(ادامه متن):
تنها چیزی که باعث میشود این روزها دللرزهها را تاب بیاوریم، روایتهایِ کربلاست که سینه به سینه با ما رسیده است؛ همین روایتهاست که پاهایِ لرزان را محکم و دلهایِ نگران را آرام میکند و شاید همین رنج هاست که کمی از شرمساریِ تاریخیِ ما میکاهد؛
شرمساری نرسیدن به کربلا. اما امروز، بر سرِ عهد با فرزندانِ آن خاندان ایستادهایم؛ در این روزگار، با همین دستانِ لرزان و دلهایِ پرآشوب.
در نهایت، این عشقِ مادری است که به مقاومتی ژرفتر از هر نیرویی تبدیل میشود؛ مقاومتی که تنها برایِ یک فرزند نیست، بلکه برایِ تمامِ جوانانِ این سرزمین معنا دارد. عشقی که از دلِ تاریکی، روشنایی میسازد؛ و از دلِ رنج، ایستادگی.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🟢 الهیات اجتماعی جنگ (۲): امر محاسبهناپذیر
سینا شیخی
دانشآموخته دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران
✅ دانش جامعهشناسی در هنگامه بحرانهای حسابنشده توسعه غربی در قرن نوزدهم پدید آمد تا آن بحرانها محاسبه و حل کند. در جایجای اندیشه جامعهشناسان بزرگ از وبر تا فوکو، مساله پیشبینی و کنترل، فرم و محتوای دانش جامعهشناسی را شکل داده است. و البته این وضعیت از ابتدای متافیزیک در اندیشه غربی قرار داشت، چنانکه ارسطو انکشاف حقیقت را طی مسیر و راه میداند.
در قرن نوزدهم مساله کنترل بحران بر زمان متمرکز بود تا موعد زمانی بحران درک و کنترل شود. و از اواخر قرن بیستم، مکان هم بر زمان اضافه شد، چرا که بحران توسعه، علاوه بر زمان به مکان هم رسید و کنترلگری مکان زیر سوال رفت. در این وضعیت از زندان همهبین فوکو تا فضاهای نئولیبرال هاروی، مساله بحران در کنترلگری امپریالیستی مکان را بازنمایی میکنند. البته مساله این متن بحران در توسعه و معنابخشی غرب نیست که این موضوع بر اهلش عیانتر از "حاجت به بیان" است.
✅ مساله این گزیده، تکیه و تمرکز بر محاسبهپذیری در اندیشه غربی است. اما محاسبهپذیری در سنت اسلامی-ایرانی چگونه است؟
محاسبه در این سنت وضعیت پارادوکسیکال زیملی دارد. یعنی از یک سو عاقبتاندیشی توصیه شده است که متناسب با اختیار انسانی است و از سوی دیگر تکیه بر محاسبات انسان مذموم است که متناسب با تقدیر الهی است.
در میان این آرا، اقتراب حداکثری با ذم محاسبه است و عاقبتاندیشی، معنابخشی به حیات انسانی نمیکند، بلکه توکل و تکیه بر خداوند متعال بسان Ground و بنیاد حیات انسان است.
✅ چند نمونه برای نفی محاسبهپذیری در الهیات اجتماعی شیعی:
- در جنگ خندق امیرالمؤمنین یک ضربت شمشیر زد که افضل از عبادت ثقلین شد. ضربهای که ظاهر آن یک بالا بردن و پایین آوردن شمشیر بود، اما خداوند آن را مایه بقای اسلام و سنگین شدن کفه حق برابر باطل قرار داد.
- در داستانهای قرآنی بسیاری از جنگها و تقابلهای جبهه حق علیه باطل با امری غیرقابلمحاسبه به پیروزی جریان حق منجر شده است؛ داستان داوود و جالوت، ماجرای قوم بنیاسرائیل و شکافتن رود نیل، طوفان و کشتی حضرت نوح، تنها نمونههایی از این وضعیت نامحاسبهپذیر هستند.
در گزارههای قرآنی نیز محاسبهگری بسیار مذموم دانسته شده است از توصیف هرزهزبانان به "الذی جمع مالا و عدده" تا ذم اعراب جاهلی به تکاثر و شمردن "حتی زرتم المقابر".
- در ادبیات فارسی محاسبهناپذیری مبنای ارتباط عاشق و معشوق است.
سعدی خدایگان بیان این ترک محاسبه است. او خود را وقتی گرفتار دریاری عشق میبیند تدبیر را در ترک تدبیر میداند: "سعدی چو اسیر عشق گشتی/تدبیر تو چیست، ترک تدبیر"
و حافظ محاسبهناپذیری را فصل قریب معشوق میداند:
"دلم ربوده لولیوشیست شورانگیز/ دروغوعده و قتالوضع و رنگآمیز"
و مولانا در یکی از اشعار که بدل به کهنالگویی برای ایرانیان شده اینچنین فراخوان سفر به معشوق میدهد: "حیلت رها کن عاشقا" و "هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن".
- عرفان ما نیز مالامال از این محاسبهناپذیری است. بایزید نیل به معشوق را جداشدن سالک از "راه" میداند. و خرقانی عرفان را جستن مرغ از لانه به هوای دانه و گمکردن راه و لانه و دانه داند.
- در فقه نیز با الگویی دیگر میرزای قم، صاحب قوانین، نیز در الگوی فقهی خود محاسبهناپذیری را در انسداد و انفتاح نشان میدهد.
✅ ایران پس از انقلاب اسلامی به نبرد با استعماری پرداخت که هر محاسبهای شکست ایران را نتیجه میگرفت. ایران که در وضعیت غیرتحریمی دوران پهلوی سه روزه در مقابل قدرت نظامی غرب اشغال و تحقیر شد. چند سال بعد هم در ۱۳۳۲ رسما کودتا کردند و عنان دولت پهلوی را در دست گرفتند. اما وضعیت و نسبتی برای انسان ۱۳۵۷ رخ داد که امر محاسبهپذیر را به چالش کشید و اعتقاد و اعتماد به سنت الهی غیرقابلمحاسبه با عقل معاش را جایگزین آن در عمل کرد (که آکادمی ما به آن بیتوجه است). ابزار مادی ما در مقابل ابزار مادی غرب قابل محاسبه نیست اما گاهی چند شن کوچک تمام محاسبات را بر هم زده است و ۸سال دفاع مقدس تاریخچه بیان محاسبهناشدنیهاست. شهید سعید، ابراهیم عقیل، این وضعیت را به خوبی بیان میکند: "این شرک است که گمان کنیم داشتن فلان مرز یا فلان زمین باعث برتری ما بر اسرائیل است". الله اکبر از عرفان محاسبهناپذیر جنگجویان شریف مقاومت.
اکنون در نقطه عطف تاریخ، پیروان امر محاسبهناپذیر روبری پیروان محاسبهپذیری قرار گرفتهاند و جهان و تاریخ را به حیرت فرو بردهاند. نتیجه این نزاع هرچه باشد از شهادت سرخ حسینی یا فرو رفتن فرعونیان در نیل، بار دیگر حیاتی به محاسبهناپذیری داد. تا چراغ راهی برای جویندگان راه بیراهی شود.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🔻وضعیت امروز ما اصلا طبیعی نیست!
✍ حسین نجفی
▫️اگر چه جنگ واقع شده ولی ما همچنان به زندگی روزمره خود، به نحوی امیدوار کننده تر از گذشته ادامه می دهیم و این روزمرگی خطیر بودن صحنه رو پنهان کرده است. می خواهیم با اشاره به چند نقطه از اموری که در نظر ما عادی است این خطیر بودن را نشان دهیم .
یکی از پرتکرار ترین جمله هایی که در جنگ رمضان می شنویم تهدید دشمن با جمله ی چشم در برابر چشم است که کنایه از مقابله همسطح و یا بالاتر ایران به حمله دشمن است. یعنی اگر دشمن بخواهد نیروگاه های ما را بزند ما هم نیروگاه و زیرساخت های انرژی رژیم صهیونیستی و کشورهای میزبان را هدف حمله قرار خواهیم داد. این پاسخ آنقدر واضح شده است که ترامپ از تهدید 48 ساعته خودش مبنی بر حمله به نیروگاه های برق ایران عقب نشینی کرده است.
تحلیل گران بارها گفته اند که انتظار پاسخ و واکنش در چنین سطحی از ایران را نداشته اند و برآورد درستی از توانمندی نظامی ایران نشده است.
این جملات و اعمال آن چنان در نظر ما عادی به نظر می رسد که خیلی از شنیدن چنین مواجهه ای متعجب نمی شویم و انتظار چنین سطح از آمادگی و توانمندی برای پاسخ را بدیهی و ممکن می دانیم.
اما این وضعیت اصلا عادی نیست.
اصلا عادی نیست که ایران بتواند کشور قلدر و زورگوی جهان را با ارتش بزرگ و پایگاه های نظامی متعدد، دارای بیشترین بودجه نظامی در جهان و فن آوری های پیچیده مخابراتی و موشکی یا جنگنده های متنوع رادار گریز، ناوهای غول پیکر و بمب های هوشمند، تهدید مستقیم و همسطح بکند و این تهدید بر دشمن اثر داشته و دیگران آن را به عنوان یک اقدام حتمی باور کند.
اصلا بدیهی نیست ایران بتواند بعد 47 سال تحریم، کودتا، خرابکاری، تمرکز بر بازسازی بعد از جنگ 8 ساله ، رفع عقب ماندگی های تاریخی در توسعه زیرساخت را بدون داشتن متخصص ، دانش و فن آوری کافی جبران کند.
اصلا عادی نیست چنین کشوری در مرزهای دانش حرکت کند و این دانش را به یک زیست بوم و توان فراگیر تبدیل کند و بتواند از آن محصولات متنوع در حوزه های نظامی ، پزشکی یا صنعتی استخراج کند. محصولاتی که در کیفیت جهانی تولید می شود و می تواند با رقبای مطرح جهانی مقایسه شود.
اصلا طبیعی نیست که ایرانی بتواند، در شرایطی که همه کشورهای درگیر جنگ دلنگران تامین کالاهای اساسی ، آب ، برق ، بنزین و... هستند ، زندگی روزمره ما تا حد زیادی بدون دلنگرانی عمومی ادامه پیدا کند، اگر جایی مانند عسلویه مورد اصابت قرار گیرد با توان داخلی سریع ترمیم و بازسازی می شود و زندگی دوباره به حالت عادی خود بازگردد.
اصلا طبیعی نیست، هنگامی که تجربه تاریخ چند سده اخیر ما پر از شکست از غرب شده، کشور در دو جنگ جهانی اشفال و ویران شده، کشوری که دیگران برای شاهش تصمیم می گرفتند با کودتا شاه آورده و برداشته و دوباره منصوب کرده اند، و مرزهای ایران را کوچک و کوچک تر کرده اند الان بخواهد رژیم حقوقی تنگه هرمز را علی رغم مخالفت کشورهای قدرتمند تغییر دهد.
باور بفرمایید اصلا طبیعی نیست کشورهایی که با ادعای پوچ به عراق حمله کردند، نتوانستند به طور مستقیم وارد شده و به آمریکا در جنگ رمضان کمک کنند. اصلا طبیعی نیست کشورهایی که روزی با خبر حرکت ناوهایشان حکومت ها دوچار فروپاشی می کردند، از ترس مورد هدف قرار گرفتن ناوشکن ها منطقه جنگ را ترک کنند.
این وضعیت اصلا طبیعی نیست در جایی که رئیس جمهور آمریکا وقتی می تواند رئیس جمهور ونزوئلا را بدزدد، کانادا را ایالات 51 خود بداند، بخواهد گرینلند را تصرف کند، همپیمانان سنتی خود را همواره تحقیر کند، روسیه و چین جرات حمله به مواضع آمریکایی را نداشته باشند ایران بخواهد این چنین در مقابل چشم جهانیان در برابر قلدر جهان بایستد و ضربه های جدی به زیرساخت های نظامی و اقتصادی آمریکا وارد کند.
اما پرسش اینجاست چه تغییر بزرگی در ما رخ داده که در موقعیت خطیر کنونی که شکست و پیروزی ممکن است نظم حاکم بر جهان را تغییر بدهد، چنین برای ما عادی و طبیعی باشد؟
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
ریاست و اعضای هیات علمی محترم
*دانشگاه علم و صنعت ایران*
*دانشگاه صنعتی اصفهان*
*دانشگاه مالک اشتر ایران*
*دانشگاه جامع امام حسین(ع) ایران*
با سلام و احترام،
انجمن بینالمللی علوم اجتماعی ایران نسبت به حملات نظامی مهاجمان آمریکایی صهیونیستی که منجر به آسیبدیدگی آن دانشگاه شد، عمیقاً ابراز تأسف و نگرانی میکند.
البته اینکه آن دانشگاهها از اهداف اول حمله مستقیم به محیط های علمی-آموزشی ایران بوده، نشان از پیشتازی و اهمیت آن مرکز علمی و آموزشی و پژوهشی در دفاع از حریم ایران است و جای افتخار دارد.
دانشگاههای مالک اشتر، امام حسین(ع) و علم و صنعت ایران از مراکز برجسته آموزش عالی و پژوهشهای پیشرفته در کشور است که طی دهههای گذشته نقشی مهم در تربیت متخصصان، گسترش نوآوری و ارتقای توان علمی و فناورانه جامعه ایران داشته اند. حمله اخیر دشمن به این نهادهای علم و دانش، به دلیل نقش برجسته شما در تقویت، پیشرفت و استقلال ملی ایران بوده است. هرگونه صدمه به چنین نهادهایی، صرفنظر از عامل و زمینههای وقوع آن، به زیان جامعه علمی و آینده توسعه ملی است.
در سالیان اخیر مداخله خشونتآمیز آمریکا و حامیان اسرائیل در دانشگاههای مختلف جهان بسیار نگرانکننده است. نمونههای برخورد خشن با دانشجویان حامی فلسطین در آمریکا و اروپا، مسدودکردن منابع مالی دانشگاههای معترض به نسلکشی اسرائیل توسط دولت آمریکا و اکنون حمله نظامی به دانشگاههای ایران خط بطلان دیگری بر شعارهای دروغین غرب برای حقوق بشر بود.
انجمن بینالمللی علوم اجتماعی ایران بر ضرورت صیانت از دانشگاهها، آزمایشگاهها، مراکز تحقیقاتی و تمامی فضاهای علمی خادم به توسعه، استقلال و خودکفایی ایران مطابق با اصول شناختهشده بینالمللی تأکید میکند و از تمامی نهادهای مسئول میخواهد نسبت به ارتقای امنیت و حفاظت از محیطهای علمی و پژوهشی، تدابیر جدی و پایدار اتخاذ کنند.
همچنین، این انجمن همدلی و حمایت خود را از دانشجویان، پژوهشگران و اعضای هیئت علمی آن دانشگاهها اعلام کرده و آمادگی دارد در چارچوب وظایف علمی خود، برای کاهش تبعات اجتماعی و آموزشی این گونه تهاجمات غیر انسانی همکاری کند.
با احترام
انجمن بینالمللی علوم اجتماعی ایران
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
#⃣ #نشست_تخصصی
به همت روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، انجمن بینالمللی علوم اجتماعی ایران و انجمن علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار می گردد:
💢 سحرگاه سرخ
📍 «سلسله نشست های واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان»
🎙نشست سوم با حضور:
🔹خانم دکتر عاطفه خادمی، عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری
حکمرانی روایت و ضرورت کنشگری بانوان
⏰دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
ساعت ۱۶
🌐 لینک ورود به جلسه:
http://skyroom.online/ch/razaviuni/research
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🟢 الهیات اجتماعی جنگ رمضان (۳): خشونت مقدس
سینا شیخی
✅ آنچه پس از شکلگیری سوژه امکان توسعه جوامع غربی را فراهم کرد، انباشت سرمایه مادی بود؛ انباشتی که در گام نخست با غارت گسترده صورت پذیرفت. غارتی که خشونت آن در کلام نمیگنجد و حاصلش صدها میلیون کشته از قاره آمریکا تا آفریقا و آسیا بوده است؛ از غارت نفت ایران تا پنبه هند، از خاک آمریکا تا منابع معدنی آفریقا و در نهایت بردهداری. لذا خشونت یکی از پایههای اصلی شکلگیری تمدن غرب است.
اما پس از استقرار تمدن غرب و شکلگیری قدرت نابرابر در جهان، نهادها و اندیشمندان غرب طرح گفتگو را برای حفظ و بازتولید طبقه حاکم و رفع تخاصمات جهانی درانداختند. چرا که گفتگو برای این قدرتها ضرری ندارد.
✅ طراح اصلی این گفتگو در قرن بیستم یورگن هابرماس بود. نقطه ثقل تفکر او، برقراری گفتگو برای حل مشکل نابرابری و استعمار است. هابرماس معتقد بود جهان استعمارگر باید با جهان استعمارشده بدون پیششرط(!) گفتگو کنند؛ لذا او پس از ۷ اکتبر مقاومت فلسطینیان در مقابل دههها ظلم و نسلکشی اسرائیل تقبیح کرد و گفتگو را برای حل مشکل تجویز کرد. و چه گفتگوی تلخی است گفتگوی گردن و شمشیر!
در واقع اندیشه هابرماس به استحکام قدرت و سرکوب مشروع افراد تحت ظلم منتج میشود؛ نظم موجود جهان را حفظ و توجیه میکند. نمود آن هم در سازمان ملل است که ۵ قدرت میتوانند نظر بیش از صد کشور را وتو کنند. یا تحریمهای آمریکا و اخیرا حملات نظامی آمریکا و اسرائیل نمونههای واقعی نتیجه گفتگوی هابرماسی هستند. لذا ادبیات هابرماس گفتگوی نامشروع را مشروع میکند.
✅ اما مقاومت چه میشود؟ مقاومت بهعنوان حرکتی خشن نامشروع قلمداد میشود. این ادبیات سرکوبگر بزرگترین حامی استعمار، نسلکشی و غارت در جامعه مدرن شده است.
راهکار چیست؟ تمسک به خشونت مقدس.
و این تفاوت مقولهای کاملا الهیاتی است.
در واقع گفتگو حاصل الهیات اجتماعی مسیحی و خشونت مقدس حاصل الهیات اجتماعی شیعی است. و البته مقوله غارت و استعمار که حاصل الهیات اجتماعی یهود است و فعلا وارد آن نمیشوم که توضیح استعمار در بالا حاصل آن نگاه الهیات یهودی به عالم و انسان است که از دیگری خود، انسانزدایی میکند تا قتل و استعمار نه تنها ممکن، که ماموریتی الهی میشود.
✅ اما در اسلام مقابله با ظلم و استعمار مسیری متفاوت از گفتگو دارد. در روایات شیعه ظلمپذیری به اندازه ظلم قبیح است که شهید بهشتی آن را سنگبنای اندیشه سیاسی خود قرار داد. شهید مالکوم ایکس نیز گفتاری معروف دارد که غرب به ما مسکن میزند تا صلحخواهانه درد بکشیم و مطلوبش داستان کلبه عمو تم است تا انتهای آمالش پذیرش شکنجه به جای دیگری و نه مقابله با شکنجهگر باشد. مالکوم ایکس در آن سخنرانی میگوید دین اسلام چنین نیست، این دین میگوید چشم در مقابل چشم، دندان در مقابل دندان و این دینی است که فقط گرگها از آن میترسند.
✅ ظلم در قرآن از صفات استکباری است که مانع فهم بعنوان پیششرط گفتگو میشود. قرآن مستکبران را چنین تعریف میکند: لهم قلوب لایفقهون بها، قلب و چشم و گوش آنها کار نمیکند. پس گفتگو بیفایده است. مطلوب، جنگ و عدم بیعت با مستکبر است. اینجا حتی خداوند در قرآن میفرماید من صدای بلندشده در مقابل ظلم را دوست دارم، حتی اگر با تعابیر فحشآلود باشد: "لایحب الله جهرا بالسوء من القول الا من ظلم"!
✅ همان امیرالمومنینی که در شبهات دینی حتی در بحبوحه جنگ اهل گفتگو است و دوشش کرسی بازی یتیمان میشود، مقابل مستکبران قتال العرب میشود چنانکه سری از سران قبایل مستکبر نیست، مگر آنکه علیبنابیطالب آن را قطع کرده باشد. و اساسا دلیل همه آن بغض و کینه دشمنان حضرت، به همین برخورد محکم برخاسته از عدالت ایشان بازمیگردد؛ از میدان جنگ تا حفظ بیتالمال. در مقابل دزدان بیتالمال هم حضرت تند برخورد میکردند. دزدان که چه عرض کنم، مرتکبان مکروه هم مانند عثمانبنحنیف و برادرش عقیل هم از برخورد سخت حضرت در امان نبودند.
اینچنین است که جمع دو امر ظاهرا متضاد یعنی لطافت و خشونت (که شاید کلمه مناسبی نباشد، اما برای مقابله با پارادایم گفتگو ضروری است) در حضرت امیر و جنگجویان پیرو او میسر میشود.
✅ مسیر مقاومتی که با انقلاب اسلامی در میدان باز شده، اما گفتار رسمی جامعهشناسی در جهان آن را تقبیح میکند. حال آنکه این مقاومت که من از عمد اسمش را خشونت گذاشتم، بسیار مقدس و رهابخش است و آن گفتگو بسیار متعفن، ضدانسان و سرکوبگر است.
ادبیات علوم اجتماعی در ایران و جهان، زین پس به دو بخش تقسیم خواهد شد. طرفداران مستکبرین با رویکرد گفتگو و طرفداران مقاومت با رویکرد خشونت مقدس.
نظم آینده جهانی با مشروعیت خشونت مقدس علیه بانیان استکبار آغاز خواهد شد. آنجا که ظلمپذیری قبیح باشد.
شبکه اجتماعی:
بله
ایتا
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
آیا آماده «رنجی کوتاه مدت» برای «دستاوردهای بلند» هستیم؟
💠 میثم مهدیار
🔸️هدف تشدید حمله به زیرساختها از شامگاه جمعه ۷ فروردین «شکستن مقاومت مردم ایران» در پذیرش آتشبس تحمیلی است. در واقع بستن ۲۵روزه تنگه هرمز سقوط اقتصاد جهانی را به گلوگاه سقوط رسانیده و اگر جنگ تا یک هفته تا ۱۰ روز دیگر متوقف نشود سقوط مهیبی را بخصوص در اقتصاد آمریکا ( از هوش مصنوعی و نیمههادیها گرفته تا کشاورزی، صنایع فلزی و ...) شاهد خواهیم بود. اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس هم بعد از یک هفته دیگر تا چند سال گرفتار رکود و بحران خواهد شد. طول کشیدن جنگ درس درستی به مهاجمان و همپیمانان غربی عربی آنان خواهد داد و تا دههها تبعات سخت اقتصادی و نظامی تهاجم به ایران را در خاطر آنها زنده نگاه خواهد داشت.
🔸️در بعد نظامی هم سیستمهای رهگیری و پدافندی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم به مقطع بحرانی رسیده و فرسایشی شدن جنگ آسیبهای زیاد نظامی و اقتصادی به رژیم صهیونیستی وارد خواهد کرد.
تمدید مهلتهای آمریکا برای هدف قرار دادن تاسیسات زیرساختی ایران نیز ناشی از عدم آمادگی و تردیدهای دشمن برای موثر بودن حمله زمینی به ایران است. تلفات زیاد در این نوع حمله روند سقوط هژمونی و اقتصاد آمریکا را تشدید خواهد کرد.
از این رو هدف حمله گسترده به زیرساختهای ایران تلاش برای پای میز مذاکره آوردن ایران با شرایط تحمیلی و فشار بر زندگی مردم برای زمینهسازی پذیرش تعجیلی مجدد آتشبس تحمیلی همچون جنگ ۱۲روزه است.
🔸️این حملات در هفتههای پیش رو احتمالا باعث شکلگیری بحران انرژی در ایران شده و نارضایتیهایی را در بخشی از مردم ایجاد خواهد کرد. تسلیم طلبان نیز از چند روز گذشته در همآوایی با این طرح در تلاشهستند تا با برجسته کردن تبعات حمله به زیرساختها و بحران معیشتی بدنه اجتماعی تسلیم طلبی را فعال کرده و به خیابان روانه کنند. شبیه همین طرح را البته در جنگ ۱۲روزه اجرا کردند و علیرغم اینکه در روزهای پایانی جنگ ۱۲ روزه ایران دستبالاتر را در جنگ داشت، با ایجاد ترس و دلهره در مسئولان و مردم در قبول تعجیلی آتشبس تحمیلی نقش عمدهای ایفا کردند. قبول آتش بسی که دشمنان آن را از سر ضعف دانسته و از این رو طمع حمله مجدد به ایران را دلشان پروراندند و با زمینه سازی اجتماعی در دیماه در اسفند ماه آن را عملیاتی کردند. حمله مجددی که خسارات و آسیبهای آن تا کنون چندین برابر حمله در جنگ۱۲ روزه بوده است.
🔸️با این همه تعیین کننده نهایی مردمی هستند که این روزها و شبها با شجاعت و احساس مسئولیت در خیابانها حضور دارند و خود را همرزم رزمندگان و پاسداران دفاع از ایران میدانند. اما آزمون ملت ما در این روزها فراتر از صرف حضور در تجمعات شبانه و روزانه است: آزمون آمادگی برای روزهای سخت معیشتی. آیا مردم ما حاضرند «رنجی کوتاه مدت» را برای «دستاوردهای بلند مدت» تحمل کنند تا سایه نا امنی را چند دهه از ایران دور کنند؟
این تصمیم مهمترین تصمیم ایرانیان برای چند دهه آینده ایران است. هرمس
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انا لله و انا الیه راجعون
روح پاک شهید تنگسیری به مولای شهید و همرزمان صادق و راسخش پیوست.
خدا مباهات میکند به این بندگان راسخ و جانفدا که با خون خود راه حق را نشان دادند و خط بطلانی بر همه دروغهای دشمنان کشیدند.
خون این شهیدان جهان و تاریخ را بیدار کرده و هر یک از ما تکلیف داریم جای این شهدا را پر کنیم. انشاءالله در روز دیدار شهیدان، شرمنده ایشان نباشیم.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
وضعیت امروز دوبی نشان میدهد امنیت درونزا شرط پایه توسعه و آزادی است
💠میثم مهدیار
🔸️در حالیکه پروبلماتیک آغازین علوم انسانی از زمان ماکیاولی و هابز مقوله امنیت بوده و اساسا آزادی و توسعه در نسبت با نظم و امنیت تعریف شده، اما یکی از کجفهمیها و اشتباهات جریان غالب روشنفکری و علوم انسانی و اجتماعی در ایران دوگانه انگاری میان امنیت و نظم با آزادی و توسعه بوده است. برای همین به عنوان مثال در علوم اجتماعی و جامعهشناسی سیاسیمان مطالعات دولت و نظم بسیار نحیف است ولی تا دلتان بخواهد درباره جنبشهای اجتماعی ادبیات ترجمه و تولید کردهایم.
این اشکال احتمالا از تسلط آن چارچوب "لیبرال" مسلط بر ذهن و زبان اغلب نخبگان ما برآمده که جهان مدرن را میدانی مبتنی بر حقوق، قانون، روابط و نیازمندیهای متقابل تصور کرده است. در حالیکه شواهد بارز نشان میدهند یگانه قانون حاکم بر جهان مدرن حداقل از ابتدای استعمار در قرن ۱۶، *"هر که زورش بیش، او محقتر و مشروعتر"* بوده است.
🔸️سرنوشت این روزهای کشورهای عرب منطقه و نیز جهان در مقابل لودهبازیهای کسی چون ترامپ نشان میدهد در چنین جهانی که برآمدن جنایت پیشگانی چون نتانیاهو و ترامپ طبیعی است امنیت ضروریترین عنصر حیاتی اجتماعی حتی متّحدین جریان اصلی غرب است. این امنیت باید درونزا باشد و نمیتوان آن را به مثابه کالا از کسانی که ممکن است هر لحظه کشورهای دیگر حتی متحدینشان را قربانی منافع ملی خودشان کنند خریداری کرد. همانطور که آزادی را نمیشود خرید همانطور که توسعهرا.
اما وضعیت امروز دوبی نشان میدهد توسعه، رفاه، آزادی و... به شکل پایدار بدون امنیت پایه درونزا سرابی بیش نیست. این مسیری است که در آسیا چین پیموده است و به مهمترین رقیب غرب بدل شده است.
🔸️اولین مقوله امنیتی در این راستا فرم حکومت است. دموکراسی به شیوه غربی صرفا فقط یک فرم حکومت نیست بلکه باتوجه به تسلط غرب بر اقتصاد، رسانه و افکار عمومی، ابزاری برای نفوذ و تسلط آن بر کشورهای غیر غربی نیز هست. درجهان امروز هر فرم سیاسی بومی (مثل ولایت فقیه، مثل جمهوری خلق چین و...) که بتواند امکانهای مثبت دموکراسی را استفاده اما از تبعات استعماری آن جلوگیری کند یک مولفه امنیت درونزا و در نتیجه محق و مشروعست و میتواند ضامن آزادی و توسعه ملتها باشد.
🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
💠ایران تاریخ دارد: به بهانه بعثت مردم و روایت باستانگرایانه از ایران
#بخش_اول
✍حسین نجفی
🔹ایران کشوری است که ظرفیت های بزرگی دارد. موقعیت ژئوپلتیک بسیار مهمی دارد. معادن فراوان و متنوعی دارد. آب و هوای چهارفصل دارد. ملت با استعدای و هنر دوستی دارد. آثار باستانی کم نظیری از دوران مختلف دارد. اما مهم تر از این مواهب این است که ایران هماره تاریخ دارد. ایران هنگامی شکست خورده ، ضعیف شده و یا از بین رفته که تاریخ اش را گم کرده است.
🔹تاریخ داشتن لزوما هم معنی تمدن نیست که بتوان آن را با آثار باستانی تعریف کرد. زیرا تاریخ با گذر ایام و گردش دوران متفاوت است.
تاریخ اگر چه در زمان رخ می دهد ولی فراتر از عالم ماده یک معناست و این معنا در نسبتی که انسان"نبی، امام یا اولیا الله" با حقیقت برقرار می کند و سپس امتی به این حقیقت فرا خوانده می شود و با بعثت مردم عهد جدیدی آغاز می شود.
این معنا با فهم تجدد زدهی ما از تاریخ متفاوت است. تاریخ در ذهن ما سرگذشت یک قوم یا یک اندیشه در طول زمان است. اما ممکن است قومی گذشته ی پر افتخاری از کشورگشایی و آثار ادبی و هنری داشته باشد اما نتوانسته باشد با حقیقت نسبتی برقرار کند. در این معنا مصریان و آشوریان آثار باستانی متعدد و غنی دارند اما لزوما تاریخ ندارند.
🔹قرآن تاریخ را در این معنا روایت میکند. داستان نوح ، ابراهیم ، یونس ، موسی علیهم السلام و امت شان صرفا یادآوری سرگذشت انبیا یا امتش نیست. بلکه یادآوری صحنه های پرچالشی از بیم و امید؛ و خوف و رجاست که در آن عزم پیامبران و پایمردی انبیا و اولیای الهی برای برقراری این نسبت مشخص می شود.
در این روایت جلال و جبروت کاخ فرامانروایان ، پیچیدگی و زیبایی صنایع و صنایع ادبی دوران جاهلیت محل توجه نیست. بلکه بحث بر ایمان مومنین در تقابل با استکبار، شرک، کفر و تفرعن ظالمان است.
🔹 در اینجا اصل همان نسبتی است که گفته شد و اگر ذکری از کاخ و قدرت فرعون ، نمرود یا ملکه سبا می شود از باب عبرت است: «قُل سِيرُواْ فِي ٱلأَرضِ فَانظُرُواْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبلُ كَانَ أَكثَرُهُم مُّشرِكِينَ»(رم ، 42).
به همین سبب در سنت تاریخ نویسی ما مساله عبرت مهم است. آنچنان که ابن خلدون کتاب خود را العبر نام گذاری کرد و خاقانی در قصیده معروف خود ایوان مدائن را آئینه عبرت دانست: «هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان--- ایوان مدائن را آئینه عبرت دان».
🔹در همین نسبت است که سرفصل تاریخ نویسی در سنت ما از خلقت حضرت آدم و هبوط او به زمین آغاز می شود و با روایت زندگی پیامبران ، ادامه کار را به حکومت شاهان، به مثابه ظل الله، می رساند.
🔹بدین ترتیب آنچه ما از تاریخ می فهمیم ، آنچه از آثار باستانی، منظومه های ادبی ، خدای نامه ها ، شاهنامه ها، رسوم مردمان که امروزه در ذهن ما اهمیت مضاعفی پیدا کرده است، هنگامی محل توجه و متعلق به تاریخ است که بتواند نسبتی بین ما و حقیقت برقرار کند.
🔹 بزرگترین خیانت غرب به بشر این بود که انسان را بی تاریخ کرد و نسبت ما با خدا را ضعیف کرد و یا از بین برد. انسان که در غرب از افق ناسوتی بازخوانی شد تاریخش به مصنوعات بشری تقلیل پیدا کرد و کار مورخ ، باستان شناس، اندیشه و هنرشناس، بدل به شناسایی مصنوعات بشر شد. بدیهی است نمی خواهیم از اهمیت این اقدامات بکاهیم و آنها را زیر سوال ببریم . بلکه غرض این است یادمان نرود «برگ درختان سبز در نظر هوشیار / هر ورقش دفتریست معرفت کردگار»، و تمامی این رجوع به گذشته وقتی ارزشمند است که یادآور خاطره ی ازلی و قالو بلی ما باشد.
🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🇮🇷۱۲ فروردین، تجدید عهد با جمهوری اسلامی؛ از فروپاشی استبداد پهلوی تا استراتژی مقاومت خلاق در برابر هژمونی غرب🇮🇷
سهیلا صادقی
استاد تمام دانشگاه تهران
تقویم پرافتخار ایران معاصر، ۱۲ فروردین را نه به عنوان صرف یک روز، که به مثابه نمادی از تحقق اراده جمعی ملت و استقرار نظام “مردمسالار دینی” در حافظه تاریخی خویش ثبت کرده است. این روز، نقطه عطفی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، با رفراندومی بیسابقه، به استقرار نظامی برخاسته از خواست تودهها جامهی عمل پوشاند و فصل سیاه پنجاه سال استبداد پهلوی و وابستگی به قدرتهای غربی را بست. فروپاشی این بنای استبدادی، آغاز عصری نوین بود؛ عصری که در آن، حاکمیت برآمده از رأی قاطع ۹۸ درصدی مردم، فصل جدیدی از تاریخ ایرانزمین را گشود؛ فصلی مبتنی بر مشارکت حداکثری، استقلال، آزادی و هویت اسلامی.
در بطن این تحول، شاهد یک پروژه کلان جامعهشناختی هستیم: گذار از ساختارهای استبدادی به سوی مشارکت مردم و همبستگی ملی مبتنی بر ارزشهای دینی.
انقلاب اسلامی نه تنها اراده سیاسی، بلکه عزم اجتماعی ملتی را به نمایش گذاشت که از سرکوب و استثمار تاریخی به ستوه آمده بود. مقاومت اراده ملی در برابر نظام پهلوی و حامیان غربیاش، نمودی از کنش جمعی و شکلگیری هویت نوین ایرانی بود که در آن، هویت فردی و جمعی، رنگی تازه از استقلال و خودباوری گرفت.
اما این گذار، بدون چالشهای بنیادین اجتماعی و سیاسی نبود. از فردای استقرار جمهوری اسلامی، آمریکا به عنوان بازیگر اصلی در نظام بینالملل، پروژه “مهار” و “تضعیف” ایران را در دستور کار قرار داد. این خصومت، فراتر از منافع از دست رفته، تلاشی بود برای جلوگیری از الگوسازی یک نظام غیروابسته و دینی در منطقه که میتوانست توازن قدرت جهانی را بر هم زند. اقدامات آمریکا علیه ایران، ابعاد متعددی به خود گرفت: از تلاشهایی برای کودتا و تقویت نیروهای مخالف داخلی، تا تحمیل جنگی ویرانگر از طریق رژیم بعثی عراق. پس از آن، طراحی سناریوهای پیچیده امنیتی، اعمال فشارهای اقتصادی هدفمند و فراگیر، و اکنون، همراهی با اسرائیل در تقابلهای منطقهای، همگی در راستای خدشهدار کردن انسجام اجتماعی و همبستگی ملی صورت گرفته است.
با این حال، جامعه ایران در طول ۴۷ سال گذشته، با اتکا به سرمایه اجتماعی عظیم و ذخیره تجربههای تاریخی خود، توانسته است در برابر این تهاجمات ایستادگی کند. حضور پرشور مردم در صحنههای مختلف، به ویژه در حمایت از نظام در برابر تهدیدات خارجی، نشاندهنده عمق پیوند میان حاکمیت و ملت و شکلگیری “ولایتمداری” به عنوان یک اصل بنیادین در جامعه است. این ایستادگی، که ریشه در ارزشهای فضیلت، کرامت و شجاعت دارد، ایران را قادر ساخته تا علیرغم فشارهای بیسابقه، در عرصههای علمی، پزشکی، هسته ای ، فرهنگی و دفاعی به پیشرفتهای قابل توجهی دست یابد و جایگاهی شایسته در معادلات منطقهای و جهانی پیدا کند. این دستاوردها، نه تنها مرهون رهبری داهیانه ولی فقیه، بلکه نتیجه مقاومت فعالانه و اراده جمعی جامعهای است که در برابر فشارهای بیرونی، هویت، استقلال و دستاوردهای خود را با صلابت حفظ کرده است. این مقاومت، خود به یک “استراتژی خلاق” تبدیل شده است که از دل محدودیتها، فرصتهای جدیدی برای بالندگی خلق میکند.
🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🇮🇷12 فروردین 1358؛ رخدادی یگانه در تاریخ جمهوریتِ جهان🇮🇷
محمدرضا قائمینیک
✅ دوام و بقاء یا زوال و افول حکومتهای پادشاهی حاکم بر ایران، مخصوصاً بعد از اسلام، اگرچه بر دو عنصر توحید و عدالت پادشاه میچرخیدند، اما بهرحال بر سازوکارِ پادشاهی و انتقال قدرت از طریق خون و غلبه با زور استوار بودند. از این جهت، فرهنگ سیاسی ایرانیان، قرنها با این نظام پادشاهی تکوین یافته بود. تعامل نیروهای اسلامی و شیعی نیز با این نظام سیاسی، در بهترین اوار خودش نیز مشروطه به احیاء احکام اسلامی بود. در نزد فقها، «عمل مع السطلان»، مشروط به حدودی بود که بر اساس قیودی خاص پذیرفته میشد که در رأس آن، امکان احیاء احکام الهی بود.
✅ این فرهنگ سلطانی و پادشاهی که با عدول از توحید و عدالت به استبداد و طاغوت کشیده میشد، در نهضت مشروطهخواهی، در معرضِ تحولی تاریخی قرار گرفت. مشروطهخواهی که ریشهای در بنیانِ ترقیِ جهانِ غربیِ مدرن داشت، در تفسیر علمایِ دینی این دوره مورد چالش قرار گرفت. در نفی طاغوت و استبداد سلطانی، مشروطه به حدود مشروعه پذیرفته شد، اما مشروطۀ غربی، پذیرای این شروط نشد. میرزای نائینی، مشروطهخواهی را بضاعت دینیِ مسلمین میدانست که اکنون به شکلی دیگر و در دورهای که مسلمین گرفتار طواغیت شدهاند، در غرب ظاهر شده و اکنون به خود ما بازگشته است، اما میدان عملیِ تحقق مشروطه در ایران، سرنوشت دیگری یافت. از این منظر، فرهنگ سیاسی حاکم بر مردم ایران و در سطحی دیگر، مسلمین، بیتردید در سوء تفاهماتِ مشروطه نقشی موثر داشته است.
✅ در آستانۀ فروپاشیِ رژیم پهلوی در حوادث منتهی به انقلاب اسلامی، ایدهای از سوی بعضی از علمای دینی یا متفکرین اسلامی در ایران دنبال میشد که بعضی مصداقِ آنرا در بقاء رژیم پهلوی دنبال میکردند و بعضی دیگر، قائل به جایگزینی شخص محمدرضا پهلوی و حفظ آن ایدۀ سیاسی بودند: سلطنت اسلامی. با توجه به بنمایههای سکولار دموکراسیِ غربی، این ایده حتی از سوی بعضی از علمای دینی نیز دنبال میشد. فرهنگِ سیاسی با سابقۀ این ایده نیز کمککنندۀ این ایده بود و بعضاً پیشنهادهایی به امام خمینی (ره) برای کنار آمدن با شاه برای کاهش تنشهای منتهی به انقلاب و جلوگیری از ریختهشدنِ خون مردم میشد.
✅ علیایحال با وقوع انقلاب اسلامی و فروپاشیِ رژیم پهلوی، جابجایی رژیم سیاسی رقم خورده بود و قدرت در دست روحانیت دینی بود. در این شرایط نیز ایدههایی مبنی بر «حکومت اسلامی» بهجای ایدۀ «جمهوریِ اسلامی» مطرح میشد. سابقۀ فرهنگِ سیاسی سلطانی، امکان کودتا و بازگشت عناصر رژیم پهلوی، فعالیت بسیار گستردۀ نیروهای چپ و مارکسیسم، حضور نیروهای ملیگرا با گرایشات لیبرال و از همه مهمتر، عدم استقرار سازوکارهای نهادیِ متناسب با جمهوری اسلامی در شرایط پس از انقلاب، همگی دلالتهایی روشنی داشت که نبایستی دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی را در معرضِ اقدام پرمخاطره و ریسک انتخابات سراسری گذاشت. حداقل تجربۀ نهضت مشروطه، نقطۀ عبرتی بود که تندادن به یک همهپرسی فراگیر که حتی سابقۀ انجام آن، در دیگر انقلابهای مشابه نیز وجود نداشت، در چنین شرایطی به صلاحِ انقلاب اسلامی نیست.
✅ با همۀ این ادله و شواهد، امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی را بهرأی عمومی گذاشت تا بنیانِ جمهوریِ اسلامی در گام آغاز، به شکلی برداشته شود که نه تنها خط پایانیِ بر بحران نهضت مشروطه، نه تنها پایانی بر نظامهای برآمده از انقلابهای مشابه در فرانسه و روسیه و آمریکا و چین، بلکه پایانی بر هرگونه تصوری باشد که اسلام سیاسی، در روایت صحیحش، پایگاهی جز جمهور مردم ندارد.
🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران