eitaa logo
دفترچه خاطرات هانول ☆
97 دنبال‌کننده
138 عکس
40 ویدیو
1 فایل
چند قدم آن طرف تراز زمین،جایی که اسمان دردفترچه ام می نشیند.☁️ روزنوشته هایی ساده،برای ثبت لحظاتی که زیرهمین اسمان اتفاق می افتد. اینجا همه چیز شفاف است؛ مثل نور روز!🌞 بگذار حرف دلت در اسمان من حل شود: https://daigo.ir/secret/11910023821
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دارچین🍊"
این پیامو فوروارد کن چنلت + یه پست از چنل من فور کن چنل خودت 😭🪴 " بعد توی پیوی من " @Me_z123 " لینک چنلت و اینکه چه سبکی از کتاب مورد علاقته رو بگو مثلا " فانتزی ؟ جنایی ؟ ترسناک ؟ " تامنم بهت ایده کتاب نوشتن بدم درباره اون ژانر مورد علاقت 😭🪴🍓 " ظرفیت محدوده پس عجله کنید 😭🍎 " ممبراهم میتونن شرکت کنن ولی شرطش اینه که ۲ تا عضو بیارین‌ با مدرک 😭🌿 "
هدایت شده از دارچین🍊"
زندگی، گاهی سخت گاهی آسون، مث باد اسمون، گاهی میاد بارون،اما فردا میاد،روشنه،صبحمون. روزایی که پرغمه.. صدایی توگوشمه،میگه باسختی ها باید جنگیدو جنگید، همیشه باامید، مثل خورشید، به غم ها خندید، گل خوشبختی رو باید چید، اگه باهم باشیم، زندگی شیرینه معنی خوشبختی همینه، زندگی..:)))😭🌿🍓"
پیش به سوی افطاررر😭
سرم از حس‌وحال هم خالی شده؛ مثل حوضی که آبش را کشیده باشند. چیز درستی نمی‌خوانم، کاری نمی‌کنم، خُلق خوشی ندارم و شادی را فراموش کرده‌ام که چه جور است. شادی کلمه‌ی درستی نیست؛ دل‌خوشی‌ست که از یادم رفته است. 𓄳روزها در راه – شاهرخ مسكونی
روزها میگذرند...
دفترچه خاطرات هانول ☆
روزها میگذرند...
این قدیمیه ها مال الان نیست الان تو دفترم دیدمش گفتم بزارمش اینجا
داشتم همینجوری صفحه هاشو ورق میزدم رسیدم صفحه اخر اینو دیدمم😭
دفترچه خاطرات هانول ☆
داشتم همینجوری صفحه هاشو ورق میزدم رسیدم صفحه اخر اینو دیدمم😭
اینو ابجیم نوشتهه اون شب دفترمو داشته نگاه میکرده اینم خودش نوشته