سرم از حسوحال هم خالی شده؛ مثل حوضی که آبش را کشیده باشند. چیز درستی نمیخوانم، کاری نمیکنم، خُلق خوشی ندارم و شادی را فراموش کردهام که چه جور است. شادی کلمهی درستی نیست؛ دلخوشیست که از یادم رفته است.
𓄳روزها در راه – شاهرخ مسكونی
بالاخره اینجا هم 100 تایی شددد😭✨
خیلی خیلی خوش اومدید انشاالله که موندگار باشید