خاطرات میان بُعدی
یوکیو پسر کن .. یهو بمیره بعد تناسخ پیدا کنه به شکل مرد و بره دنبال ایروها با اسب سفید و خوشبختش کنه
مینوال ایروها و یوکی وقتی مرد جماعت رو میبینند:
خاطرات میان بُعدی
د آخه چراااا😂😂😂
الان ناشناس د اخه چرا یا جواب من د اخه چرا؟
اگه جواب من که ببخشید شوما تصور کن عاشق یه نفر باشی بعد اون رو از دست بدی؛ حالا یه دلقک دیگه ای بخواد بیاد بهت نزدیک بشه که از قضا مرد هم هست، خو معلومه که میزنی نصفش میکنی از وسط.
من که نصفش میکنم برام اهمیت نداره میخواست یوکی دوباره به عنوان زن تناسخ پیدا کنه😟😂
خاطرات میان بُعدی
یه مصطفی کشیدم، مشکل بارزی نداره ولی کمال گرایی داره اذیتم میکنه-
درستش نکردم، حوصله شم ندارم😞