eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
534 دنبال‌کننده
739 عکس
42 ویدیو
51 فایل
از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🙌 ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/DHZ7EhRX1q ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ وحدت؛ تپشِ بیداری ما به هم پیوسته‌ایم؛ مهرمان پاینده و روحمان بالنده می‌شود، آنگاه که دل‌ها در کنار هم می‌تپند. عشق زمانی چندبرابر می‌شود که بی‌چشمداشت، در کنار یکدیگر باشیم و ضمیرها صاف‌تر از همیشه در نیت‌های یگانه، گره بخورند. نورِ این همدلی، زمانی به اوج می‌رسد که پشتمان به‌هم گرم باشد؛ آنجاست که کثرت، در آیینه‌ی وحدت، معنای یگانگی می‌گیرد و آسمانِ همبستگی، هوای پریدن می‌شود. در این فضای زلال است که راستی و ایمان، به امنیت می‌انجامد و دیوار فاصله‌ها فرو می‌ریزد. اما این وحدت، تنها آرامشی ساکن نیست؛ چراغی است که تاریکی جمود را می‌راند. تا امروز، ما در سایه‌ٔ آرامش دروغین مصلحت، سر در گریبان عادت‌های خویش داشتیم و «چارچوب‌های سخت» را «عقل» می‌پنداشتیم؛ غافل از آنکه سپرهای منفعت، حریم امن ایمانمان را تنگ کرده بودند. امروز اما، زمانِ بیداری است. بیایید سنگِ سنگینی را که بر دوشِ سکوت نهاده‌ایم، بر زمین بگذاریم. بیایید از خواب مصلحت برخیزیم و با نگاهی تازه به اطراف بنگریم. ببینید که چگونه با عبور از مرز غرورها و گره زدن دل‌ها، طنین وحدت ما، عَلَمِ عزت وطن خواهد شد و بانگ «الله‌اکبر» بر تارک اتحادمان خواهد درخشید. وقتی دست در دستِ هم بگذاریم، «مین‌های وحشت» دیگر نمی‌توانند مسیر حرکتمان را سد کنند؛ چرا که در وحدت، بارِ تنهایی سبک‌تر می‌شود و ایران، شکوهمندانه از حسرتِ ایستایی و سکون رها خواهد شد. ما به وحدت نیازمندیم؛ همان‌گونه که به آب، همان‌گونه که به عشق و همان‌گونه که به بیداری... خدیجه حسنی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📌برنامه سه‌شنبه ژرفای اندیشه و نجوا🍃 📍شعرکده 🔺ضیافت احساس و وزن؛ از شکوه غزل‌های کلاسیک تا سپیدی شعرهای معاصر برای بیانی لایه‌بردار از عواطف انسانی. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ نان وطن ‌دوست دارم تا کنم جان را به قربان وطن جان صدها همچو من ارزانیِ جان وطن اجتماع انسجام و همدلی و وحدت است اینکه می‌بینی به شب‌ها در خیابان وطن سنگر ما در خیابان است و وایِ ما اگر لحظه‌ای خالی شود سنگر ز یاران وطن پرچم جمهوری اسلامی ایران به دست شاهد رزم تمام ماست میدان وطن کوری چشم تمام پهلوی‌چی‌ها، فقط حضرت شاه خراسان است سلطان وطن شیر و خورشیدی اگر دیدی علی و آل اوست تا ابد شیر خدا باشد نگهبان وطن جز رضا جان نیست خورشیدی به ملک میهنم نور حق تابیده بر ما از خراسان وطن شرممان بادا اگر میهن به اهریمن دهیم وای اگر تسلیم او سازیم ایران وطن نان جمهوری اسلامی فراوان خورده ایم می‌شناسیم ای عزیزان حُرمت نان وطن حسین اعتمادی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📌برنامه چهارشنبه صحنه و صدا🎙 📍نمایشنامه‌کده 🔺دنیای دیالوگ‌های ماندگار و تضادهای دراماتیک. جایی که شخصیت‌ها در تقابل با هم، جوهره انسانی را روی صحنه می‌آورند. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ جنگ زمان (فائزه و نرگس همدیگر را در مرز نسل‌‌ها می‌بینند، فائزه دختر شهید است و نرگس نوجوان ناآگاه امروز) نرگس: تو کی هستی؟ فائزه: من از گذشته اومدم؛ از دل تاریخ. تو هنوز به دنیا نیومده بودی. نرگس: چه جالب! منم از آینده اومدم. مسخره‌مون کردی؟ فائزه: این‌قدر راحت از کنار تاریخ رد می‌شی؟ نرگس: بفرمایید عنصر مهم تاریخ! چه برایمان آورده‌ای؟ فائزه: برات یه پیراهن آوردم. نرگس: برای من؟ این‌که خونیه! فائزه: پیرهن بابامه. نرگس: اون عروسک چیه دستت؟ فائزه: می‌خوام کنار بابام خاکش کنم. نرگس: چه بلایی سرت اومده؟ فائزه: این بلاییه که سرِ تو هم اومده. نرگس: چی داری می‌گی؟ فائزه: من خیلی وقت ندارم. باید برم. نرگس: چی می‌خواستی بهم بگی؟ فائزه: می‌دونی چند تا پیراهن می‌تونم از دیار خودم برات بیارم؟ می‌دونی چند بار می‌تونم از حس یه دختر که پدرشو از دست داده بگم؟ خیلی بده که از جگرگوشه‌ات فقط یه قاب‌عکس بمونه رو دیوار. نرگس: تو هم طرف این بسیجیایی؟ فائزه: کی بهت یاد داده به یه هم‌وطن بگی بسیجی؟ می‌دونی ما جونمونو، امنیتمونو، راحتی و آسایشمونو مدیون چندتا از این آدماییم؟ می‌دونی تو همین تاریخی که حتی یه خطشم با جون و دل ورق نزدی، چندتا شهید دادیم؟ نرگس: چرا داری الآن اینا رو به من می‌گی؟ (فائزه به جلوی صحنه می‌آید و عروسکش را در بغل می‌گیرد) فائزه: برای اینکه یادت نره: ما همه برای یک خاکیم؛ چه کسایی که رفتن، چه کسایی که موندن. همه برای یک آرمان مشترک زنده‌ایم، چون نسل به نسل، پرورده‌ی مکتب شهداییم. هنوز هم ایستادیم؛ بی‌تردید. تبرها هم نمی‌تونن دست اتحادمون رو قطع کنن؛ چون ما خدا رو داریم، چون ما ریشه در این خاک داریم... خاطره کردفیلابی ✍ گزیده‌ای از نمایشنامه‌ جنگ زمان https://ble.ir/dastanmooni ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📌در اثنای زمان⏳ 📍تقویم‌کده 🔺مرور ردپای زمان؛ یادبودها و متن‌های مناسبتی که هویت تقویم ما را می‌سازند. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ سرخوش از آیه‌ی مباهله ایم گرمِ شادی و شور و هلهله ایم با غدیری دگر کنارِ رسول همرهانِ جدیدِ قافله ایم شیعه ایم و اسیرِ بندِ علی ما گدایانِ بند و سلسله ایم حلقه‌ی وصلِ حیدری داریم دشمنانِ نفاق و فاصله ایم شیوه‌ی ما جدال احسن شد سرفرازانِ در مُجادله ایم هر چه داریم از علی داریم غیر از این، پوچ و لغو و باطله ایم عشق آلِ نبی ست در دل ما عاشقانی همیشه یِک دِله ایم مِهر او را به غیر نفروشیم با خدا چون که در معامله ایم آل احمد همیشه بر حقّند سرفرازانِ هر مباهله ایم حسین اعتمادی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 📌 برنامه پنجشنبه رویش و تپش🍃 📍چالش‌کده 🔺فضایی صمیمی برای همراهی؛ اینجا از حالت شنونده خارج می‌شویم و با هم می‌نویسیم، تجربه می‌کنیم و خلاقیتمان را در بوته آزمایش می‌گذاریم. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔺چالش این هفته: «اگر قلمم زبان فرهنگ باشد، گله می‌کند که...» ⌛️پایان نظرسنجی: ساعت ۲۲ 🎁جایزه متن برتر: مبلغ سیصد هزار تومان متن‌ها بدون نام در کانال قرار داده خواهد شد و نظرسنجی بر اساس شماره متن انجام می‌شود ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ متن شماره یک اگر قلمم زبان فرهنگ باشد، گله می‌کند که چرا فرهنگ در این عصر به جزیره‌ای متروک بدل شده؛ جزیره‌ای که تنها موج‌های بی‌اعتنایی ما، ساحل‌هایش را لمس می‌کنند و صدایش را به گوش تاریخ می‌رسانند. قلمم می‌نالد که ما از فرهنگ، پوسته‌ای درخشان ساخته‌ایم اما روح زنده و عصیانگرش را در غبار روزمرگی دفن کرده‌ایم؛ واژه‌هایی که باید در شریان اندیشه جاری باشند، اکنون در قفسه‌های سرد ذهن‌ خاموش افتاده‌اند و به خوابی سنگین فرو رفته‌اند. ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ متن شماره دو اگر قلمم زبان فرهنگ باشد، گله می‌کند که چرا همیشه آدم‌ها در بزنگاه‌ها مرا فراموش می‌کنند؟ چرا نباید در رأس تعلق‌های فکری باشم که باعث شود حتی نان هم مرا به سخره بگیرد؟ چرا چشم‌هایم باید به در خشک شوند که یک نفر بیاید و غبار‌های مرا بروبد؟ چرا باید این قدر خسته باشم و سقف آرزوهایم برای بساط هنر، بلند؟ چرا کسی نیست که مرا با چشم دل ببیند و باورم کند که من عنصر واقعی دورانم؟ من بازیچه دست دشمنم؟ کجایید ای یارانی که دم از تحول و صعود می‌زدید؟ کجایید که تار عنکبوت‌های فکرهای پوسیده را جدا کنید و به حرکت دچارشان کنید؟ کجایید ای شعارهای مدعی؟ ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht