eitaa logo
تاریخاتور
22.3هزار دنبال‌کننده
954 عکس
179 ویدیو
1 فایل
سه سوته تاریخ رو میلقمونیم... https://t.me/HS_Land https://eitaa.com/Hs_Land ارتباط با ادمین @AdminTarikhator تعرفه تبلیغات: @TablighTarikhator ادمین تبلیغات: @MobiTarsi
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت پنجم دنیا در آستانه پذیرش کشور جدیدی بنام آمریکا
🔹شورش ها در آمریکا بالا گرفته بود و حالا دیگه سفید پوستان هم آمپر زده بودند! کار از جرقه هم گذشته بود ! همه جا را بهم می‌ریختند! 🔹البته حق داشتند طبقه شکل گرفته سرمایه داران، به شدت بی رحم بودند! 🔹وسط این سگ و گربه بازی ، رهبران محلی آمریکا مغزشون بکار افتاد! 🔹آن ها به فکر "کشورسازی" افتاده بودند ، ساخت یک کشور جدید!مستقل از انگلستان وحشی! البته قبلش میبایست شورش های محلی را کنترل کنند ! 🔹سال ۱۷۶۰، خروجی لابی نخبگان و لیدرها یک چیز بود؛ برای استقلال، باید از همین شورش های محلی استفاده کرد و با آن انگلیسی ها‌ را نقره داغ کنند! 🔹سال ۱۷۶۳، انگلیسی ها سرمست پیروزی در جنگ های هفت ساله علیه فرانسویها شده بودند! 🔹اما خرج جنگ کمر شکن بود و برای همین انگلیسیا باید وقت بیشتری برای شخم زدن و پاره کردن بومیان سرخپوست میگذاشتند و البته مالیات از مستعمره نشینان ! 🔹ارزش تجارت مستعمرات بریتانیا در سال ۱۷۰۰ در حدود ۵۰۰ هزار لیره ی استرلینگ بود و این عدد تا هفتاد سال بعد ، شش برابر شده بود ! 🔹اینجای تاریخ ، رهبران آمریکا دیگر نیازی به بریتانیا نداشتند ولی انگلیسیا به شدت مجبور بودند که دو دستی آمریکا رو داشته باشند تا از دستشان در نرود! 🔹هرچند برای استعمار انگلیسی اوضاع چرب و چیلی بود ولی ملت بدبخت ، چوب دو سر نجس شده بودند! اگه اعتراض می‌کردند میشد جنگ و بدبختی و اگر به ادامه زندگی می پرداختند می شد نکبت و فاصله طبقاتی و تبعیض! 🔹مثلا در اوایل دهه ۱۷۷۰، نصف ثروت شهر بوستون دست ۵درصد بود و بقیه می بایست غاز میچروندند! 🔹در فیلادلفیا و نیویورک و شهرهای دیگرهم ، وضعیت به نفع خیکی ها بود ! 🔹در نیوجرسی ، ملت که از فشار زندگی سرسیلندر زده بودند به زندان شهر حمله کردند و دوستانشان را آزاد و کلانتر رو به جای همه فرستادند آب خنک! 🔹در نیویورک، کشاورزانی که توسط صاحبان زمین ها اخراج شده بودند و زورشان نمیرسید از راه قانونی حق خودشان را بگیرند ، با بیل و کلنگ ریختند به خیابان ها! 🔹در کارولینای شمالی، شورش کشاورزان سفید پوست راه افتاده بود و اسمشان رو گذاشته بودند "جنبش تنظیمگر" !!! علیه ثروتمندان فاسد شهری ! 🔹در شهرهای شمال شرقی هم ملت به جان کله زردهای انگلیسی افتاده بودند ! 🔹در ناحیه اورنج، هفتصد کشاورز مسلح ، مقامات رو مجبور کردند که رهبر جنبش رو آزاد کنند! 🔹در "هیلزبورو" در کارولینای شمالی ، مردم به دادگاه حمله کردند ! قاضی که الفرار شد ، هر کی هم که در دادگاه ماند مثل سگ کتک خورد! 🔹خلاصه اینکه ملت مهاجر در ینگه دنیا به جان هم افتاده بودند و همدیگر را تا پاره نمیکردند ، ول بکن نبودند ! 🔹غیر از شورش های اجتماعي، مردم ضعیف و طبقه پایین ، تازه یاد گرفته بودند در انجمن های شهری شرکت کنند ،لابی بزنند و حرفشان را به کرسی بنشانند تا جایی که فرماندار بوستان به بریتانیا نامه زد و گفت اوضاع خیط شده! 🔹در این گیر و دار، یه اتفاق دیگه هم افتاده بود! یه سری از حقوقدانان و تاجران و روزنامه نویسانی که به حلقه قدرت انگلیسی راه پیدا نکرده بودند، شدند لیدر مستضعفان ! (چیزی از ارباب بهشان نچسبیده بود و غش کردن به سمت ملت !) 🔹تا می‌توانستند ادا در می‌آوردند و از حقوق ملت می‌گفتند! 🔹 سخنرانی می‌کردند و بنزین می‌ریختند روی شورش ها! 🔹جامعه آمریکا ترکیده بود! 🔹انگلیسی ها هم بجای اینکه ماله بکشند، پشت سر هم می‌زدند توی سر مستعمره نشینان بدبخت ! مثلا سال ۱۷۶۵ برای این که خرج جنگ با فرانسه دربیاد، به بهانه مالیات گیری ، "قانون تمبر "رو تصویب کردند! 🔹این یک معنی بیشتر نمی‌داد و آن این بود که مستعمره نشینان ، باید خرج گسترش امپراتوری یریتانیا رو بدهند !!! 🔹تابستان همان سال ، ملت همیشه در صحنه با رهبری یک کفاش قالتاق زجرکشیده ،خانه یک ثروتمند بوستونی را غارت کردند! 🔹ملت که خوششون آمده بود ، دوهفته بعد با داس و تبر به خانه یک سرمایه دار گردن کلفت دیگه که سنگ انگلیسیا رو به سینه میزد حمله کردند و علاوه بر غارت خانه ،هر چی عرق سگی تو انبارش بود رو هم کشیدند بالا ! 🔹خشم عمومی جامعه بالا کشیده بود ! همون چیزی که اون چند نفر می‌خواستند! 🔹آمریکا در آستانه انفجار علیه انگلیسیا بود و مردم دیگر نمی توانستند تحمل کنند که ۹۹درصد زجر بکشند و یک درصد تا خرخره بخورند و هر روز گشادتر بشوند! 🔹البته بالا رفتن شعور طبقه متوسط نه تنها انگلیسیا و مزدوراش، بلکه باعث شد حتی رهبران انقلاب هم احساس خطر کنند! 🔹و این شهر و روستا نداشت ! مهاجران اروپایی موی دماغ پدرخوانده های انگلیسی شده بودند!!!! 🔹نظم جدیدی در راه بود ! یک آرمان شهر غربی !
🔴قسمت ۲۴ تاجگذاری شاهزاده دوتابعیتی
🔹گفتیم که بچه ها( پهلوون گیو و کیخسرو و فرنگیس و....)از رود جیحون رد شدند . 🔹افراسیاب هم به تاخت به جیحون رسید و گفت یه کشتی ردیف کنید تا برم شازده رو تو گونی کنم! 🔹مشاوران گفتند سلطان برید اون ور جیحون ، خودمون میریم تو گونی ،خواهشا بیخیال شو! 🔹افراسیاب که فوبیای گونی داشت بیخیال شد و برگشت ! 🔹شازده و هیئت همراه وارد ایران شدند و به اصفهان که رسیدند مورد استقبال مردم همیشه در صحنه قرار گرفتند! 🔹بچه ها بعد چند روز بزن و بکوب در اصفهان، رفتند اصطخر پایتخت ایران! 🔹کیکاووس به استقبال نوه و عروس گلش فرنگیس رفت و حسابی هم تحویلشون گرفت! 🔹پادشاهی اصفهان رو هم داد به پهلوان گیو ! چون خ زحمت کشیده بود ! هفت سال بیخیال زندگیش شده بود تا شازده رو برگردونه! 🔹همه ی ایران به کیخسرو تبریک گفتند بجز توس! توس، پهلوانی که درفش کاویانی دستش بود! 🔹پهلوان گودرز وقتی فهمید که توس زده به جاده خاکی یه نامه سنگین بهش زد؛ که ازین قرتی بازیا درنیار که اعصاب ندارم! 🔹توس به جای اینکه بگه چشم، یه دیس بک سنگین به گودرز زد! 🔹خلاصه دو طرف پاچه همدیگه رو گرفته بودند ول کن نبودند ! داشت تبدیل می شد به جنگ داخلی! 🔹کار توس و گودرز به چک و لگد رسیده بود و با دار و دسته رفتند به یه منطقه تا همدیگه رو مورد عنایت قرار بدن! 🔹آتش جنگ داخلی داشت راه میفتاد که گودرز پیشنهاد داد قبلش بریم پیش کیکاووس شاه تا با ریش سفیدی حل بشه ! جنگ بده! اون هم جنگ داخلی! 🔹کیکاووس هم وقتی این دو تا رو دید گفت چه خبره ! 🔹توس گفت کیکاووس یه پسر داری به اسم فریبرز ! اونو بگذارید پادشاه! نه این کیخسروی دوتابعیتی !!! (چون نوه افراسیاب هم بود!) 🔹 توس زیر بار پادشاهی کیخسرو نمیرفت! 🔹کیکاووس هم دید این دوتا هیچ کدوم کود نمیگیرن بهشون گفت هرکی بره آذرآبادگان (آذربایجان ) و بهمن دژ رو از دست شیاطین نجات بده ، من نوکر باباش هستم! شما که میخواین تو سر وکله هم بزنید بفرمایید بروید کالریتون رو اونجا بسوزونید! ( کیکاووس سر پیری بالاخره یه خردی از خودش نشون داد) 🔻این داستان اهریمن و شیطان هم خیلی حرف توش هست ! 🔹مدعیان پادشاهی تو تیم شدند! 🔹تیم گیو و گودرز و کیخسرو یه تیم دیگه هم توس و فریبرز و.... 🔹در نهایت توس و فریبرز دست از پا درازتر برگشتند و" گیو و گودرز و کیخسرو " توانستند اهریمنان رو شکست و قلعه شیاطین سرخ رو فتح کنند! 🔹بچه ها بعد پیروزی تو قلعه جشن پیروزی رو با تفریحات سالم برگزار کردند و بعد یه مدتی هال و هول، رفتند اصطخر پیش پدربزرگ! 🔹توس هم که تِر زده بود گفت ببخشید زیادی زر زدم و درفش کا‌ویانی رو به کیخسرو داد ! 🔹کیخسرو هم بهش گفت عیبی نداره همین که بادت خوابیده کافیه! درفش رو محکم بگیر که کار زیاد داریم! باهم خوب شدند! 🔹کیکاووس هم ، کیخسرو رو برد روی تخت و تاج پادشاهی رو گذاشت روی سرش! 🔹ملت هم جشن گرفتند! 🔹رستم هم با کلی هدیه رفت پیش شاه جدید و بهش گفت بابات شاگرد ارشدم بوده و حیف شد و کلی درددل و آخرش گفت بچه های سیستان پای کارند و کافیه فرمان بدی ! 🔹کیخسرو بعد اعلام رسمی پادشاهی، شروع کرد به سفرهای استانی ! 🔹 حاجی هوای مردم رو داشت و کلی بهشون حال داد و ملت هم باهاش حال می کردند! 🔹بعد یه مدت دوردور در مملکت ، برگشت پایتخت ! 🔹کیکاووس وقتی فهمید نوه اش این کاره ست، همه رو جمع کرد و گفت پسرجان باید یه روز انتقام پدرت سیاوش رو از این افراسیاب خون آشام بگیری! 🔹کیخسرو هم قسم خورد که یه روز انتقام خون پدر رو بگيره ! 🔹دوباره یک هفته جشن گرفتند! 🔹بعد جشن و پایکوبی، کیخسرو رفت از لشکر سان دید و بهشون گفت آماده باشید که میخوایم اَتک کنیم! 🔹سپاه ایران آماده یک حرکت سنگین شده بود تا اینکه روز موعود رسید و بچه ها جمع شدند تا کیخسرو سخنرانی کنه! 🔹 کیخسرو بعد یک سخنرانی سنگین، دستورداد خزانه شاهی رو باز کنند و گفت هرکی سر پلاشان (سردار افراسیاب) رو بیاره ، این پارچه های گرانقیمت رو میدم بهش حال کنه! 🔹 بیژن بچه گیو گفت آقا من میارم ! 🔹کیخسرو دوباره گفت کلی جواهر بیارن و گفت هرکی تاج تژاو "داماد افراسیاب" رو بیاره، این همه جواهرات رو میدن بهش بره شاسی بلند بخره! 🔹دوباره بیژن لبیک گفت ! 🔹کیخسرو این دفعه دستور داد کلی برده کنیز بیارن و گفت هرکی کنیز ویژه " تژاو " رو بیاره ، من این کنیزا و غلامان رو بهش هدیه میدم که باز بیژن لبیک گفت ! 🔹بیژن کلا داوطلب بود ! 🔹کیخسرو هم کلی حال کرد ! 🔹همه آماده نبرد بودند! 🔹پهلوان گیو هم اجازه گرفت و رفت چند تا معبر رو باز کنه ! 🔹کیخسرو هم یه نامه به افراسیاب نوشت که دارم میام نصفت کنم ! 🔹رستم هم پسرش فرامرز رو شال و کلاه کرد فرستاد تا یه گوشه کار رو بگیره! 🔹خلاصه بچه ها همه پای کار بودند و منتظر بودند کی شب حمله فرا میرسد !
قسمت ششم انقلاب در آمریکا چهارشنبه در تاریخاتور
🔴 اشعث ها مشغول کارند !!!
🔹اشعث بن قیس کندی ‌بعد از شهادت حضرت رسول ، مرتد‌ میشه و فاز اپوزیسیون میگیره! طرف شال و کلاه کرد و به جنگ‌ خلیفه اول رفت و وقتی در جنگ محاصره شد، قبیله ش رو‌ می پیچونه و برای خودش و خانواده ش امان نامه میگیره و از مهلکه جان سالم در می‌بره و بخاطر همین، بعدها پیش بچه محلاش معروف به آدم فروش میشه ! 🔹داستان وقتی مبهم تر میشه که چطور خلیفه اول ( ابوبکر) بعد یه مدت خواهرش رو به عقد اشعث در میاره! و جالب تر این که خلیفه سوم این مرتد رو استاندار آذربایجان می‌کنه !!! 🔹در زمان امیرالمومنین ، بعد جنگ جمل حضرت این خائن رو از عمارت آذربایجان برکنار می‌کنه و بهش میگه که جور و پلاسش رو جمع کنه ! اشعث با شنیدن برکناریش، موجی میشه و سر خر رو به سمت شام و معاویه کج می‌کنه تا قاطی دم و دستگاه معاویه خیکی بشه، ولی بهش سیگنال میدن که شیطان اونجا بیشتر بهت نیاز داره و توی همون کوفه لنگر بنداز! 🔹کثیف ترین خیانت این روباه ، درنبرد صفین بود! بعد این که سپاه حضرت امیر به فرماندهی مالک اشتر در آستانه پیروزی و قیمه کردن معاویه و تغییر ریل تاریخ بود! اشعث درجمع قبیله ش (کِندیان ) شروع به هوچی گری می‌کنه و حرف از صلح و مذاکره میزنه و بعدش یه شورش از درون راه میندازه! خبر به گوش گوساله ال سفیان(معاویه) میرسه ،کد رو دریافت می‌کنه و بشمار سه دستور میده قرآن ها برن روی نیزه و آخر صفین شد آنچه که نباید میشد !!! برخی منابع هم از تله پاتی و ارتباط عجیب این دو جانور (معاویه و اشعث) خبر دادن ! 🔹در جریان نوشتن پیمانه نامه صفین در دمه الجندل، ابوموسی اشعری رو به زور در تیم مذاکرات چاپوند و هم اینکه سر نوشتن لقب امیرالمومنین برای حضرت امیر ، گنده باقالی بازی درآورد که جناب مالک اشتر زد تو سر این مارموز و یه مدت جیکش درنمیامد!!! 🔹بعدصفین ، امام قصد حمله مجدد به شام رو داشتند که به دیوار گوشتی خوارج در نهروان خوردند ! اشعث خودش این جماعت رو سیخ میزد و اولین نفر هم خودش بود که به امام پیشنهاد برخورد با این جماعت رو داد ! 🔹اشعث در ادامه خیانت ها ، در قتل حضرت امیر هم دخالت داشته و به گفته برخی منابع تاریخی تا یک ماه ابن ملجم یهودی زاده را در خانه ش تر و خشک میکرد! 🔹قابل ذکر هست که بچه های تخم حرومش هم نحس بودن تا جایی که دخترش قاتل امام مجتبی (ع) بود و پسرش ممد ، جای حجر بن عدی (یکی از یاران بزرگ حضرت امیر ) را لو داد و شریک قتل هانی و مسلم در کوفه هم بود ! پسر دیگه ش قیس هم در تیم اشراری بودند که در کربلا جنایت کردند ! 🔹کُلُهم این که این خانواده جنایتکار تاثیر بسیارمهمی در به قدرت رسیدن شیاطین داشتند! خانواده ای که به تنهایی در به شهادت رساندن سه امام شرکت داشتند و بعضی ها هم میگن که از یهودیانی بودند که در بین مسلمانان نفوذ کرده بودند!!!
تاریخاتور
🔹اشعث بن قیس کندی ‌بعد از شهادت حضرت رسول ، مرتد‌ میشه و فاز اپوزیسیون میگیره! طرف شال و کلاه کرد و
🔴 این حرکت های زیگزاگی اشعث ها، تا وقتی نبرد حق و باطل هست در تاریخ تکرار خواهد شد! یادمان باشد گول نخوریم! این یک سناریوی همیشه روی میز سازمان یهود هست که با شرایط روز آپدیت می شود و اشعث ها را به جان ملت ها می اندازند! 🔴 تازه میفهمم که چرا یکی از عوامل بدبختی های امروز فاز رهبری گرفته و تنها یک روز بعد از سخنان رهبر انقلاب، برای ملت ایران نسخه می پیچد! سناریو خ جالب است! همزمان با سخنان نتانیابو ، برایش ادای کاور درمی آورد ! به سخنان ریش خاکستری و یابو که دقت کنید انگاراتاق فکر یکی است ! بازی بلدها میفهمند داستان چیست ! ریش خاکستری بیشتر از سس خرسی به دکور کاخ سفیدنشین ها خواهد خورد ! اشعث ها در تاریخ حذف نمی شوند آن ها آپدیت می شوند!
357.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حامد کاشانی به جای همه ی ما این لبخند تلخ رو زد !
🔴 عاقبت کسانی که به میرزای جنگلی خیانت کردند چه شد ؟! قبلا نوشتیم ،حتما بخوانید جالبه 👇👇👇 https://eitaa.com/Hs_Land/584
🔴 فردا قسمت ششم تاریخ آمریکا در تاریخاتور
🔴جمعه هم تاریخ یهود رو ادامه خواهیم داد