امروز از اونجایی که جلسه اول کلاسم بود؛7 صبح اماده شدمم و با واحد رفتمم مدرسه
کلاسمون تو همون کلاسی برگزار شد که سال هشتمو با رفیقام اونجا گذروندم. وقتی وارد کلاس شدم سریع رفتم سمت میز خودم و اونجا نشستم همه خاطرات خوب و خوشم با دوستام برام زنده شد همه ی گریه ها و خنده هامون....
و خلاصه دبیر اومد و درسو شروع کردد تو همین جلسه اول عاشقش شدم❤️
امیدوارم سال دیگه دبیرمون همین باشه🤲
کلاس تموم شد و با واحد برگشتم خونه
اینکه بفهمی دوستت عروس شده چقدر حس عجیبیه 😂
(البته همسن من نیست هااا از من بزرگتره)