eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
382 دنبال‌کننده
317 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
آیا گمان می‌بردی روزی معجزه را در خیابان ببینی همان خیابان که چندی پیش میدان جولان نانجیبان بود گمان می‌بردی که روزی نه چندان دور خیابان محل عروج به آسمان‌ها می‌شود که تصور می‌کرد که شبی ملائک از آسمان به زمین آیند و بالْ فرش زمینیان کنند از شکوه این اصالت گوییا تمام اهل جهان انگشت حسرت به دهان گرفته‌اند ازین مردم گمان می‌بردی همان ایران و ایرانی که در تنگنای تحریم در خاموشی رسانه است چنان عزیز عالمیان شود که همه اهل عالم از شرق تا غرب پرچم سه رنگش را برافرازند و تکریمش کنند که گمان می‌برد این عزت را بلاشک که هرکه را خدا عزیز کند هیچکس نتواند خارش کند.. سکینه ذاکری ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
وقت دیدار فرا رسیده است. سراسر وجودمان از درد می‌سوزد. قلبمان آتش گرفته است. جان ما را ستاندید! آری، جان ما بود. اما این‌گونه نخواهد شد که پنداشتید! سالیان دراز، پای بر گلوی ما فشردید. نفَس‌مان را می‌خواهید؛ می‌دانم! می‌خواهید ایران را بزدایید. اما اگر هشت سال دفاع مقدس را به یاد داشتید، چنین خطایی نمی‌کردید. بر پیکر ایران زخم زدید. مردم ایران را به جان هم انداختید. چه می‌خواهید؟ مقاومت ما را؟ ما ایرانی هستیم. ما ملت امام حسین (ع) هستیم. ما ملت شهادتیم خطا کردید که با گرفتن جان ما، گمان کردید نفس‌مان را نیز خواهید گرفت. این نظام و این انقلاب فراتر از این سخنان است. خدای روح‌الله (ره) کنار ماست. خدای شن‌های طبس کنار ماست. خدای خرمشهر کنار ماست. خدای شب محاصره‌ی بچه‌های کمیل کنار ماست. کمی بیندیشید؛ چرا پیروز نمی‌شوید؟ چنین باوری هرگز تحقق نخواهد یافت. امسال را برای ما به خاک و خون کشیدید، اما اشتباه کردید! وجود شما دیگر هرگز به این خاک پاک باز نخواهد گشت. مطمئن باشید این‌بار عاشورایی مبارزه خواهیم کرد. در اسلامِ نابِ محمدی (ص) تماشاچی نخواهیم داشت؛ یا در صفِ حسینِ زمان ایستاده‌ای، و یا در کنارِ شمرِ زمان. می‌دانم شکست خوردن از ایران برایتان بسیار سخت است؛ ابرقدرت بودید! می‌دانم بسیاری از به‌اصطلاح هموطنان ما نیز منتظر شما بودند. سخت است؛ هر کاری می‌کنید، نتیجه نمی‌دهد. هر جنایتی که از دست‌تان برمی‌آمد، از این خاک پاک دریغ نکردید. حال بشنوید! در کنارِ سید مجتبی (حفظه الله) حرکت خواهیم کرد. سخت است؛ ایران در مقابل شما ایستاده است. شما عادت دارید همه‌ی سرزمین‌ها، سرزمینِ خودتان باشد؛ بدعادت شده‌اید. یاد خواهید گرفت؛ نگران نباشید! ایران است؛ سرزمینِ مقاومت‌ها. سرزمینِ آریوبرزن‌ها. سرزمینِ میرزاکوچک‌خان جنگلی. سرزمینِ رئیس‌علی دلواری. سرزمینِ سلیمانی و سلیمانی‌ها. که از شنیدن نامش، وحشتی به تن‌تان می‌افتد؛ آن‌سَرش ناپیداست. اشتباه کردید! ایران، کشورِ مهدی (عج) است. موعد نزدیک است. وقتِ دیدار است. عید است. مائده براتی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
💠شعارهای معلمانه جهت حضور در میدان و پارچه‌نویسی 🔺از مدرسه تا کفِ میدان / تربیت آمده به میدان 🔺فریادِ معلم، فریادِ حق است / سکوتِ او، مایهٔ ننگ است 🔺وطن سرایِ تربیت است / به پیش ای معلمِ میدان‌دار! 🔺مدرسه، تمرینِ اتحاد است / تربیت، در جنگ، مراد است 🔺جهان مبهوتِ قدرتِ ایران است / این سلطه، از تربیت و ایمان است 🔺جهاد در عرصه تربیت عین میدون جنگه / خلاصه که معلم، وقت نبرده 🔺در فرهنگِ ایران، ذلت نیابد راه / با خصمِ ظالم، ایرانی جوید فتح و جاه 🔺معلم، علم برگیر، شو چون علمدار / به انتظارِ تو، میناب نشسته بیدار 🔺ای افسرِ سپاه پیشرفت، درسِ وحدت بده / ای فرمانده کلاس، درسِ عزت بده 🔺میدان، کلاسِ درسِ ماست / مقاومت، سرفصلِ ماست 🔺انتقام، طرحِ درسِ ماست / با ظلم، نبرد، حرفِ ماست 🔺ملت شهادت، این مکتب ماست / مشت گره‌کرده یادگار رهبرِ ماست 🔺معلم، بهرِ تبیین، رزم‌پوش شو / زِ اقتدارِ میهن، با شور و هوش شو 🔺آموزش و پرورش، پیشه ما / خاک و وطن، خطِ قرمز ما 🔺معلم، سربازِ فرهنگ است / همیشه، آمادهٔ جنگ است 🔺ایستادگی، قانونِ کلاسِ ماست / افسارِ جنگ، در دستِ ماست شما هم شعارهای معلمانه خود را برای ما ارسال کنید: @writing_team_1405 ⭕️ انتشار همراه لینک کانال 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 و بعضی روایت‌ها غم‌زدا اند... زنگ روایت🛎 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
ماشین‌ها هفتم فروردین است. امشب برای راهپیمایی خودرویی شال و کلاه کرده‌ایم. این شب‌ها ماشین‌های توی خیابان‌ها عجب تقدیری دارند. دست روزگار دست آدم‌هایی را روی فرمانشان گذاشته که در این زمانه به خاطر وطن پا روی گاز و ترمزشان می‌گذارند. شاید روزی برای سفر و گشت‌و‌گذار توی ایرانمان و چیزهای دیگر، آن‌ها را خریده‌اند. اما حالا حتی ماشین‌ها هم مأمور هستند از خیابان‌های وطن محافظت کنند. از فکر اینکه عمری به پراید گفتیم ارابه‌ی مرگ و حالا تعداد زیادی از همین‌ پرایدها در خیابان‌ها میدان‌داری می‌کنند خنده‌ام می‌گیرد. پرایدهایی که شاید برخلاف خیلی از ماشین‌های مدل‌بالای غایب، عاقبت بخیر به حساب می‌آیند! دارم با خودم فکر می‌کنم که یک خودروی بی‌جان می‌تواند به چه کمالاتی برسد! گویا یک‌ ماشین هم نهایت و غایتی دارد. اصلاً انگار عبادت این ماشین‌ها همین است! توی هر خیابانی که با خوش‌رکابمان داخل می‌شویم، ماشین‌های پرچم به دوش می‌جوشند و می‌خروشند. تا یک جایی با یک دسته از آن‌ها همراه و هم‌کاروانی هستیم و یک مرتبه می‌بینیم از آن کاروان به کاروان دیگری ملحق شده‌ایم! نقطه‌ی وصل و وصال ماشین‌ها هم شکوه خاصی به آن‌ها می‌دهد. برای هم چشمک می‌زنند و با پرچم‌هایشان به هم سلام می‌کنند! همه جور ماشینی در این معرکه چرخ به میدان گذاشته! از پیکان و پراید گرفته تا ماشین‌های آنچنانی! و حتی تاکسی‌ و مینی‌بوس. در این گشت‌زنی‌ها چشمم به پیکان سفیدی می‌افتد که نشان می‌دهد دود از کنده بلند می‌شود! پیکان است اما حامل موشک فتاح! توی دلم دست‌ مریزادی به این خلاقیت، روحیه، انرژی و حوصله‌ی صاحب پیکان می‌گویم و بعد هم این هنرش را توی دوربین گوشی‌ام می‌نشانم. انگار که توی پشت ماکت موشک، لامپی کار گذاشته که روشن است. حتی برای موشکش پایه‌های نگهدارنده هم درست کرده‌است. بنری به تن موشک کرده که رویش نام آن را که فتاح باشد نشان می‌دهد و دنباله‌اش نوشته «ما ملت امام حسینیم» و جلوتر هم پرچم ایران کشیده که به آن ماکت هویت و معنا داده‌است. کنار موشک، پرچم ایران توی هوا تکان می‌خورد. روی سقف ماشین بلندگوهایی خوش‌نشسته‌اند تا احتمالاً موشک را با نوای حماسی آقایان مداح گرم کنند و به هوا بفرستند! راستش از اینکه راهپیمایی خودرویی ارتباط آدم‌ها با هم را محدود می‌کند خوشم نمی‌آید. گرچه باید اعتراف کنم پرواز پرچم‌هایی که از داخل خودروهای ریسه شده در خیابان‌ها بیرون می‌آیند و پخش شدن صدای مداح‌ها که برای این روزها می‌خوانند خیلی جذاب و دیدنی است. مزیت دیگر راهپیمایی خودرویی خسته نشدن پاهای کوچک بچه‌های کم سن‌وسال و حتی گاهی چرت زدنشان در این غوغاست که واقعاً به آن‌ها و خانواده‌هایشان می‌چسبد! احتمالاً بعضی از پدربزرگ و مادربزرگ‌ها، مادران باردار و یا مادران نوزادان نورسیده‌ که مراقبت ویژه لازم دارند و مادرانشان پای راه رفتن‌های طولانی ندارند از این دسته‌روی خودرویی استقبال کنند. و این یعنی فرصتی برای حضور در میدان خیابان و وطن‌داری برای همه. تن ماشین‌هایتان سلامت، باکشان پر، چرخ‌هایشان در مسیر حق چرخان، بوق پیروزیشان کوک و رویشان در این جهاد سفید بادا. فائزه فداکار✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
از وقتی شنیدم که در بجنورد هم قرار است شب‌ها به تجمعات برویم دل توی دلم نبود. خوشحال بودم که حداقل چند روزی که مهمان بجنورد هستم ادای فریضه می‌کنم. ساعت حدود هشت شب راه افتادیم. داخل اتوبوس کنجکاو و سراسر علامت سوال که آیا تجمعات در بجنورد هم مانند شیروان برگزار می‌شود یا متفاوت است! فاصله جایی که پیاده شدیم تا رسیدن به میدان شهید را شعار دادیم و در تمام طول مسیر، باری دیگر پیاده‌روی اربعین در قالب کوچکتری برایم تداعی شد. بوی اسپند با دود آتشی که روشن کرده‌بودند در هوا پیچیده‌بود و چاشنی آن صدای مداحی‌ای بود که از هر موکب پخش می‌شد. تعدادی از موکب‌ها از طرف هلال احمر، فشارخون مردم را می‌گرفتند‌. کار جالبی که جاهای دیگر کمتر دیده بودم. تازه به جمع متجمعان پیوسته بودیم که چشمم به آن مرد خورد. مردی که با عصا و یک پا به جمع پیوسته‌بود. در دلم به او احسنت گفتم و از اینکه بهانه‌ای برای آمدن به تجمعات بیاورم جا داشت عرق شرم بر پیشانی من بنشیند. مشغول شعار دادن و تماشای جمعیت بودم که آمدن کربلایی نریمان پناهی، پیرغلام اهل بیت هم ضیافت متجمعان وطنی و حسینی را کامل کرد. و آن نوای معروف! ریان بن شبیب در فضا طنین‌انداز شد. ذکر حسین، مدت‌ها بود بر لبانم نیامده بود. ذکر اباعبدالله مانند اکسیری بر قلب من نشست و مانند مرده‌ای که زنده می‌شود جانی دوباره یافتم. ذکر غریبی آقا.. غریبی آقایی که بعد از گذشت هزاروچهارصد سال‌ و با دُزی پایین‌تر دوباره تکرار شد. آخر کوفیان آقایمان را تنها گذاشتند. اما... مگر ما می‌گذاریم علی تنها بماند؟! چندشب پیش جناب مداح می‌گفت مگر ما مردیم که پیکر آقایمان روی زمین بماند؟ راست می‌گفت. ما نمی‌گذاریم. اما کاش مرده بودیم و روضه گودال قتلگاه را هرگز نمی‌شنیدیم. کاش.. ما نمی‌گذاریم به شهادت آقایمان بخندند و هلهله‌ی شادی سر دهند. محبوبه‌رجبیان ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
خیابان هایی که حسینه می شوند امشب، شب شهادت امام صادق (ع)، ۲۴ فروردین بود که با همسر و بچه‌هایم به میدان شهدا رسیدیم. هنوز باد سرد صورت‌مان را نگزیده بود که فهمیدیم امشب شهر حال دیگری دارد. آن‌قدر جمعیت آمده بود که به سختی جای پارک ماشین پیدا می‌شد. باران ریز می‌بارید و موج آدم‌ها از هر طرف به سمت میدان حرکت می‌کرد. پرچم‌های ایران در باد می‌خروشیدند و صدای قدم‌های آرام مردم، یک حس مشترک از مقاومت، ایستادگی، احترام و حضور را در فضا پخش می‌کرد. هرچه جلوتر رفتیم، بیشتر باورم شد که خیابان‌ها حسینیه شده‌اند. از بلندگوها مداحی پخش می‌شد و میان جمعیت حاج آقا سماواتی زیارت امین‌الله را می‌خواند. جمعیت آن‌قدر زیاد بود که گاهی مجبور می‌شدیم ایستاده چند ثانیه صبر کنیم تا مسیر باز شود؛ اما هیچ‌کس عجله نداشت، همه با آرامش و احترام کنار هم پیش می‌رفتند. کنار خیابان ایستگاه‌های صلواتی یکی پس از دیگری دیده می‌شد؛ چای داغ، خرما و نذری‌هایی که در این هوا جان آدم را گرم می‌کرد. مردمی که برای خدمت ایستاده بودند با لبخند پذیرایی می‌کردند و زیر لب صلوات می‌فرستادند. وقتی با خانواده‌ام میان آن جمعیت پرشمار پیش می‌رفتم، حس می‌کردم امشب فقط یک مراسم عزاداری نیست؛ یک روایت مشترک است، روایتی از حماسه‌ی مردم ایران، همدلی، حرمت و مردمی که حتی باد و سرما هم نتوانسته حضورشان را کم کند. زینب مرادی✍ تهران 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht