eitaa logo
انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران
125 دنبال‌کننده
42 عکس
22 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
الهیات اجتماعی جنگ (۴): از آزادی تا آزادگی؛ نگاهی دیگر به دوگانه عاملیت و ساختار سینا شیخی ✅ جهان مدرن با یک مولفه محوری شکل گرفته است: "آزادی". البته این آزادی از تصور روشنفکری ما بسیار فاصله دارد. آزادی هم‌نشین آگاهی سوژه است. لذا هگل و دورکیم وقتی با این اشکال روبرو می‌شدند که قواعد شما برای تاریخ و جامعه جبرآور است، پاسخ می‌دادند: بالعکس، چرا که آگاهی همان آزادی است. در واقع در خائوس یا آشفتگی، انسان منفعل و تحت جبر است. آگاهی انسان غربی جهان را معنا و حقیقت می‌بخشد. توسعه آگاهی به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و زبان نیز نه مرگ سوژه، که توسعه سوژه است. آگاهی او به تمام ساختارهای قبلا بیرون از آگاهی، گسترش یافته است. هگل به درستی گفته بود که در قرن۱۹ طفل مدرن "تازه" زاییده شده است. این آزادی هم دو بخش سلبی و ایجابی داشته که در اندیشه کانت به بیان می‌رسد. جایی که او در رساله روشنگری می‌گوید انسان غربی دیگر نمی‌تواند ذیل اراده دیگری زندگی کند(سلبی) و باید خودش قانون زندگی خود را بنا کند (ایجابی). تا آنجا که هگل در کتاب عقل در تاریخ بسیار دهشتناک می‌نویسد هرآنچه واقعی است عقلانی است و هر آنچه عقلانی است واقعی است. ✅ این آزادی هم ریشه‌ الهیاتی دارد. ریشه اصلی آن در الهیات یونان بویژه تراژدی‌های سوفوکلس است؛ آنجا که ادیپ می‌خواهد بر خلاف اراده خدایان به پا خیزد. البته در این تراژدی شکست می‌خورد، اما همین جانفشانی در تراژدی، ارزش آزادی را برای انسان غربی بنا نهاد. در الهیات مسیحی نیز آزادی روح از تن با ریاضت و اتصال به روح وجهی دیگر از این آزادی است که در این گزیده نمی‌گنجد. ✅ این آزادی و آگاهی در قرن نوزدهم و بیستم دچار چالش‌های جدی شد. از این منظر مساله اساسی همه جامعه‌شناسان بنیانگذار، آزادی است. مانند دورکیم قواعد جامعه‌شناسی را برای توسعه آگاهی بر قواعد جامعه نوشت. آن هم در شرایط بحرانی آگاهی و آزادی. و برای تفوق بر این بحران آگاهی سوبژکتیو را توسعه دادند. اما مساله آن بود که همین توسعه آگاهی، بحران را نه حل، که تعمیق کرد! با بروز بحران حقیقی: "نیهیلیسم". بنیاد گرفتن امور در آگاهی انسان آن‌ها را هم بی‌حقیقت کرد. بحران معنا صرفا نمودی از نیهیلیسم بود که تمام جهان را در نوردید. و تمام ایده‌های تنظیمی کانت نیز به سیاه‌چاله خرافه‌پنداری پیوست. در نتیجه اخلاق نیز تمام ضمانت‌هایش را از دست داد. تنها یک چیز باقی ماند. انسان تنها مانده‌ی بی‌بنیاد و قدرتی که حقیقت را معنا می‌کرد. و روز به روز بنیاد قدرت و اراده معطوف به آن عریان‌تر شد تا ترامپ رییس جمهور اپستینی و تروریست آمریکا به قدرت رسید که ابایی از گفتن لختی پادشاه مدرن نداشت و قدرت‌خواهی را با صدای رسا و بی‌پرده‌پوشی فریاد زد و اکنون جهان را به آتش کشیده است. و تازه این آغاز ماجرا و فروریختن جهان مدرن است. ✅ اما در این سوی جهان، تکیه‌گاه روح و معنای انسان، در سنت اسلامی-ایرانی، بنیاد آزادگی و نه آزادی بود. آزادگی‌ای که برخی آن را با آزادی مدرن اشتباه می‌گیرند حال آنکه نقطه مقابل آن است. در سنت ما حریت، انسان را معنا می‌کند؛ بدین صورت که امیرالمؤمنین فرمود: ای انسان خدا تو را حر آفرید پس بنده دیگری نباش. و سعدی در گلستان گفت بلوغ یعنی انسان در بند خدای متعال باشد (نقطه مقابل آزادی کانتی)؛"من از آن روز که در بند توام آزادم". بدین صورت آزادگی یعنی انسان مقهور قدرتی جز خداوند متعال نیست. در روایتی از رسول اکرم که مولانا فیه‌مافیه را با آن شروع کرده، بدترین عالمان کسانی دانسته شدند که پیش اهالی قدرت زانو بزنند؛ یعنی عالم پروای قدرت را نداشته باشد. این با نگاه توحیدی همساز است که "یکی هست و هیچ نیست جز او" . جز خداوند کسی نیست تا پروای او را داشته باشیم؛ باطل که جای خود را دارد! چنانکه در قرآن کریم آمده: "ان الباطل کان زهوقا"؛ یعنی با شدیدترین تاکیدهای ممکن می‌گوید باطل از همان ابتدا، یقینا همواره نابود بوده است.چنین انسانی نه دچار یاس و بی‌بنیادی می‌شود و نه تسلیم خواهد شد؛ مثلی لایبایع مثله. اینجا جهان وحدت است و دوگانه عاملیت و ساختار شکل نمی‌گیرد تا بخواهد آزادی را از میان این تنازع بیرون کشد. جهان عرصه اراده الهی است و آزادگانی که می‌کوشند در نزاع حق و باطل خود را به جبهه حق برسانند. نه اینکه جبهه حق را پیروز کنند، چون این جبهه به قدرت الهی پیروز است. باشد که مراقب باشیم ما از قافله آزادگان که حسین‌بن‌علی فرمود "یرحل معنا" جا نمانیم 🔴 اکنون جهان صحنه نبرد جبهه نیهیلیسم عریان و آزادگی‌خواهان جهان شده است. عرصه‌ای که دیر یا زود به فروپاشی جهان نیهیلیستیک منجر خواهد شد. خرم آنانکه در جهان آزادگان خواهند زیست؛ چه ما در کنارشان باشیم و چه بر قبر ما فاتحه‌ای بخوانند بیاد آزادگی مرگ اگر مرد است گو سوی من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ‌تنگ یا علی
سوگ حماسی در فرهنگ ایرانی یا : برنامه جامع انتقام ملی (برجام) (به مناسبت چهلم شهادت امام امت و شهریار ایران، سیدعلی حسینی خامنه‌ای) سیدحسین شهرستانی در فرهنگ شیعی با آنچه می‌نامم، آشناییم. عاشورا با همه غمباری سوزناکش، نه یک تراژدی که به‌تعبیر درست شهید مطهری یک "حماسه" است. حماسه‌ای که در طول تاریخ بارها جوانه‌های قیام و مقاومت را رویانده و تصویر منجی موعود را بعنوان "منتقم" خون حسین (ع) ترسیم کرده است. پس دراینجا انتقام، نه یک واکنش موردی و احساسی، نه یک خشونت غریزی لحظه‌ای که یک جریان تاریخی پایدار است تا پالودن جهان از پلیدی. طُرفه آنکه همین مضمون "سوگ حماسی" و "انتقام" در اساطیر ایرانی می‌درخشد؛ دست‌کم سه داستان "سوگ سیامک"، "سوگ ایرج" و "سوگ سیاوش" نمونه این معناست. داستان سوم اما از دودیگر شهیرتر و برجسته‌‌تر است. سیاوش، فرزند کاووس‌شاه که پیشتر گرفتار جفای پادشاه و فتنه ملکه شده بود، در سرزمین غربت، ناجوانمردانه به فرمان افراسیاب، شاه توران کشته می‌شود. صحنه مرگ او، در ذهن ایرانیان هماره تداعی‌گر شهادت امام حسین (ع) بوده است. چنانچه حسین منزوی سروده است: ای خون اصیلت به شتک‌ها ز غدیران افشانده شرف‌ها به بلندای دلیران جاری شده از کرب‌و‌بلا آمده و آنگاه آمیخته با خون سیاووش در ایران از اثر خون گلوی سیاوش بر خاک، گیاهی می‌روید به نام «پرسیاوشان» که نمود جوشش خون شهید و رویش جوانه انتقام و حماسه از آن و حیات جاودانی شهیدان (بل احیاء عند ربهم یرزقون) است. خیزابه خون سیاوش اما سهمگین است. وقتی خبر به ایران می‌رسد هنگامه‌ای فراگیر برپا می‌شود که سوگی است که هر دم بیشتر به حماسه می‌گراید. باز اینجا مانند دو داستان دیگر، نیروی یا ، واسطه گذار از سوگ به حماسه است. کین‌خواه بزرگ سیاوش، ابتدائا رستم است که مربی و به‌نوعی پدرخوانده اوست. او در اولین گام بی‌هیچ درنگی به سراپرده شاه رفته و سودابه همسر شهریار را در پیش چشمان حیرت‌زده پادشاه به دو نیم می‌کند. (خائن داخلی را از میان می‌برد) از آن پس، ایرانیان را به سوگی حماسی که شکست تاریخی دشمنان ایران نتیجه نهایی آن است فرامی‌خواند: همه شهر ایران به ماتم شدند / پر از درد، نزدیک رستم شدند به یک هفته با سوگ و با آب چشم / به درگاه بنشست با درد و خشم به هشتم، بزد نای رویین و کوس / بیامد به درگاه گودرز و طوس ... بدیشان چنین گفت رستم که من / بر این کین نهادم دل و جان و تن ...چنین کار یکسر مدارید خُرد / که این کینه را خُرد نتوان شمرد! ز دل‌ها همه ترس بیرون کنید / زمین را زخون رود جیحون کنید! پس از این خطابه رستم، همه ایرانیان یکصدا در «میدان»، خروش خشم برآورده و متحد و هم‌آوا به کارزار نبرد می‌شتابند؛ صحنه‌ای که به‌نحوی شگفت، یادآور احوال این روزها و شبهای مردمان ایران در میدان‌ها و خیابانهای سرتاسر میهن است: همه برگرفتند یکسر خروش / تو گفتی که میدان برآمد به جوش از ایران یکی بانگ بر شد به ابر / تو گفتی زمین شد کُنام هژبر بزد مهره بر پشت پیلان به جام / سپه تیغ کین برکشید از نیام... این گذار حماسی از سوگ، نه تنها موجب انتقام سیاوش است بلکه منجر به بازگشت منجی فرجامین ایرانیان یعنی فرزند سیاوش و کین‌خواه بزرگ او کیخسرو است. کیخسرو بازمی‌گردد و طرح کین پدر را تا سرحد نهایی‌اش که نابودی کانون شرارت و مرگ افراسیاب است پی می‌گیرد و روزگار آخرالزمانی صلح و پایداری دادگرانه را به ارمغان می‌آورد. نسبت کیخسرو و سیاوش در اساطیر ایرانی، همچون نسبت امام موعود حضرت مهدی با امام شهید حسین بن علی در فرهنگ شیعی است. موعود و منجی بزرگی که به نیروی انتقام خون پدر یا جد خویش برمی‌خیزد و در نتیجه این انتقام، جهان را از بیداد پیراسته و به داد می‌آراید. سه داستان سوگ و کین سیامک، ایرج و سیاوش، نمونه‌ای از ریشه‌های عمیق مفهوم شهادت و سوگ حماسی در فرهنگ باستانی ایران‌اند که امروز در خودآگاهی جمعی ایرانیان همدوش حماسه حسینی حاضر شده است. فصل بزرگی از تاریخ در شاهنامه "داستان کین سیاوش" است. پس انتقام، یک واکنش مقطعی و محدود نیست، بلکه یک جریان پیوسته تاریخی است که ایرانیان رنج‌هایش را به جان خریدند. همانطور که در سال ۹۸ و در روز شهادت حاج قاسم نوشتم، انتقام رهبر شهیدمان امروز "برنامه ملی" ماست. برنامه‌ای که بِه‌روزی آینده این میهن را تضمین خواهد کرد و موازنه قدرت منطقه‌ای را به‌نفع ایران تغییر خواهد داد. البته این برنامه می‌تواند گامها و مراحل و شیوه‌ها و تدابیر گوناگون داشته باشد که رهبر برومند انقلاب، سیدمجتبای عزیز، این خون‌خواه بزرگ شهیدان تعیین‌کننده ابعاد جامع است. پس "ز دلها همه ترس بیرون کنیم" و بایستیم پای این "برنامه جامع انتقام ملی"؛ "برجام" ما این است.
🟢 فهم اجباری، بازگشت به وطن: خطوط قرمزی که نباید فراموش کرد 📝 سهیلا صادقی استاد تمام دانشگاه تهران ✅ ماهی مرده را هر وقت که از آب بگیری تازه نیست، اما هنوز ماهی است. رویدادهای اخیر، چون خطی از جلوی چشمانمان می‌گذرند: برگزاری کلاس درس در خرابه‌های دانشگاه شریف؛ نمادی از مقاومت یا تلنگری به واقعیت؟ انتشار بیانیه توسط استادان علوم اجتماعی؛ نگاهی تحلیلی یا واکنشی به اوضاع؟ موضع‌گیری بسیاری از کنشگران سیاسی؛ تغییری در مسیر یا تطبیق با شرایط؟ سکوت امروز بسیاری از سلبریتی‌ها که در وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴، دوران کرونا و آشوب‌های مربوط به مهسا امینی غوغایی به پا کرده بودند؛ آیا این سکوت، نشانه‌ای از درک یا عقب‌نشینی است؟ ناامید شدن نامه‌نویسان حرفه‌ای به سازمان‌های بین‌المللی؛ آیا این به معنای اتکا به توان داخلی یا پذیرش واقعیت است؟ محکوم کردن جنگ و مذموم شمردن آن توسط بسیاری از مخالفان دیروز، ولو آنکه بسیار کلی و خنثی باشد؛ آیا این تلاشی برای همسویی با جریان غالب است؟ بغض امروز بسیاری از طعنه‌زنان دیروز؛ آیا این بغض، نشانی از درک حقیقت است؟ بوسه زدن بر پرچم ایران، توسط کسانی که شاید دیروز آن را به آتش کشیدند؛ نمادی از بازگشت به وطن یا تاکتیکی جدید؟ ✅ همه این‌ها، چون خطی از جلوی چشمانمان می‌گذرند. باز هم خدا را شکر که این تغییر، این تحول در نگرش‌ها، دیده می‌شود. این‌ها را باید به فال نیک گرفت. به احتمال قوی، همه کم و بیش فهمیده‌اند که در باره امنیت، نظم، آزادی و مدارای جمهوری اسلامی چقدر جفا شد. ای کاش آن روزهای پرآرامش و آن روزهایی که تا دیر وقت در محل کارمان حاضر می‌شدیم، با دوستان، همکاران، کارمندان و دانشجویانمان، بیشتر از داشته‌هایمان سخن می‌گفتیم. ای کاش آن روزها در باره مشروعیت حاکمیت، بیشتر برای دیگران و خودمان می‌گفتیم. ای کاش آن روزها بیشتر قدر آزادی‌های مدنی را می‌دانستیم. ای کاش طوری سخن می‌گفتیم که جفا کاران، حرف‌های ما را باور نمی‌کردند و برای رساندن آزادی و رفع انسداد از دموکراسی، این گونه بر ما یورش نمی‌بردند و خاک وطن را به توبره نمی‌کشیدند. ای کاش آن همه آدرس غلط به دشمن داده نمی‌شد. ای کاش بیانیه‌های ۵۰۰ تایی، ۴۰۰ تایی، ۳۰۰ تایی‌ها نوشته نمی‌شد و همه آن‌ها در دل تاریخ ثبت نمی‌گردید که امروز از آن‌ها شرمنده باشیم، چرا که دشمن روی تک تک آن‌ها حساب باز کرد. آن‌هایی که روزانه مصاحبه و سخنرانی می‌کردند و به نظام بد و بیراه می‌گفتند، آزادانه شاخ و برگ می‌بریدند. آن‌هایی که با بی‌بی‌سی مصاحبه می‌کردند و از نابودی تمام نهادهای مدنی می‌گفتند، همه آدرس غلط به دشمن دادند. ای کاش آن روزها بیشتر راجع به آزادی‌های مدنی خود حرف می‌زدیم و می‌گفتیم ما آن قدر در جمهوری اسلامی آزادیم که روزانه می‌توانیم یک مصاحبه در باره انسداد دموکراسی در ایران داشته باشیم و آب از آب هم تکان نخورد. ای کاش… ای کاش… و ای کاش که خاطرات امروز را چنان در ذهنمان ثبت کنیم تا دوباره در فرداهایی که نمی‌دانم بیایند یا نیایند، به یاد آوریم که مشروعیت یک نظام را نباید نشانه رفت و بدانیم که وطن، امنیت، مشروعیت و عدم اعتماد به دشمن، خط قرمز هر ایرانی است. مسائل خانواده باید درون خانواده حل شود، نه بیرون از آن. ✅ شاید امروز، پس از آن همه «بغض طعنه‌زنانه دیروز»، ناگزیر شده‌ ایم که دست از آن مواضع برداریم و به اجبار، مسیری را در پیش گیریم که دیروز به سخره می‌گرفتیم. خدا را شکر که این «فهم» ناخواسته، این «تغییر اجباری»، در حال رخ دادن است . شاید همین فهم، همین درک عمیق از «جفایی» که روا شد، بتواند سرمشق فردایی باشد. 🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
«استمرار مقاومت در خیابان و انسداد تنگه هرمز، سندِ صلابت ایران در مذاکره» سهیلا صادقی استاد دانشگاه تهران ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ در ۳۸ روز گذشته، خیابان‌ها شاهد حضور مردمی صبور، با صلابت و وطن‌پرست بوده است؛ مردمی که نه سیاستمدارند و نه نظامی، بلکه دلیرمردان و شیرزنانی که در کنار هم، شکوه مقاومت را به تصویر کشیدند. این خیابان‌ها، این «حرمِ» امن، نه تنها پناهگاه مردم شد، بلکه به نماد ایستادگی و اقتدار بدل گشت. حضور و استمرار این مقاومت مردمی در خیابان‌ها، یکی از دو برگ برنده اصلی ایران در این جنگ است که نباید فروکش کند. این حضور مردمی، در کنار بسته نگه داشتن تنگه هرمز به عنوان اهرم استراتژیک دوم ایران، اکنون به اهرمی قدرتمند در دستان ایران بدل شده است. انسداد هوشمندانه تنگه هرمز، نه تنها پاسخی قاطع به بدعهدی‌ها و تهدیدهاست، بلکه “سند صلابت ایران در مذاکره” محسوب می‌شود. آمریکا، که در پی خروج از بحران اقتصادی ناشی از این انسداد است، باید بداند که مذاکره با ایران، تنها با حفظ این برگ برنده و با “گارد بسته” امکان‌پذیر خواهد بود. تکرار اشتباهات گذشته مانند آنچه در مذاکرات برجام رخ داد، به معنای نادیده گرفتن “بقا و امنیت” ایران است و باز کردن تنگه هرمز، خسارتی جبران‌ناپذیر به همراه خواهد داشت. آمریکا در پی آن است تا از رهگذر آتش‌بسِ دو هفته‌ای و باز شدنِ تنگه‌یِ هرمز، بخشی از بحران اقتصادی خود را ترمیم نماید. بی‌شک، جنگ را نمی‌توان تا ابد به صورتِ «open end» و بی‌پایان دید، اما مذاکره، باید با گاردِ بسته و هوشیاریِ کامل صورت پذیرد؛ نه غیر از این. هدفِ آمریکا از این بازیِ سیاسی، که از میانجی‌گریِ برخی بازیگران داخلی و خارجی بهره می‌برد، ترمیمِ بخشی از بحرانِ اقتصادی، متفرق کردنِ مردم از خیابان‌ها و بازگشتِ مجدد به عرصه‌یِ تعرض، از طریقِ جنگِ رسانه‌ای و تحریفِ افکارِ عمومی است. برایِ ما، این جنگ، مترادف با بقا و امنیتِ ملی است. اگر درِ تنگه‌یِ هرمز را بگشایند، خسارت ها جبران‌ناپذیر خواهد بود؛ چرا که شاهدِ نقضِ مکررِ آتش‌بس و تکرارِ چرخه‌یِ جنگ، شهادتِ بیشتر و ویرانیِ فزاینده خواهیم بود. ایران، باید با حفظِ اقتدار و بسته نگه داشتنِ تنگه‌یِ هرمز، پای به عرصه‌یِ مذاکره گذارد و در آنجا، تمامیِ امتیازات و ضمانت‌هایِ لازم را برایِ توقفِ کاملِ جنگ و دریافتِ غرامتِ خساراتِ وارده بر خود، را اخذ نماید. از تاریخ آموختیم که یکبار اشتباه عبرت است، اما تکرار همان اشتباه برای بار چندم خانمان سوز است. 🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
تقاطعِ فلسطین و جمهوری: خوانشی جامعه‌شناختی از عاملیت نمادین کودکان در میدانِ کنش سهیلا صادقی استاد دانشگاه تهران بیستم فروردین ۱۴۰۵ امروز، همزمان با مراسم اربعینِ شهادت امام خامنه ای ، در جریانِ مشاهده‌یِ میدانی در تقاطعِ خیابانِ فلسطین و جمهوری، در فضایی که میانِ هیاهویِ جمعیت و صدایِ مداحی، پیوندهایِ عاطفی خانواده‌ها در «حاشیه‌یِ میدان» بازتولید می‌شد، با گروهی از کودکان مواجه شدم. آن‌ها کنارِ جدولِ خیابان، در حالی که در سایه‌سارِ حضورِ مادرانشان ایستاده بودند، به‌طورِ مداوم پرچم‌های زردرنگی را با نوشته «سپاه قدس» با ریتمی تکرار‌شونده در هوا تکان می‌دادند. این کنشِ مداوم، گویی بخشی از فرآیند «تثبیت هویت» در فضای عمومی این روز خاص بود. در تعاملی که با حسین (هشت‌ساله) داشتم، ابتدا از او درباره‌ی حضورش در راهپیمایی پرسیدم: «برای چی آمدی اینجا ؟ خسته نمیشی؟» او در پاسخ، با نگاهی ثابت و لحنی قاطع، خستگی را انکار کرد: «نه، هر روز دارم میام » این پاسخ، کنجکاوی‌ام را برایِ درکِ انگیزه‌یِ اصلیِ او برانگیخت، لذا دوباره پرسیدم: «خوب برای چه میای؟» او این بار با صراحتی کودکانه، انگیزه ی اصلی‌اش را بیان کرد: «برای دفاع از وطنم.» در این نقطه، تضادِ میانِ «ادعایِ دفاع» و «وضعیتِ فیزیکیِ کودک» به اوجِ خود رسید. لذا پرسشی را مطرح کردم که شاید در نگاهِ اول، چالش‌برانگیز به نظر می‌رسید: «تو که هنوز خیلی کوچولویی، چطور می‌خواهی از وطن دفاع کنی؟» حسین که گویی با این پرسش، عاملیت اش به چالش کشیده شده بود، با شیطنتی که در نگاهش موج می‌زد، کوچک بودنِ خود را انکار کرد. او با شهامتی که فراتر از جثه‌اش بود، پرچمی را که اندازه اش تقریباً با قد و قواره‌یِ خودش برابری می‌کرد، با تمام توان بالای سر برد و قاطعانه گفت: «نه خیر، من کوچیک نیستم! با همین پرچم می‌زنم تو سرِ ترامپِ عوضی» این کلامِ کودکانه، اما پر از معنا، نه تنها دفاعِ او از وطن را بازتاب می‌داد، بلکه گواه آن بود که «دفاع»، فراتر از سن و سال، یک «انتخابِ زیسته» و یک «زیبایی درونی» است. این لحظه‌یِ دراماتیک، برایِ یک پژوهشگرِ کیفی، حاویِ لایه‌هایِ عمیقی از معناست. در دنیایِ کودکانه، «دفاع از وطن» از انتزاع خارج شده و در قالبِ یک «دشمنِ عینی» (ترامپ) و یک «سلاحِ نمادین» (پرچم) بازسازی می‌شود. تضادِ فیزیکی میانِ پرچمِ بزرگ و قامتِ کوچکِ کودک، نه تنها مانعی در برابر ادعای او برای «دفاع» نیست، بلکه به بخشی از «قدرتِ نمادینِ» او در میدانِ سیاسیِ اربعین امام تبدیل می‌شود. «زینبِ» ۱۴ ساله و «محمد جواد» ۹ ساله نیز، هر کدام به زبان خود، این پیوند تاریخی را بازتاب می‌دادند. آن‌ها نه تنها «استمرار انقلاب» را درک می‌کردند، بلکه خود، «بازتولیدکنندگانِ» آن بودند. این کودکان، «سوژه‌هایِ انقلابیِ» جدیدی بودند که در «میدانِ پرورشِ» همین روایت‌ها و همین «دفاعِ زیبا»، جان گرفته بودند. در وجودِ آن‌ها، «نسلی آگاه، شجاع و نترس» متولد شده بود که «درونی‌سازیِ روایت مقاومت» را نه از متون درسی، که از بطنِ زندگی آموخته بود. مادران، در این میان، نقشِ «تسهیل‌گرِ کنش» را ایفا می‌کردند؛ آن‌ها نه تنها فضا را برای حضورِ کودکان فراهم کرده بودند، بلکه با حضورِ مراقبتیِ خود، نوعی «امنیتِ معنایی» برای کودکان ایجاد کرده بودند تا آن‌ها بتوانند عاملیتِ خود را در فضای عمومیِ خیابان تجربه کنند. از منظرِ تحلیلِ کیفی، آنچه حسین و سایر کودکان در راهپیمایی بازنمایی می‌کنند، بخشی از فرآیندِ «درونی‌سازیِ روایتِ مقاومت» است. برخلاف رویکردهایِ تقلیل‌گرایانه که کودکان را صرفاً «سایه‌یِ علایقِ بزرگسالان» می‌بینند، داده‌هایِ حاصل از این مشاهده نشان می‌دهد که کودکان در این فضا، به دنبالِ برساختِ «سوژه‌ای قهرمان» برایِ خود هستند. آن‌ها با هر بار تکان دادنِ پرچم و هر بار اعلامِ آمادگی برایِ «زدنِ دشمن»، در حالِ مذاکره با محیطِ سیاسیِ پیرامون و جای‌گیری در روایتِ کلانِ جامعه (روایتِ مقاومت) هستند. (ادامه دارد...)
ادامه متن بالا: خیابان، برای این کودکان دیگر تنها یک فضایِ عبور یا تماشایِ جمعیت نیست؛ بلکه «میدانِ کنش» است که در آن، مفاهیمِ «وطن» و «دفاع»، نه در کتاب‌هایِ درسی، بلکه در تعاملِ حسی با پرچم، خیابان و حضورِ مادران در کنارِ آنها، معنا پیدا می‌کند. این استمرارِ نسلی، نه یک فرآیندِ خطیِ القایی، بلکه یک «بازسازی فعالانه» است که در آن، کودک با زبانِ خویش، خود را در حافظه‌یِ جمعیِ جامعه‌یِ انقلابی جای‌گذاری می‌کند. نگاهِ کودکان به «جنگ»، نگاهی بود که ویرانی را می‌دید، اما زیباییِ ایستادگی را در اولویت قرار می‌داد. نگاهی که «استمرار انقلاب » را نه یک شعار، بلکه یک «حقیقتِ زیسته» می‌دانست. این کودکان، نه تنها شاهدانِ «تداومِ انقلاب» بودند، بلکه خود، «عواملِ تکثر» و «تداوم‌دهندگانِ» آن به شمار می‌آمدند. آن‌ها، تجسمِ زنده‌ای بودند از نسلی که آموخته است چگونه در دلِ ویرانی، سازِ زیباییِ دفاع را بنوازد و چگونه در قامتِ «کودکانِ انقلاب»، میراثِ «سوژه‌هایِ انقلابی» را با خود حمل کند و به نسل‌هایِ آینده بسپارد. این یادداشت، نه یک پژوهشِ صرف، که ادایِ دینی است به این نسلِ نوظهور؛ نسلی که در نگاهِ کودکانه‌شان، «زیباییِ دفاع» را معنا می‌کنند و آینهٔ تمام‌نمایِ «تداومِ» این روحِ انقلابی در پهنهٔ زمان هستند. 🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
#️⃣ به همت روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، انجمن بین‌المللی علوم اجتماعی ایران و انجمن علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار می گردد: 💢 سحرگاه سرخ 📍 «سلسله نشست های واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان» 📗 فصل رهبر شهید انقلاب اسلامی 🎙نشست ششم با حضور: 🔹خانم دکتر مریم منصوری، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد امت‌شدگی انسان؛ روایت بسط امام امت در تاریخ 🔸دبیر نشست: خانم سیروس ⏰ یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ 🌐 لینک ورود به جلسه: http://skyroom.online/ch/razaviuni/research 🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
زبان، آینه اندیشه؛ شکوه تمدن ایران در مواجهه با ابتذالِ گفتار سهیلا صادقی استاد دانشگاه تهران فروردین ۱۴۰۵ زبان، فراتر از مجرایی برای تبادل اطلاعات، «تجلی‌گاهِ» اندیشه و آینه‌ی تمام‌نمایِ ناخودآگاهِ جمعی و تمدنی است که در آن نشو و نما یافته است. هر واژه‌ای که بر زبان جاری می‌شود، نه صرفاً یک کدِ ارتباطی، که بازتابی از جهان‌بینی، نظام ارزشی و جایگاهِ هستی‌شناختیِ گوینده در پیوستارِ تاریخ است. اخیراً، لفاظی‌های رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا که با تهدید ملت ایران به «بازگشت به عصر حجر» و مطالبه‌ی گشودن تنگه‌ی هرمز با ادبیاتی سخیف همراه بود، بیش از آنکه نمودِ اقتدارِ یک دولت‌مرد باشد، پرده از ابتذالِ گفتمانِ سیاسیِ حاکم بر کاخ سفید برمی‌دارد. نادیده گرفتنِ پیشینه‌ تمدنی ایران، نه تنها نشان از جهلِ تاریخی، بلکه جلوه‌ای از نارسایی در فهم و هم‌سویی فرهنگی است. در اعصاری که جهان در ظلمتِ قرونِ وسطاییِ خویش گرفتار بود، ایران‌زمین خاستگاهِ نورانیِ «عقلانیتِ تمدنی» بود. بزرگانی چون ابن‌سینا و خوارزمی در ساحتِ علم، فردوسی در قلمروِ حماسه و زبان، و حافظ و ملاصدرا در سپهرِ عرفان و فلسفه، چراغِ هدایتِ بشری را روشن نگاه داشتند. این میراث، تنها در کتیبه‌های تخت‌جمشید منجمد نشده است، بلکه در «روح جمعی» و «ساختارِ معرفتی» ایرانیانِ معاصر جاری است. جامعه‌ی ایران بر بنیادهای ستبرِ اخلاق، مدارا و صلح‌دوستی استوار گشته است؛ از «پندار، گفتار و کردار نیکِ» زرتشتی که سنگ‌بنای اخلاقِ ایرانی است تا مکتبِ متعالیِ تشیعِ علوی که کرامت انسانی و ظلم‌ستیزی را نه در قالبِ شعار، که در مقامِ «جهاد و عقیده» به حیاتِ اجتماعی تزریق کرده است. در چنین فضای فکری و معنوی، ملتی که از «رهبریِ حکیمی چون خامنه ای» بهره‌مند است، به خوبی تفاوتِ جوهری میانِ «فرهیختگی و سیاست‌ورزیِ اخلاق‌مدار» را با «فرومایگیِ کلامی و پرخاش‌گری» درک می‌کند. آن‌گاه که ترازوی سنجش، حکمت و اخلاق باشد، شکوهِ حقیقی نه در زرق‌وبرقِ ظاهریِ قدرت، که در عمقِ پیوند با فضیلت نهفته است. قدرتِ پوشالی، هرچقدر هم که با ابزارهای رسانه‌ای جلا داده شود، قادر به پنهان کردنِ فرومایگی و خلاءِ اخلاقیِ نهفته در ذاتِ متکبرِ خود نیست. شگفتا که با وجود تحریم‌های ظالمانه که با هدفِ فروپاشیِ زیرساخت‌های انسانی و علمیِ این مرز و بوم طراحی شده‌اند، ملت ایران با تکیه بر «عاملیتِ بومی» و نبوغِ سرشارِ نخبگان خویش، به توسعه‌ی پالایشگاه‌ها، زیرساخت‌های مهندسی و مراکزِ دانش‌بنیان دست یافته است. این دستاوردها، تجلیِ «اراده‌ای پولادین» است که با هیچ تهدیدِ نظامی متزلزل نمی‌شود؛ چرا که ریشه‌ی این پیشرفت‌ها، در «اندیشه‌ای بنیادین» تنیده شده که با بمب‌های سنگر‌شکن قابل فروپاشی نیست. در حقیقت، این سیاست‌های مداخله‌جویانه و تحریم‌های غیرانسانی، بیش از هر چیز، «چهره‌ی کریهِ استبدادِ جهانی» و توحشِ مدرن را عیان می‌سازد؛ استبدادی که نه تنها درکی از «حقوق بشر» ندارد، بلکه دموکراسی را نیز به ابزاری برای تحمیلِ اراده‌ی خویش تقلیل داده است. این تناقضِ آشکار میانِ شعارهای دهان‌پرکنِ حقوق بشری و رفتارهایِ قبیله‌ایِ سیاسی، ریشه‌های اعتمادِ بین‌المللی را خشکانده است. در نهایت، تحقیرِ هویت و تاریخِ ایران، سندی است بر «فقرِ تحلیلِ تاریخیِ» گوینده. ملت ایران، میراث‌دارِ شکوهی است که هرگز به «عصر حجر» بازنمی‌گردد؛ بلکه برعکس، این تمدن‌هایِ مدعیِ عصرِ مدرن هستند که با فروکاستنِ دیپلماسی به «ابتذالِ توهین»، گویی به دورانی بسیار تاریک‌تر از عصرِ حجر بازگشته‌اند؛ دورانی که در آن «کلامِ سخیف» جایگزینِ «منطقِ تمدنی» شده است. گویی برای برخی، درکِ معنایِ والایِ «تمدن»، همواره دست‌نیافتنی باقی خواهد ماند. 🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
*سازندگی پساجنگ: با دکترین شوک یا اقتصاد اجتماعی؟* چگونه انرژی اجتماعی دفاع ملی در جنگ رمضان را در اقتصادی جامعه‌محور نقد کنیم؟ 🔸️میثم مهدیار فاجعه‌های طبیعی چون سیل و زلزله و غیر طبیعی چون جنگ همیشه یکی از مهمترین محمل‌ها و زمینه‌ها برای پیگیری سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال و اجرای «دکترین‌های شوک» از جمله خصوصی‌سازی، دولت زدایی، مقررات زدایی، تشدید شکاف‌های طبقاتی با حذف یارانه‌ها و... بوده است. 🔸️نائومی کلاین در کتاب دکترین شوک نشان می‌دهد که جنگ‌ها نه‌تنها رویدادهایی نظامی و ژئوپلیتیک‌اند، بلکه لحظاتی تعیین‌کننده برای بازآرایی نظم اقتصادی نیز به شمار می‌آیند. از منظر او، جنگ نوعی «شوک» اجتماعی-روانی ایجاد می‌کند که توان مقاومت جمعی را تضعیف کرده و شرایط را برای اعمال سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال فراهم می‌سازد؛ سیاست‌هایی که در شرایط عادی با مخالفت‌های گسترده مواجه می‌شدند. در این چارچوب، جنگ به‌مثابه یک گسست، پیوستارهای نهادی و هنجاری را مختل کرده و امکان مداخله‌های رادیکال در ساختار اقتصاد سیاسی را مهیا می‌کند.کلاین با ارجاع به نمونه‌های تاریخی متعدد، از جمله تحولات پس از کودتای شیلی ۱۹۷۳ و همچنین جنگ حمله آمریکا به عراق ۲۰۰۳، استدلال می‌کند که شوک ناشی از خشونت و بی‌ثباتی، به‌طور سیستماتیک برای پیشبرد برنامه‌های خصوصی‌سازی، آزادسازی بازار و کاهش نقش دولت مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. در چنین شرایطی، آنچه او «سرمایه‌داری فاجعه» می‌نامد، شکل می‌گیرد؛ نظمی که در آن بحران‌ها اعم از جنگ، کودتا یا بلایای طبیعی به فرصت‌هایی برای انباشت سرمایه از طریق بازسازی اقتصادی بدل می‌شوند. 🔸️در ایران به عنوان مثال یکی از رانه‌های اصلی حرکت اقتصاد ایران به سمت اقتصاد نئولیبرال در دهه هفتاد، دریافت وام‌های کلان بین المللی جهت بازسازی پس از جنگ ۸ساله در ازای اجرای توصیه‌های اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول از جمله خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی بود. جنگ رمضان آسیب‌های زیادی به زندگی مردم و زیرساخت‌های اقتصادی ایران وارد کرده است و با توجه به تفکرات اقتصادی حاکم بر دولت و وزارت اقتصاد که خود پیشاپیش در آذرماه و دی ماه ۱۴۰۴ به استقبال چنین سیاست‌هایی رفته‌ بودند و فاجعه آفریدند تداوم اجرای چنان سیاست‌هایی آن هم در فضای سازندگی پساجنگ دور از ذهن نیست. اما باید به این دست‌ سیاستگذاران و مجریان اقتصادی یادآوری کرد از قضا شرایط خاص اجتماعی جنگ رمضان و احساس تکلیف و حضور اجتماعی و خیابانی مردم در این دفاع ملی می‌تواند زمینه اجرای پاردایم اقتصادی دیگری در برابر سیاست‌های پرهزینه اقتصادی نئولیبرال قرار گیرد؛ اقتصادی جامعه‌گرایانه. 🔸️ *در واقع در اقتصاد نهادگرایانه از نوع اقتصاد اجتماعی تعهد و انگیزه اجتماعیِ کار و تلاش و تولید و مشارکت نهادمند در اولویت بالاتری از سرمایه‌ و زیرساخت قرار دارد و اینک با مقاومت و پیروزی ایران در جنگ رمضان همت، حمیت و انرژی اجتماعی آزاد‌شده‌ای که در قالب تجمعات شبانه خیابانی و فعالیت‌های مشارکتی ابتکاری و داوطلبانه با محوریت مساجد و محلات سامان‌ یافته‌بود می‌تواند زمینه شکل دهی به یک «اقتصاد جامعه محور» به جای سیاست‌های اقتصادی ضد اجتماعی بازارگرایانه را فراهم کند.* اقتصادی که علاوه بر تبدیل هر مسجد و کانون محله‌ای به یک واحد تولید و توزیع کالا و خدمات و کارآفرینی و اشتغال‌زایی زود بازده، می‌تواند با متشکل کردن مردم در شبکه‌ای منطقه‌ای و ملی از تعاونی‌ها ( همچون تعاونی‌های سهام عدالت) حتی تا حد زیادی سرمایه‌ی لازم برای بازسازی بنگاه‌های کلان اقتصادی کشور را تامین کند. در سالهای اخیر به واسطه شرایط ناپایدار اقتصادی بخش زیادی از سرمایه‌های خرد مردم در قالب طلا و سکه و دلار به خواب رفته‌اند و اینک با روحیه ملی ایجاد شده و شبکه‌های محله‌ای مجددا فعال شده، از معدود فرصت‌هایی است که می‌توان با کنار زدن الگوهای سرمایه‌دار سالار مردم را در یک اقتصاد ملی مشارکت داد. *برای تبدیل مسجد و کانون محله‌ای به یک مرکز اقتصادی مولد و شبکه‌کردن این مراکز بومی در یک الگوی ملی، قالب‌های نظری و تجربیات پیشینی مختلفی وجود دارد که با جمعی از دوستان در تلاش هستیم در هفته بعد مهمترین آن‌ها را در قالب یک گزارش‌ راهبردی با عنوان «اقتصاد اجتماعی محله‌محور» منتشر کنیم.* 🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا|
*📝 وقتی «کلمه»، جهان اجتماعی و جهان معنایی می سازد* اکبرشهبازی دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔸بی اغراق از خواندن پیام رهبر معظم انقلاب به وجد آمدم خصوصا ابعاد اجتماعی پیام. هرچه بیشتر با مردم سخن می گویند بیشتر برایم محرز می شود که علاوه بر یک فقیه و رهبر سیاسی، ما با یک عالم اجتماعی مبرز و با یک حکیم اجتماعی مواجه هستیم، پیشتر درباره پیام نوروزی یاداشت [رهبر مردم شناس](https://ble.ir/mardomshenasi_iran/-9053580245144862761/1774021845655) را درباره ایشان نوشتم و در پیام امشب تمام آن مسائل بیشتر برایم عیان شد. 🔸اشاره دقیق ایشان به قدرت *کلمه* و توان تبديل معنای کلمه، به معنا و جامعه و جهان اجتماعی برایم بشدت جذاب بود، به این بخش از بیانات در توصیف ایشان از هنر رهبر شهید در تبدیل کلمه به گفتمان عمومی و جهان اجتماعی توجه بفرمایید: *«و نیز قدرت خلق معانی از طریق ساخت به‌هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد و از آن، گفتمان عمومی عمل می‌آمد» * 🔹هنر مضمون پردازی و تبدیل کلمه به گفتمان عمومی و مسئله اجتماعی نکته حائز اهمیتی است که در مشی رهبر شهید بسیار اهمیت داشت، همان هنری که می تواند کلمه و معنا را از استقلال ملی تا تولید علم و سبک زندگی و تمدن اسلامی و الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و.... را از جهان اول کلمه(معنای نفس الامری) و جهان دوم(جهان ذهنی و فردی) به جهان سوم که عرصه اجتماعی و بین الاذهانی است وارد نماید و پیامدهایش را در سطح اجتماعی و تمدنی و فرهنگی ببینیم. [(درباره توضیح این سه جهان قبلا این یادداشت به استحضار رسیده است) ](https://ble.ir/mardomshenasi_iran/8187087565365081805/1775428047862) 🔹هرچند عینیت یافتن آرمان های رهبر شهيد را بسیاری مان بعد از شهادتش و با گواهی خونش درک کردیم،همچنان که دنیا تازه فهمیده است خامنه‌ای شهید چه کشوری ساخته است که در بسیاری از حوزه ها روی پای خودش ایستاده و جهان معنایی و اجتماعی را خلق کرده است که در خطیرترین بحران سیاسی و اجتماعی معاصر، گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و رؤیای پوچ مدل توسعه های پوشالی از دوبی تا قطر و سعودی را پیش رویمان عیان کند.خامنه ای بزرگ هم برای ما زیرساخت اقتصادی و امنیتی ساخت هم زیرساخت معنایی. هم موشک و رویان و هم جهان اجتماعی اربعین و هم یک جهان پرمغز فرهنگی از ادبیات و سینما تا کتاب و... 🔹 من هر چه بیشتر از این وضعیت فعلی جامعه می گذرد و جلوتر می رویم،بیشتر به آینده ایران امیدوارتر می شوم و عینیت یافتن جهانِ اسلامی ایرانی برایم روشن می شود،جهانی که‌ مدل توسعه خودش را ساخته و اکنون به نوعی از بلوغ اجتماعی رسیده، جهانی که معنای خودش را از دل میراث تمدنی و دینی و بومی اش خلق کرده و عنرقیب است که‌ توجه جهانیان را در برابر غول مدرنیته جلب کند و جهان دیگری را نوید دهد که هم واجد توسعه و پیشرفت است و هم ساحات معنایی و اجتماعی خودش را دارد که می تواند در زمان و مکان بسط باید. 🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|
🔖 به همت نهادهای دانشگاهی و حوزوی و در ادامه تجربه‌های «عقل سرخ» و «ملت ابراهیم»: 🩸 بعثت خون 🩸 «بازخوانی اصحاب علوم انسانی از یک اربعین حضور و حیات امام شهید در جهان اجتماعی» ━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📢 فراخوان نگارش یادداشت و جستار علمی با توجه به سلوک جامعه ذیل شخصیت امام شهید در محورهای زیر: 1️⃣ بازتولید هویت جمعی و انسجام ملی ذیل هویت دینی 2️⃣ از سوگ تا حماسه؛ مردم‌نگاری مناسک و نمادها 3️⃣ احیای دین اجتماعی و تحول در الهیات سیاسی و انقلابی 4️⃣ توسعه ایده مقاومت و بازتاب جهانی معنویت قدسی 5️⃣ مدیریت اجتماعی بحران و واکنش‌های جامعه به رویدادهای خاص ━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 📅 مهلت ارسال: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ 📨 ارسال آثار (۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه، فرمت Word) به دبیرخانه بعثت خون در پیامرسان بله به ادرس: @besatekhoon_40 📝 آثار برگزیده پس از داوری در مجموعه جستارها منتشر خواهد 🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید: بله ایتا| تلگرام|