eitaa logo
「هـ‌‌ورِحـــیدر๛🇮🇷」
903 دنبال‌کننده
282 عکس
25 ویدیو
0 فایل
-تَوَکُــل‌لَتــّی‌عِلَــی‌اَللَّهـ🇮🇷 [{می‌رسدرزق‌ماازگَردِ‌و‌غُبارِ..‌ چادرحضرت‌زهرا«السَلام‌اللِّه‌عَلِیها»}]𓏲𖧷 اینجا؟!حجره‌‌ زلم زیمبو های‌معنوی((:🌱☁️ °•کاری داشتی: @Mitrabis313 @Horeheydar_vitrin :شاید ویترین گاهی‌هم‌اینجام: @Negareh128 🦦🕶
مشاهده در ایتا
دانلود
「هـ‌‌ورِحـــیدر๛🇮🇷」
‌‌ و از دوشَنبه قسمت شُد اعلام کُمک کنیم برای خدمت به مصلی 🦦💘 ولـــــــــــی خُب قسمت نبود و نیرو د
‌ اینجا هم دیگه همراه هامون وِلمون کردن رفتن و ما ماندیم و جاده بدون آدم و گرمای قُم + تشنگی و گُشنگی . 🤌🏻🤣 ִ֗‌ ּ ‌ (*‌یعنی هر لحظه ممکن بود آدم خوار شیم 👩🏻‍🦯☠.)
‌ خلاصه تصمیم گرفتیم یجوری برگردیم ؛ پس از عمود ۶۸ که رها شده بودیم راه افتادیم به سمت جایی که ماشینی اتوبوسی پیدا بشه. 😄🚗 و اینطور شد که در بیابان خودمان را در وضعیت گرما زدگی و خستگی یافتیم😮‍💨🦽!..
ولی نگران نباشید[ خدا موکب ها رو نگه داره] نذاشتن از تشنگی هلاک بشیم تا به اتوبوس رسیدیم 🧊🙌🏻..
‌ اگر فکر کردین داستان همون جا تموم شد؛ باید بگم خیـــــــــــر ❌🙌🏻 آبجی تون بدو بدو رسید حرم وَ با یکساعت تاخیرِ ناقابل شیفتش رو شروع کرد !../😄💔 ‌
‌‌ آب و خاکشیر عزیزم (*شربت نبود💔) وَ چند ساعت با این بزرگوار سپری گشت .🦦💞 (*کم کم داشتم خودمو میخوردم) ‌
‌ اینایی که گفتم ، خلاصه روز دوُشنبه هفته پیش من بود و هنوز روز نهایی مونده 🧑‍🦯🙌🏻../ ‌
‌ روز نـــهایـــــــی، با شب بیداری مردم رسید ❤️‍🩹(: اکثرا نشسته بودن و چشم انتظار و اولین و آخرین دیدارشون 😭💔 ‌
همه چشم انتظار بودن تا آقا بیان تا اولین و آخرین دیدار رو داشته باشن ، هرچقدرم کـــــــــــه طول میکشید و گرم بود ❤️‍🩹(: