eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
382 دنبال‌کننده
317 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
ماشین‌ها هفتم فروردین است. امشب برای راهپیمایی خودرویی شال و کلاه کرده‌ایم. این شب‌ها ماشین‌های توی خیابان‌ها عجب تقدیری دارند. دست روزگار دست آدم‌هایی را روی فرمانشان گذاشته که در این زمانه به خاطر وطن پا روی گاز و ترمزشان می‌گذارند. شاید روزی برای سفر و گشت‌و‌گذار توی ایرانمان و چیزهای دیگر، آن‌ها را خریده‌اند. اما حالا حتی ماشین‌ها هم مأمور هستند از خیابان‌های وطن محافظت کنند. از فکر اینکه عمری به پراید گفتیم ارابه‌ی مرگ و حالا تعداد زیادی از همین‌ پرایدها در خیابان‌ها میدان‌داری می‌کنند خنده‌ام می‌گیرد. پرایدهایی که شاید برخلاف خیلی از ماشین‌های مدل‌بالای غایب، عاقبت بخیر به حساب می‌آیند! دارم با خودم فکر می‌کنم که یک خودروی بی‌جان می‌تواند به چه کمالاتی برسد! گویا یک‌ ماشین هم نهایت و غایتی دارد. اصلاً انگار عبادت این ماشین‌ها همین است! توی هر خیابانی که با خوش‌رکابمان داخل می‌شویم، ماشین‌های پرچم به دوش می‌جوشند و می‌خروشند. تا یک جایی با یک دسته از آن‌ها همراه و هم‌کاروانی هستیم و یک مرتبه می‌بینیم از آن کاروان به کاروان دیگری ملحق شده‌ایم! نقطه‌ی وصل و وصال ماشین‌ها هم شکوه خاصی به آن‌ها می‌دهد. برای هم چشمک می‌زنند و با پرچم‌هایشان به هم سلام می‌کنند! همه جور ماشینی در این معرکه چرخ به میدان گذاشته! از پیکان و پراید گرفته تا ماشین‌های آنچنانی! و حتی تاکسی‌ و مینی‌بوس. در این گشت‌زنی‌ها چشمم به پیکان سفیدی می‌افتد که نشان می‌دهد دود از کنده بلند می‌شود! پیکان است اما حامل موشک فتاح! توی دلم دست‌ مریزادی به این خلاقیت، روحیه، انرژی و حوصله‌ی صاحب پیکان می‌گویم و بعد هم این هنرش را توی دوربین گوشی‌ام می‌نشانم. انگار که توی پشت ماکت موشک، لامپی کار گذاشته که روشن است. حتی برای موشکش پایه‌های نگهدارنده هم درست کرده‌است. بنری به تن موشک کرده که رویش نام آن را که فتاح باشد نشان می‌دهد و دنباله‌اش نوشته «ما ملت امام حسینیم» و جلوتر هم پرچم ایران کشیده که به آن ماکت هویت و معنا داده‌است. کنار موشک، پرچم ایران توی هوا تکان می‌خورد. روی سقف ماشین بلندگوهایی خوش‌نشسته‌اند تا احتمالاً موشک را با نوای حماسی آقایان مداح گرم کنند و به هوا بفرستند! راستش از اینکه راهپیمایی خودرویی ارتباط آدم‌ها با هم را محدود می‌کند خوشم نمی‌آید. گرچه باید اعتراف کنم پرواز پرچم‌هایی که از داخل خودروهای ریسه شده در خیابان‌ها بیرون می‌آیند و پخش شدن صدای مداح‌ها که برای این روزها می‌خوانند خیلی جذاب و دیدنی است. مزیت دیگر راهپیمایی خودرویی خسته نشدن پاهای کوچک بچه‌های کم سن‌وسال و حتی گاهی چرت زدنشان در این غوغاست که واقعاً به آن‌ها و خانواده‌هایشان می‌چسبد! احتمالاً بعضی از پدربزرگ و مادربزرگ‌ها، مادران باردار و یا مادران نوزادان نورسیده‌ که مراقبت ویژه لازم دارند و مادرانشان پای راه رفتن‌های طولانی ندارند از این دسته‌روی خودرویی استقبال کنند. و این یعنی فرصتی برای حضور در میدان خیابان و وطن‌داری برای همه. تن ماشین‌هایتان سلامت، باکشان پر، چرخ‌هایشان در مسیر حق چرخان، بوق پیروزیشان کوک و رویشان در این جهاد سفید بادا. فائزه فداکار✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
از وقتی شنیدم که در بجنورد هم قرار است شب‌ها به تجمعات برویم دل توی دلم نبود. خوشحال بودم که حداقل چند روزی که مهمان بجنورد هستم ادای فریضه می‌کنم. ساعت حدود هشت شب راه افتادیم. داخل اتوبوس کنجکاو و سراسر علامت سوال که آیا تجمعات در بجنورد هم مانند شیروان برگزار می‌شود یا متفاوت است! فاصله جایی که پیاده شدیم تا رسیدن به میدان شهید را شعار دادیم و در تمام طول مسیر، باری دیگر پیاده‌روی اربعین در قالب کوچکتری برایم تداعی شد. بوی اسپند با دود آتشی که روشن کرده‌بودند در هوا پیچیده‌بود و چاشنی آن صدای مداحی‌ای بود که از هر موکب پخش می‌شد. تعدادی از موکب‌ها از طرف هلال احمر، فشارخون مردم را می‌گرفتند‌. کار جالبی که جاهای دیگر کمتر دیده بودم. تازه به جمع متجمعان پیوسته بودیم که چشمم به آن مرد خورد. مردی که با عصا و یک پا به جمع پیوسته‌بود. در دلم به او احسنت گفتم و از اینکه بهانه‌ای برای آمدن به تجمعات بیاورم جا داشت عرق شرم بر پیشانی من بنشیند. مشغول شعار دادن و تماشای جمعیت بودم که آمدن کربلایی نریمان پناهی، پیرغلام اهل بیت هم ضیافت متجمعان وطنی و حسینی را کامل کرد. و آن نوای معروف! ریان بن شبیب در فضا طنین‌انداز شد. ذکر حسین، مدت‌ها بود بر لبانم نیامده بود. ذکر اباعبدالله مانند اکسیری بر قلب من نشست و مانند مرده‌ای که زنده می‌شود جانی دوباره یافتم. ذکر غریبی آقا.. غریبی آقایی که بعد از گذشت هزاروچهارصد سال‌ و با دُزی پایین‌تر دوباره تکرار شد. آخر کوفیان آقایمان را تنها گذاشتند. اما... مگر ما می‌گذاریم علی تنها بماند؟! چندشب پیش جناب مداح می‌گفت مگر ما مردیم که پیکر آقایمان روی زمین بماند؟ راست می‌گفت. ما نمی‌گذاریم. اما کاش مرده بودیم و روضه گودال قتلگاه را هرگز نمی‌شنیدیم. کاش.. ما نمی‌گذاریم به شهادت آقایمان بخندند و هلهله‌ی شادی سر دهند. محبوبه‌رجبیان ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
خیابان هایی که حسینه می شوند امشب، شب شهادت امام صادق (ع)، ۲۴ فروردین بود که با همسر و بچه‌هایم به میدان شهدا رسیدیم. هنوز باد سرد صورت‌مان را نگزیده بود که فهمیدیم امشب شهر حال دیگری دارد. آن‌قدر جمعیت آمده بود که به سختی جای پارک ماشین پیدا می‌شد. باران ریز می‌بارید و موج آدم‌ها از هر طرف به سمت میدان حرکت می‌کرد. پرچم‌های ایران در باد می‌خروشیدند و صدای قدم‌های آرام مردم، یک حس مشترک از مقاومت، ایستادگی، احترام و حضور را در فضا پخش می‌کرد. هرچه جلوتر رفتیم، بیشتر باورم شد که خیابان‌ها حسینیه شده‌اند. از بلندگوها مداحی پخش می‌شد و میان جمعیت حاج آقا سماواتی زیارت امین‌الله را می‌خواند. جمعیت آن‌قدر زیاد بود که گاهی مجبور می‌شدیم ایستاده چند ثانیه صبر کنیم تا مسیر باز شود؛ اما هیچ‌کس عجله نداشت، همه با آرامش و احترام کنار هم پیش می‌رفتند. کنار خیابان ایستگاه‌های صلواتی یکی پس از دیگری دیده می‌شد؛ چای داغ، خرما و نذری‌هایی که در این هوا جان آدم را گرم می‌کرد. مردمی که برای خدمت ایستاده بودند با لبخند پذیرایی می‌کردند و زیر لب صلوات می‌فرستادند. وقتی با خانواده‌ام میان آن جمعیت پرشمار پیش می‌رفتم، حس می‌کردم امشب فقط یک مراسم عزاداری نیست؛ یک روایت مشترک است، روایتی از حماسه‌ی مردم ایران، همدلی، حرمت و مردمی که حتی باد و سرما هم نتوانسته حضورشان را کم کند. زینب مرادی✍ تهران 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
راهنمای کانال⛄️ ❄️چالش‌نامه منظور از چالش‌نامه متن ادبی است که به تحلیل مسائل می‌پردازد در واقع متنی بینابین متن احساسی و حماسی. ❄️ حلقه_کتاب منظور از حلقه کتاب اندکی فرصت جهت سرک کشیدن به دنیای کتاب‌ها است، حال یا بخشی از کتاب را می‌خوانیم و یا کتابی را معرفی می‌کنیم. ❄️ داستانک دوست‌داشتنی‌ترین محتوا، داستانک است. قالب داستانی در چند پاراگراف که دربردارنده شخصیت و زمان و مکان داستانی است. ❄️ شگفتانه‌نوشت راستش خودمان هم نمی‌دانیم چیست!😅 البته مزاح کردیم. می‌دانیم متنی است که خارج از چارچوب‌ها و محدودیت قالبی خاص است. نقد و بررسی آثار هنری، پادنما و پادکست‌ها و نمایشنامه‌ها و دیالوگ‌نویسی نیز به این بخش مرتبط می‌شوند. ❄️ شبهه‌مونی متنی معلمانه است در پاسخ به شبهه‌هایی که در کلاس برای دانش‌آموزان یا افراد جامعه پیش آمده. ❄️ ماهنامه متن مناسبتی است که با حال و هوای جامعه تناسب داشته باشد. ❄️ شعر برای تنوع و گوناگونی محتوا شعر نیز در کانال منتشر می‌شود. ❄️ برای انتشار متن‌های تبلیغی جهت کمک و حمایت شما در امر گسترش بستر انتشار است. ❄️ قلم‌آسا متن‌هایی در خصوص تقویت نویسندگی است و پاسخ به چالش‌های یک نویسنده تازه‌کار در آن گنجانده می‌شود. ❄️ ولایت‌نامه متن‌ تبیینی است برگرفته از متن‌های سخنرانی بزرگان و رهبران مقتدر انقلاب اسلامی. ❄️ فرهنگ‌آباد بعضی مشکلات موجود تربیتی باید ریشه‌ای به آن پرداخته شود و حالا فرصت بررسی این مسائل است. ❄️ روایت متنی بر اساس واقعیت که دربردارنده سوژه قابل پرداخت باشد. و بخش هیجان‌انگیز و سوال اکثریت😊 _ موضوع محتوا چه باید باشد؟ + تربیتی و معلمانه و متناسب با مسائل فرهنگ و جامعه و جریانات روز 🖇پیوست: متن‌ها دارای شناسنامه هستند یعنی نام کامل نویسنده در زیر متن نوشته می‌شود و از آوردن نام مختصر و تخلص و همچنین از اشاره به موارد خصوصی و قضاوت‌های شخصی در متن‌ها خودداری کنید و سعی کنید انتقاد خود را در متن در پرده‌ای از واژگان بیان کنید و از زبان ناسزا استفاده نکنید.کپی‌برداری فقط با لینک امکان‌پذیر است. متن‌ها اگر همراه عکس باشد، خیلی بهتر است و همچنین برای تسهیل در رویه انتشار تا حدودی نکات نوشتاری رعایت شود. 👇 🔺با زبان محاوره ننویسید و زبان، زبان معیار باشد 🔺از نقطه، ویرگول، نقطه ویرگول، دو نقطه، گیومه، پرانتز جهت بهتر خوانده شدن متن استفاده کنید امروز حال‌وهوای کانال غم‌بار، سنگین و مه‌آلود است. (ببینید ویرگول به واژه قبلی چسبیده و بعدش فاصله و بعد واژه بعدی و نقطه هم بدون فاصله با واژه قبلی آمده.) او گفت: «....» (بعد فعل دو نقطه، فاصله، گیومه، بدون فاصله جمله، بدون فاصله علامت نگارشی، بدون فاصله گیومه) 🔺نیم‌فاصله و فاصله را رعایت کنید نشانه جمع و ضمیر منفصل و فعل‌های ترکیبی و واژه‌های مرکب با نیم‌فاصله می‌آیند. درخت‌ها، پرچم‌ها، می‌آمدم، آمده‌بودند، بچه‌ام، هفته‌ای 🔺در دیالوگ‌ها می‌توانید از زبان محاوره استفاده کنید و برای دیالوگ‌های بدون فعل نقل قول از خط تیره استفاده کنید 🔺اگر نسبت به املای واژه‌ای شک دارید، حتماً آن را در لغت‌نامه بررسی کنید می‌توانید با توجه به این راهنما برای ما متن ارسال کنید و اگر تمایل به فعالیت مداوم دارید می‌توانید با ارسال مشخصات به جمع نویسندگان ملحق شوید🌱 با آرزوی سلامتی و گذران عمری با‌عزت البته در اثنای قلم‌ورزی 😊 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘ و اینک زمان شعرخوانی است... شعر🛎 ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
به فرمان ولی، مشت و خیابان شما را نقش چون ققنوس کرده به اعجاز قدم‌های ابابیل به زیر آن دولت منحوس کرده شما را چون دو تیغ ذوالفقارش خداوند علی مبعوث کرده به ظلمت‌های این شب‌های خاموش ‌شما را شعله فانوس کرده و از غوغای شب‌ها در میادین شیاطین از شما مأیوس کرده به مشت و بغض و تکبیر شبانه خدا تدبیرشان معکوس کرده همه اهل جهان حتی ملائک به اهل این وطن افسوس کرده و این مشت مقدس را برای تمام غاصبان کابوس کرده حضور هر دم اندر کوی و برزن کفن بر جان آن منحوس کرده بداند دشمن نادان و غافل که این مردم خدا مبعوث کرده و ایران خانه امن الهی است خدا بنیان آن مرصوص کرده سکینه ذاکری ( ذال) ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
مردم و خیابان گمان کردند ما از پا نشستیم به تیغ و خنجر دشمن شکستیم بدان، آگاه باش ای سعی باطل بر آن عهدی که ما بستیم، هستیم سکینه ذاکری ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
می‌سپارد مادری دخترش را با امید تا رود مدرسه به امید فردایی جدید دخترک خندان سوی مدرسه شتابان رفت تا بیاموزد درس ایثار و وطن، چون پروانه جست در میان همهمه، خندان بدند این دختران بود آموزگاری از تبار عشق، آمد سوی جان می‌نویسد روی تخته، عاشقان، ایران جان هست موضوعِ انشاء، در میانِ این میان ناگهان برخاست صدایی هولناک و دلخراش وحشتی همراه با مرگ و سکوتی دلخراش می‌شوند غرق در خون فرشته‌های مینابی زود بود اما پر کشیدند سوی آسمان مینایی فرشتگانی که حب الوطن رسمشان بود عشق همراه وطن با خونشان جلوه‌گر بود آری اگر در درس‌ها، نگرفته باشند بیست حب الوطن، کارنامه‌شان را داد بیست دانش آموز حدیث محمدی ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht