دوستم داشتى اما نه آنقدر كه برايم بجنگی. دوستت داشتم، همانقدر كهبرايتدر جنگها بميرم.
کاش کودکان نمیمردند، ای کاش موقتاً به آسمانها برده میشدند تا جنگ تمام شود، سپس با خیال راحت به خانهشان برمیگشتند و وقتی والدین با حیرت از آنها میپرسیدند کجا بودید با خوشحالی میگفتند: «با ستارهها بازی میکردیم!»
من از کلماتِ انتزاعی مثل شکوه، افتخار، شهامت، و قربانی بیزارم. تنها چیزی که از جنگ فهمیدم، این بود؛ زخم، درد و مرگ.
از دوستانی که سال گذشته برام آرزوی سال خوبی کردند لطفا خواهش میکنم دیگه آرزو نکنید .