eitaa logo
انزوا
105 دنبال‌کننده
36 عکس
15 ویدیو
1 فایل
Murder is permitted here.
مشاهده در ایتا
دانلود
انزوا
I want to drown, but I know how to swim.
چه چنل ژذابی🦦
انزوا
چه چنل ژذابی🦦
زنمم جذابه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از her little girl
بنظر من وحشتناک ترین اتفاق دنیا بی‌حس بودنه ، اینکه نه کسیو دوست داشته باشی نه عاشق باشی نه متنفر باشی ؛ بی‌حسی آخرین مرحله شکستنه .
آدم‌ها چون از تنهایی و سنگینیِ این‌که «خودشون» باشن می‌ترسن، هویتشون رو دور می‌اندازن؛ یا می‌رن زیر سایه‌ی یه قدرت یا یه عقیده که بهشون بگه چیکار کنن تا دیگه فکر نکنن، یا دقیقاً مثل بقیه می‌شن و کپیِ بقیه می‌شن تا حس کنن جزئی از یه جمع هستن، ولی در واقع فقط دارن برای فرار از اضطراب، خودشون رو می‌کشن.
این حس بی‌هدفی و پوچی که گفتم، وقتی جامعه یهو زیر و رو می‌شه یا یه بحران بزرگ پیش میاد، پیش میاد. انگار یه دفعه قوانین بازی عوض شده و تو دیگه نمی‌دونی چطور باید بازی کنی. این سردرگمی و بی‌قانونی، یه جورایی مثل گیج شدن وسط یه جمعیت خیلی شلوغ و پر سر و صداست که دیگه نمی‌تونی صدای خودت رو هم بشنوی. اینجاست که حس می‌کنی دیگه هیچ چیز و هیچکس دستتو نمی‌گیره و انگار توی یه باتلاق گیر افتادی که هر چی بیشتر دست و پا می‌زنی، بیشتر فرو می‌ری. این همون حس “آنومیه” که دورکیم میگه.
ذهن بچه‌ها مثل یه باغچه خیلی حساس و ظریفه، هر اتفاقی که اطرافشون می‌افته مثل یه بذره که توی این باغچه کاشته می‌شه، بعضی از این بذرهای کوچیک، اگه درست بهشون رسیدگی نشه یا نور و آب کافی بهشون نرسه، ممکنه تبدیل به گل‌های زیبا نشن، بلکه به جاش تبدیل به خار و خاشاک بشن، مثلاً فرض کن یه بچه‌ای یه نقاشی کشیده و خیلی ذوق‌زده است که نشون بده، اگه والدین یا اطرافیانش با یه جمله مثل این چیه کشیدی؟ یا خیلی بی‌مزه‌ست جوابش رو بدن، این یه بذر کوچیکه که توی باغچه‌ی ذهنش کاشته می‌شه، این بذر اگه تکرار بشه، می‌تونه تبدیل این حس بشه که من خلاق نیستم یا کارهام ارزشی نداره، یا مثلاً وقتی یه بچه احساس ناراحتی می‌کنه و نیاز داره کسی بهش توجه کنه، ولی والدینش به خاطر مشغله یا بی‌حوصلگی، بهش توجه نمی‌کنن، این حس نادیده گرفته شدن، یه بذر دیگه است که می‌تونه باعث بشه اون بچه فکر کنه من مهم نیستم یا کسی به من اهمیت نمی‌ده، این تجربه‌های منفی کوچیک، وقتی پشت سر هم اتفاق بیفتن، مثل یه سم عمل می‌کنن و می‌تونن مسیر رشد روانی کودک رو تغییر بدن، اون بذرهای منفی، کم‌کم ریشه می‌دوان و تبدیل به یه درخت پر از میوه‌های تلخ می‌شن، اضطراب، افسردگی، عدم اعتماد به نفس، و مشکلات در برقراری ارتباط با دیگران، در واقع همون اتفاقات کوچیک، پایه‌های روانی کودک رو می‌سازن یا تخریب می‌کنن، پس خیلی مهمه که چطور با بچه‌ها رفتار می‌کنیم و چه بذرهایی رو توی ذهن اون‌ها می‌کاریم.
اخ