روايت آشــنا'🤍!
تا سال ها كسى نمىدانست كه چرا آيتالله گلپايگانى در حين نماز بر پيكر امام«ره» ناگهان سكوت كردند، ديگران تصورشان اين بود كه ايشان عبارت را فراموش كردند، و چند بار درگوش شان تكرار كردند اما آيتالله همچنان سكوت كردند تا اينكه از ابتدا شروع به خواندن كردن!
فرزند ايشان به حاج آقا قول داده بودند تا زمانى كه در قيد حيات هستند راز را برملا نكنند، بعد از رحلت ايشان تعريف كردند كه مرحوم پدر در حين اقامه نماز ناگهان وجود نازنين حضرت حجت [عج] را مىبينند كه درحال خواندن نماز بر پيكر امام هستند!
ايشان از بهت و حيرت زبانشان بند مىآيد!
كه ناگهان خود حضرت ندا مىدهند
«آسيد محمدرضا ادامه بده!!!...
🪴منبع حکایت: صراط عشق.
مجله فرهنگی.معرفتی ادبی هنری