🔖 به همت نهادهای دانشگاهی و حوزوی
و در ادامه تجربههای «عقل سرخ» و «ملت ابراهیم»:
🩸 بعثت خون 🩸
«بازخوانی اصحاب علوم انسانی از یک اربعین حضور و حیات امام شهید در جهان اجتماعی»
━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📢 فراخوان نگارش یادداشت و جستار علمی
با توجه به سلوک جامعه ذیل شخصیت امام شهید در محورهای زیر:
1️⃣ بازتولید هویت جمعی و انسجام ملی ذیل هویت دینی
2️⃣ از سوگ تا حماسه؛ مردمنگاری مناسک و نمادها
3️⃣ احیای دین اجتماعی و تحول در الهیات سیاسی و انقلابی
4️⃣ توسعه ایده مقاومت و بازتاب جهانی معنویت قدسی
5️⃣ مدیریت اجتماعی بحران و واکنشهای جامعه به رویدادهای خاص
━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📅 مهلت ارسال: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
📨 ارسال آثار (۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه، فرمت Word) به دبیرخانه بعثت خون در پیامرسان بله به ادرس:
@besatekhoon_40
📝 آثار برگزیده پس از داوری در مجموعه جستارها منتشر خواهد
🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران
*زنان در میدان مقاومت: کنشگر اصیل یا ابژه نمایشی؟*
#ریحانه_سادات_گرامی
تصاویری که اخیراً از زنانی با پوشش نظامی، چفیه و ...بر روی جیپ ها و تانکها منتشر شده، ظاهراً قرار است نمادی از «حضور»، «عاملیت» و «اثرگذاری» زنان در عرصه مقاومت باشد. واقعیت اما آن است که در پسِ این قاب های پر سر و صدای رسانه ای، یک پیام روشن نهفته است که احتمالاً کاملاً در تضاد با نیت سازندگان آن قرار دارد.
از منظر جامعه شناسی، اثرگذاری و نقشآفرینی واقعی در هر حوزهای، از دل «زیست روزمره» و جریان طبیعی زندگی جوانه میزند. قاعده ای که هم در مورد مردان و هم زنان صادق است. اما وقتی برای تاکید بر نقش یک گروه اجتماعی ، قشر یا جنسیتی مشخص در عرصه اجتماع ( در اینجا زنان در عرصه مقاومت)، به خلق صحنههای تصنعی روی میآوریم، در واقع به شکلی ناخواسته در حال یک «اعتراف بزرگ» هستیم. ما اعتراف میکنیم که آن نقش، به صورت طبیعی در جامعه اثرگذاری نداشته است؛ در نتیجه، به ناچار دست به خلق قاب های گل درشت رسانه ای می زنیم تا اهمیت آن گروه یا قشر اجتماعی را به رخ مخاطب بکشیم.
این رویکرد، نه تنها کمکی به بازنمایی جایگاه زنان در حوزه مقاومت نمیکند، بلکه به شدت آن را تضعیف میسازد. تعریف چنین فضاهای تصنعی و مختص زنان، پیام ضمنی و مخربی به همراه دارد: اینکه گویی زنان در حالت عادی و در زیست طبیعی خود، فاقد نقشِ درخور توجه در میدان مقاومت هستند و برای اثبات حضورشان، ناچارند هویتی عاریتی بسازند و نمادهای مردانه (مانند تفنگ و تانک) را قرض بگیرند. این فرآیند، جایگاهِ زن را از یک «کنشگر اصیل و مستقل اجتماعی» به یک «ابژه نمایشی» تقلیل میدهد.
اما حقیقتِ جامعه کاملاً متفاوت است. ذاتِ جنگ و بحران، به معنای توقف، تعلیق و فروپاشی جریان عادی زندگی است؛ بنابراین، مهمترین و حیاتیترین عنصر در هر مقاومتی، تلاشِ مستمر برای «حفظ همین روال عادی زندگی» است. این همان نقطهای است که نقش بیبدیل زنان، به ویژه در شرایط التهاب، خود را با تمام قدرت نشان میدهد. حضور نیروهای نظامی در خطوط مقدم و پای لانچرها، هرگز بدون وجود شبکه قدرتمندی از زنانی که مقاومت را در دلِ جریان زندگی و در پشت خطوط مقدم حفظ میکنند، امکانپذیر نبوده و نیست.
بنابراین اینگونه به نظر می رسد که اثرگذاریِ حقیقی و اصیل زنان در میدان مقاومت، نیازی به ویترینسازیهای پر سر و صدا ندارد؛ بلکه با استمرار و حضور در واقعیتِ ملموسِ جامعه، راه خود را باز کرده و جایگاهش را تثبیت میکند.
به نقل از @jamenevesht در بله
🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
توهمی به نام «مردم» در تحلیلهای اجتماعی
#ریحانه_سادات_گرامی
در بحثهای پرالتهاب این روزهای جامعهشناسان و تحلیلگران اجتماعی ـ از جنگ و آتشبس گرفته تا مذاکره و آینده سیاسی ـ یک واژه بیش از همه تکرار میشود:«مردم».
تقریباً همه از زبان جامعه سخن میگویند و مدعیاند افکار عمومی را در تحلیلهای خود لحاظ کردهاند. واقعیت اما این است که در پسِ این تکرارِ مداوم، متغیر غایب، باز هم همان «مردم» است.
• وقتی واژه «مردم» را به کار می بریم، اما صرفاً پژواک صدای دوستان، همفکران و تایملاینِ درونِ حبابِ خودمان را بازتاب میدهیم؛ *یعنی مردم را ندیدهایم.*
• وقتی تحلیل کلان مبتنی بر نظرات مردم ارائه میدهیم، اما جای خالی نظرسنجیهای معتبر و نظاممند را با چند مشاهده میدانیِ محدود و حدس و گمان پر میکنیم؛ *یعنی مردم را ندیدهایم*.
• وقتی در میان نتایج متفاوت نظرسنجیها، بدون معیار روششناختی روشن، فقط آن نتیجهای را دستچین میکنیم که با پیشفرضهایمان میخواند؛ *یعنی مردم را ندیدهایم*.
• و مهمتر از همه، وقتی به بهانه ناآگاهی یا خطای شناختی، نظر مردم درباره رویدادهای مهم را نامعتبر میدانیم و آن را از معادله تحلیل حذف میکنیم *، باز هم مردم را ندیدهایم*.
نادیده گرفتن مردم ـ و حتی فراتر از آن، سرکوب آنان ـ همیشه به شکل فیزیکی رخ نمیدهد. تقلیل دادن خواست عمومی به بازتاب حبابهای فکریِ تحلیلگران، یا حذف آن از چارچوب تحلیلهای اجتماعی نیز یکی از مخربترین شکلهای بیاعتنایی و سرکوب است.
در هرحال، واقعیت آن است که فهم عمومی و برداشت مردم از رویدادهای مهم (مانند وقایع جنگ و آتش بس و مذاکره در چند ماه اخیر)، دیر یا زود اثر خود را بر مسیر جامعه میگذارد. چه تحلیلگران آن را در نظر بگیرند و چه نگیرند؛ چه آن برداشتها از نگاه نخبگانی دقیق تلقی شود و چه نادرست.
در نهایت، واقعیتر و اثرگذارتر از بسیاری از تحلیلها و سخنرانیها، همان *«واقعیتِ ادراکشده»* توسط مردم است. این ادراک عمومی، حتی اگر از منظر نخبگانی خطا تلقی شود، همچنان یک واقعیت اجتماعی سخت و تعیینکننده است؛ واقعیتی که میتواند مسیر آینده جامعه ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد.
به نقل از @jamenevesht در بله
🔸️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران