eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
383 دنبال‌کننده
315 عکس
8 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/J9wVbhE47t لینک ناشناس: https://ble.ir/bineshanBot?start=29e068716564 ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ اختلالِ تراز ظاهراً من یک ترازوام؛ آدم‌ها را وزن می‌کنم. گاهی برای دل‌خوشی آن‌ها، یکی‌دو نمره بالا و پایین نشان می‌دهم تا قندی در دلشان آب کنم. آن‌ها که نمی‌فهمند دارم بازی‌شان می‌دهم؛ البته ممکن است باهوش باشند و به من انگ «اختلال» بزنند. آن را نمی‌توانم کاری بکنم؛ چون قدرنشناسی دوایی ندارد. راستش فرقم با بقیه ترازوها این است که من را گذاشته‌اند در رأس «سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش» و حسابی تحویلم گرفته‌اند. سروکارم با معلم‌هاست؛ با وزنشان هم کاری ندارم. من که هرگز در محضر معلمان گران‌قدر، اسائه‌ی ادب نمی‌کنم. بیشتر شبیه یک تلنگرم؛ تلنگری که گاهی زنگ هشدارش به صدا درمی‌آید، جامعه‌ی معلمی را تکانی می‌دهد و بعد همه را به گفتمان و نشست و «بابا بیا مدرسه، تحولی راه بیندازیم» سوق می‌دهد. خواهش می‌کنم، کاری نمی‌کنم؛ کار اصلی را معلم‌ها انجام می‌دهند؛ همان‌ها که برای تغییر و تحول حاضرند خیلی کارها بکنند. ماشاءالله، لا حول و لا قوة الا بالله؛ کم نداریم از این معلم‌ها که مشق شب و روزشان تحول است. گاهی هم یادشان می‌رود که خودشان هم تحول‌لازمند. هرچه به آن‌ها می‌گویی: «به کجا چنین شتابان؟» حرف در کله‌شان نمی‌رود. می‌گویند باید به «معلم تراز انقلابی» نزدیک شویم. راستش گاهی دوست دارم برگردم به همان شغل سابق؛ یعنی وزن‌کشی… اما چه کار کنم؟ روزی که «سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش» را می‌نوشتند، من آن‌جا نبودم که از نوشتن واژه‌ی «تراز» جلوگیری کنم. به قدری کارم را سخت کردند که هر کس برای وزن‌کشی به سراغم می‌آمد، مجبور می‌شدم توضیح بدهم که من دیگر وزن‌کشی نمی‌کنم؛ سروکارم با «عیار کار فرهنگی» است. اما چون در جامعه جا نیفتاده بودم، مرا تافته‌ی جدابافته می‌دیدند. راستش حالا دیگر خیلی پیر شده‌ام. سال‌ها گذشته و هنوز هم نتوانسته‌ام بگویم ترازوی من دقیقاً چه چیزی را اندازه می‌گیرد. چند سالی هست که در خانه‌ی سالمندان، برای آبادی فرهنگ می‌جنگم. راستش هنرمندها مرا پیر کردند؛ هنرمندهایی که می‌دانستند هنرشان چقدر باارزش است، اما آن را در خدمت فرهنگ نمی‌گذاشتند؛ حتی همین نویسنده‌ها… بله، نویسنده‌ها که پدری از من درآوردند. هرچه می‌گفتم «دو خط کلام تو برای من بس است»، می‌گفتند: «نه، کارهای مهم‌تری داریم؛ آن‌ها را انجام بدهیم، بعد درباره‌ی تو هم فکر می‌کنیم.» اما هنوز که هنوز است، خبری از این پیر نگرفته‌اند. مخلص قلم، خاطره کردفیلابی ✍ هنر انقلابی، خلأ اصلی جامعه است برای نوشتن آماده‌ای؟ به این آیدی پیام بده👇 @Ghalamasa ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ عاشق ولی کم‌سواد پرفسور مریم میرزاخانی اگر می‌دانست بعد از دریافت مدال فیلدز که بالاترین مقام در علم ریاضی است، عکسش را با چنین تیتری می‌گذارید روی پروفایل کانال، اصلاً سمت ریاضیات نمی‌رفت. یعنی اصلاً معنایی نداشت که روی نظریهٔ تایشمولر، هندسهٔ هذلولوی، نظریهٔ ارگودیک و هندسهٔ هم‌تافته کار کند! البته شما می‌توانید عاشق ریاضیات و مرحوم میرزاخانی باشید، مشکلی ندارد. اما عشق حقیقی باید شما را یک گام به سواد نزدیک‌تر کند؛ نه این‌که به‌قدری شما را کور کند که منجر شود «ستاره‌ی ریاضیات / ستارهٔ ریاضیات» را به‌صورت «ستارهِ ریاضیات» بنویسید‌! علیرضا عبدی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ بی تو بهار قسمت مردم نمی‌شود هادی اگر تویی کسی گم نمی‌شود شاعر: محسن کاویانی میلاد امام هادی (ع) بر شیعیان جهان مبارک 🌹 🏞 تهیه پوستر: محمدجواد رحمن‌پور https://eitaa.com/Samen_Arts ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ دیالوگ‌نویسی برای زنده‌تر شدن متن داستان، نیاز به دیالوگ‌هایی است که از زبان شخصیت‌ها بازگو شوند. این دیالوگ‌ها باید متناسب با شخصیت‌پردازی باشند؛ یعنی شما باید ویژگی‌های اخلاقی شخصیت خود را در نظر بگیرید: آیا درون‌گراست، پرحرف است، ساکت است، اهل معاشرت است، یا جدی؟ دیالوگ‌ها نباید طوری نوشته شوند که انگار همه شخصیت‌ها شبیه هم حرف می‌زنند. برای اینکه در دیالوگ‌نویسی ماهر شوید، سراغ نمایشنامه‌نویسی بروید و به حرف زدن آدم‌ها دقت کنید. خاطره کردفیلابی ✍ (مدرس داستان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی) www.rubika.ir/Ghalamzi ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🟢چالش جدید این هفته چیه؟🧐 اگر قرار باشد قلمم از چیزی دفاع کند، آن چیز حتماً ... این جمله رو در سه پاراگراف کامل کن و برای همانوشت بفرست و روز جمعه در رأی‌گیری متنت رو شرکت بده🙂‍↔️ جایزه چیه؟ دو تا سرفصل آموزش رایگان مدرسه نویسندگی همانوشت 🙌 مهلت ارسال متن: چهارشنبه ۱۳ خرداد آیدی جهت ارسال متن👇 @writing_team_1405 ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ دژخیم‌خانه تا حالا طاعون گرفته‌اید؟ خب خیلی وقت است که دیگر کسی طاعون نمی‌گیرد. باشد؛ این‌طور فکر کنید. اما حقیقت این است که انگار همه‌ی ما دچار طاعونی لاعلاج شده‌ایم؛ طاعونی که برای مبتلا شدن به آن حاضریم اعتبار بانکی‌مان را صفر کنیم. این عفونت باکتریایی از زمانی شیوع پیدا کرد که آرزوی هر کودکی «یک موبایل» شد. خیلی هم فرقی نمی‌کرد چه مدلی باشد؛ فقط باید امکان دسترسی به فضای مجازی را می‌داشت. کم‌کم رقابت‌های سالم جایش را به رفاقت‌های ناسالم داد: رفاقت با واتساپ، رفاقت با اینستاگرام، رفاقت با تلگرام… تا جایی که این آرزوی به‌ظاهر گوگولی، تبدیل شد به یک «دژخیم‌خانه». راستش مدت‌ها در این دژخیم‌خانه نفس کشیدیم و کسی صدایش درنمی‌آمد. بچه بی‌صدا بازی‌اش را می‌کرد، مادر بی‌صدا خریدش را، و بابا بی‌صدا زیر پست‌ها کامنت می‌گذاشت. شب و روز در این خانه‌ها زیستیم؛ تا این‌که دخترک هوس کرد مقنعه از سر بکند، پسرک سینه سپر کرد و به جان دستگاه خودپرداز بیچاره افتاد، و ناگهان «نوای آزادی» در شهر پیچید؛ آزادی‌ای که معلوم نبود معنا و آرمانش از کدام سوراخ سربرآورده بود. هر چه بود گذشت؛ اما از من نشنیده بگیرید: نگذشت. اینترنشنال مگر ول می‌کرد؟ روی روح و روان جوان‌ها راه می‌رفت که: «بیایید، حقیقت این‌جاست. ما این‌جا حقیقت می‌فروشیم؛ بیایید بخرید. بابتش هم فقط یک “وحدت” بپردازید. چیزی نیست؛ خسیس و ملی‌گرا نباشید. راحت بخرید، کک‌تان هم نگزد؛ به‌موقع هم به شما کمک می‌رسانیم.» نمی‌دانم… شاید مجری‌های دلبری داشت که این‌همه «وحدت‌فروش» پیدا شد و یک‌هو بساط هیمنه برپا شد. موساد دلبران زیادی تربیت کرده بود؛ البته ما در ایران به آن‌ها «جاسوس» می‌گوییم. ناگهان دیدیم: ای دل غافل! قاپ بازیگران ایرانی را دزدیدند. خب، ما این‌ها را می‌فهمیدیم؛ اما می‌ترسیدیم بفهمیم. بلد نبودیم روشنگری کنیم. بلد نبودیم دانش‌آموزان‌مان را آگاه کنیم. بلد نبودیم قلم‌ورزی کنیم و داد و فریاد ترانه علیدوستی‌ها و احسان کرمی‌ها و حمید فرخ‌نژادها را در نطفه خفه کنیم. می‌گفتیم: «مگر نمی‌دانی؟ دنیای هنر از اول حاشیه زیاد داشته؛ ما چه کار به سلبریتی‌جماعت داریم؟» همان سلبریتی‌هایی که طاعون غربی گرفته بودند، میدان‌دار شدند؛ حتی حکم صادر کردند. هر چه بود گذشت؛ اما از من نشنیده بگیرید، نگذشت. رهبرمان را شهید کردند و ما به خودمان آمدیم. چه سیلی محکمی خوردیم! سیلی‌ای که همه‌ی ندانم‌کاری‌ها و اهمال‌کاری‌هایمان را آورد جلوی چشم‌مان. ما از دنیای هنر بازی خوردیم و گاهی مهره‌ای شدیم در بازی شطرنج آن طاعونیان. تا این‌جا که خواندید… بعد از این هم می‌خواهید بخوانید؟ راه دیگری نمانده جز مبارزه با این دژخیم‌خانه. سلاح را به دست بگیرید و کلمه‌ها را بر ورق بکوبید؛ که خیلی دیر کرده‌ایم. مخلص قلم، خاطره کردفیلابی ✍ هنر آوینی؛ یعنی مبارزه با فرهنگ غربی برای شروع حرکتی از جنس آگاهی و معرفت به آیدی زیر پیام بده و وارد مدرسه نویسندگی همانوشت شو👇 @Ghalamasa ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ یاعلی بگذارید به‌عنوان کسی که در بهترین دانشگاه‌های کشور درس خوانده، در صنعت کار کرده و در دانشگاه‌های معتبر و تراز اول سابقه‌ی تدریس داشته است، یک حقیقت بزرگ و بسیار مهم را با شما در میان بگذارم؛ حقیقتی که بسیاری دوست دارند شما را از آن غافل کنند. فاصله‌ی ما تا قله‌های تولید، دانش، فناوری و اقتصاد فقط یک «یا علی» است… فقط یک «یا علیِ» واقعی؛ یک «یا علیِ» از تهِ دل.✨🔥 ما ثابت کرده‌ایم که می‌توانیم. همین امروز هم دستاوردهایی داریم که بسیاری از ناظران و متخصصان جهان را شگفت‌زده کرده است.🌍🚀😮 این یعنی توانش در ما هست، استعدادش در ما هست، اراده‌اش در ما هست. اما آن لحظه که یک ملت، با هم و با ایمان و باور بگوید: «یاعلی»… آن لحظه که تصمیم بگیرد حرکت کند… خداوند به حرکت ما شتاب می‌دهد؛🤲🏻🔥 برکت می‌دهد، راه‌ها را باز می‌کند و قدم‌های کوچکِ ما را به جهش‌هایی بزرگ تبدیل می‌کند.⚡️✨ آن وقت است که قله‌ها دیگر دور نیستند… قله‌ها نزدیک می‌شوند… و ما با قدرت، یکی پس از دیگری آن‌ها را فتح می‌کنیم.🏔🚀💥 باور کنید: با ایمان، با تلاش، با همدلی و با گفتن یک «یا علی» از عمق جان، می‌توانیم خیلی زودتر از آنچه تصور می‌کنیم به قله‌های بزرگِ دانش، فناوری و اقتصاد برسیم.💪🏻🔥✨ زهراسادات موسوی ✍ www.rubika.ir/alborzedanesh ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ تصمیم ما کسی قرار نیست از ابرها فرود بیاید تا دردهای ما را درمان کند؛ نسخه‌ی شفا در گره کورِ انگشتانِ من و توست؛ آنجا که تفاوت‌ها به «انسجام» بدل می‌شوند. وقتی دیوارِ سوءتفاهم را برمی‌داریم و از آجرهای سختِ غرور، پلی می‌سازیم برای عبور… آنجاست که وطن دوباره نفس می‌کشد. باید دانست: «وحدت» تنها یک واژه در کتاب‌ها نیست؛ یک «تصمیم» است… تصمیمِ من و تو برای یکی شدن، برای ماندن و برای ساختن. سمیرا رفیعی ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
ایدئولوژی‌نامه.pdf
حجم: 711.8K
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔸از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🔴 ایدئولوژی‌نامه همانوشت تکمیل شد✅ 🔺قلم تشکیلاتی 🔺مردعنکبوتی 🔺مدرسه هنرمندان 🔺هنر انقلاب 🔺نان قلم 🔺تضارب آرا 🔺تبعید اجباری 🔺اختلال تراز 🔺دژخیم‌خانه نویسنده‌معلم: خاطره کردفیلابی ✍ ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ تراکنش موفق رسیدک: سلام. اینجا دیگه کجاست؟ رسیدیار: سلام، تازه‌وارد! رسیدک: ممنونم. تو خیلی وقته اینجایی؟ رسیدیار: پس چی فکر کردی؟ من اولین رسیدی‌ام که اینجا اومدم. رسیدک: پس حتماً جواب این سؤال رو می‌دونی. تا حالا دیدی رسیدِ کارت‌خوانی بیشتر از چند دقیقه عمر کنه؟! رسیدیار: بیشترین رسیدی که تو زندگیش عمر کرد، مادربزرگم ـ خدابیامرز ـ بود؛ رسیدِ خریدِ یه پیرزنی که ده دقیقه طول می‌کشید عینکش رو دربیاره تا یه چیزی رو بخونه. آخرش هم انداختش توی سطل آشغال و مادربزرگِ ده‌دقیقه‌ایِ من عمرش رو داد به شما. رسیدک: خدا بیامرزش. رسیدیار: خدا رسیدگان شما رو هم بیامرزه! اما ببین ما چقدر خوشبختیم که ما رو گذاشتن این بالا، وسط میدون شهر. رسیدک: آره... یه نفر می‌گفت ما رسیدِ کمک‌های مردم به خسارت‌های جنگیم. رسیدیار: باور کن ما رسید موفق‌ترین تراکنش تاریخیم. رسیدک: هورا به خودمون! پس عمر ما زیاد می‌شه. (هر دو می‌خندند و انگار خنده‌های رسیدهای دیگر هم به آن‌ها اضافه می‌شود.) فاطمه محمدی ✍ https://ble.ir/roshdrangi ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله