━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
همانوشت با لطف مخاطب زنده است
خسته نمیشود؛ این وفا او را احیا میکند...
شما با همانوشت چگونه سر میکنید؟👇
لینک ناشناس
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
@Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
یادداشتهای یک صهیونیست
ـ مردم موافق نظرات یک اقلیت رانتی از کف خیابان نیستند.
راستش را بخواهید ما خسته شدیم.
این از جنگیدنمان که بهتر است چیزی نگویم.
این از دروغهای رئیسجمهور ترامپ که دقیقهای شده.
و این هم از این مردم در خیابانهای ایران.
۶۵ شب است که ایرانیها در خیابان اند.
پرچم میچرخانند، شعار میدهند، پویش پلاکارد راه انداختهاند
هرشب به بهانهای شلوغتر میشوند، بیشتر میآیند.
باید کاری میکردیم.
مهرههای خارجی فایدهای نداشتند.
پس از داخلیها خواستیم کاری کنند.
باید این مردم متحد را به جان یکدیگر میانداختیم.
یک فعال سیاسی قدم پیش گذاشت و چه خوب هم رفت.
آنقدر از حرفهایش لذت بردیم که حد ندارد.
بله، ما به یک صهیونیست ایرانی احتیاج داشتیم.
صهیونیست که فقط در تلآویو نیست.
میتواند یک موجود ناز اسرائیلی _ ایرانی در تهران هم باشد که با خیال راحت و بدون نگرانی جاده صاف کن حملات داخلی و بمبارانهای دوباره برای مردمش باشد و آنجاست که او شریک خونی با ما میشود.
ما او را انداختیم جلو که خطشکن شود تا جامعه را آماده بدترین دوقطبیها کنیم که مرحله بعدش میشود زمینهسازی برای شورش و آشوب و حملات دوباره و این یعنی پیروزی ما.
نباید بگذاریم این خط در نطفه خفه شود. این مهرههای ارزشمند ما و روزنامههایشان که با پول ما تغذیه میشوند و تربیتیافتهی ما هستند باید بیشتر خودشان را نشان دهند.
فقط امیدوارم مردم ایران هم مثل ما که از جنگ خستهایم، از خیابان خسته شوند و مثل او دودستی کشورشان را تقدیم ما کنند.
اما حقیقتی را باید اقرار کنم؛
"همه که بی شرف و بی وطن نمیشوند."
نوشته شده به تاریخ امروز چهارشنبه: ۶ می ۲۰۲۶
سیدهزهرا میراحمدی✍
#داستانک
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
🔺من میترسم...
بعضی نویسندهها فقط تو خلوتشان، گوشه اتاقشان نویسنده اند، نه مخاطب دارند، نه اصول میشناسند، فقط مینویسند که نوشته باشند، از نقد شدن میترسند، از شناخته شدن میترسند، از عیب و نقصی داشتن میترسند. نویسنده اگر شجاع نباشد هیچگاه نویسنده نخواهد شد. نویسنده نباید از صراحت، حقیقت و واقعیت بترسد.
از نویسندگی هیچ نترسم
از خویش
از خویش
از خویش نترسم
#قلمآسا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
@Homanevesht
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
🟡 دومین تیزر معرفی همانوشت
این بار با معرفی مدرسه نویسندگی همانوشت در خدمتتون هستیم😊
مدرسه نویسندگی همانوشت آموزشش رو آغاز کرده✨
اونم چه آموزشی❗️
آموزش داستاننویسی که فکر نکنم ازش خسته بشی
هر سرفصلش راهی برای کشف تکنیکهای داستانیه🌱
همه میتونن تو این دوره شرکت کنن، هم نوقلمها و هم قلمزیها؛ چون با تمرینهایی که دوره داره میتونن یه پله رشد کنن و تکنیکها رو مرور کنن📝
برای ثبتنام سری اول از دوره فوت و فن قلم به آیدی زیر پیام بدید👇
@Ghalamasa
منتظر پوستر دوره باشید 🙌
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
💠مدرسه نویسندگی همانوشت تقدیم میکند:
🔸دوره فوت و فن قلم🔸
📌آموزش جامع داستاننویسی با ۲۸ سرفصل تخصصی همراه منتورینگ تخصصی توسط مدرس دوره و منتورینگ داستانی و ارائه تمرین
📍مدرس تخصصی دوره: «داستاننویس و نمایشنامهنویس، خاطره کردفیلابی»
مدرس محتوایی دوره: «سرکار خانم ریحانه خورشیدی»
🔺هزینه دوره: ۶۵۰ هزار تومان
🔺ظرفیت ثبتنام: محدود به ۴۰ نفر فراگیر
🔺به همراه صدور گواهی دوره و در صورت پذیرش، ورود به باشگاه نویسندگی همانوشت
📝برای ثبتنام به آیدی زیر پیام دهید↓
@Ghalamasa
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
بله | ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
رقص زمان در آینه خاطرات
این نامه را نه با جوهر، بلکه با نورِ ماه و سایهی ابرها برایت مینویسم. زمان، آن مسافرِ بیوقفهای است که هرگز نمیایستد، اما ما در سکونِ لحظهها، او را میبینیم. امروز میخواهیم با هم به عمقِ این رودخانهی جاری سفر کنیم و ببینیم چه گنجینههایی در بسترِ آن پنهان شده است.
- سفر به گذشته:
تصور کن در یک صندلیِ چوبیِ قدیمی نشستهای و به پنجرهای نگاه میکنی که به دیارِ کودکیات باز میشود. آنجا بویِ نانِ تازه، صدایِ پایِ مادر، و خندهی پدر در هوایِ سردِ زمستان میپیچد. زمان، آن روزها را با خود برد، اما خاطرهاش را در قلبت گذاشت. از تو میخواهیم بنویسی: کدام یک از آن لحظهها هنوز در ذهنات زنده است و چرا؟
- رقص در حال:
حال، همین لحظهای است که نفس میکشی. صدایِ تپشِ قلبت، گرمایِ نورِ خورشید روی پوستت، و بویِ خاکِ بارانخورده. زمان در همین لحظهها معنا پیدا میکند. از تو میخواهیم توصیف کنی که «اکنون» چه رنگی دارد؟ آیا مثلِ طلایِ مایع است یا مثلِ آبیِ اقیانوس؟
- نگاه به آینده:
آینده، آن قلمروی ناشناختهای است که مثلِ یک کتابِ باز در دستِ توست. چه داستانی میخواهی بنویسی؟ چه رویایی میخواهی به واقعیت تبدیل کنی؟ زمان به تو فرصت داده تا قهرمانِ داستانِ خودت باشی. از تو میخواهیم بنویسی: اگر زمان میتوانست یک هدیهی خاص به تو بدهد، آن هدیه چه بود؟
- رازِ زمان:
زمان، گاهی مثلِ یک دوستِ وفادار است و گاهی مثلِ یک غریبهی بیرحم. برخی میگویند زمان، درمانِ همهی دردهاست و برخی میگویند زمان، خودِ درد است. از تو میخواهیم با زبانی که فقط مالِ توست، بگوئی: زمان برای تو چه معنایی دارد؟ آیا او را دوست داری یا از او میترسی؟
- پایانِ سفر:
وقتی نوشتن تمام شد، به متنِ خودت نگاه کن. شاید ببینی که نه تنها یک متن، بلکه یک تکه از روحِ خودت را روی کاغذ ریختهای. این متن، هدیهی تو به دنیاست. آن را با عشق بخوان و به خودت بگو: «من، در این لحظه، زندهام و زمان، همراهِ من است.»
نرگس سهیلی✍
#شگفتانهنوشت
┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
ضدکارخانه
ـ من اعتقاد دارم، مهم ساز و کار یه جاست، نه شهرتش.
+ منظورت از ساز و کار چیه؟
ـ منظورم همدلی و همراهی آدما توی جمعیه که هدف مشترک دارن.
+ راستش این دفعه رو باهت موافقم، فقط گاهی این افراد هم رو دیر پیدا میکنن
ـ نه دیگه، قرار شده که همه بیان پای کار انتشار، مگه غیر اینه؟
#برای_انتشار
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━
@Homanevesht