eitaa logo
هانول ☆
306 دنبال‌کننده
547 عکس
24 ویدیو
0 فایل
چند قدم آن طرف تراز زمین،جایی که اسمان دردفترچه ام می نشیند.☁️ روزنوشته هایی ساده،برای ثبت لحظاتی که زیرهمین اسمان اتفاق می افتد. اینجا همه چیز شفاف است؛ مثل نور روز!🌞 بگذار حرف دلت در اسمان من حل شود: https://abzarek.ir/service-p/msg/4317053
مشاهده در ایتا
دانلود
هانول ☆
تو مدرسه بهمون چای دادننن✨✨
سلاممم من خیلی خوشحالم از اینکه شما توی کانالم هستین 😍 _سلامم به روی ماهت. ✨ چیییی😳😳😳 جدییی میگیییی؟؟؟ هیچوقت کسی اینو بهم نگفته بودددد😭✨ ذوووووووق. من کی باشمم که شما از وجود من تو چنلتون خوشحال باشیددد🥺⭐️⭐️ میشه بدونمم اسم چنلتووون چیه؟؟ من قربون شما بشمم اخههه اونقدرر شاد شدم و ذوق کردمم که نمیدونم چی بگممم
منم برام جالبه از روزت میگی _از این بابت خوشحالممم✨🥹 من از شما خیلی ممنونمم که خاطرات روز منو میخونید 💖
https://eitaa.com/lunavenessa حمایت؟ _خودم هستمم✨✨
سریال چی دیدی الان؟ چند تا سیدرامایی ک عاشقش شدی رو بگو _کیدراما؟؟؟ اگه منظورتون اینه که الان چی میبینم باید بگم هنووز دارم کیدرامای یک رویا برای تو رو میبینم هنوز تمومش نکردم. یه سیدراما هم میبینمم که بعدا شات هاشو براتون میزارمم (اسمش هم اینه تابستان‌ بی پایان البته خیلی وقته قسمت جدیدی ازش ندیدم) ولی چون بک رویا برای تو واسم اسپویل شد شاید دیگه ادامش ندم شما کیدرامای خوب سراغ ندارید؟ اون چندتا سیدرامایی که خوشم اومده: عشق پنهان، وقتی به سویت پرواز میکنم، ‌به وقت عاشق شدن، دوست دختر تک شاخ من، منحصر به فرد عشق، پرنسس و فندک
دلم میخاد حضوری شه برم دانشگاه😭😭😭😭😭💜💜 _انشاالله که حضوریه. اخه من مجازی خیلی برام سخته، هیچی یاد نمیگیرم بعد اونجوری امتحانا رو گند میزنم بعدش معلدم میاد پایین و در کل حضوری برام خیلی بهتره سال اولتونه؟؟ 😁
تابستان یکم به مریضی و ویروس گذشت ویروس بد کوفتیه مواظب باشید نگیرید دلم میخاد حسابی زبان بخونم و برم باشگاه _واای مریضی تو تابستون بدترین چیزه😑 منم دوست دارم برای سال دیگه یکم زبان یاد بگیرم ولی خودم تو خونه چون کلاس نمیرم👌 موفق باشییی. امیدوارم بهت خوش بگذرهه
https://eitaa.com/Hunnewell/8743 کیمیای روح دیدی؟ درس عبرت چی؟ مورد علاقه هامن! _کیمیای روحو ندیدمم پایان خوشی داره؟؟ واای خوب شد گفتیی قصد داشتم درس عبرتو ببینمم یادم رفته بود . امشب شروعش میکنمم
قلبم شکستت تولد دختر خالمه بعد باباش براش شیرینی خریده بود اوردن خونه ما بعد دیدم یه دونه نارنجکی مونده گفتم مامان اگه کسی نمیخوره اونو بده من بعد مامانم گفت اون باشه علی(داداشم) بیاد بخوره دوست داره تبعیض تا کجااا مادرِ من؟؟ 💔