هدایت شده از خانوممیمزد^᪲ 🇮🇷
امروز لا به لای لبخندا غم بزرگی پنهان بود، غمی به وسعت خادم نشدن، غمی به وسعت کنسل شدن راهیان، غمی به وسعت دور شدن از دوستات، اما همه میخندیدن هیچکس به روی خودش نیاورد چیشد، به کجا رسیدیم، و از کجا دورشدیم، سعی کردیم بهترین استفاده رو ببریم، شاید موقعی که تیر میخوردیم و از جونهامون کم میشد گریه کردیم، شاید وقتی تیممون باخت گریه کردیم، اما هیچوقت به روی خودمون نیاوردیم چرا گریه کردیم و دلیل گریهمون فقط باختن و تموم شدن جون ها اعلام کردیم، لوس بود اما اینکه همه به عمق ماجرا پی میبرند قشنگ بود.
*/ دعا کردن قشنگه، دعا کردن جمعی قشنگتر، پس بیاید دعا کنیم، دعا کنیم مشکلات رفع بشه و بتونیم واقعا از ته دل بخندیم، دعا کنیم زندگی به کاممون باشه، شاید اونموقع حال دل خیلی هامون بهتر شد .
مثلا
فاطمهمعصومه خیلی مهربونه
محدثه همیشه حواسش هست که باید زود بخوابم
نرجس همیشه برام ذوق میکنه
زهرا وقتی حواسم نیست ازم عکس میگیره
ونی وقتایی که هیچکس نیست هوامو داره
فاطمه با اینکه از تلفنی حرف زدن خوشش نمیاد همیشه بهم زنگ میزنه و به چرتُپرتام گوش میده
زینب اگه حالم بد باشه زود میفهمه
زهرا باهام بازی میکنه
پری حس باارزش بودن بهم میده
فاطمه بهم احساس کافی بودن میده
زینب برام فیلم باحالاش میفرسته
نرجس همیشه برام درسایی که عقب موندم میفرسته
آیدا با حرفاش باعث میشه خودمُ دوس داشته باشم
نسرین پایهی دیوونه بازیامه
رقیه قبل امتحان کل درسُ برام توضیح میده
فاگل با حوصلهی تمام وایمیسته صدبار عکس بگیریم تا یکیش خوب دراد
حورا و حنانه کمکم میکنن
ریحانه که بخاطر کنکورش گوشی دست نمیگیره هرماه بهم پیام میده
زهرا برام ادیتاش میفرسته
مهلا و فاطمه همیشه حالم میپرسن
آوا وقتی همه چی قطع بود بهم پروکسی میداد
روشنا همیشه میگه بیشتر حرف بزن
مهرسا و سادات خیلی بهم محبت دارن
نازی همیشه برام چرتُپرت میفرسته
هستی خیلی خوشگل و مهربونه
خاتون و گلنار همیشه برام وقت میزارن و وقتی گیرم کارم راه میندازن
آیه همیشه ذوقذوقیم میکنه
و...
من با داشتن این آدما خیلی خوشبختم:)))