همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
معلمانه
در دوازدهم اردیبهشت سال پنج، روز معلم، قلبهای ما یادآور استقامت و فداکاری معلمان شهید و جانباز است. در کنار این یادهای گرامی، فقدانِ رهبری که همواره حامیِ تلاشِ معلمان بودند، غمی عمیق بر دل مینشاند. غمی که از نبود عزیزی نشأت میگیرد که سالها، در این روز عزیز با گشودن درب حسینیه امام خمینی (ره)، گرمابخش محفل معلمان بود.
کلام نورانی و راهگشای او، نقشه راهی برای یک سال تلاش و تعهد بود و عطر حضورش، هدیهای ماندگار برای ما محسوب میشد. اما امروز، فقدان آن عزیز، حلاوت این روز را تلخ کرده و جای خالیاش، اندوهی سنگین بر دلهایمان نهاده است.
با وجود این غم جانکاه، یاد و سیره او، چراغ راه ماست.
همچنین، یاد میکنیم از تلاش بیوقفه و ایثارگرانهی همکارانی که در دل سختیها و محدودیتهای ایام جنگ رمضان، از هیچ کوششی برای برپایی کلاسهای درس، حتی به صورت مجازی، فروگذار نکردند. شما مأمن آرامش دانشآموزان بودید و در بحبوحه چالشها، امید و دانش را به خانههایشان رساندید.
در این روز مبارک، بار دیگر با آرمانهای بلند رهبر عزیزمان، حضرت امام سید مجتبی خامنهای، تجدید پیمان میکنیم. رسالت خطیر خود را در تربیت نسلی مؤمن، انقلابی و بصیر، که وارثان فردای این سرزمین هستند، با تمام وجود میپذیریم.
و عهد میبندیم با الگوگیری از این ایثارگران، معلمان شهید و صالح، و با تکیه بر روحیه جهادی و پرتلاش، در سنگر تعلیم و تربیت، با تمام توان در راه اعتلای فرهنگ و اندیشه گام برداریم و دانشآموزان را در مسیر دستیابی به آرمانهای انقلاب اسلامی هدایت کنیم.
و مدرسه را کارخانهی انسانهای بزرگ بدانیم. معلمی که امروز، در کلاسش، فردا را میپروراند؛ و از کلاس او قرار است لشکری از دانایان، دانشمندان، و فرماندهان بزرگ، برای دفاع از آبروی وطن بیرون بیاید.
معلمان عزیز روزتان مبارک 🌺
زینب مرادی✍
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
پیمانِ گچ و آینه
به یادِ جانهای رفته، به شوقِ فردایی روشن؛
ای جانِ جانانِ این دیار، ای آنکه در رگهای تاریخ، خونِ غیرت جاری کردی؛
من، معلم این سرزمین، فرزند خاکی ام که ریشه در غیرت دارد و بال در ایمان .
از دلِ کلاس، از پسِ شیشههای پنجره که تصویرِ آسمان را به درون میکشد، با یادِ تو، با عشق به ایران، عهدی میبندم. عهدی به سپیدیِ گچ بر سیاهیِ تخته، به زلالیِ آینهای که حقیقت را بازتاب میدهد.
عهد میکنم که قلمم، نه تنها ابزارِ نوشتن، که رساترین فریادِ صداقت باشد. کلامم، لالاییِ آرامشبخشِ روحِ کودکانِ این سرزمین شود و اندیشهام، باغی سرسبز از دانایی و مهربانی.
به حرمتِ همین گچ که بر دستانم مینشیند و به عشقِ همین آینهی کلاس که چهرهی آینده را نشان میدهد، سوگند یاد میکنم:
که در مسیرِ تعلیم، جز راهِ عشق و راستی نپویم. در برابرِ هر آنچه که ایران را خدشهدار کند، چون کوه استوار باشم و در انتقالِ میراثِ گرانبهایِ این خاکِ اهورایی به نسلِ بعد، ذرهای کوتاهی نکنم.
شاگردانم را نه فقط با الفبایِ درس، که با الفبایِ عشق به وطن، با سرودِ آزادگی، با طعمِ حقیقت، و با صلابتِ مردان و زنانِ این دیار آشنا خواهم کرد.
تا زمانی که گچ بر تخته میساید و آینه، نورِ خورشید را بازمیتاباند، من در سنگرِ درس، پاسدارِ این امانتِ بزرگ خواهم بود.
پیمانِ گچ و آینه، تا ابد پایدار باد…
آرزو حسینی ✍
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
برجستگی انقلاب اسلامی به آن است که رهبران آن غالبا معلم بودند، متفکران آن معلم بودند!
معلم یک روز مطهری میشود و قیام میکند
یک روز شریعتی میشود و قلم میزند
یک روز بهشتی میشود و به مبارزه بر میخیزد
یک روز مفتح میشود و قلوب را فتح میکند
یک روز باهنر میشود و مظلوم میماند
یک روز رجایی میشود و شهید میشود!
معلم یک روز همت میشود و کلاس درس خود را به جبههها میآورد
یک روز ابراهیم هادی میشود و فدای وطن میشود
یک روز چمران میشود و لباس رزم بر تن میکند
یک روز آوینی میشود و روایت میکند
یک روز حسین بابری میشود و خود را فدای امنیت میکند...
معلم یک روز چکمه میپوشد و در سیل خوزستان خود را به مردم آسیبدیده میرساند
یک روز کوچ میکند و در زلزله آذربایجان به کمک هموطن خود میشتابد
یک روز طارق عچرش میشود که در آنسوی محرومیت در انتهای کارون، زندگی را به روستا میآورد
یک روز سایه سار ایل میشود و برفراز زاگرس در حوالی کوچ، زیر آفتاب کوهستان میایستد و الفبا را زمزمه میکند
یک روز آن معلم ساروی میشود که با تنها دانشآموزش پای پرچم میایستد
معلم، یک روز عبدالحمید شایگان میشود و در روزهای سخت وطن، خانه خود را به کلاس درس تبدیل میکند
یک روز فریبا جدیدی میشود که هر روز با تاکسیهای محلی راهی خانه تک تک دانشآموزانش میشود تا نکند فرزندانش از آموزش محروم بمانند
معلم در هر شرایطی خود را به خط اول مبارزه میرساند و نقشآفرینی میکند به طوری که در ابتدای جنگ رمضان این معلمان و دانشآموزان بودند که در میناب، جانفدای ایران شدند
معلم پس از جنگ هم از پا نمینشیند بلکه تبدیل به کارگر و بنا میشود و کوچ میکند به دل ویرانی و آوارهای جنگ تا مرهمی بر زندگیهای زخم خورده ببخشد....
مدرسههایمان را ویران میکنید؟
امروز ایرانمان به وسعت همه شهرها و روستاها به یک مدرسه تربیتی بزرگ تبدیل شده!
من معلمم در هر صورت پای ایران میمانم من در خیابان میمانم تا بچههایم در مدرسه جان ندهند!
زینب خاننیا✍
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
خونخواران زمان در همان ساعات اولیه حمله به سرزمین عزیزمان نشان دادند که چقدر از وجود علم و دانش ناب ایرانی وحشت دارند، آنها به خوبی میدانند که توانمندیهای امروز ایران عزیزمان در تمامی عرصهها چه عرصه نظامی، عمرانی، پزشکی و... همه زیر سایه همان مدارس و معلمانی هست که ایرانی و مسلمان هستند و عاشق بشریت. پس اولین ضربه را به مراکز آموزشی و علمی ما زدند تا چراغ علم و دانش در ایران را خاموش کنند؛ اما غافل از این هستند که علم و دانش در خون ملت ایران بوده و هست و خواهد بود.
بله با همه انتقادات درست و نادرستی که از ما معلمان میشود، ما معلمان در خط مقدم نبرد با دشمنان هستیم.
هستیم بر عهد وفاداری که با رهبر عزیز مان بستیم.
یاد همه دانش آموزان و معلمان شهید مدرسه میناب و همه شهدای جنگ تحمیلی با آمریکای خونخوار و اسرائیل شرور را در قلب و ذهن دانشآموزان ایران زمین حک مینماییم تا بدانند که ایران عزیز چگونه در طول تاریخ همیشه سر پا بوده است.
روز معلم مبارک🌱
محمد فرخی✍
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
هدایت شده از همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
🟡 اولین تیزر معرفی همانوشت
خوش اومدی به زنگ معرفی همانوشت😉
نشسته بودیم به در نگاه میکردیم❕
ناگهان قلم آه کشید و پروانهای از راه رسید.🦋
خب حتماً منتظرید که بگم تهش چی شد؟!
تهش شد...
🔺متنهاتون رو با مضمون تربیتی برای ما ارسال کنید.
به مناسبت هفته معلم ده متن توسط تیم نویسندگان همانوشت، انتخاب میشود.
ده متن انتخاب شده در کانال همانوشت، روز جمعه ۱۸ اردیبهشت به نظرسنجی گذاشته میشوند
و در نهایت یک متن با نظر مخاطبین کانال به عنوان متن برتر شناخته میشود
البته که نویسنده برتر «یک میلیون تومان» هم به عنوان جایزه دریافت میکند😊
فرصت تا یک روز قبل از روز نظرسنجی، پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ⏳
برای شرکت لطفاً در کانال عضو بشید و متنها رو با هشتگ #هفته_معلم به آیدی زیر ارسال کنید:
@writing_team_1405
#هفته_معلم
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
کلاسی که زیر پل روشن شد
امشب پنجاهویکمین شبیست که کنار دانشآموزان و همکارانم گرد هم آمدهایم. زیر پل آهنگ، خیابان ۱۷شهریور در حوالی دبستان دخترانه امام سجاد(ع)، هوا کمی خنک است اما صمیمیت جمع، گرمای خودش را دارد. یکی از همکارانم با لبخند دست روی شانهام میگذارد و ایام دهه کرامت و روز دختر را تبریک میگوید. صدای خنده و احوالپرسی بچهها که هرکدام پرچمهای زیبای ایران را در دست دارند، مثل زنگ مدرسه در فضا میپیچد.
گروه آرام به راه میافتد؛ یک پیادهروی آرام و منظم که بیشتر به همقدمی خانوادهای بزرگ شبیه است. بچهها و مادرانشان کنار ما قدم برمیدارند و درباره ایستادگی، مقاومت و حضورهای همیشگی این شب ها با هم حرف میزنند. حس عجیبی دارد؛ همان ترکیب اقتدار آرامی که وقتی جمعی متحد برای هدفی درست کنار هم حرکت میکنند بهوجود میآید. با رسیدن به میدان خراسان جمع دانشآموزی و همکاران و اولیا طرف مقابل خیابان رفته و مجدد به محل قرار اولیه و تجمعات شبانه بر می گردیم تا در کنار مردم همیشه در صحنه این شبها استغاثه و سرود حماسی بخوانیم و پرچمها را در زیر باران بچرخانیم و به دشمنان نشان دهیم ما از جانمان میگذریم اما از وطن هرگز.
من شانه به شانه شاگردانم راه میروم و احساس میکنم همین همراهی ساده، خود نوعی درس زندگی است.
بعد از پیاده روی حماسی کنار خیابان و نزدیک ستونهای پل میایستیم. نور چراغ گوشی مادران روی برگهای تمرین میافتد و جمعی از دانشآموزان نیمدایرهوار مقابلم میایستند. میگویم: «خب، امشب قرار بود تقریب را مرور کنیم.» چند مثال روی برگه مینویسم و ادامه میدهم: «یادتان باشد، وقتی عددی را تقریب میزنیم، داریم آن را به چیزی نزدیک میکنیم که فهمیدنش سادهتر باشد… درست مثل همین شبها که ما کنار هم، یادگیری را آسانتر میکنیم.» بچهها با دقت گوش میدهند و زیر نور کمرنگ، پرسشهای کوچک و بزرگشان را میپرسند. بعد از کلاس کوتاه، کنار مردم ایستاده به احترام وطن، چای داغی مینوشیم و صدای شعرهای حماسی و خروش پرچمهای ایران عزیز، مثل همیشه، شبی پر از اقتدار را پرمعنا میسازد.
این ایستادگی، مراقبت از درخت تنومند میهن عزیزمان ایران است؛ تدریس ریاضی زیر نور کمرنگ موبایل، ریشهایست که خاک وطن را نگه میدارد.
زینب مرادی ✍
#روایت
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
درخواستهایی داشتم.
انگشتر و عبای تبرک برای همسرم، و مگر میشود امیرمهدی سه ماههام را پیش فرزند حضرت زهرا(س) ببرم و دست خالی برگردانم؟! تازه پسرکم در شب ولادت حضرت زهرا(س) به دنیا آمده. حالا کنار فرزندشان بودیم. دلم میخواست با دعای ایشان بیمهاش میکردم.
میخواهم پسرم را خدمتشان ببرم تا برای عاقبت به خیری و شهادتش دعا کنند. و همچنین نامه و تمنای بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان را تقدیمشان کنم.
آقا میپذیرند.
کسی نامه را از من میگیرد.
نامه را به زحمت از آن شخص پس میگیرم! شوخی که نیست. امانت جمع مخلص و مجاهدی است که باید حتماًحتماً به دست صاحبش رسانده شود!
نوبت به نوشیدن شهد شیرین بیانات رهبرمان میرسد و نوبت به بیقراری امیرمهدی!
دیگر مجری نیستم. دوباره مادر میشوم. از شنیدن و یادگرفتن جا میمانم و صحبتهای آقاجان را دست و پاشکسته میشنوم. باخودم قرار میگذارم که در اولین فرصت بیاناتشان را بشنوم و بخوانم.
وقت نماز میشود.
نماز جماعت را پشت سرشان میخوانیم. وقتی دارند دعاهای خاص ماه رمضان را میخوانند، آقا مشغول نماز میشوند و من مشغول تماشای جزر و مد ماه
یاد وصیتنامهی حاج قاسم میفتم. تنهایی، مظلومیت و غربت حضرت آقا دلم را به درد میآورد.
صحنهی نماز ایشان و مناجات رمضانی که فضای حسینیه را پر کرده صحنهی دلبرانهای شده.
واژههایم نمیتوانند این صحنه را توصیف کنند.
آقا به مُهرشان و بعد هم به صورتشان دست میکشند.
خدایا! این پیرفرزانه را برای خودت و برای حجتت حفظ بفرما.
نماز تمام میشود. نوبت به افطار میرسد.
و حالا من نگرانم در ادامهی جلسه خواستههایم فراموش شود!
به جلو میروم و به خواهرانی که جلوی سیل دانشجویان را گرفتهاند قضیه را توضیح میدهم.
بالاخره آقایی روحانی پیدا میشود و قول پیگیری میدهد.
فائزه فداکار✍
قسمت سوم
#روایت
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
🔴هم اکنون بارش ناگهانی شعارهای معلمانه از آسمان همانوشت
شما هم میتوانید جملات خود را ارسال کنید🙌
من یک معلمم...
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
من یک معلمم؛ ایستاده در خطِ مقدم، برایِ فتحِ قلههای دانش و غیرت!
@Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
من یک معلمم؛ کلاسم سنگرِ غیرت، درسم مشقِ اقتدار!
@Homanevesht