eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
382 دنبال‌کننده
317 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
*یابوی قل‌قلی* همدان را موشک باران کردند، دخترم ترسید. شب از ترس خوابش نمی‌برد. مدام حرف می‌زد و سوال می‌کرد. ـ بابا این کیه داره شهر ما رو میزنه؟ دلم لرزید و یاد آن پدرانی افتادم که عزیزدردانه‌هایشان آن شب بعد از موشک‌باران دبستان شجره طبیه میناب کنارشان نبودند. نبودند تا برای پدرهایشان شیرین‌زبانی کنند و خودشان را لوس کنند و قند توی دل پدرهایشان آب کنند. چقدر سخت است آدم خودش را جای یکی از آن پدرها بگذارد. با صدا زدن دخترم به خودم آمدم و او شاکی گفت چرا جوابش را نمی‌دهم. سوالاتی پرسیده بوده اما من در خیالم برای لحظاتی کوتاه با یکی از آن پدران فرزند از دست داده مینابی هم‌ذات‌پنداری کرده‌بودم. تنها لحظاتی؛ اما لحظاتی بسیار سخت. دخترم پرسید: «بابا، این رئیس جمهور اسرائیل که میگی چرا اینکارا رو میکنه، مگه دیوانه شده؟» برای اینکه جوابش را بدهم و او یادش بماند شعری را که در دفترم نوشته‌بودم، خواندم. ـ یه یابو دارم قل‌قلیه سرخ و سفید، هزار رنگیه می‌زنم تو سرش هوا میره نمی‌دونی تا کجا میره من این دشمنو نداشتم مشق‌هامو خوب ننوشتم یهود بهم عیدی داد یه یابوی قل‌قلی داد. خندید و با هم شروع کردیم به تکرارش. می‌خندیدم؛ اما یاد آن پدر مینابی و آن دختران و فرشتگان پرپر شده رهایم نمی‌کرد. بهنام میرزائی✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*روزهای جنگ سخت* می‌دانستی کلمه سخت حد و اندازه ندارد. معنای کودکانه‌اش، این است که برای مدت کوتاهی در تنگنایی باشی. ـ مریم چرا گرفته‌ای؟! ـ امروز روز سختی داشتم‌، چند ساعت توی ترافیک بودم و دیر به محل کار رسیدم. یا مثلا امتحان ادبیات امروز سخت بود. یا دوری ازشما برایم سخت است. پس قبل از هرچیز باید دید از زبان چه کسی این کلمه گفته می‌شود. درحال حاضر ما درجنگ به سر می بریم. موقعیتی بسیار سخت،اما چرا سخت؟! من از نظر موضوعات کوچک مثل سر وصدای موشک‌ها احتمال بمباران و شهادت نمی‌گویم! بلکه از این نظر می‌گویم که تمام کفر در برابر تمام حق ایستاده است. کشور مسلمان ایران برای حفظ آرمان‌های انقلابی و اسلامی درحال نبرد سختی با قدرت‌هایی است که سال‌ها با قلدری خون مردم مستضعف را در شیشه کرده‌اند. ولی این بار برای آنها سخت است که یک جا تابلوی ایست و نه به خواسته‌های غیر عادلانه آنها در دستان قدرتمند ایرانیان برافراشته شده‌باشد! پس حداکثر تلاش خود را برای نابودی این نظام انجام می‌دهند! غافل از اینکه این بار پیروز صحنه نبرد آنها نیستند. وبه خاک مذلت خواهند افتاد چرا که سیلی سختی خواهند خورد! تکرار می‌کنم سیلی سخت! آن هم از شیر مرد، رهبر شهید سید علی که اکنون پرچم را به دست فرزند برومند خود سید مجتبی خامنه‌ای سپرده است. ما آزموده شدگان روزهای سختیم، جنگ هشت ساله،ترورها، تحریم های فلج کننده و... حالا آنها اگر توانستند سخت خود را با سخت ما مقایسه کنند. و منتظر بمانند که ما هم منتظر می‌مانیم. آنها منتظر وعده‌های پوچ شیطان و ما منتظر وعده نصرت الهی... «نصر من الله و فتح قریب» زهرا زرگران✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند* درد دوباره چون ماری سر برآورده بود. اشک گونه‌هایش را نوازش می‌کرد. چشم و گوشش به صفحه تلویزیون دوخته شده‌بود. سخنران گفت: «قرآن‌ها را باز کنید.» دست به قرآن برد. سوز درد توان دستش را گرفت. گردنش را به دسته کاناپه تکیه داد. خط قرمز رنگی روی صفحه تلویزیون نشست. چشمش تار شده بود. نوشته را دنبال کرد. _سومین رهبر انقلاب.... خودش را تکانی داد. درست دیده‌بود. دنبال نام بود. _آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای... صدای مرد توی مصلی، حرف سخنران را قطع کرد. آن‌هایی که نمی‌شنیدند، سردرگم چشم می‌چرخاندند. سخنران اعلام کرد: «دنیا بشنود، خامنه‌ای جوان شده و برگشته.» یکباره، همه از جا برخاستند. دست‌ها بالا، صدا توی مصلی پیچید: _لبیک یا خامنه ای _دست خدا عیان شد، خامنه ای جوان شد... دست به قرآن برد. بغلش کرد و روی سر گذاشت. رویا رستمی‌وند ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
*تنگه‌ی احد* دروغ چرا؟ می‌ترسم. به صداها عادت نکرده‌ام. هر گرومپی که می‌شنوم بند دلم پاره می‌شود که کدام بچه یتیم شد، کدام مادر داغ دید، کدام سرپناه آوار شد. دروغ چرا؟ می‌ترسم یک ساعت بعد، یک روز بعد، یک هفته‌ی بعد نوبت لانه‌ی کوچک من باشد. از دیوانه‌ی در حال سقوط هیچ چیز بعید نیست؛ اما راستش تا دلت بخواهد ادای شجاعت در می‌آورم. مثلاً وقتی بچه‌ها می‌پرسند صدای چی بود می‌گویم داریم دشمن را می‌زنیم. در گروه رفقا با استیکر خنده می‌نویسم یادتان باشد چهارصد تومان به دانشگاه بدهی دارم. به خواهرم که فهمیده سرکوچه را زده‌اند و دل نگران زنگ زده و اصرار می‌کند از تهران بروم می‌گویم زد تمام شد! به پدر همسر که می‌پرسد اگر زدند با سه تا بچه‌ی کوچک چطور می‌توانی فرار کنی می‌گویم خدا بزرگ است. نمی‌دانم چه می‌شود. نمی‌دانم چند روز، چند هفته و یا چندماه طول می‌کشد. نمی‌دانم کی ممکن است اینترنت قطع شود. کی ممکن است آب و برق و گاز قطع شود. کی ممکن است تلویزیون قطع شود. چیزی که می‌دانم این است که الان این شهر سنگر من است و روشن نگه داشتن چراغ خانه‌ام در آن وظیفه‌ی من است. تنگه‌ی احد من که فرمانده به من سپرده رها نکردن خیابان‌های این شهر است در این شب‌ها. سهم من از جهاد آماده کردن و راه انداختن بچه‌هایی است که عادت دارند نه شب بخوابند اما این شب‌ها تا یازده در خیابان هستند. سهم من بردن نوزاد شش ماهه‌ در سرما و باد زیر چند لایه لباس و پتو در خیابان است. درست مثل آن سرباز وطن که سهمش نشستن پشت لانچر و فشردن دکمه‌ی پرتاب موشک است. چه فرمانده زنده باشد چه نباشد ما هر کدام تنگه‌ای داریم که نباید رهایش کنیم. مریم صفدری ✍ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
اردوی مدرسه.mp3
زمان: حجم: 2.8M
مونولوگ‌خوانی اردوی مدرسه نویسنده: علیرضا محبی✍ گوینده: زهرا نوایی🎙 تقدیم به تمام دخترکان مینابی🙏 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
📌ایده تراکت برای استفاده در تجمعات مردمی👇 🔻محتوا برگرفته از متن‌های منتشرشده در کانال همانوشت است 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb 🖇 https://eitaa.com/Homanevesht