eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
383 دنبال‌کننده
315 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ خونخواران زمان در همان ساعات اولیه حمله به سرزمین عزیزمان نشان دادند که چقدر از وجود علم و دانش ناب ایرانی وحشت دارند، آنها به خوبی می‌دانند که توانمندی‌های امروز ایران عزیزمان در تمامی عرصه‌ها چه عرصه نظامی، عمرانی، پزشکی و... همه زیر سایه همان مدارس و معلمانی هست که ایرانی و مسلمان هستند و عاشق بشریت. پس اولین ضربه را به مراکز آموزشی و علمی ما زدند تا چراغ علم و دانش در ایران را خاموش کنند؛ اما غافل از این هستند که علم و دانش در خون ملت ایران بوده و هست و خواهد بود. بله با همه انتقادات درست و نادرستی که از ما معلمان می‌شود، ما معلمان در خط مقدم نبرد با دشمنان هستیم. هستیم بر عهد وفاداری که با رهبر عزیز مان بستیم. یاد همه دانش آموزان و معلمان شهید مدرسه میناب و همه شهدای جنگ تحمیلی با آمریکای خونخوار و اسرائیل شرور را در قلب و ذهن دانش‌آموزان ایران زمین حک می‌نماییم تا بدانند که ایران عزیز چگونه در طول تاریخ همیشه سر پا بوده است‌. روز معلم مبارک🌱 محمد فرخی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🟡 اولین تیزر معرفی همانوشت خوش اومدی به زنگ معرفی همانوشت😉 نشسته بودیم به در نگاه می‌کردیم❕ ناگهان قلم آه کشید و پروانه‌ای از راه رسید.🦋 خب حتماً منتظرید که بگم تهش چی شد؟! تهش شد... 🔺متن‌هاتون رو با مضمون تربیتی برای ما ارسال کنید. به مناسبت هفته معلم ده متن‌ توسط تیم نویسندگان همانوشت، انتخاب می‌شود. ده متن‌ انتخاب شده در کانال همانوشت، روز جمعه ۱۸ اردیبهشت به نظرسنجی گذاشته می‌شوند و در نهایت یک متن با نظر مخاطبین کانال به عنوان متن برتر شناخته می‌شود البته که نویسنده برتر «یک میلیون تومان» هم به عنوان جایزه دریافت می‌کند😊 فرصت تا یک روز قبل از روز نظرسنجی، پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ⏳ برای شرکت لطفاً در کانال عضو بشید و متن‌ها رو با هشتگ به آیدی زیر ارسال کنید: @writing_team_1405 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
﷽ ۱۴۰۵/۲/۱۲ زنگ روایت🛎 👨‍🏫 درس امروز: "دیدار با انسان‌های بزرگ حرکتی پویا رقم می‌زند." ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ کلاسی که زیر پل روشن شد امشب پنجاه‌ویکمین شبی‌ست که کنار دانش‌آموزان و همکارانم گرد هم آمده‌ایم. زیر پل آهنگ، خیابان ۱۷شهریور در حوالی دبستان دخترانه امام سجاد(ع)، هوا کمی خنک است اما صمیمیت جمع، گرمای خودش را دارد. یکی از همکارانم با لبخند دست روی شانه‌ام می‌گذارد و ایام دهه کرامت و روز دختر را تبریک می‌گوید. صدای خنده و احوالپرسی بچه‌ها که هرکدام پرچم‌های زیبای ایران را در دست دارند، مثل زنگ مدرسه در فضا می‌پیچد. گروه آرام به راه می‌افتد؛ یک پیاده‌روی آرام و منظم که بیش‌تر به هم‌قدمی خانواده‌ای بزرگ شبیه است. بچه‌ها و مادرانشان کنار ما قدم برمی‌دارند و درباره ایستادگی، مقاومت و حضورهای همیشگی این شب ها با هم حرف می‌زنند. حس عجیبی دارد؛ همان ترکیب اقتدار آرامی که وقتی جمعی متحد برای هدفی درست کنار هم حرکت می‌کنند به‌وجود می‌آید. با رسیدن به میدان خراسان جمع دانش‌آموزی و همکاران و اولیا طرف مقابل خیابان رفته و مجدد به محل قرار اولیه و تجمعات شبانه بر می گردیم تا در کنار مردم همیشه در صحنه این شب‌ها استغاثه و سرود حماسی بخوانیم و پرچم‌ها را در زیر باران بچرخانیم و به دشمنان نشان دهیم ما از جانمان می‌گذریم اما از وطن هرگز. من شانه به شانه شاگردانم راه می‌روم و احساس می‌کنم همین همراهی ساده، خود نوعی درس زندگی است. بعد از پیاده روی حماسی کنار خیابان و نزدیک ستون‌های پل می‌ایستیم. نور چراغ گوشی‌ مادران روی برگ‌های تمرین می‌افتد و جمعی از دانش‌آموزان نیم‌دایره‌وار مقابلم می‌ایستند. می‌گویم: «خب، امشب قرار بود تقریب را مرور کنیم.» چند مثال روی برگه می‌نویسم و ادامه می‌دهم: «یادتان باشد، وقتی عددی را تقریب می‌زنیم، داریم آن را به چیزی نزدیک می‌کنیم که فهمیدنش ساده‌تر باشد… درست مثل همین شب‌ها که ما کنار هم، یادگیری را آسان‌تر می‌کنیم.» بچه‌ها با دقت گوش می‌دهند و زیر نور کم‌رنگ، پرسش‌های کوچک و بزرگشان را می‌پرسند. بعد از کلاس کوتاه، کنار مردم ایستاده به احترام وطن، چای داغی می‌نوشیم و صدای شعرهای حماسی و خروش پرچم‌های ایران عزیز، مثل همیشه، شبی پر از اقتدار را پرمعنا می‌سازد. این ایستادگی، مراقبت از درخت تنومند میهن عزیزمان ایران است؛ تدریس ریاضی زیر نور کم‌رنگ موبایل، ریشه‌ای‌ست که خاک وطن را نگه می‌دارد. زینب مرادی ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ درخواست‌هایی داشتم. انگشتر و عبای تبرک برای همسرم، و مگر می‌شود امیرمهدی سه ماهه‌ام را پیش فرزند حضرت زهرا(س) ببرم و دست خالی برگردانم؟! تازه پسرکم در شب ولادت حضرت زهرا(س) به دنیا آمده. حالا کنار فرزندشان بودیم. دلم می‌خواست با دعای ایشان بیمه‌اش می‌کردم. می‌خواهم پسرم را خدمتشان ببرم تا برای عاقبت به خیری و شهادتش دعا کنند. و همچنین نامه و تمنای بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان را تقدیمشان کنم. آقا می‌پذیرند. کسی نامه را از من می‌گیرد. نامه را به زحمت از آن شخص پس می‌گیرم! شوخی که نیست. امانت جمع مخلص و مجاهدی است که باید حتماًحتماً به دست صاحبش رسانده شود! نوبت به نوشیدن شهد شیرین بیانات رهبرمان می‌رسد و نوبت به بی‌قراری امیرمهدی! دیگر مجری نیستم. دوباره مادر می‌شوم. از شنیدن و یادگرفتن جا می‌مانم و صحبت‌های آقاجان را دست و پاشکسته می‌شنوم. باخودم قرار می‌گذارم که در اولین فرصت بیاناتشان را بشنوم و بخوانم. وقت نماز می‌شود. نماز جماعت را پشت سرشان می‌خوانیم. وقتی دارند دعاهای خاص ماه رمضان را می‌خوانند، آقا مشغول نماز می‌شوند و من مشغول تماشای جزر و مد ماه یاد وصیت‌نامه‌ی حاج قاسم میفتم. تنهایی، مظلومیت و غربت حضرت آقا دلم را به درد می‌آورد. صحنه‌ی نماز ایشان و مناجات رمضانی که فضای حسینیه را پر کرده صحنه‌ی دلبرانه‌ای شده. واژه‌هایم نمی‌توانند این صحنه را توصیف کنند. آقا به مُهرشان و بعد هم به صورتشان دست می‌کشند. خدایا! این پیرفرزانه را برای خودت و برای حجتت حفظ بفرما. نماز تمام می‌شود. نوبت به افطار می‌رسد. و حالا من نگرانم در ادامه‌ی جلسه خواسته‌هایم فراموش شود! به جلو می‌روم و به خواهرانی که جلوی سیل دانشجویان را گرفته‌اند قضیه را توضیح می‌دهم. بالاخره آقایی روحانی پیدا می‌شود و قول پیگیری می‌دهد. فائزه فداکار✍ قسمت سوم ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔴هم اکنون بارش ناگهانی شعارهای معلمانه از آسمان همانوشت شما هم می‌توانید جملات خود را ارسال کنید🙌 من یک معلمم... ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ من یک معلمم؛ ایستاده در خطِ مقدم، برایِ فتحِ قله‌های دانش و غیرت! @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ من یک معلمم؛ کلاسم سنگرِ غیرت، درسم مشقِ اقتدار! @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ من یک معلمم؛ کلاسم پادگانِ غیرت، قلمم سلاحِ جبهه‌یِ حق! @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ من یک معلمم؛ مانده در جبهه حق تا بماند دانشِ باطل، معلق! @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ من یک معلمم؛ کفنم پرچمم، الله سرورم. @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ من یک معلمم؛ سرباز این وطنم، مطیع فرمان رهبرم. @Homanevesht