eitaa logo
انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران
125 دنبال‌کننده
42 عکس
22 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاعِ قدسی در رمضان ۱۴۰۴؛ پیوند وطن، ایمان و نظام معنا سهیلا صادقی استاد دانشکاه تهران فروردین ۱۴۰۵ ایران سرزمینی است که تاریخ بلند آن نه بر هیاهوی نبردهای آغازگرانه، بلکه بر صلح‌جویی، خرد، هنر و آفرینش‌های معنوی استوار است. در ذهنیت دیرینه این جامعه، جنگ امری مذموم و اضطراری است؛ رخدادی که همواره از بیرون تحمیل شده و نه آنکه از درون فرهنگ برخاسته باشد. ایرانیان جهان را از چشم زیبایی، اخلاق و معنا می‌نگرند و از همین روست که صلح برای آنان نه یک انتخاب سیاسی، بلکه فضیلتی فرهنگی است. از این منظر، آثار فرهنگی ایران، از شعر جهانی سعدی که دعوت به وحدت انسانی را چون سرودی جاودانه طنین می‌اندازد، تا میراث‌های معماری، نگارگری، موسیقی و حکمت ، همه تصویری از جامعه‌ای می‌سازند که ستون اصلی قدرتش در «نظام معنا»ست، نه در ابزارهای نظامی. هر گردشگر و پژوهشگری که در برابر کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان، باغ‌های شیراز یا بناهای تاریخی کرمان می‌ایستد، در واقع به تقوای زیبایی‌شناختی ملتی گواهی می‌دهد که جهان را بیش از آنکه با خشونت شکل دهند، با هنر و فرهنگ ساخته‌اند. با این همه، هرگاه این جهان معنا تهدید شده، مردم ایران نشان داده‌اند که اراده جمعی آنان شکست ناپذیر است. تاریخ بارها گواه بوده است که در لحظه‌های بحرانی، جامعه ایرانی تبدیل به پیکره‌ای واحد می‌شود؛ پیکره‌ای که حضورش نه از اجبار، بلکه از پیوند عمیق میان ایمان، وطن و اخلاق برمی‌خیزد. این حضور همواره استمرار همان الگوی معنایی است که در روز عاشورا در کربلا تکوین یافت و تا امروز ساختار تاب‌آوری ایرانیان را شکل می‌دهد: الگویی که در آن مقاومت در برابر ظلم، ادامه طبیعی یک زیست‌جهان اخلاقی است، نه کنشی سیاسی یا واکنشی زودگذر. وطن در ذهن ایرانی اصیل، صرفاً محدوده‌ای جغرافیایی نیست؛ بلکه تجسد عاطفه، فرهنگ، خاطره و ریشه‌هاست. کسی که این لایه‌های وجودی را دریابد، می‌داند که آسیب دیدن کوچک‌ترین اثر فرهنگی، حتی فروریختن یک آجر از کاخ گلستان یا خدشه بر معماری یک بنای کهن، برای یک ایرانی واقعه‌ای جانکاه است. زیرا در این سرزمین، میراث فرهنگی صرفاً میراث نیست؛ حافظه‌ی زیسته‌ی یک ملت است و هر ضربه بر آن، ضربه‌ای بر هویت جمعی به شمار می‌رود، از این رو، در وطن‌پرستی موجودات حقیری که در مواجهه با حمله بیگانگان علیه کشورشان، دست به رقص جنون می‌زنند، باید تردید کرد. در همین افق معنایی است که ایرانیان میان جنگ و دفاع تمایزی بنیادین قائلند. جنگ در نگاه آنان ویرانگر، مکروه و نافی حیات است؛ اما دفاع، کنشی اخلاقی و قدسی است برای صیانت از کرامت جمعی، سرزمین و ارزش‌های نمادینی که حیات فرهنگی بر آنها بنا شده است. از همین روست که در حافظه ایرانی، جان‌باختن در میدان دفاع «تلف شدن» نیست، بلکه ادامه‌ای از قداست معنوی است که قرن‌ها در فرهنگ این سرزمین جاری بوده؛ بخشی از سنتی که مرگ را در مسیر معنا به شهادت ارتقا می‌دهد. این پیوند میان دفاع و امر قدسی، در زمان‌هایی که رخدادهای بزرگ تاریخی مانند ترور امام شهید با لحظه‌های معنوی، مانند دعاهای سحرگاهی ایشان در ماه رمضان، هم‌زمان می‌شوند، شدت و ژرفای بیشتری می‌یابد. چنین هم‌نشینی‌ای در حافظه جمعی ایرانیان بار نمادین رخدادها را افزایش می‌دهد و آنها را به نقاط عطفی در تجربه فرهنگی ملت بدل می‌سازد؛ نقاطی که تا سال‌ها پس از وقوع، الهام‌بخش انسجام، مسئولیت اخلاقی و مشارکت جمعی می‌مانند. در تحلیل جامعه‌شناختی، آنچه در ایران مشاهده می‌شود نه واکنش‌های لحظه‌ای، بلکه استمرار تاریخی یک «هویت دفاعیِ معنابنیاد» است؛ ساختاری که در آن زیبایی، ایمان، خاک و اخلاق درهم تنیده‌اند و همین درهم‌تنیدگی، جامعه را در برابر تهدیدها پایدار و مقاوم نگه می‌دارد. قدرت این ملت نه از تجهیزات، بلکه از معنای مشترکی سرچشمه می‌گیرد که در اعماق ناخودآگاه فرهنگی‌اش رسوب کرده است. تا زمانی که این معنا زنده است، اراده جمعی نیز زنده خواهد ماند؛ اراده‌ای که آزمون‌های دشوار بسیاری را با موفقیت پشت سر گذاشته و هر بار قوی تر از گذشته خود را بازسازی کرده و این بار نیز شجاعانه در برابر استکبار مقاومت می‌کند، سازش یا تسلیم را نمی‌پذیرد تا سر از آستان پیروزی درآورد. چرا که برای ایرانیان دفاع از وطن، نه تنها یک ضرورت دینی و یا تاریخی بلکه امر حماسی است چو ایران نباشد ، تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
🟢 الهیات اجتماعی جنگ رمضان(۱) : "وفا" سینا شیخی دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تهران ✅ جنگ آمریکا و اسرائیل، دو رژیم قاتل و بربر با قدرت اتمی، علیه ایران چشم جهانیان را به خود معطوف کرده است. در حالیکه روی کاغذ قدرت نظامی این دو رژیم چند صد برابر ایران است. جنگ روانی و تحریم‌های اقتصادی غرب نیز چند دهه ایران را زیر ضربات سنگین قرار داده است. تجربیات قبلی دست‌اندازی آمریکا و غرب به ایران نیز بسیار ترسناک و غم‌انگیز است؛ چه در دوره قاجار و جنگ جهانی اول، چه در دوران پهلوی در دوران جنگ جهانی دوم و کودتای ۱۳۳۲. میلیونها کشته، قحطی و نابودی زیرساخت‌های ایران، آن هم با تحقیر، تسلیم و فرار پادشاهان! اما اکنون برای غرب و جهانیان یک شگفتی بزرگ رخ داده است! چرا ایرانیان تسلیم نمی‌شوند؟! چرا مردم ایران نمی‌ترسند و زیر بمباران رسانه و موشک خیابان‌ها را تسخیر کردند؛ خسته نمی‌شوند و روز‌به‌روز بیشتر هم می‌شوند! ۱۰۰برابر هر کشور در جهان درباره ایران اخبار دروغ تولید می‌کنند، همه ادوات جنگی و اتمی خود را به میدان آورده‌اند، اما ایرانیان قدمی عقب نمی‌نشینند! ✅ روشنفکران ایرانی که غربزدگی و خودتحقیری به صفاتی ذاتی برایشان بدل شده، نیز از درک وضعیت ناتوانند. آن‌ها یک عمر بر سر ایران و ایرانی کوفتند تا بگویند هیچی نیستی و باید مقلد غرب شوی. اکنون که ایرانیان مقابل غرب عریان‌شده اپستینی‌ها و نسل‌کشان محکوم در دادگاه لاهه به خوبی ایستاده‌اند، روشنفکران خفاش صفت به غار خزیده‌اند. اما این وضعیت تاریخی-اجتماعی ایرانیان دلایل مختلفی دارد. اما من می‌خواهم به مقوله "وفا" تذکر دهم که در الهیات اجتماعی تشیع و ایران جایگاهی ویژه دارد. ✅ فردوسی در ابیات ابتدایی شاهنامه، جهان را بسان دریای خروشان و بی‌انتها توصیف می‌کند که هفتاد کشتی برای سوار شدن فراهم است. او می‌گوید یکی از این کشتی‌ها بسان عروس است که حضرت محمد و امیرالمؤمنین بر آن سوارند. فردوسی در ادامه اشاره دارد که خردمند وقتی دریا را دید گفت کسی از این دریا جان سالم به در نمی‌برد و برای انتخاب کشتی، به نزد کشتی پیامبر و حضرت امیر می‌رود؛ چرا؟ چون نجات می‌یابد؟ نه! "به دل گفت اگر با نبی و وصی/شوم غرقه دارم دو یار وفی" یعنی بر کشتی اهل بیت سوار می‌شوم چون حتی اگر غرق شود دو یار وفادار دارم. یعنی مساله فردوسی، خرد و تشیع نجات از طوفان نیست، بلکه ماندن در کنار وفاداران است. و مقوله وفا فرسنگ‌ها با مقوله جامعه‌شناختی "پیشکش" مارسل موس فاصله دارد که وفا قماری عاشقانه است و به تایید و قدردانی جامعه بی‌توجه است. ✅ به کربلا رجوع میکنم، آنجا که سرمشق جوانمردان است. سعید بن عبدالله که هنگام نماز سپر امام حسین می‌شود و تیرها را با بدن خود از اباعبدلله دفع می‌کند در آخرین لحظات پرسش از مولایش عمل به وفاداری است: "ا وفیت یابن رسول‌الله؟" یعنی در اینچنین فداکاری عظیمی و در آستانه شهادت، دغدغه وفا را داشت! در قرآن کریم نیز در چند سوره از جمله مائده، نشانه ایمان، وفای به عهد دانسته شده است‌: "یا ایها الذین آمنوا اوفوا بعقودکم" ✅ در سنت عرفانی ایران نیز وفا جایگاهی ویژه دارد‌ و عرفان را مساوق وفا دانسته‌اند. برای مثال خرقانی نحوه درک خود از خداوند را وفا می‌داند؛ هجویری توبه را وفا به خداوند معرفی می‌کند؛ قشیری رکن اول عبودیت را وفا می‌داند؛ خراز وفا را علامت فتوت می‌گوید؛ لاهیجی روز الست را روز وفا می‌داند. معنای لفظی وفا آسان است و درک آن دشوار. با جملات و حکایات بزرگان تلاش کردم کمی آن را معنا کنم و جایگاه آن را در سنت اسلامی-ایرانی نشان دهم. ✅ مردم ایران پای کار انقلاب و روبروی ابرقدرت‌ها ایستاده‌اند، چون در الهیات اجتماعی و اندیشه تاریخی خود با مقوله وفا رشد یافته‌اند، نه اینکه چون می‌دانند پیروز می‌شوند. آن‌ها با امام شهید خود، با شهدای خود از دختران میناب تا فرماندهان شهید، با رزمندگان خود نسبتی وفادارانه دارند (و انسان چیزی جز نسبت‌هایش نیست). وفایی که معنای تمام تاریخ ایران و خوبی‌هاست. و در ضمیر ناخودآگاه خود این انتخاب را نسل‌ها حمل کرده‌اند که پای وفاداری خود بایستند و اگر در این جنگ غرقه هم شوند، در خیل وفاداران باشند، نه خیانتکاران رسوا شده در تاریخ. مسأله اول ایرانیان در این جنگ مانند حافظه تاریخی‌شان، فردوسی، پیروزی در این طوفان نیست، بلکه حفظ وفاداری و بقای بر انسانیت در مقابل دیوصفتان است. با این سخن حضرت حافظ کلام را پایان می‌دهم: هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد/خداش در همه حال از بلا نگه دارد پ.ن: نگارش جملات پایانی این گزیده، با صدای جنگنده و انفجاری مهیب در نزدیکی‌مان همراه شد. با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا
صبحِ صیانت زیبایی نگهبانانِ صبح: تجربه‌ای از مادریِ بسط‌یافته در دل شهر سهیلا صادقی استاد تمام دانشگاه تهران چهارم فروردین ۱۴۰۵ امروز صبح، حوالی شش‌ونیم، با نیت خرید نان از خانه بیرون رفتم. شهر در وضعیتی غریب از خلوتی فرو رفته بود؛ خیابان‌هایی که معمولاً با شتاب همیشگی تهران همراه‌اند، این‌بار خاموش و تهی بودند. جز چند خودرو پراکنده، نشانی از حرکت و زیست روزمره دیده نمی‌شد؛ گویی تهران برای لحظه‌ای در خود فرورفته بود. نانوایی محل بسته بود و همین سکوت و بی‌نشانی، رشته‌ای از نگرانی آرام و خزنده را در من بیدار کرد؛ اضطرابی که تنها در لحظاتی سربرمی‌آورد که نظم عادتی جهان پیرامون ترک برمی‌دارد و زندگی شهری در تعلیقی کوتاه می‌ایستد. راه را به‌سمت محله‌ای دیگر ادامه دادم. در میانه این خلوت سنگین، حضور چند جوان خوش‌سیما و راست‌قامت که از خیابان‌ها مراقبت می‌کردند، پیشِ چشمم منظری تاز‌ه گشود؛ منظری که هم غیرمنتظره بود و هم آرام‌بخش. آتشی روشن کرده بودند تا تن از سرمای صبحگاهی محفوظ بماند، اما نگاه‌شان سراپا هوشیاری و مراقبت بود؛ ترکیبی کم‌نظیر از گرما و صلابت که نوعی نظم اخلاقی و مسئولیت‌پذیری را در دل سکوت شهر بازتولید می‌کرد. به آن‌ها که رسیدم، بی‌آنکه سخنی از پیش آماده کرده باشم، ناگهان گفتم: «خسته نباشید؛ همه‌تان فدایی دارید و اولین فدایی‌تان خود منم.» یکی از جوانان، با چشمانی نافذ و روشن، گفت: «ممنون مادر!» همین دو واژه، در من شعفی تکان‌دهنده آفرید؛ تجربه‌ای از مادری که از حدود زیستی و خانوادگی فراتر می‌رود و بدل به نسبتی اجتماعی و اخلاقی می‌شود. سال‌ها مادری را پروژه‌ای ناتمام دانسته‌ام، و امروز دریافتم که این پروژه حقیقتاً قابلیت بسط یافتن دارد؛ می‌تواند در دل رویارویی‌های ساده اما انسانیِ شهر، معناهای نو بیافریند. با لبخند گفتم: «دارم می‌روم نان بگیرم، برای شما هم بگیرم ؟» یکی‌شان پاسخ داد: «مگر بچه‌ها نیستند؟» گفتم: «پسر من هم مثل شما سرباز است و من چشم‌به‌راه. همان‌طور که همیشه به او می‌گویم مراقب خودش باشد، به شما هم می‌گویم مراقب باشید. خدا می‌داند در خانه‌ها دلی نگران، چشمی منتظر و سری سربلند چشم‌به‌راه بازگشت‌تان نشسته است. و چنین شد که از کنارشان که گذشتم، احساس کردم از آن نگرانی نخستین فاصله گرفته‌ام. آرامشی درونی در من نشست؛ آرامشی برخاسته از آگاهی به اینکه فرزندان این شهر، با روحی لبریز از تعهد و حس مسئولیت، از خیابان‌ها صیانت می‌کنند. در چنین لحظاتی، تعهد، مهر مادری و پیوندهای عاطفی در هاله‌ای از معنابخشی اخلاقی در هم می‌تنند و رشته‌ای می‌سازند که ایستادگی را معنادار می‌کند. این جوانان، نه از سر وظیفه اداری، که از سر مسئولیت اخلاقی و باور درونی در خیابان‌ها حضور دارند؛ حاضرانِ بی‌نام در روایت رسمی، اما پررنگ در ضمیر جمعی ما. با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
مادرانه‌هایی زیر سایه‌ی جنگ؛ اضطراب و ایستادگی در قابِ انتظار سهیلا صادقی استاد دانشگاه تهران فروردین ۱۴۰۵ در روزگاری که جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونی مناسبات عادی حیات اجتماعی را از مدارهای معمول خود بیرون رانده است، مردم ایران بیش از سه هفته است که با صبوری و استقامتی چشمگیر در حال دفاع از خانه و خاک خویش‌اند. جنگ، با مکانیسم‌های ساختاری و بی‌رحم خود، بر تار و پود زیستِ همگان چنگ می‌اندازد؛ اما هر فرد، بسته به موقعیتِ زیسته‌ی خود و فاصله‌اش از کانونِ بحران، بارِ متفاوتی را بر دوش می‌کشد. برای برخی، این بار فراتر از اضطرابِ صرف است؛ بلکه به تار و پودِ هویت، شیوه‌ی نفس‌کشیدن و کلیتِ زیستنِ آن‌ها گره می‌خورد. در چنین بستری است که تجربه‌ی زیسته‌ی من، به عنوان مادری که فرزندش این روزها لباسِ سربازی بر تن دارد، معنایی چندوجهی می‌یابد. دل‌نگرانیِ مادری در این شرایط، ورای هرگونه توصیفِ زبانی قرار می‌گیرد؛ چرا که این نگرانی، مرزهایِ متعارف را در هم شکسته و از هرگونه چارچوبِ مشخصی فراتر می‌رود. مادر در این لحظات، نه صرفاً مضطرب، که تمامِ هستی‌اش در حالتی از آماده‌باشِ مداوم و زیستنی در تعلیق قرار می‌گیرد. در روزهایِ پایانیِ اسفند، پس از چند روزِ محرومیت از دیدارِ پسرم، خبری مبنی بر وقوعِ انفجاری در حوالیِ محلِ خدمتش به گوشم رسید. یک تکانه‌یِ کوچک در دنیایِ بیرون، لرزشی عظیم در درونم آفرید. این نخستین عیدی بود که بدونِ حضورِ او سپری می‌شد. در آن لحظه، پیامکی کوتاه به او فرستادم: «خوبی پسرم؟ لطفاً خبر بده.» پاسخش، هرچند زود آمد و حاویِ کلماتی چون «خوبم مامان. نگران نباش.» بود، اما آرامشی کوتاه و گذرا بخشید؛ آرامشی که چون نسیمی می‌گذرد و جایِ خود را دوباره به تلاطمی عمیق‌تر می‌دهد. شبِ عید، خبرِ حمله‌ی دوباره به همان منطقه رسید. پیام دادم: «جانِ مادر خوبی؟» و چندین بار زنگ زدم و پیامک دادم: «عزیزِ مادر، کجایی؟ چرا جواب نمیدی؟ نگرانم » این بار پاسخی نیامد. هر ساعت، به اندازه‌ی یک عُمر طول کشید. در آن لحظات، زمان معنایِ خود را از دست می‌دهد؛ دقیقه‌ها کش می‌آیند، جهان کوچک می‌شود و ذهن، ناگزیر از پرتاب شدن مداوم از خاطره‌ای به خاطره‌ی دیگر. چه شگفت‌انگیز است که در چنین لحظاتی، تمامِ خاطرات، از دورانِ کودکیِ او تا به امروز، با تمامِ جزئیاتشان، چون فیلمی از جلویِ چشمانم عبور می‌کنند. این پدیدارشناسیِ حافظه نشان می‌دهد که چگونه مغز، در مواجهه با اضطرابِ شدید، توانِ خود را برایِ فراخوانیِ حجمِ عظیمی از داده‌هایِ زیسته به کار می‌گیرد. خاطراتی از اولین لبخندهایش، خجالتی‌بودنش، شادی‌اش در روزهایِ برفی و تعطیلیِ مدرسه، یا آن روزِ خاص که پایش در مسیرِ مدرسه لیز خورد و زخمی شد. وقتی پایِ فرزند در میان باشد، خاطرات، دیگر صرفاً گذشته نیستند؛ بلکه بخشی زنده از «اکنون» می‌شوند، گویی جانِ مادر برایِ بقا، خود را به این تصاویر پیوند می‌زند. هر شب، با دعایی برایِ سلامتیِ او و تمامِ جوانانِ این سرزمین سپری می‌شود؛ دعایی که از عمقِ جان برمی‌آید و شاید تنها راهِ ارتباطیِ ما با آنان و تنها ابزارِ آرام‌بخشی به دلهره‌یِ خویشتن باشد. همسرم می‌گفت: «بد به دلت راه نده.» اما در آن لحظات، دغدغه‌ی من نه تنها به پسرِ خودم، که به تمامِ جوانانی که بارِ این روزها را بر دوش دارند، تعمیم می‌یابد. در انتظارِ شنیدنِ تنها یک واژه بودم: « خوبم…» همین یک کلمه می‌توانست جهانم را از نو بسازد. بالاخره، پس از ساعت‌هایی نفس‌گیر، گوشی زنگ خورد و صدایِ آشنایش را شنیدم — «مامان… ببخشید، نشد زودتر جواب بدم» — احساسی شبیه رهایی، چون آبی که بر آتش ریخته شود، در من جریان یافت. سبک شدم، اما آرامشِ کامل نبود؛ زیرا اندوهِ کودکانِ میناب که از ترسِ انفجار نمی‌توانستند به آغوشِ مادر پناه ببرند، و اندوهِ مادرانی که پشتِ هیچ گوشی، صدایی برایِ شنیدن ندارند، در دلم ماندنی است. زنانِ این مرز و بوم، مادرانه‌هایِ بسیاری برایِ گفتن دارند؛ روایت‌هایی که گرچه در ظاهر شخصی‌اند، اما در عمقِ خود، رنجی مشترک و تاریخی مشترک را بازتاب می‌دهند. این مادرانه‌ها، صورتِ دیگری از مقاومت هستند؛ نه مقاومتی پرصدا، بلکه ایستادگیِ آرامی که از دلِ عشق برمی‌آید. در این روزها، گاهی تنها راهِ بقا و زندگیِ عزتمندانه، پذیرفتنِ شرایطی است که انسان آن را انتخاب نکرده، اما در آن پایِ عهد و ایمانِ خود می‌ایستد. وقتی راهی جز ایثار نمی‌ماند، پذیرفتنِ رنج، به معنایِ تسلیم نیست؛ بلکه به معنایِ انتخاب است، انتخابِ ماندن در کنارِ جوانانِ این سرزمین، در کنارِ تاریخ، در کنارِ خاک. (ادامه دارد)
(ادامه متن): تنها چیزی که باعث می‌شود این روزها دل‌لرزه‌ها را تاب بیاوریم، روایت‌هایِ کربلاست که سینه به سینه با ما رسیده است؛ همین روایت‌هاست که پاهایِ لرزان را محکم و دل‌هایِ نگران را آرام می‌کند و شاید همین‌ رنج هاست که کمی از شرمساریِ تاریخیِ ما می‌کاهد؛ شرمساری نرسیدن به کربلا. اما امروز، بر سرِ عهد با فرزندانِ آن خاندان ایستاده‌ایم؛ در این روزگار، با همین دستانِ لرزان و دل‌هایِ پرآشوب. در نهایت، این عشقِ مادری است که به مقاومتی ژرف‌تر از هر نیرویی تبدیل می‌شود؛ مقاومتی که تنها برایِ یک فرزند نیست، بلکه برایِ تمامِ جوانانِ این سرزمین معنا دارد. عشقی که از دلِ تاریکی، روشنایی می‌سازد؛ و از دلِ رنج، ایستادگی. با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
🟢 الهیات اجتماعی جنگ (۲): امر محاسبه‌ناپذیر سینا شیخی دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تهران ✅ دانش جامعه‌شناسی در هنگامه بحران‌های حساب‌نشده توسعه غربی در قرن نوزدهم پدید آمد تا آن بحران‌ها محاسبه و حل کند. در جای‌جای اندیشه جامعه‌شناسان بزرگ از وبر تا فوکو، مساله پیش‌بینی و کنترل، فرم و محتوای دانش جامعه‌شناسی را شکل داده است. و البته این وضعیت از ابتدای متافیزیک در اندیشه غربی قرار داشت، چنانکه ارسطو انکشاف حقیقت را طی مسیر و راه می‌داند. در قرن نوزدهم مساله کنترل بحران بر زمان متمرکز بود تا موعد زمانی بحران درک و کنترل شود. و از اواخر قرن بیستم، مکان هم بر زمان اضافه شد، چرا که بحران توسعه، علاوه بر زمان به مکان هم رسید و کنترل‌گری مکان زیر سوال رفت. در این وضعیت از زندان همه‌بین فوکو تا فضاهای نئولیبرال هاروی، مساله بحران در کنترل‌گری امپریالیستی مکان را بازنمایی می‌کنند. البته مساله این متن بحران در توسعه و معنابخشی غرب نیست که این موضوع بر اهلش عیان‌تر از "حاجت به بیان" است. ✅ مساله این گزیده، تکیه و تمرکز بر محاسبه‌پذیری در اندیشه غربی است. اما محاسبه‌پذیری در سنت اسلامی-ایرانی چگونه است؟ محاسبه در این سنت وضعیت پارادوکسیکال زیملی دارد. یعنی از یک سو عاقبت‌اندیشی توصیه شده است که متناسب با اختیار انسانی است و از سوی دیگر تکیه بر محاسبات انسان مذموم است که متناسب با تقدیر الهی است. در میان این آرا، اقتراب حداکثری با ذم محاسبه است و عاقبت‌اندیشی، معنابخشی به حیات انسانی نمی‌کند، بلکه توکل و تکیه بر خداوند متعال بسان Ground و بنیاد حیات انسان است. ✅ چند نمونه برای نفی محاسبه‌پذیری در الهیات اجتماعی شیعی: - در جنگ خندق امیرالمؤمنین یک ضربت شمشیر زد که افضل از عبادت ثقلین شد. ضربه‌ای که ظاهر آن یک بالا بردن و پایین آوردن شمشیر بود، اما خداوند آن را مایه بقای اسلام و سنگین شدن کفه حق برابر باطل قرار داد. - در داستان‌های قرآنی بسیاری از جنگ‌ها و تقابل‌های جبهه حق علیه باطل با امری غیرقابل‌محاسبه به پیروزی جریان حق منجر شده است؛ داستان داوود و جالوت، ماجرای قوم بنی‌اسرائیل و شکافتن رود نیل، طوفان و کشتی حضرت نوح، تنها نمونه‌هایی از این وضعیت نامحاسبه‌پذیر هستند. در گزاره‌های قرآنی نیز محاسبه‌گری بسیار مذموم دانسته شده است‌ از توصیف هرزه‌زبانان به "الذی جمع مالا و عدده" تا ذم اعراب جاهلی به تکاثر و شمردن "حتی زرتم المقابر". - در ادبیات فارسی محاسبه‌ناپذیری مبنای ارتباط عاشق و معشوق است. سعدی خدایگان بیان این ترک محاسبه است. او خود را وقتی گرفتار دریاری عشق می‌بیند تدبیر را در ترک تدبیر می‌داند: "سعدی چو اسیر عشق گشتی/تدبیر تو چیست، ترک تدبیر" و حافظ محاسبه‌ناپذیری را فصل قریب معشوق می‌داند: "دلم ربوده لولی‌وشیست شورانگیز/ دروغ‌وعده و قتال‌وضع و رنگ‌آمیز" و مولانا در یکی از اشعار که بدل به کهن‌الگویی برای ایرانیان شده اینچنین فراخوان سفر به معشوق می‌دهد: "حیلت رها کن عاشقا" و "هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن". - عرفان ما نیز مالامال از این محاسبه‌ناپذیری است. بایزید نیل به معشوق را جداشدن سالک از "راه" می‌داند. و خرقانی عرفان را جستن مرغ از لانه به هوای دانه و گم‌کردن راه و لانه و دانه داند. - در فقه نیز با الگویی دیگر میرزای قم، صاحب قوانین، نیز در الگوی فقهی خود محاسبه‌ناپذیری را در انسداد و انفتاح نشان می‌دهد. ✅ ایران پس از انقلاب اسلامی به نبرد با استعماری پرداخت که هر محاسبه‌ای شکست ایران را نتیجه می‌گرفت. ایران که در وضعیت غیرتحریمی دوران پهلوی سه روزه در مقابل قدرت نظامی غرب اشغال و تحقیر شد. چند سال بعد هم در ۱۳۳۲ رسما کودتا کردند و عنان دولت پهلوی را در دست گرفتند. اما وضعیت و نسبتی برای انسان ۱۳۵۷ رخ داد که امر محاسبه‌پذیر را به چالش کشید و اعتقاد و اعتماد به سنت الهی غیرقابل‌محاسبه با عقل معاش را جایگزین آن در عمل کرد (که آکادمی ما به آن بی‌توجه است). ابزار مادی ما در مقابل ابزار مادی غرب قابل محاسبه نیست اما گاهی چند شن کوچک تمام محاسبات را بر هم زده است و ۸سال دفاع مقدس تاریخچه بیان محاسبه‌ناشدنی‌هاست. شهید سعید، ابراهیم عقیل، این وضعیت را به خوبی بیان می‌کند: "این شرک است که گمان کنیم داشتن فلان مرز یا فلان زمین باعث برتری ما بر اسرائیل است". الله اکبر از عرفان محاسبه‌ناپذیر جنگجویان شریف مقاومت. اکنون در نقطه عطف تاریخ، پیروان امر محاسبه‌ناپذیر روبری پیروان محاسبه‌پذیری قرار گرفته‌اند و جهان و تاریخ را به حیرت فرو برده‌اند. نتیجه این نزاع هرچه باشد از شهادت سرخ حسینی یا فرو رفتن فرعونیان در نیل، بار دیگر حیاتی به محاسبه‌ناپذیری داد. تا چراغ راهی برای جویندگان راه بی‌راهی شود. با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا
🔻وضعیت امروز ما اصلا طبیعی نیست! ✍ حسین نجفی ▫️اگر چه جنگ واقع شده ولی ما همچنان به زندگی روزمره خود، به نحوی امیدوار کننده تر از گذشته ادامه می دهیم و این روزمرگی خطیر بودن صحنه رو پنهان کرده است. می خواهیم با اشاره به چند نقطه از اموری که در نظر ما عادی است این خطیر بودن را نشان دهیم . یکی از پرتکرار ترین جمله هایی که در جنگ رمضان می شنویم تهدید دشمن با جمله ی چشم در برابر چشم است که کنایه از مقابله همسطح و یا بالاتر ایران به حمله دشمن است. یعنی اگر دشمن بخواهد نیروگاه های ما را بزند ما هم نیروگاه و زیرساخت های انرژی رژیم صهیونیستی و کشورهای میزبان را هدف حمله قرار خواهیم داد. این پاسخ آنقدر واضح شده است که ترامپ از تهدید 48 ساعته خودش مبنی بر حمله به نیروگاه های برق ایران عقب نشینی کرده است. تحلیل گران بارها گفته اند که انتظار پاسخ و واکنش در چنین سطحی از ایران را نداشته اند و برآورد درستی از توانمندی نظامی ایران نشده است. این جملات و اعمال آن چنان در نظر ما عادی به نظر می رسد که خیلی از شنیدن چنین مواجهه ای متعجب نمی شویم و انتظار چنین سطح از آمادگی و توانمندی برای پاسخ را بدیهی و ممکن می دانیم. اما این وضعیت اصلا عادی نیست. اصلا عادی نیست که ایران بتواند کشور قلدر و زورگوی جهان را با ارتش بزرگ و پایگاه های نظامی متعدد، دارای بیشترین بودجه نظامی در جهان و فن آوری های پیچیده مخابراتی و موشکی یا جنگنده های متنوع رادار گریز، ناوهای غول پیکر و بمب های هوشمند، تهدید مستقیم و همسطح بکند و این تهدید بر دشمن اثر داشته و دیگران آن را به عنوان یک اقدام حتمی باور کند. اصلا بدیهی نیست ایران بتواند بعد 47 سال تحریم، کودتا، خرابکاری، تمرکز بر بازسازی بعد از جنگ 8 ساله ، رفع عقب ماندگی های تاریخی در توسعه زیرساخت را بدون داشتن متخصص ، دانش و فن آوری کافی جبران کند. اصلا عادی نیست چنین کشوری در مرزهای دانش حرکت کند و این دانش را به یک زیست بوم و توان فراگیر تبدیل کند و بتواند از آن محصولات متنوع در حوزه های نظامی ، پزشکی یا صنعتی استخراج کند. محصولاتی که در کیفیت جهانی تولید می شود و می تواند با رقبای مطرح جهانی مقایسه شود. اصلا طبیعی نیست که ایرانی بتواند، در شرایطی که همه کشورهای درگیر جنگ دلنگران تامین کالاهای اساسی ، آب ، برق ، بنزین و... هستند ، زندگی روزمره ما تا حد زیادی بدون دلنگرانی عمومی ادامه پیدا کند، اگر جایی مانند عسلویه مورد اصابت قرار گیرد با توان داخلی سریع ترمیم و بازسازی می شود و زندگی دوباره به حالت عادی خود بازگردد. اصلا طبیعی نیست، هنگامی که تجربه تاریخ چند سده اخیر ما پر از شکست از غرب شده، کشور در دو جنگ جهانی اشفال و ویران شده، کشوری که دیگران برای شاهش تصمیم می گرفتند با کودتا شاه آورده و برداشته و دوباره منصوب کرده اند، و مرزهای ایران را کوچک و کوچک تر کرده اند الان بخواهد رژیم حقوقی تنگه هرمز را علی رغم مخالفت کشورهای قدرتمند تغییر دهد. باور بفرمایید اصلا طبیعی نیست کشورهایی که با ادعای پوچ به عراق حمله کردند، نتوانستند به طور مستقیم وارد شده و به آمریکا در جنگ رمضان کمک کنند. اصلا طبیعی نیست کشورهایی که روزی با خبر حرکت ناوهایشان حکومت ها دوچار فروپاشی می کردند، از ترس مورد هدف قرار گرفتن ناوشکن ها منطقه جنگ را ترک کنند. این وضعیت اصلا طبیعی نیست در جایی که رئیس جمهور آمریکا وقتی می تواند رئیس جمهور ونزوئلا را بدزدد، کانادا را ایالات 51 خود بداند، بخواهد گرینلند را تصرف کند، همپیمانان سنتی خود را همواره تحقیر کند، روسیه و چین جرات حمله به مواضع آمریکایی را نداشته باشند ایران بخواهد این چنین در مقابل چشم جهانیان در برابر قلدر جهان بایستد و ضربه های جدی به زیرساخت های نظامی و اقتصادی آمریکا وارد کند. اما پرسش اینجاست چه تغییر بزرگی در ما رخ داده که در موقعیت خطیر کنونی که شکست و پیروزی ممکن است نظم حاکم بر جهان را تغییر بدهد، چنین برای ما عادی و طبیعی باشد؟ با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا
ریاست و اعضای هیات علمی محترم *دانشگاه علم و صنعت ایران* *دانشگاه صنعتی اصفهان* *دانشگاه مالک اشتر ایران* *دانشگاه جامع امام حسین(ع) ایران* با سلام و احترام، انجمن بین‌المللی علوم اجتماعی ایران نسبت به حملات نظامی مهاجمان آمریکایی صهیونیستی که منجر به آسیب‌دیدگی آن دانشگاه شد، عمیقاً ابراز تأسف و نگرانی می‌کند. البته اینکه آن دانشگاه‌ها از اهداف‌ اول حمله مستقیم به محیط های علمی-آموزشی ایران بوده‌، نشان از پیشتازی و اهمیت آن مرکز علمی و آموزشی و پژوهشی در دفاع از حریم ایران است و جای افتخار دارد. دانشگاه‌های مالک اشتر، امام حسین(ع) و علم و صنعت ایران از مراکز برجسته آموزش عالی و پژوهش‌های پیشرفته در کشور است که طی دهه‌های گذشته نقشی مهم در تربیت متخصصان، گسترش نوآوری و ارتقای توان علمی و فناورانه جامعه ایران داشته اند. حمله اخیر دشمن به این نهادهای علم و دانش، به دلیل نقش برجسته شما در تقویت، پیشرفت و استقلال ملی ایران بوده است. هرگونه صدمه به چنین نهادهایی، صرف‌نظر از عامل و زمینه‌های وقوع آن، به زیان جامعه علمی و آینده توسعه ملی است. در سالیان اخیر مداخله خشونت‌آمیز آمریکا و حامیان اسرائیل در دانشگاه‌های مختلف جهان بسیار نگران‌کننده است. نمونه‌های برخورد خشن با دانشجویان حامی فلسطین در آمریکا و اروپا، مسدودکردن منابع مالی دانشگاه‌های معترض به نسل‌کشی اسرائیل توسط دولت آمریکا و اکنون حمله نظامی به دانشگاه‌های ایران خط بطلان دیگری بر شعارهای دروغین غرب برای حقوق بشر بود‌. انجمن بین‌المللی علوم اجتماعی ایران بر ضرورت صیانت از دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و تمامی فضاهای علمی خادم به توسعه، استقلال و خودکفایی ایران مطابق با اصول شناخته‌شده بین‌المللی تأکید می‌کند و از تمامی نهادهای مسئول می‌خواهد نسبت به ارتقای امنیت و حفاظت از محیط‌های علمی و پژوهشی، تدابیر جدی و پایدار اتخاذ کنند. همچنین، این انجمن همدلی و حمایت خود را از دانشجویان، پژوهشگران و اعضای هیئت علمی آن دانشگاه‌ها اعلام کرده و آمادگی دارد در چارچوب وظایف علمی خود، برای کاهش تبعات اجتماعی و آموزشی این گونه تهاجمات غیر انسانی همکاری کند. با احترام انجمن بین‌المللی علوم اجتماعی ایران با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
#⃣ به همت روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، انجمن بین‌المللی علوم اجتماعی ایران و انجمن علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار می گردد: 💢 سحرگاه سرخ 📍 «سلسله نشست های واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان» 🎙نشست سوم با حضور: 🔹خانم دکتر عاطفه خادمی، عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری حکمرانی روایت و ضرورت کنش‌گری بانوان ⏰دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ 🌐 لینک ورود به جلسه: http://skyroom.online/ch/razaviuni/research با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
🟢 الهیات اجتماعی جنگ رمضان (۳): خشونت مقدس سینا شیخی ✅ آنچه پس از شکل‌گیری سوژه امکان توسعه جوامع غربی را فراهم کرد، انباشت سرمایه مادی بود؛ انباشتی که در گام نخست با غارت گسترده صورت پذیرفت. غارتی که خشونت آن در کلام نمی‌گنجد و حاصلش صدها میلیون کشته از قاره آمریکا تا آفریقا و آسیا بوده است؛ از غارت نفت ایران تا پنبه هند، از خاک آمریکا تا منابع معدنی آفریقا و در نهایت برده‌داری. لذا خشونت یکی از پایه‌های اصلی شکل‌گیری تمدن غرب است. اما پس از استقرار تمدن غرب و شکل‌گیری قدرت نابرابر در جهان، نهادها و اندیشمندان غرب طرح گفتگو را برای حفظ و بازتولید طبقه حاکم و رفع تخاصمات جهانی درانداختند. چرا که گفتگو برای این قدرت‌ها ضرری ندارد‌. ✅ طراح اصلی این گفتگو در قرن بیستم یورگن هابرماس بود. نقطه ثقل تفکر او، برقراری گفتگو برای حل مشکل نابرابری و استعمار است. هابرماس معتقد بود جهان استعمارگر باید با جهان استعمارشده بدون پیش‌شرط(!) گفتگو کنند؛ لذا او پس از ۷ اکتبر مقاومت فلسطینیان در مقابل دهه‌ها ظلم و نسل‌کشی اسرائیل تقبیح کرد و گفتگو را برای حل مشکل تجویز کرد. و چه گفتگوی تلخی است گفتگوی گردن و شمشیر! در واقع اندیشه هابرماس به استحکام قدرت و سرکوب مشروع افراد تحت ظلم منتج می‌شود؛ نظم موجود جهان را حفظ و توجیه می‌کند. نمود آن هم در سازمان ملل است که ۵ قدرت می‌توانند نظر بیش از صد کشور را وتو کنند. یا تحریم‌های آمریکا و اخیرا حملات نظامی آمریکا و اسرائیل نمونه‌های واقعی نتیجه گفتگوی هابرماسی هستند. لذا ادبیات هابرماس گفتگوی نامشروع را مشروع می‌کند. ✅ اما مقاومت چه می‌شود؟ مقاومت به‌عنوان حرکتی خشن نامشروع قلمداد می‌شود. این ادبیات سرکوبگر بزرگترین حامی استعمار، نسل‌کشی و غارت در جامعه مدرن شده است. راهکار چیست؟ تمسک به خشونت مقدس. و این تفاوت مقوله‌ای کاملا الهیاتی است. در واقع گفتگو حاصل الهیات اجتماعی مسیحی و خشونت مقدس حاصل الهیات اجتماعی شیعی است. و البته مقوله غارت و استعمار که حاصل الهیات اجتماعی یهود است و فعلا وارد آن نمی‌شوم که توضیح استعمار در بالا حاصل آن نگاه الهیات یهودی به عالم و انسان است که از دیگری خود، انسان‌زدایی می‌کند تا قتل و استعمار نه تنها ممکن، که ماموریتی الهی می‌شود. ✅ اما در اسلام مقابله با ظلم و استعمار مسیری متفاوت از گفتگو دارد. در روایات شیعه ظلم‌پذیری به اندازه ظلم قبیح است که شهید بهشتی آن را سنگ‌بنای اندیشه سیاسی خود قرار داد. شهید مالکوم ایکس نیز گفتاری معروف دارد که غرب به ما مسکن می‌زند تا صلح‌خواهانه درد بکشیم و مطلوبش داستان کلبه عمو تم است تا انتهای آمالش پذیرش شکنجه به جای دیگری و نه مقابله با شکنجه‌گر باشد. مالکوم ایکس در آن سخنرانی می‌گوید دین اسلام چنین نیست، این دین می‌گوید چشم در مقابل چشم، دندان در مقابل دندان و این دینی است که فقط گرگ‌ها از آن می‌ترسند. ✅ ظلم در قرآن از صفات استکباری است که مانع فهم بعنوان پیش‌شرط گفتگو می‌شود. قرآن مستکبران را چنین تعریف می‌کند: لهم قلوب لایفقهون بها، قلب و چشم و گوش آن‌ها کار نمی‌کند. پس گفتگو بی‌فایده است. مطلوب، جنگ و عدم بیعت با مستکبر است. اینجا حتی خداوند در قرآن می‌فرماید من صدای بلندشده در مقابل ظلم را دوست دارم، حتی اگر با تعابیر فحش‌آلود باشد: "لایحب الله جهرا بالسوء من القول الا من ظلم"! ✅ همان امیرالمومنینی که در شبهات دینی حتی در بحبوحه جنگ اهل گفتگو است و دوشش کرسی بازی یتیمان می‌شود، مقابل مستکبران قتال العرب می‌شود چنانکه سری از سران قبایل مستکبر نیست، مگر آنکه علی‌بن‌ابی‌طالب آن را قطع کرده باشد. و اساسا دلیل همه آن بغض و کینه دشمنان حضرت، به همین برخورد محکم برخاسته از عدالت ایشان بازمی‌گردد؛ از میدان جنگ تا حفظ بیت‌المال. در مقابل دزدان بیت‌المال هم حضرت تند برخورد می‌کردند. دزدان که چه عرض کنم، مرتکبان مکروه هم مانند عثمان‌بن‌حنیف و برادرش عقیل هم از برخورد سخت حضرت در امان نبودند. اینچنین است که جمع دو امر ظاهرا متضاد یعنی لطافت و خشونت (که شاید کلمه مناسبی نباشد، اما برای مقابله با پارادایم گفتگو ضروری است) در حضرت امیر و جنگجویان پیرو او میسر می‌شود. ✅ مسیر مقاومتی که با انقلاب اسلامی در میدان باز شده، اما گفتار رسمی جامعه‌شناسی در جهان آن را تقبیح می‌کند. حال آنکه این مقاومت که من از عمد اسمش را خشونت گذاشتم، بسیار مقدس و رهابخش است و آن گفتگو بسیار متعفن، ضدانسان و سرکوبگر است. ادبیات علوم اجتماعی در ایران و جهان، زین پس به دو بخش تقسیم خواهد شد. طرفداران مستکبرین با رویکرد گفتگو و طرفداران مقاومت با رویکرد خشونت مقدس. نظم آینده جهانی با مشروعیت خشونت مقدس علیه بانیان استکبار آغاز خواهد شد. آنجا که ظلم‌پذیری قبیح باشد. شبکه اجتماعی: بله ایتا
آیا آماده «رنجی کوتاه مدت» برای «دستاوردهای بلند» هستیم؟ 💠 میثم مهدیار 🔸️هدف تشدید حمله به زیرساخت‌ها از شامگاه جمعه ۷ فروردین «شکستن مقاومت مردم ایران» در پذیرش آتش‌بس تحمیلی است. در واقع بستن ۲۵روزه تنگه هرمز سقوط اقتصاد جهانی را به گلوگاه سقوط رسانیده و اگر جنگ تا یک هفته تا ۱۰ روز دیگر متوقف نشود سقوط مهیبی را بخصوص در اقتصاد آمریکا ( از هوش مصنوعی و نیمه‌هادی‌ها گرفته تا کشاورزی، صنایع فلزی و ...)‌ شاهد خواهیم بود. اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس هم بعد از یک هفته دیگر تا چند سال گرفتار رکود و بحران خواهد شد. طول کشیدن جنگ درس درستی به مهاجمان و همپیمانان غربی عربی آنان خواهد داد و تا دهه‌ها تبعات سخت اقتصادی و نظامی تهاجم به ایران را در خاطر آن‌ها زنده نگاه خواهد داشت. 🔸️در بعد نظامی هم سیستم‌های رهگیری و پدافندی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم به مقطع بحرانی رسیده و فرسایشی شدن جنگ آسیب‌های زیاد نظامی و اقتصادی به رژیم صهیونیستی وارد خواهد کرد. تمدید مهلت‌های آمریکا برای هدف قرار دادن تاسیسات زیرساختی ایران نیز ناشی از عدم آمادگی و تردیدهای دشمن برای موثر بودن حمله زمینی به ایران است. تلفات زیاد در این نوع حمله روند سقوط هژمونی و اقتصاد آمریکا را تشدید خواهد کرد. از این رو هدف حمله گسترده به زیرساخت‌های ایران تلاش برای پای میز مذاکره آوردن ایران با شرایط تحمیلی و فشار بر زندگی مردم برای زمینه‌سازی پذیرش تعجیلی مجدد آتش‌بس تحمیلی همچون جنگ ۱۲روزه است. 🔸️این حملات در هفته‌های پیش رو احتمالا باعث شکل‌گیری بحران‌ انرژی در ایران شده و نارضایتی‌هایی را در بخشی از مردم ایجاد خواهد کرد. تسلیم طلبان نیز از چند روز گذشته در هم‌آوایی با این طرح در تلاش‌هستند تا با برجسته کردن تبعات حمله به زیرساخت‌ها و بحران معیشتی بدنه اجتماعی تسلیم طلبی را فعال کرده و به خیابان روانه کنند. شبیه همین طرح را البته در جنگ ۱۲روزه اجرا کردند و علیرغم اینکه در روزهای پایانی جنگ ۱۲ روزه ایران دست‌بالاتر را در جنگ داشت، با ایجاد ترس و دلهره در مسئولان و مردم در قبول تعجیلی آتش‌بس تحمیلی‌ نقش عمده‌ای ایفا کردند. قبول آتش بسی که دشمنان آن را از سر ضعف دانسته و از این رو طمع حمله مجدد به ایران را دل‌شان پروراندند و با زمینه سازی اجتماعی در دی‌ماه در اسفند ماه آن را عملیاتی کردند. حمله مجددی که خسارات و آسیب‌های آن تا کنون چندین برابر حمله در جنگ۱۲ روزه بوده است. 🔸️با این همه تعیین کننده نهایی مردمی هستند که این روزها و شب‌ها با شجاعت و احساس مسئولیت در خیابان‌ها حضور دارند و خود را همرزم رزمندگان و پاسداران دفاع از ایران می‌دانند. اما آزمون ملت ما در این روزها فراتر از صرف حضور در تجمعات شبانه و روزانه است: آزمون آمادگی برای روزهای سخت معیشتی. آیا مردم ما حاضرند «رنجی کوتاه مدت» را برای «دستاوردهای بلند مدت» تحمل کنند تا سایه نا امنی را چند دهه از ایران دور کنند؟ این تصمیم مهمترین تصمیم ایرانیان برای چند دهه آینده ایران است. هرمس با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انا لله و انا الیه راجعون روح پاک شهید تنگسیری به مولای شهید و همرزمان صادق و راسخش پیوست. خدا مباهات میکند به این بندگان راسخ و جان‌فدا که با خون خود راه حق را نشان دادند و خط بطلانی بر همه دروغ‌های دشمنان کشیدند. خون این شهیدان جهان و تاریخ را بیدار کرده و هر یک از ما تکلیف داریم جای این شهدا را پر کنیم. ان‌شاءالله در روز دیدار شهیدان، شرمنده ایشان نباشیم. با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|