eitaa logo
هانول ☆
310 دنبال‌کننده
544 عکس
24 ویدیو
0 فایل
چند قدم آن طرف تراز زمین،جایی که اسمان دردفترچه ام می نشیند.☁️ روزنوشته هایی ساده،برای ثبت لحظاتی که زیرهمین اسمان اتفاق می افتد. اینجا همه چیز شفاف است؛ مثل نور روز!🌞 بگذار حرف دلت در اسمان من حل شود: https://abzarek.ir/service-p/msg/4317053
مشاهده در ایتا
دانلود
سرکلاس یه جوری خوابم میاد انگار کل شبو بیدار بودمم😀
بساطِ این غمِ کهنه را جمع کرده‌ام و برده‌ام وسطِ میدان. نه اینکه تمام شده باشد، نه؛ هنوز تهِ گلویم جا خوش کرده. اما خسته‌ام از بس صبوری کردم تا معجزه‌ای شود و حالم را کوک کند. حالا دیگر خودم کوک می‌زنم؛ با نخی از جنسِ لجاجت. فهمیده‌ام که دنیا، همینِ که می‌بینی؛ یک سیرکِ بزرگ که کارگردانش یادش رفته چه کسی را برای نقشِ اصلی انتخاب کند. پس چرا من بیهوده گوشه‌ی صحنه زانوی غم بغل بگیرم؟ بلند شدم؛ گرد و خاکِ روی لباس‌هایم را تکاندم و وسطِ همان صحنه‌ای که غم برایم چیده، سازِ خودم را کوک کردم. می‌خندم؛ نه از سرخوشی، که از سرِ دهن‌کجی به تقدیر، که فکر می‌کرد مرا در چهاردیواریِ تنهایی‌ام حبس کرده. حالا اگر قرار است با درد زندگی کنم، بگذار لااقل زخمی باشم که می‌رقصد، نه زخمی که از دور تماشا می‌کند.
گودی گودیی🤏
هانول ☆
تا قسمت اخرش اومده اما من فقط تا قسمت 9 دیدم💔
امروز مثل همهٔ چهارشنبه ها رفتم پاتوق و واقعاا خوش گذشت خیلی خوب بود😭 خانوم روانشناسی که دو هفته پیش اومدن و برامون راجب هویت صحبت کردن امروز هم اومدن و بازم راجب هویت صحبت کردیم و همینطور اسامی و عکس چندتا از زن های موفق ایرانی رو برامون آوردن که واقعاا همشون داستان جالبی داشتن و واقعا باعث افتخار بود که زن های ایرانی یه همچین موفقیت های بزرگی رو کسب کردن
از این جالب تر این بود که یه دختر خانومی با مادر بزرگشون تشریف اوردن فکرکنم نهم اینا بود بعد میگفت که چون مامان و باباش معلم های خیلی خوبی بودن کشور های خارجی ازشون دعوت میکردن که برن اونجا و تو مدارس ایرانی خارج از کشور تدریس کنن بعد الان یه ساله تو یه کشور دیگه زندگی میکنن خودش هم خیلیی دختر موفقی بودد تو المپیادی که بینِ مدارسِ ایرانیِ خارج از کشور برگزار شده (از همه کشورا مثلا از افریقا یا حتی اروپا) رتبه آورده بودددد
بعد یه دوست جدید هم پیدا کردمممممممم *ذوق هستم با اندکی فائزه