eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
382 دنبال‌کننده
317 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ درسی از انسان ۲۵۰ ساله درجریان اغتشاشات شنیده بودم که می‌خواهند عزاداری امام حسین (ع) را به آشوب بکشند، درست مانند فتنه ۸۸. به راستی که چه جنایت‌ها که نکردند! این‌بار می‌خواهم برای حسین (ع) بنویسم. حسین‌جان، عزیزِ دل‌ها! من از دیار «محسن حججی» با شما سخن می‌گویم؛ از سرزمین همان مدافعِ حرمی که همچون شما، تشنه‌لب و بی‌سر به وطن بازگشت. حسین‌جان! می‌دانم که همه چیز را دیده‌ای. دیده‌ای که چگونه بچه‌ها در دانشگاه تهران به نماز ظهر ایستادند؛ عده‌ای به تماشا ایستاده بودند و عده‌ای دیگر مراقبِ نمازگزاران بودند. آن صحنه، ظهرِ عاشورا را برایم تداعی می‌کرد. سیاهیِ غمِ شما برای ما محترم است و همواره چون خونی در رگ‌های این ملت جریان دارد. آقای من! مردمی هستند که شما را دوست دارند، اما در برابر ظلم و جنایتکارانِ زمانه سکوت کرده‌اند؛ با آنان چه باید کرد؟ چگونه می‌توان به آنان فهماند که راهِ شما، راهِ ایران است که این سرزمین، سرزمینِ مقاومت است؟ هرچه زمان می‌گذرد، بهتر می‌فهمم چرا پدرتان علی (ع) سر در چاه می‌کردند تا صدای هق‌هق‌های شبانه‌اش را جز خدا و چاه، کسی نشنود. در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» خواندم که چگونه زندانیانِ دوران ستم‌شاهی، در میان شکنجه‌های ساواک، تنها با یادِ رنج‌های شما طاقت می‌آوردند. سردارِ ما گفت: «ما ملت امام حسینیم» و ما حقیقتاً ملتِ شماییم. رهبرمان نیز در سخنانشان با صلابت از شما یاد کردند که: «کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نخواهد کرد.» ایشان به ما آموختند که اگر قرار است اشکی بریزیم، باید برای حسین (ع) باشد که راهِ شهادت، همین است. عجب محرمی شود امسال… می‌خواهم در محرمِ پیشِ رو، به رهبرم بگویم: غمت، غمِ وطن شد. تو به آرزویت رسیدی؛ تو امام حسین (ع) را دیدی…» مائده براتی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🎧 کتاب صوتی دغدغه‌های فرهنگی فصل اول؛ طرح دغدغه فصل دوم؛ منشأ انقلاب اسلامی فصل سوم؛ فرهنگ و هنر ایران و انقلاب فصل چهارم؛ جریان روشنفکری بیمار فصل پنجم؛ جریان روشنفکری و انقلاب فصل ششم؛ تهدیدات درونی فصل هفتم؛ تهدیدات و تهاجمات بیرونی فصل هشتم؛ توقع انقلاب از جبهه فرهنگی فصل نهم؛ استنتاج ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
فصل اول؛ طرح دغدغه.mp3
زمان: حجم: 10.8M
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🎧 کتاب صوتی دغدغه‌های فرهنگی 🔴 برای شروع یک کار فرهنگی با گوش دادن این فصل از کتاب دغدغه‌های فرهنگی، قدم اول را بردار👣 🔹 فصل اول؛ طرح دغدغه 🎙گوینده: خاطره کردفیلابی منتظر فصل‌های بعدی باشید 🙌 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
﷽ ۱۴۰۵/۲/۱۴ زنگ داستانک🛎 👨‍🏫 درس امروز: "داستان واقعی از یک درد، اتفاق، حتی جنگ ساخته می‌شود." ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ یادداشت‌های یک صهیونیست خُب، همه‌ی ما به خوبی می‌دانستیم در جنگ نظامی حریف ایرانی‌ها نمی‌شویم؛ ولی پرزیدنت ترامپ می‌خواست عملا ثابت کند ... و بقیه‌اش را بهتر است نگویم. نگویم؛ از مذاکراتی که با ایرانی‌ها وجود نداشت؛ از جلساتی که با ایرانی‌ها برگزار نمی‌شد؛ از آتش‌بسی که یک طرفه بسته و یک طرفه تمدید می‌شد؛ و ... از حرف‌های ضد و نقیضی که بعضاً ما را در خبرگزاری‌ها و سایت‌های معتبر مورد تمسخر قرار می‌دادند که حتی واکنش پرزیدنت را در بر داشت: «من متجاوز نیستم. من پدوفیل نیستم. آن چیزهایی که خواندید را یک سری آدم مریض درست کرده‌اند. پدوفیل آمریکا من نیستم.» اما با همه‌ی این موارد ما از پرزیدنت ترامپ متشکریم. می‌دانید چرا؟ چون با این حرف‌ها باعث شد در ایران برخی حرف‌های او را باور کنند و احساس ناامیدی کنند که دارد به آنها خیانت می‌شود. به این برخی اضافه کنید؛ حتی انقلابی‌ها و حتی انقلابی‌های تند را . ما همان ناامیدی را در میان مردم با مسئولین می‌خواهیم که به لطف پُست‌های هر ساعت پرزیدنت ترامپ داریم موفق می‌شویم. اما حقیقتش با این مردمی که ما از ایران شناخته‌ایم؛ خیلی هم خوش‌بین نیستم. سیده‌زهرا میراحمدی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ هفت‌ساله، مفقودالاثر اولین بار از معلم مدرسه‌‌ اسمش را شنیدم. چهل روز گذشته بود و از ماکان خبری نبود. خانم ناصری معلم پایه‌ی سوم با ماکانِ کلاس اولی خیلی صمیمی بود. می‌گفت با هم فوتبال بازی می‌کردند و با تفنگ آبپاش سر به سر هم می‌گذاشتند. همانجا دلم برای مادرش هُرّی ریخت. چهل روز شده بود که از بچه‌اش خبر نداشت. هشت روز از آن چهل روز گذشت تا اعلام کردند ماکان برای همیشه مفقودالاثر شده. از او فقط یک پلیور آبی و یک لنگه کتانی پیدا شد. حتی با آزمایش دی ان ای هم چیزی از او پیدا نکردند و عاقبت جستجو در مدرسه تمام شد. دلم دوباره هری ریخت. به خودم دلداری دادم لابد مادرش باور کرده شهید شده. پذیرفته که برود سر آن قبر خالی و مثل صد و پنجاه و شش مادر دیگر برای آن سنگ سرد لالایی بخواند و موقع باران، چتر بالای مزار بگیرد. عدد روزها به پنجاه و سه رسیده بود که آن مصاحبه را دیدم و نه دلم که همه‌ی وجودم هری ریخت. همان شده بود که ازش می‌ترسیدم. مادر ماکان باور نکرده بود که بچه‌اش شهید شده: «ورزش داشتند، در حیاط بوده، شاید ترسیده و فرار کرده، منتظر هستم خودش برگردد». چیزی که مادر را می‌کُشد داغ فرزند نیست. غم بچه مثل یک آهن سنگین می‌چسبد به گوشه‌ی قلب و برای همیشه همانجا جا خوش می‌کند. اما امان از چشم‌انتظاری! انتظار مثل سراب می‌ماند که شبانه‌روز دست از سر مادر برنمی‌دارد. فکر می‌کند آبی هست که قرار است به آن برسد و عطشش را برطرف کند اما هر چه می‌دود نمی‌رسد. در تمام ثانیه‌ها و دقیقه‌ها و روزها آتش به جگر دارد که بچه‌ام کجاست؟ پای کدام سفره نشسته و چه می‌خورد؟ اصلا چیزی برای سیر شدن دارد؟ سر که روی بالشت می‌گذارد می‌گوید زیر سر بچه‌ام نرم است یا سفت؟ سردش است یا گرمش؟ پتو از رویش کنار رفته یا نه؟ مادر منتظر، هر بار که صدای زنگ خانه را می‌شنود، جوانه‌ی امید در دلش سر بلند می‌کند که شاید ماکان است. هربار که صدای دویدن بچه‌ای در کوچه بیاید می‌گوید نکند ماکان است. هر بچه‌ای که صدا کند مامان، آهنگ صدای ماکان در گوشش می‌پیچد و می‌گوید جانم مامان! ای کاش مادر ماکان دلش به آن قبر خالی، آن پلیور آبی و آن کتانی خاکی راضی شود، امان از چشم‌انتظاری... مریم صفدری ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ نویسنده برتر نویسنده‌ای برتر است که کوهی از تجربه است، مطالعه‌ای روزانه داشته‌باشد و برنامه‌ای مشخص برای نوشتن. او به قدری به همه چیز خوب نگاه می‌کند، به قدری خوب می‌شنود که احساس‌ها را خوب درک می‌کند. نویسنده‌ای برتر است که باهوش و خلاق باشد. و کسی باهوش است که برای ارتقای استعدادش تلاش و تمرین مداوم کند. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ ایستگاه انتظار 🔴به زودی مجموعه روایت‌های مقاومت از کانال همانوشت 🔸آثار برتر رویداد "مقاومت را معلمان روایت می‌کنند" ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🟡 اولین تیزر معرفی همانوشت خوش اومدی به زنگ معرفی همانوشت😉 نشسته بودیم به در نگاه می‌کردیم❕ ناگهان قلم آه کشید و پروانه‌ای از راه رسید.🦋 خب حتماً منتظرید که بگم تهش چی شد؟! تهش شد... 🔺متن‌هاتون رو با مضمون تربیتی برای ما ارسال کنید. به مناسبت هفته معلم ده متن‌ توسط تیم نویسندگان همانوشت، انتخاب می‌شود. ده متن‌ انتخاب شده در کانال همانوشت، روز جمعه ۱۸ اردیبهشت به نظرسنجی گذاشته می‌شوند و در نهایت یک متن با نظر مخاطبین کانال به عنوان متن برتر شناخته می‌شود البته که نویسنده برتر «یک میلیون تومان» هم به عنوان جایزه دریافت می‌کند😊 فرصت تا یک روز قبل از روز نظرسنجی، پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ⏳ برای شرکت لطفاً در کانال عضو بشید و متن‌ها رو با هشتگ به آیدی زیر ارسال کنید: @writing_team_1405 ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht