eitaa logo
دفترچه خاطرات هانول ☆
96 دنبال‌کننده
132 عکس
39 ویدیو
1 فایل
چند قدم آن طرف تراز زمین،جایی که اسمان دردفترچه ام می نشیند.☁️ روزنوشته هایی ساده،برای ثبت لحظاتی که زیرهمین اسمان اتفاق می افتد. اینجا همه چیز شفاف است؛ مثل نور روز!🌞 بگذار حرف دلت در اسمان من حل شود: https://daigo.ir/secret/11910023821
مشاهده در ایتا
دانلود
از اونجایی که فردا شنبه اس بریم بخوابیم که هم سحری بیدارشیم هم صبح بتونیم با چشمای باز بریم مدرسه
واای امروز اونقدرر خسته شدم که اصلا حاضر بودم همون جا تو مدرسه و یا تو اتوبوس بگیرم بکپم
و امروز اونقدرررر خوابم میومد که زنگ علوم داشتم بیهوش میشدم که دبیرم صدام کرد اینجوری بود که خوبی‌؟؟ میخوای بری صورتتو بشوری؟ 😂 ولی خب از اونجایی که اخرای زنگ بود گفتم نه ممنون خوبم و نرفتم 😀
هیچ کاری نکردم نه علوم خوندم نه تکالیف علومو حل کردم نه نقاشیمو کشیدم خدایا خودت کمکم کن🙏
خب پایتخت هم تموم شد و حالا وقت انجام کارهای مضخرف مدرسس
خوراکی موردعلاقه ی بچگیم>>
منتظر نباش یه شیرینی خاصی تو زندگیت پیدا بشه تا لذت ببری؛ کاری کن از همین زندگیه عادیت خیلی نشاط پیدا کنی! راهش اینه هر کار ساده‌ای رو به‌خاطر خدا انجام بدی...