولایت همچنان جلوی مسجد ولایت ایستاده‌ایم. پرچم‌هایمان را بالا برده‌ایم و می‌چرخانیم. رفته رفته جمعیت بیشتر و بیشتر می‌شود. چند آقا و چند پسر نوجوان با چوب دستی‌های خادمی مدام در بین جمعیت راه می‌روند و از ما می‌خواهند کمی بالاتر، در طول خیابان بایستیم و متراکم نباشیم. اما انگار مردم دوست دارند به مسجد نزدیک‌تر باشند که کمتر جا‌به‌جا می‌شوند. ساعت نه را نشان می‌دهد که سرود ملی، از بلندگوها پخش می‌شود: «پیامت ای امام، استقلال آزادی نقش جان ماست...» و حالا ما در میدان ایستاده‌ایم تا بگوییم پیام اماممان را شنیده‌ایم و برای حفظ استقلالمان تا پیروزی نهایی در خیابان می‌مانیم. امشب تولد جمهوری اسلامی است و سرود ملی به سرود «تولدت مبارک» شباهت دارد. همه یک جور دیگر سرود می‌خوانند و دست بر سینه می‌گذارند. پشت سرمان خانمی کنار کالسکه ایستاده. با شور و هیجان پرچم بزرگی را بالا می‌برد و تکان می‌دهد. از او اجازه می‌گیرم و دوربینم دوباره قطعه‌ی دیگری از زیبایی‌های آن شب را قاب می‌گیرد. زیبایی مادرانه‌ای که حالا برای عزت مام میهن هم قدم برمی‌دارد. متوجه می‌شوم که او پسربچه‌ی دیگری دارد که جلوتر ایستاده و دارد مشق و تمرین این شب‌هایش را با بالا بردن پرچم انجام می‌دهد. کمی بعد خودم را کنار دو خواهر می‌بینم. خواهر کوچک‌تر پرچمی به دوش انداخته و نه تنها با دو دستش بلکه با دهانش هم عکس و پوستر نگه داشته! درکش می‌کنم. این شب‌ها آدم دلش می‌خواهد با تکه تکه‌ی وجودش پرچم و عکس رهبر را بالا ببرد و به تمام دنیا ارادت و علاقه‌اش را نشان بدهد. دلش می‌خواهد عشق به پرچم و وطنش را با سلول به سلول بدنش جار بزند. اسمش را می‌پرسم. نامش ریحانه است. از پشت سر از او عکس می‌گیرم. بعد لبخندی به نگاه پرشوق و ذوقش هدیه می‌دهم و با لحن معلمی که شاگردش کار درستی کرده به او آفرین می‌گویم. چشمانش برق می‌زند. ما در خیابان ایستاده‌ایم و یاران بسیاری با ماشین و موتور در خیابان‌ها پرچم و عکس رهبرانمان را می‌گردانند. آن‌ها با دیدن ما لبخند‌های پررنگ تحویلمان می‌دهند و ما با دیدن آن‌ها ذوق‌زده می‌شویم. لبخندشان را با لبخند و سر تکان دادن تلافی می‌کنیم. صحنه‌های جالبی می‌بینم که خنده‌ام می‌گیرد. مثل راننده‌ای که تخمه می‌شکند و علمداری را به بچه‌هایش سپرده‌است. آن‌ها هم قدرتشان را توی میله‌ی پرچم ریخته‌اند که از پنجره‌ی ماشین سر بیرون آورده و با زور بازوهای کوچکشان، علمداری می‌کنند. یا مثل آن خانمی که پرچم و عکس ندارد اما از ماشین دستش را بیرون آورده و انگار که آشنایی دیده‌باشد برای ما پیاده‌ها بای بای می‌کند! موتورسواری را می‌بینم که با گوشی صحبت می‌کند. جلوی موتورش پرچم به تن کرده‌است. چراغ روشن موتور پرچم را نورانی کرده. به همسرم می‌گویم ای کاش با شاگردم عکس یادگاری انداخته‌بودم. ریحانه را می‌گویم که به محض رسیدن به محل تجمع دیده‌بودمش. همسرم می‌گوید به او زنگ بزن و پیدایش کن. می‌خندد و ادامه می‌دهد که به او بگو دو نمره به نمره‌‌اش اضافه می‌کنی به شرط اینکه پرچم بزرگی که دستش بود به ما بدهد! به پرچم‌های کوچکی که در دست داریم نگاه می‌کنم و می‌گویم ارزش این پرچم‌ها خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. گوشی‌ام شارژ ندارد که به ریحانه زنگ بزنم... فائزه فداکار✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
به جمعیت نگاه می‌کردم خودم هم باورم نمی‌شد چگونه می‌شود خدا با ما چه کرده که این گونه ایستاده‌ایم چه چیزی در دل‌هایمان جان گرفته که فرقی نمی‌کند چه شده باشد ما با پرچم‌هایمان هر شب پای قرارمان هستیم پسری ۶ ساله از کنارم رد می‌شود علمِ بزرگ لبیک یا حسین را به سختی بر روی شانه‌اش حمل می‌کند و جمعیت را کنار می‌زند تا خودش را به میانه میدان برساند کامیون‌های بزرگ که حالا بارشان در و پنجره‌های خانه‌ای بود که مردمش تا دیشب در همین جمعیت بودند از کنارمان رد می‌شد انگار رجز‌خوان میدان می‌دانست که باید چگونه شروع کند با صدای بلند رو به جمعیت فریادزد: «کی خسته است؟» گویی جمعیت منتظر همین کلام بود یک صدا فریاد زدند: «دشمنننن!» واقعا هم دشمن خسته بود خسته شده بود که خانه‌ای را هدف گرفته بود که اهالی خانه‌اش هر سال محرم میزبان عزادارن کربلا بودند و حالا خودشان حماسه‌ای کربلایی ساخته بودند از این مردم خسته بود از این مردم که ساعت ۳:۴۰ دقیقه بامداد رژیم ظالم صهیونی ـ آمریکایی به محل زندگی هم محله‌ای آنها هجوم آورده بود مردمی که از همان ساعت‌های اولیه فرقی نداشت که چه کمکی از دستشان بر می‌آید خودشان را به خانه‌های آوار شده رسانده بودند مردمی که با گریه روضه علی اکبر (ع) می‌خوانند و پیکر‌ها را از زیر خاک و آجر‌های خانه بیرون می‌کشیدند مردمی که نماز صبح را به جماعت در کوچه‌های خاک‌گرفته خواندند حالا دشمن را خسته کرده بودند، خسته‌تر از همیشه؛ اما این مردم هنوز هم مشتشان را مقابل دشمن گره کرده بودند ما ایستاده‌ایم و ایستاده خواهیم ماند و لبیک یا حسین سر می‌دهیم به یاد تمام شهدای مظلوم این خاک ریحانه امیری زاده✍ روایتی از بامداد دوشنبه محله ابوذر تهران 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht