يك روز مي افتد ...
آن اتفاق خوب را مى گويم...
من به اتفاقى ك برخاستن اوست ايمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر هفته ، هر جمعه ...
خــــــــدا چــقـــدر قـشـــنگ میـــــــگه كه
«مِن حَیثُ لایَحْتَسِبُ»
يـه جـورى كـمكـت مـى كنم کـه فكرشـم نمـيكنى ...(:
ما تک تک مون بازيگريم
بازيگرايى كه تو فيلم زندگى خودمون بازى ميكنيم
جلوى دوربين خدا ...
اما يه فرقى داره اين بازيگرى با اون بازيگرى ؛
اينکه اگه تو فيلم هاى دنيا بد بازى كنى كات ميكنن و اون سكانسُ دوباره مى گيرن...
ولى جلوى دوربين خدا هركارى كنى همون ضبط و ثبت ميشه و اگه دست به كار نشي همون يه روزى جلوى همه پخش ميشه
اما يه چيز ديگه ام هست...
دوربين مال خداست و تو ميتونى با نام يا ستارالعيوب صداش كنى و ازش بخواى اون قسمتى که هواست نبود و خراب كردى رو به كسى نشون نده و پيش خودش نگه داره ...
و اگه پشيمونيت از ته دل باشه حتما قبول ميكنه *
خلاصه ك ما بنده هاى خداى ستار العيوب هستيم و بايد شكر كنيم كه خدامون پوشاننده ي عيب هاو بدى هاست (:
یڪــــــے ازم پُـــرسید؛
منبــــعِ نوشتــــه هایتـــ ڪجاستــ؟؟
گفتم:زیاد دور نیستـــ،یـــــڪ وجبی بغضــــــم...