رول مگی✅
📍 نتیجه کلی
مگی در جستوجوی یک مزرعه کوچک بود، اما تنها مزرعهای که در این منطقه پیدا کرد، مزرعهٔ الی و دینا بود.
در حال بررسی اطراف بود که ناگهان صدای چندین شلیک به گوشش رسید. با احتیاط به سمت صدا حرکت کرد و متوجه شد که نبردی میان سرافایتها و ولفها در جریان است.
صدای تیراندازی، زامبیهای اطراف را نیز به محل درگیری کشاند و اوضاع را بهمراتب خطرناکتر کرد.
اکنون مگی تنها زمان کوتاهی برای فرار در اختیار دارد.
در فاصله حدود ۷۰ متری او، یک کلبه قدیمی دیده میشود که در نگاه اول امن به نظر میرسد؛ اما اگر زامبیها یا نیروهای سرافایت و ولف متوجه حضور او در آنجا شوند، راه فراری باقی نخواهد ماند.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📦 چیزهای بهدستآمده و کاستهشده: ❌
رول ریک گرایمز ✅
📍 نتیجه کلی
ریک گرایمز به مرد صاحب کلبه گفت:
ریک:
«من در این جنگل تنها هستم. شاید بتوانم کمکتان کنم.»
مرد صاحب کلبه:
«تو نمیتوانی به من کمک کنی. نمیدانم آلوده شدهای یا عضو یکی از همان گروههایی هستی که همهچیز را خراب کردهاند. این کلبه متعلق به من است. تمام وسایلی را که برداشتهای سر جای خود بگذار و همهٔ فشنگهایت را هم به من بده؛ آن وقت اجازه میدهم بروی.»
____________________________
📦 چیزهای بهدستآمده و کاستهشده: ❌
رول لینکون باروز✅
نتیجه کلی : لینکون باروز به جاده میرسد اما با صحنه ای روبرو میشود که که خستگی به تنش میماند
هیچ ماشین و وسیله نقلیه ای در آن جاده نیست او یا باید به جلو برود یا به عقب
هر تصمیم اشتباهی میتواند جان او را به خطر بیندازد
________________________
چیزهای بدست آورده شده و کاسته شده :❌
رول ریک✅
نتیجه کلی : ریک دستش را سمت هفت تیرش برد تا شلیک کند ناگهان اون مرد تیری به سمت ریک شلیک کرد!
تیر به بازوی سمت چپ ریک برخورد کرد
و به زمین افتاد
مرد صاحب کلبه گفت باید حرفم را جدی میگرفتی و کار اشتباهی نمیکردی
میتونی زنده بمونی من به پشت کلبه میرم ۲ دقیقه وقت داری از اینجا بروی
________________________
چیزهای بدست آورده شده و کاسته شده :❌