زنگ اول فارسی داشتیم که بچه ها اومدن انشاهاشونو خوندن
زنگ دوم از من تا خدا داشتیم قرار بود بپرسه اما نپرسیدد❤️
بعد بچه ها داشتن کنفرانسشونو میدادن که یهو یکی از بچه های کلاس گفت خانوم هوا خوب بریم حیاط دبیرمون هم قبول کرد و خلاصه ادامه درسو تو حیاط روی زمین و زیر افتاب گذروندیم
تک زنگ بعد تفکر داشتیم که خب راجب درسمون صحبت میکردیم
و در نهایت تک زنگ اخر (بهترین زنگ امروز) معلممون درس نداد رفتیم نماز خونه نشستیم و با معلممون میخندیدیم
زنگ اخر ریاضی داشتیم تو حیاط زیر انداز انداختیم و کلاسمون رو اونجا تشکیل دادیم