eitaa logo
✠ 𝗛𝘆𝗱𝗿𝗮 𝗚𝗮𝗺𝗲 ✠
150 دنبال‌کننده
974 عکس
35 ویدیو
0 فایل
Welcome to Hydra Game. Owner : @UsEr_VaRgAn Admin : @TENTA_XXX Info Channel : https://eitaa.com/joinchat/2489583285Ce95df0366d Subject to the laws of the Islamic Republic.
مشاهده در ایتا
دانلود
رول لینک باروز✅ 📍 نتیجه کلی لینکن باروز به حاشیه جاده رسید و تصمیم گرفت مدتی را صرف جمع‌آوری منابع کند. او در اطراف منطقه به جست‌وجو پرداخت و مقدار مناسبی چوب و سنگ به دست آورد. پس از جمع‌آوری منابع، لینکن مشغول ساخت یک تبر سنگی شد و توانست آن را با موفقیت آماده کند. اما درست زمانی که کارش به پایان رسید، متوجه حرکتی غیرعادی در جاده شد. گروهی بزرگ متشکل از حدود ۵۰ نفر با تجهیزات نظامی سنگین در حال عبور از مسیر بودند. نظم حرکت، تعداد نیروها و تجهیزات پیشرفته آن‌ها نشان می‌داد که احتمالاً با ارتش یا گروهی بسیار سازمان‌یافته روبه‌رو است. لینکن اکنون در موقعیتی حساس قرار دارد. او هنوز توسط این افراد شناسایی نشده است، اما هر تصمیمی که در ادامه بگیرد می‌تواند سرنوشت او را تغییر دهد. ❓ تصمیم بعدی چیست؟ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ✅ ۶ سنگ ✅ ۱۱ چوب ✅ ۱ تبر سنگی
رول ریک✅ 📍 نتیجه کلی ریک گرایمز پس از دور شدن از کلبه، خود را به زحمت به یکی از درختان جنگل رساند و برای لحظاتی به آن تکیه داد. خونریزی شدید و ضعف ناشی از جراحت، حرکت را برای او دشوار کرده بود، اما می‌دانست که اگر اقدامی نکند، وضعیتش به سرعت وخیم‌تر خواهد شد. او وسایل محدودی را که پیدا کرده بود بیرون آورد و تلاش کرد تا زخم خود را درمان کند. ابتدا با آب مقطر محل جراحت را شست‌وشو داد تا آلودگی‌های سطحی را از بین ببرد، سپس با استفاده از باند پزشکی زخم را بست و خونریزی را تا حد امکان کنترل کرد. اگرچه این اقدامات وضعیت او را کمی پایدارتر کرد، اما خطر هنوز از بین نرفته است. ریک باید مراقب باشد که زخمش دچار عفونت نشود؛ زیرا در شرایط فعلی و بدون دسترسی به تجهیزات پزشکی مناسب، عفونت می‌تواند به تهدیدی مرگبار تبدیل شود. ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده و مصرف‌شده ❌ موردی به‌دست نیامد 🔻 مصرف شد: - ۱ باند پزشکی - ۱ بطری آب مقطر
رول توماس✅ 📍 نتیجه کلی توماس شلبی تصمیم گرفت از منطقه درگیری فاصله بگیرد و مسیر خود را به سمت جاده ادامه دهد. برآورد او نشان می‌داد که حدود ۳۰ دقیقه تا رسیدن به جاده فاصله دارد، بنابراین با احتیاط در میان جنگل به حرکت ادامه داد. در طول مسیر، به بوته‌های تمشک برخورد کرد و مقداری از آن‌ها را جمع‌آوری نمود. اگرچه این میوه‌ها می‌توانستند برای مدت کوتاهی گرسنگی او را کاهش دهند، اما به هیچ وجه منبع غذایی کافی برای بقا در بلندمدت محسوب نمی‌شدند. توماس همچنین در مسیر خود به جمع‌آوری سنگ و چوب پرداخت تا بتواند ابزاری برای دفاع و بقا بسازد. پس از صرف مدتی زمان، موفق شد یک تبر آماده کند؛ ابزاری که می‌توانست در جمع‌آوری منابع، دفاع از خود و ادامه مسیر بسیار مفید باشد. اکنون او با تجهیزات ابتدایی و منابع محدود، به سمت جاده حرکت می‌کند و امیدوار است پیش از تاریک شدن هوا یا برخورد با تهدیدات جدید، خود را به مقصد برساند. ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ✅ ۱۴ سنگ ✅ ۱۶ چوب ✅ ۱ تبر ✅ ۴۵ تمشک
رول ریک✅ 📍 نتیجه کلی ریک گرایمز با وجود جراحتی که داشت، تصمیم گرفت دست از تلاش نکشد. او می‌دانست که برای زنده ماندن به ابزار و تجهیزات بیشتری نیاز دارد، بنابراین با وجود درد و ضعف جسمانی، در اطراف جنگل به جست‌وجوی منابع پرداخت. حرکت برای او دشوار بود، اما با صبر و پشتکار توانست مقداری چوب و سنگ جمع‌آوری کند. پس از آماده کردن مواد لازم، ریک شروع به ساخت یک تبر سنگی کرد و در نهایت موفق شد آن را تکمیل کند. اکنون او علاوه بر کنترل نسبی زخم خود، به یک ابزار کاربردی برای جمع‌آوری منابع و دفاع از خود نیز دسترسی دارد؛ هرچند وضعیت جسمانی‌اش همچنان ناپایدار است و باید مراقب باشد بیش از حد به خود فشار نیاورد. ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ✅ ۷ چوب ✅ ۵ سنگ ✅ ۱ تبر سنگی
یخورده استراحت کنیم ادامه فعالیت ساعت ۴✅
رول دریل ✅ 📍 نتیجه کلی دریل دیکسون با استفاده از موقعیت خورشید، جهت‌های شرق و غرب را تشخیص داد و مسیر خود را به سمت جاده پیدا کرد. او با احتیاط حرکت می‌کرد و در طول مسیر، اطراف خود را به‌دقت زیر نظر داشت. کمی جلوتر، چند قوطی کنسرو در مسیر مشاهده کرد. وجود این قوطی‌ها نشان می‌داد که احتمالاً شخص یا گروهی پیش از او از این منطقه عبور کرده و مدتی در اینجا حضور داشته است. دریل بدون ایجاد سروصدا به مسیر خود ادامه داد و همچنان تمام اطراف را بررسی می‌کرد تا غافلگیر نشود. بر اساس مسیری که در پیش دارد، حدود ۴۰ دقیقه دیگر به جاده خواهد رسید. ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ✅ ۱۳ سنگ ✅ ۲۱ چوب ✅ ۳ قوطی کنسرو
رول مورگان 📍 نتیجه کلی مورگان جونز پس از مشاهده گروهی که ظاهری شبیه به ارتش داشتند، تصمیم گرفت از جاده فاصله بگیرد و خود را از دید آن‌ها پنهان کند. گروه ناشناس بدون توقف از مسیر عبور کرد و به سمت مناطق جلوتر حرکت نمود. برای اطمینان از دیده نشدن، مورگان در کنار یک صخره بزرگ پناه گرفت و منتظر ماند تا افراد کاملاً از منطقه دور شوند. او با دقت حرکات آن‌ها را زیر نظر داشت و سعی می‌کرد هیچ توجهی را به خود جلب نکند. اما در حالی که مشغول مخفی ماندن بود، دو زامبی در نزدیکی او ظاهر شدند و متوجه حضورش شدند. اکنون مورگان در موقعیتی خطرناک قرار گرفته است؛ زیرا هرگونه درگیری می‌تواند توجه نیروهای ناشناس یا تهدیدات دیگر را به سمت او جلب کند. ❓ تصمیم بعدی چیست؟ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ❌ موردی به‌دست نیامد
رول شاهرخ خان✅ 📍 نتیجه کلی شاهرخ خان به محض مشاهده زامبی، تبر خود را محکم در دست گرفت و تصمیم گرفت از درگیری مستقیم اجتناب کند. او با تمام توان شروع به دویدن کرد و تلاش کرد فاصله خود را با تهدید حفظ کند. با این حال، زامبی دست‌بردار نبود و همچنان او را تعقیب می‌کرد. شاهرخ در میان درختان و بوته‌های جنگل به حرکت ادامه داد تا سرانجام خود را به جاده رساند. اما آنچه در مقابلش قرار داشت، بسیار وحشتناک‌تر از چیزی بود که انتظارش را داشت. در سراسر جاده، نزدیک به ۳۰ زامبی سرگردان در حال پرسه زدن بودند. برخی آرام حرکت می‌کردند و برخی دیگر در اطراف مسیر تجمع کرده بودند. اکنون شاهرخ خان میان یک تعقیب‌کننده در پشت سر و گروهی بزرگ از زامبی‌ها در مقابل خود گرفتار شده است. وضعیت به شدت خطرناک شده و هر تصمیم اشتباه می‌تواند به قیمت جان او تمام شود. ❓ آیا شاهرخ خان راهی برای فرار پیدا خواهد کرد؟ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ❌ موردی به‌دست نیامد
رول شلبی✅ 📍 نتیجه کلی توماس شلبی سرانجام به جاده رسید، اما منظره‌ای که در برابرش قرار داشت بسیار تلخ و نگران‌کننده بود. خودروهای متعددی به شکلی نامنظم در سراسر جاده رها شده بودند؛ گویی صاحبان آن‌ها در لحظه‌ای از وحشت مجبور به فرار شده یا هرگز فرصت بازگشت پیدا نکرده بودند. سکوت سنگین جاده و خودروهای متروکه، نشانه‌ای از فروپاشی کامل نظم و زندگی عادی در این منطقه بود. توماس با احتیاط شروع به بررسی خودروها کرد. در مجموع حدود ۱۲ خودرو در محل وجود داشت و او تک‌تک آن‌ها را برای یافتن منابع قابل استفاده جست‌وجو کرد. پس از حدود ۴۵ دقیقه جست‌وجوی مداوم، موفق شد تعدادی وسیله ارزشمند و کاربردی پیدا کند. این تجهیزات می‌توانستند شانس بقای او را در روزهای آینده به شکل قابل توجهی افزایش دهند. ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ✅ ۵ کنسرو لوبیا ✅ ۲ کنسرو تن ماهی ✅ ۱ اسلحه کلت ✅ ۷ فشنگ کلت ✅ ۳ بطری آب ✅ ۴ پارچه ✅ ۱ پاکت سیگار ✅ ۱ چاقو
رول مورگان✅ 📍 نتیجه کلی مورگان جونز به محض اینکه متوجه شد زامبی‌ها به سمت او هجوم آورده‌اند، تصمیم گرفت درگیر نشود و فوراً از محل فاصله بگیرد. او از سمت دیگر صخره خارج شد و با تمام سرعت شروع به دویدن کرد تا راهی برای فرار پیدا کند. با این حال، زامبی‌ها او را رها نکردند و همچنان در تعقیبش بودند. هرچند سرعت آن‌ها کمتر از مورگان بود، اما حضورشان باعث می‌شد نتواند برای استراحت یا برنامه‌ریزی توقف کند. مورگان اکنون در شرایطی حساس قرار دارد. او باید با دقت مسیر خود را انتخاب کند و از هرگونه تصمیم عجولانه یا اشتباه پرهیز نماید؛ زیرا یک حرکت نادرست می‌تواند او را در موقعیتی بسیار خطرناک‌تر قرار دهد. ❓ تصمیم بعدی مورگان چیست؟ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ❌ موردی به‌دست نیامد
رول گلن✅ 📍 نتیجه کلی گلن با سلاح خود منطقه را زیر نظر گرفت و با دقت و احتیاط شروع به جست‌وجوی اطراف کرد. او تمام مسیرها، نقاط مشکوک و مکان‌های قابل استفاده را بررسی کرد تا شاید نشانه‌ای از منابع، بازماندگان یا خطرات احتمالی پیدا کند. با وجود جست‌وجوی کامل، چیز ارزشمند یا غیرعادی در آن منطقه پیدا نشد. به نظر می‌رسید این بخش از منطقه یا قبلاً توسط افراد دیگری بررسی شده یا مدت‌هاست که خالی از هرگونه تجهیزات مفید است. در همین حال، هنوز خبری از محل استقرار مگی نیست. او تاکنون موقعیت مشخصی برای اقامت یا پناه گرفتن انتخاب نکرده و گلن همچنان از وضعیت و مکان دقیق او بی‌اطلاع است. ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ✅ ۴ پارچه
رول ریک✅ 📍 نتیجه کلی ریک گرایمز با وجود جراحتی که هنوز او را آزار می‌داد، تبر خود را در دست گرفت و به مسیرش در میان جنگل ادامه داد. او با احتیاط اطراف را بررسی می‌کرد و سعی داشت راهی امن به سمت جاده پیدا کند. بر اساس مسیری که در پیش داشت، حدود ۲۰ دقیقه دیگر تا رسیدن به جاده فاصله داشت. اما هرچه زمان می‌گذشت و هوا به تاریکی نزدیک‌تر می‌شد، نشانه‌های نگران‌کننده بیشتری در اطراف دیده می‌شد. صداهای نامشخص در میان درختان، سکوت سنگین جنگل و افزایش تحرک زامبی‌ها همگی از خطرات پیش رو خبر می‌دادند. در طول مسیر، ریک به چند لاشه حیوان برخورد کرد که به طرز خشنی از بین رفته بودند. بررسی این صحنه‌ها باعث شد به نتیجه‌ای نگران‌کننده برسد؛ به نظر می‌رسید ناحیه اطراف جاده یکی از محل‌های اصلی رفت‌وآمد یا تجمع زامبی‌ها باشد. اکنون ریک می‌داند که هرچند جاده می‌تواند مسیر حرکت او را آسان‌تر کند، اما احتمالاً یکی از خطرناک‌ترین نقاط منطقه نیز به شمار می‌آید. ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📦 وسایل به‌دست‌آمده ❌ موردی به‌دست نیامد