🛑 آیتالله جوادیآملی خطاب به مکرون: بیادبی به پیامبر(ص) کار عاقل نیست
مرجع تقلید شیعیان در واکنش به سخنان جاهلانه رئیس جمهور فرانسه گفت:
🔹پیامبر اسلام بر تمام بشریت حق دارد و بی ادبی نسبت به چنین شخصیتی با هیچ عقلی جور در نمیآید.
🔹وجود مبارک پیغمبر که آمد چندین کار جهانی کرد، موسی را معرفی کرد، عیسی را معرفی کرد، خلیل حق را، ذبیح حق را، تورات و انجیل و صحف ابراهیم را معرفی کرد.
🔹لذا مسیحیت ماند، یهودیت ماند، کلیمیت ماند، اگر معاذالله پیامبر اسلام نیامده بود دینی نمیماند.
#محمد_بهترین_آفریده_خدا
💠در خصوص مرگ یزید(لعنت خدا بر اوباد) روایات زیاد و متفاوتی وجود دارد: گروهی سبب مرگ یزید را مستی بیش از حد عنوان میکنند و میگویند روزی در حالت مستی، میمون خود را بر خری وحشی سوار کرده بود و در پی او میتاخت تا اینکه از اسب فرو افتاد و از دنیا رفت. برخی نیز میگویند بر اثر بیماری ذات الجنب (عفونت ریه) از دنیا رفت و او را در دمشق دفن کردند.
💠چگونگی مرگ یزید از شیخ صدوق: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند، در حالیکه بدن او تغییر کرده مثل آنکه قیر مالیده شده باشد. بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.
💠چگونگی مرگ یزید از الکامل فی التاریخ: سبب مرگ یزید، اصابت پاره سنگی از منجنیق به یک طرف صورت او بود، که همین امر باعث شد مدّتی مریض شده و بمیرد.
💠روایت دیگر در مورد چگونگی مرگ یزید: برخی عقیده دارند که وی به وسیله سلمى دختر «حـجـر بـن عـدى کندى» و با همکارى «عبدالرحمان» برادرزاده حجر، مسموم شده و به مجازات رسیده است.
💠شیخ عباس قمی مینویسد: در روایت شیخ صدوق است که وی به بلای ناگهانی هلاک گشت. شب به حالت مستی به خواب رفت. صبح او را مرده یافتند و چنان تغییر کرده بود که گویا او را قیر مالیده بودند.
💠روایت دیگر از چگونگی مرگ یزید: او در سال ۶۴ هجری قمری، روزی با ده هزار نفر از سواره نظام لشکر خود به قصد شکار، از دمشق بیرون آمد، و خود سوار بر اسب بود، او و لشکرش به اندازه دو روز از دمشق دور شدند، در آنجا (در بیابان) آهوی زیبایی نظراو را جلب کرد، یزید که میخواست غرور و چابکی خود را نشان دهد به همراهان میگوید؛ هیچ کس با من نیاید، و من تنها میخواهم به دنبال این آهو بروم و آن را صید کنم.
💠یزید تنها سوار بر اسب به دنبال آهو حرکت میکند، آهو پا به فرار گذاشته و همچنان فرار میکند و یزید با آخرین سرعت به دنبال او حرکت میکند، تا به بیابان هولناک و وحشتناکی میرسد و همچنان از این دره به آن دره، به دنبال آهو میرود. در وسط آن بیابان وحشت زا، آهو از نظرش ناپدید شد. از طرفی به شدت تشنه میشود، در آنجا هرچه تلاش میکند به آب دست نمییابد.
💠ناگاه مردی را میبیند که ظرفی آب در دست دارد، به او التماس میکند که اندکی آب به من بده اگر تو مرا بشناسی، به من احترام شایانی خواهی گذاشت.
آن مرد میگوید تو کیستی؟ یزید میگوید؛ من خلیفه مسلمانان یزید بن معاویه هستم. آن مرد گفت: پس تو همان قاتل حسین بن علی (ع) هستی.
سوگند به خدا تو را میکشم، چنان که تو حسین (ع) را کشتی، با شمشیر به دنبال یزید حرکت کرده، یزید از ترس، با اسب خود فرار میکند، اسب از برق شمشیر آن مرد وحشت زده شد و میرمد، به طوری که یزید از پشت آن واژگون شده و زیر دست و پای اسب تکه تکه میشود.
💠یزید بن معاویه بن ابی سفیان دومین خلیفه اموی در سال ۲۲ یا ۲۵ هجری به دنیا آمد. مادر او میسون کلبی و پدرش معاویه بود. یزیدلعین در دمشق به خاک سپرده شد ولی هیچ اثری از قبرش نیست
💠واقعه کربلا موجب شد یزید به یکی از منفورترین شخصیتها نزد #شیعیان تبدیل شود. #شیعیان یزید را مستحق لعن دانسته و بیزاری جستن از او را از ضروریات مکتب خود میدانند.
💠در منابع روایی #شیعه، روایاتی از پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در لعن یزید و قاتلان امام حسین نقل شده است. در زیارت عاشورا عبارتی در لعن همه خلفای بنیامیه وجود دارد.
💠از گروهی از اهل سنت نقل شده که معتقد به لعن یزید هستند. ابن خلدون ادعا میکند امت اسلام بر فسق یزید اجماع دارند.
💠در کتاب «الرد علی المتعصب العنید المانع من ذم یزید» به دلایل لعن یزید پرداخته و میگوید یزید علاوه بر اینکه احترام حرم پیامبر (ص) مدینه را شکست، برخلاف دستور پیامبر (ص)، امام حسین (ع) را شهید و پس از آن، به سرِ بریده او و خاندانش بی احترامی کرد.
💠سنایی غزنوی درباره لزوم لعن یزید چنین سروده است:
داستان پسر هند مگر نشنیدی که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
پدر او لب و دندان پیمبر بشکست مادر او جگر عم پیمبر بمکید
خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت پسرِ او سرِ فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنم لعن الله یزیدا و علی آل یزید
🔵توصیه امام زمان (عج) به خواندن "صحیفه سجادیه"
✳️محدث عظیم و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول میفرماید:
☀️« در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم، اما نماز قضا بر عهدهام بود و به همین دلیل احتیاط میکردم و نمیخواندم.
خدمت شیخ بهائی رحمه الله عرض نمودم، فرمود: « نماز قضا بخوان.»
🔰 اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاصِ خود را دارد، و با نمازهای واجب فرق میکند.
🎇یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم، که امام زمان (علیه السلام) را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم.
✨با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»
🔰عرض کردم:
« یابن رسول الله، همیشه دستم به شما نمیرسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.»
🌺فرمود:
« برو از آقا محمد تاج کتاب بگیر!»
در خواب گویا او را میشناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و میگریستم که از خواب بیدار شدم.
⚡️از ذهنم گذشت که شاید محمد تاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.
🔆نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله ی صحیفه سجادیه است.
🌹بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم،افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم.
🔰در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیم بود.مرا که دید گفت:
« ملا محمد تقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمدهام. کتاب را از من میگیرند و پس نمیدهند. بیا برویم خانه یک سری کتب به تو بدهم.»
⭐️مرا به خانهاش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت:« هر کتابی را که میخواهی بردار!»
کتابی را برداشتم؛
✅ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. 🌺«صحیفه سجادیه »🌺 بود.
به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم.
گفت:« باز هم بردار!»
گفتم:« همین بس است.»
مرحوم مجلسی دوم میفرماید:
🌺« مجلسی اول چهل سال از عمر خود را، صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانهای نیست که صحیفه در آن نباشد.
🌟این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهرهمند شوند
🌾🌾🌾