الحمدلله
الحمدلله
الحمدلله
رهبری امام سید مجتبی خامنهای بر تمام مستضعفان و آزادگان جهان گرامی باد...
صالح بعد صالح
فرزانه، شجاع، عالم، سیاستمدار، با کیاست، عارف، عالم، غیور
محمدی سیرت، علوی مسلک و خامنهای صورت...
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🟢 بیعت اصحاب علوم اجتماعی ایران با حضرت آیتالله امام سیدمجتبی خامنهای
ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله؛ یدالله فوق ایدیهم
رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیت الله امام سیدمجتبی خامنهای
سلام خدا بر شما
ما اهالی علوم اجتماعی دانشگاههای کشور در شرایطی که داغدار فقدان رهبر شهیدمان هستیم و در سوگ او و سایر شهدای جنگ تحمیلی رمضان به سر می بریم، انکشاف حضرتعالی از سوی اعضای محترم مجلس خبرگان را مرهمی بر این داغ میدانیم و به عنوان ولی امر مسلمین و مستضعفین جهان دست بیعت شما را میفشریم و عهد میبندیم تا ظهور حضرت حجت(ارواحنا فداه) بر این عهد وفادار باشیم.
عهد میبندیم تا توان علمی و عملی خود را برای عبور از گردنه ها تا رسیدن به قله های فتح و پیروزی به کار بندیم و در شناخت و تأسیس جامعهای نوین در جایگاهی نوین در نظمی نوین بر محوریت آرمان های انقلاب اسلامی نقش آفرین باشیم.
معرفی جنابعالی مرهمی بود بر آلام فقدان رهبری دلسوز که برای امت اسلامی پدری کرد و به ایران و ایرانی آبرو بخشید. در حالی که حاکمان دوره معاصر با کرنش در برابر اربابان غربی آبرو از ایران و اسلام بردند، امامین انقلاب با اتکال به خدای متعال و ارج نهادن به مردم ایران و منطقه، مقاومت، سربلندی و آینده ای درخشان را برای ایرانیان و جهان اسلام به ارمغان آوردند. معجزه ارتقای توان مادی و معنوی امت اسلامی تا جایی که بتواند پنجه در پنجه بزرگتری قدرت های شیطانی این روزگار بیافکند و پیروزمندانه بر مکر آنان به برکت نصرت الهی فائق آید نتیجه چنین انقلابی و چنان رهبرانی است.
امروز بیش از هر دوره شاهد تحولات عظیم در پیکربندی نظم جهانی هستیم و بیش از هر دوره ای اهالی علوم اجتماعی می توانند با بازبینی آموزه های خود بر اساس قرآن و حکمت اسلامی و با بصیرت فراملی حضرت عالی را به عنوان نایب امام عصر در احراز جایگاه جدیدی برای جامعه ایرانی و جبهه مقاومت در جهان کنونی همراهی کنند.
در شرایطی که اهالی کرنش در برابر غرب وحشی و سکولاریزم ظرفیت ها و سرمایه های دینی و تمدنی جامعه ایرانی را به دیده اغماض می نگرند، اهالی علوم اجتماعی بر مدار دین و مقاومت بر این باورند که با شناخت و احیای این ذخایر تمدنی، ایران و ایرانی می تواند نقش فعالی در حفظ و تعالی ذخایر بشری و فراهم سازی زمینه های ظهور حضرت ولی عصر ایفا نماید.
اینجانبان اعضای هیئت علمی و دانش آموختگان علوم اجتماعی دانشگاه های کشور ضمن بیعت با شما به عنوان امام امت اسلامی متعهد می شویم در این مسیر دلسوزانه همراهی کنیم و حداکثر توان خود را برای فائق آمدن بر مسائل و مصائب امت اسلامی به کار بندیم.
انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🟢 در سوگ رهبر، وداع با نفس قدسی
(بخش اول)
سهیلا صادقی ، استاد تمام دانشگاه تهران
در سپهر پرآشوب تاریخ معاصر، که مرزهای رهبری غالباً در کلیشههای تقلیلگرایانه قدرت، سیاست، یا کاریزما محصور مانده است، گاه مردانی به عرصه میآیند که هرگونه تیپبندی رایج را به چالش میکشند و خود به معنایی فراتر از تعاریف محدود بدل میشوند. سید علی خامنهای، بیشک، از این جنس رهبران بود؛ شخصیتی که تجمیع اضداد را در قامت خود ممکن ساخت و سیمایی از یک «رهبر بصیر و سمیع » را در متن یک جهان پر تلاطم عینیت بخشید.
او را نه میتوان صرفاً یک عارف در خلوت سجاده دید، نه صرفاً یک فیلسوف در برج عاج اندیشه، و نه تنها یک استراتژیست در میدان سیاست. بلکه او منظومه ای بود که تمام این وجوه را در هم آمیخت: حکیمی که سلوکش بویی از عرفان میداد، سیاستمداری که ژرفای دیدش از فلسفه تغذیه میکرد، و شاعری که اشعارش از لطافت روح برمیخاست و مبارزی که در مبارزه جز به رضای خدا نمی اندیشید. مفاهیم در اینجا، همچون قاصدان ناتوانی میمانند که از شرح شکوهی عظیم بازماندهاند.
این مرد بزرگ، در ۸۷ سالگی، با همتی سترگ و ذهنی بیوقفه، روزانه بیش از چهارده ساعت را وقف مطالعه، تدریس، هدایت و گفتگو با مردمش میکرد. نگاه نافذ و بینش فراگیر او، هیچ مسئلهای را از ریزترین چالشهای اجتماعی تا کلانترین مناسبات ژئوپلیتیک، از دایره فهم و تدبیرش خارج نمیساخت. این ژرفای دانایی، هرگاه در سخنرانیهایش مجال بروز مییافت، مخاطبان از هر حوزه را به حیرت وامیداشت؛ گویی او پیشتر، در باب آن موضوع، به جامعترین تحقیقات کارشناسانه دست یازیده بود. این ظرفیتِ سخن گفتن به زبان هر قشر و هر قومی ، خود شاهدی بر رویکرد حکیمانه او بود:
با جوانان، با زبان امید و آیندهسازی؛
با هنرمندان، با زبان زیبایی و خیال؛
با دانشمندان، با زبان عقلانیت و برهان؛
با زنان، با کرامت و جایگاهِ رفیعشان؛
با کودکان، با معصومیت و سادگی؛
با کارگران، با همدلی و درک رنج؛
و با خانوادههای شهدا و جانبازان، با زبان تقدیس و پاسداشت ایثار.
گویی او در عمق تاریخ، با تمامی قشرها آمیخته بود و هویت اجتماعی هر گروه را میشناخت. شاهد این مدعا، حضور در بیت رهبری در سال ۱۳۹۸ بود؛ آنجا که اینجانب، علیرغم طرح برخی انتقادات صریح به مناسبات سیاسی، با استقبال گرم و توجهی عمیق از سوی ایشان مواجه شدم. این رخداد، بیش از هر چیزنمایانگر ظرفیت بینظیر او در شنیدن و احترام به دیدگاههای متفاوت بود؛ خصلتی که او را به معنای واقعی کلمه، به یک «رهبر دیالوگی»تبدیل میکرد که گفتوگو را نه تهدید، بلکه بنیادی برای رشد و تصحیح میدانست. این سعهصدر، فارغ از هرگونه مصلحتسنجی زودگذر، ریشه در بینش عمیق دینی، فلسفی و عرفانی او داشت که حق را در گشودگی به دیگری میجوید.
او، که در مدارا و عطوفت، رحمتی برای مؤمنین بود، در برابر استکبار و ظلم، صلابتی پولادین از خود نشان میداد. این پارادوکس ظاهری، در واقع یک خصیصه وجودی بود: مهر درونی در قبال امت و ایستادگی بیرونی در برابر ستم. از اینرو با گذشت و بزرگواری از خطاهای داخلی چشم میپوشید و زخمزبان رقبای سیاسی را با سعهصدر تحمل می کرد و پاسخ میگفت، اما هرگز در مقابل حرف زور سر تسلیم فرود نیاورد. او دشمن را خوب میشناخت؛ نه از سر کینهورزی، بلکه از منظری تحلیلی که حاصل سالهای سال مطالعه بر پروژه غربشناسی و شناخت عمیق از ماهیت نظام سلطه بود. این بصیرت، او را از افتادن در دامهای فریبکارانه غرب برحذر داشت. با این حال، حتی با آگاهی به بیثمر بودن مذاکره با نظام سلطهگر غرب، هرگز رأی خود را بر دولتهای منتخب مردم تحمیل نکرد و به اختیار مردمسالارانه احترام گذاشت.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🟢 در سوگ رهبر، وداع با نفس قدسی
(بخش دوم)
سهیلا صادقی، استاد تمام دانشگاه تهران
رهبری داهیانه وی برای بیش از ۳۷ سال، نه تنها ایران را از گزند دشمنان حفظ کرد، بلکه مبارزات ضداستعماری او را در قلوب مستضعفین جهان جای داد. جهان، در نخستین روزهای پس از شهادتش، گویی از یک نظام معنایی تهی شد؛ فقدانی عمیق که نشان از جایگاه فراملی او داشت.
خامنهای، وامدار مکتب حسین (ع) بود و از این چشمه جوشان، نه فقط سوگ، بلکه فلسفه مقاومت، عزت و آزادی را آموخت. او استکبارستیزی را از یک شعار سیاسی به یک دینداری عام و جهانی بدل ساخت. او تنها یک رهبر سیاسی نبود، بلکه یک مربی بزرگ انسان بود که راه را میدانست و انسانهایی را در این راه تربیت کرد.
دشمن، در جهل مرکب خویش، چه حقیرانه به ترور شخصیت و ترور فیزیکی او دست یازید، غافل از آنکه شهادت، برای مردان خدا، نه پایان که آغاز آشکار شدن حقیقت است. شهادت او، رسواکننده دشمنان و روشنکننده مسیر حق است.
او، در کنار اعضای خانواده در خانهای ساده و با کمترین تعلقات دنیوی، روزهدار و با قلبی پر از مهر و امید نسبت به آینده ایران و با بیزاری از استکبار، پر کشید. یقیناً، میراث فکری و عملی خامنهای، چهره دنیا و نظم جهانی را به گونهای بنیادین تغییر خواهد داد. اگرچه در سوگ او میسوزیم، اما مکتبی که او بنیان نهاد، همچنان تربیتکننده انسانهایی است که درس مقاومت را تمرین میکنند؛ انسانهایی که میدانند شهادت وی، پایان یک مسیر ایمانی و فکری نیست، بلکه آغاز ظهور توانمندی های نهفته در شاگردان آن مکتب است.
چنین است که تاریخ، او را نه تنها بهعنوان رهبر یک ملت، بلکه چونان معمارِ معنا در عصرِ بیمعنایی، و منادیِ گفتوگو در جهانِ پر از خشونتِ گفتار به یاد خواهد آورد.
بی تردید جز خلعت سرخ شهادت، برازنده قامت استوارش نبود.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
آقای عراقچی! برای آتشبس پایدار تضمین ذهنی مهمتر از تضمین عینی است.
🔸️دکتر میثم مهدیار؛ جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
پایانبندی تعجیلی جنگ ۱۲روزه در تیرماه ۴۰۴ و قبول آتش بس بی قید و شرط پیشنهاد شده از طرف متجاوزین بار دیگر در اسفند ۱۴۰۴ دشمن را به طمع حمله مجددی انداخت. در جنگ ۱۲روزه ایران آتشبس را در حالی قبول کرد که برخلاف تصور دشمن و علیرغم شهادت ردههای اول دفاعی و امنیتی، از روز هفتم جنگ تا حد زیادی ورق جنگ را برگردانده بود و بواسطه خستگی پدافندها و سامانههای رهگیری دشمن، در چند روز آخر ضربات مهلکی به رژیم صهونیستی وارد کرده بود به گونهای که شیرازه رژیم صهیونی در مسیر فروپاشی قرار گرفت و از همین رو با فشار آمریکاییها طرح آتش بس روی میز قرار گرفت شد. اما متاسفانه این پیشنهاد از سمت دشمنِ در موضعِ ضعف بدون تمهیدات لازم پذیرفته و زمینهساز تجاوز مجدد شد.
در واقع به نظر میرسد به واسطه شوک حمله نابهنگامی که به سیستم حاکمه ایران وارد شده بود و نیز حمله های نمایشی آمریکا به تاسیسات هستهای، قبول آتشبس تحمیلی بدون گرفتن امتیازات (همچون پرداخت خسارت و رفع تحریمها و...) و یا دیگر تضمینهای عینی (اقتصادی و نظامی) و ذهنی ( یعنی تنبیه به نحوی که به دور کردن خیال حمله برای همیشه منجر شود) همراه شد.
روز آخر جنگ، در میان برخی اصحاب سیاست و رسانه فضا برای قبول سریع آتشبس آنقدر احساسی شده بود که هر مخالف آتشبسی را به جنگطلبی و ویرانی طلبی متهم میکردند. این تعجیل در نهایت زمینهساز جنگ دیگری در رمضان ۱۴۰۴ شد که فارغ از فقدان جبران ناشدنی رهبری انقلاب، خسارات جانی و مادی آن تا کنون بیش از دو برابر جنگ ۱۲روزه بوده است.
🔸️
در واقع برخلاف فانتزیهای لیبرالهای ایرانی آنچه مانع جنگ و تلفات میشود آتشبس و صلح و میز مذاکره نیست بلکه متوازن کردن و عادلانهتر کردن صحنه نبرد است. این عادلانهترکردن شامل هزینهزا کردن هرگونه خیال حمله در آینده نیز میشود. به عبارت دیگر این پیگیری عدالت است که به «صلح پایدار» منجر میشود و نه آتش بس موقت.
صحنه امروز
با توجه به کور شدن چشمهای پدافندی آمریکا و رژیم صهونیستی در هفته اول حمله اخیر، اینک ضریب نفوذ موشکهای سنگین ایرانی در سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکایی افزایش قابل توجهی یافته است، قیمت افزایش قابل توجهی یافته، اعتراضات جهانی به تورم حاصل از آن و نیز انتقادات به حمله آمریکا روز افزون شده، حزب الله لبنان ضربات متعددی به دشمن صهیونی وارد کرده، مردم ایران زیر موشکباران هواپیماهای مهاجم در خیابانها شعار «نه سازش، نه تسلیم» سر میدهند. در این میزانسن باید به اتش بس پایدار اندیشید.
امید که مذاکره کنندگان ایرانی با درس گرفتن از پایانبندی ناعادلانه و تعجیلی جنگ۱۲ روزه با گرفتن تضمینهای عینی و ذهنی زمینه حمله مجدد دشمن و ریختن خونهای بیشتری در آینده را سلب کنند. اگرچه با تجربههای قبلی (قرارداد الجزایر و برجام و...) میدانیم آمریکاییها استاد فریبکاری در نقد کردن تعهدات عینی خود هستند از این جهت تضمینهای ذهنی یعنی تنبیه متجاوز به گونهای که دیگر خیال حمله به مخیله راه ندهد ضروریتر است.
@Hermes_ir
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
#⃣ #نشست_تخصصی
دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی با همکاری انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران برگزار می گردد:
💢 سحرگاه سرخ
📍 «سلسله نشست های واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان»
🎙نشست دوم با حضور:
🔹دکتر علیرضا بلیغ، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
⏰سه شنبه ۱۹ اسفند
ساعت۱۲.۳۰ تا ۱۴
🌐 لینک ورود به جلسه:
http://skyroom.online/ch/razaviuni/research
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
در ستایش «ایمان» و «اراده»
میدانداری مردم از «سوگِ مجاهدانه» تا «بیعتِ حماسی»
دکتر ابوالفضل اقبالی عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا(س)
🟢 این سطور را هنگام بازگشت از تجمع میدان انقلاب در لابلای بغض و اشک مینویسم. حسی شبیه عذاب وجدان یا بدهکاری نسبت به عظمت مردم ایران که زبان و قلمم یارای توصیف و سخن گفتن درباره آنها را ندارد، آزارم میدهد. کاش یک جنبش معرفتی در اهالی علوم انسانی برای توضیح عملکرد همین ده روزهی مردم از سوگ شهادت رهبر عزیز تا بیعت با رهبر عزیز جدیدمان شکل میگرفت و اندیشمندان کشور به قدر وسع و توان خود درباره این مردم نستوه و همیشه میداندار سخن میگفتند. بگذریم..
🟢 بگذارید یک مروری بر حوادث این ده روز گذشته بکنیم. صبح روز شنبه 9 اسفندماه تجاوز مجدد آمریکایی-صهیونی به کشور منجر به شهادت رهبر عزیزمان و تعدادی از فرماندهان نظامی بزرگ کشور گردید و آخر شب با انتشار اخبار تایید نشده، صداهایی از خوشحالی فریبخوردگان و سحرشدهگان ایران اینترنشنال در کوچهها و خیابانها شنیده شد و اضطراب و نگرانی خواب از چشم مردم ربود تا اینکه سحرگاه یکشنبه خبر شهادت رهبر امت به طور رسمی از رسانه ملی اعلام شد.
🟢 به گمانم «بُهت» بهترین مفهومیست که میتواند وضعیت مردم ایران را در لحظه شنیدن این خبر از رسانه ملی توصیف کند. اما این وضعیت در کمتر از ساعت به یک تجربه جمعی تبدیل شد و همان لحظات ابتدایی صبح در خیابانهای شهر به نحو گستردهای ظهور کرد که من این تجربه جمعی را «سوگِ مجاهدانه» مینامم. غمی بزرگ که با درکی عمیق نسبت به شرایط بحرانی کشور عجین شد و برای محافظت از «خیابان» به عنوان مهمترین میدان جنگ سرنوشتساز با دشمن ظاهر شد و تا همین لحظه نیز پرشورتر از روز قبل ادامه دارد.
🟢 گویی تکتک این مردم ساعتها کلاس درس «میدانداری» و «بصیرت سیاسی» گذرانده و نسبت به اقتضائات سیاسی و نظامی امروز کشور کاملا آگاه و یکدل شده بودند. وقتی به متن گفتگوهای آنها در گروهها و شبکههای اجتماعی مراجعه میکردی یک سخن مشترک میان آنها ردوبدل میشد و آن هم حواله دادن اشک و ماتم به آینده و قُرق خیابان در حال حاضر بود. اینگونه بود که سوگ مردم ایران در شهادت رهبر عزیزشان به حماسه تبدیل شد و مهمترین قطعه پازل جنگی دشمن را خنثی کرد.
🟢 تسخیر خیابان توسط مردم میهنپرست و متدین جامعه باعث شد که توان نیروهای امنیتی و نظامی ما معطوف به خنثیسازی سایر ابعاد نقشه دشمن در این جنگ حساس گردد و فرآیند کشف و خنثیسازی تحرکات گروهکهای تروریستی و تجزیهطلب و مزدوران موساد در داخل و اطراف مرزهای کشور سرعت گیرد. این میدانداری اما به همینجا ختم نشد و دامنه آن به یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین اتفاقات سیاسی جامعه ایران نیز سرایت نموده و اثر محسوس گذاشت.
🟢 جمهوری اسلامی در بزنگاه مهم انتخاب رهبر آینده قرار داشت و بحران جانشینی که از سالها قبل در فضای سیاسی ایران رخ نموده بود در این روزهای جنگی میرفت که کشور را با یک دشواره جدی و غامض مواجه کند. در لحظهای که سازوکارهای قانونی کشور به دلایل مختلف امنیتی و سیاسی در گیرودار تردید و ابهام نسبت به نحوه و زمان تعیین رهبر جدید قرار داشت، مردم ایران مطالبه عمومی تسریع در این فرآیند را شروع کردند. این مطالبه نیز کاملا برخواسته از فهم دقیق آنها از شرایط سیاسی و امنیتی کشور و با هدف تثبیت اقتدار ملی بود.
🟢 درز اخبار و شنیدههای غیررسمی از نتیجه جلسات مجلس خبرگان و انتخاب قاطع آیتالله سیدمجتبی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی از یک سو یک حس آرامش قلبی مشترک و از سوی دیگر تشدید حمایت و مطالبه قاطع مردم از مجلس خبرگان برای اعلام نظر را به همراه داشت. لذا همانطور که فرماندهان میدان رزم و جهاد به پشتوانه حمایت مردم سنگ تمام گذاشته بودند، خبرگان ملت نیز به پشتوانه این حمایت و مطالبه، بر تمام شک و تردیدها غلبه کرده و انتخاب خود را قاطعانه اعلام کردند.
🟢 اعلام رسمی نتیجه انتخاب خبرگان ملت در شب قدر نوزدهم رمضان شور و حماسهای را در خیابان رقم زد و بهجت و سروری را به بدنه عمومی جامعه و نیروهای نظامی کشور تزریق نمود و موج بیعتها و تهنیتها در همان لحظات نخست اعلام رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای به سمت ایشان روانه شد و هرآنچه امکان و احتمال ایجاد بحران در امر جانشینی برای تهدید کشور وجود داشت را در نطفه خفه کرد. این بیعت تاریخی و حماسی بیش از هرچیز مدیون میدانداری مردم مومن و ارادهمند کشور ایران بود. الحمدلله.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
دختران میناب سوگ ماندگار
دکتر سهیلا صادقی
استاد تمام جامعه شناسی و هیئت علمی دانشگاه تهران
اسفند ۱۴۰۴
قبلا درمورد سوگ دختران میناب یادداشتی نوشتم، اما
نمیدانم چرا دلم آرام نمیگیرد.
شاید چون این بار نمیتوانم فقط بهعنوان یک جامعهشناس بنویسم…
این بار باید بهعنوان مادری بنویسم که از موهبت داشتن دختر بهرهمند است؛ مادری که شیرینی همدلی و زمزمهی مهر دختر را با گوشت و جانش حس کرده است.
میخواهم از دخترکانی بنویسم که صبحها با شور زندگی بیدار میشوند؛
با وسواس کودکانه، کیفشان را منظم میکنند، موهایشان را با دقت شانه میزنند و از بینظمی بیزارند.
هر صبح، دست در دستان مادر، راهی مدرسه میشوند تا هم دانش بیاموزند و هم دنیای کوچک و صادقانهی کودکی را زندگی کنند — بازی، قهر، آشتی، خنده.
و وقتی زنگ آخر میخورد، در دلشان شادی بازگشت به آغوش مادر میجوشد.
میخواهند زودتر برسند، جلو بزنند، و با زبانهای شیرین پرحرف و چشمهای درخشان بگویند:
«مامان، امروز چی برام آوردی؟»
اما در بمباران مدرسه شجره طیبه میناب،
حتی فرصت آن فریاد کوتاه «مامان!» را نیافتند.
آخرین نگاهشان، آخرین ترسشان، آخرین نالهشان هنوز در هوای آن مدرسه پخش است.
آن صداها، وجدان بشریت را تا ابد رها نخواهند کرد.
و باید پرسید:
بِأیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟
به کدام گناه، کودک بودن چنین سزا یافت؟
لعنت بر استکباری که افتخار خونریزی را با دروغ دموکراس و آزادی میپوشاند،
و لعنت بر آنان که در برابر فاجعه، سکوت اختیار کردند —
سکوتی سنگینتر از ننگ.
باید از دختران میناب نوشت، از تکتکشان؛
از آن دفترها و مدادها که نیمهتمام ماند،
از آن نگاههای ناتمام، از رویای ساده مادرانهای که میان خاکستر جا گذاشته شد.
باید داستان تکتکشان را گفت تا حافظه جمعی بشر فراموش نکند
که جنایت علیه کودکان، مرز ندارد.
ننگ بر جهانی که چشمانش را بسته، گوشهایش را گرفته و حقیقت را واژگون روایت میکند.
این سوگ، فقط سوگ یک شهر نیست؛
سوگ انسانیت است — زخمی سرباز بر جسم وجدان جهانی که دیگر نباید خاموش بماند.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
🟢 اندر احوالات گرامیداشتن خویشتن
چندیست در این فکرم که چرا بخشی از جامعه ما در حال تخریب جامعه و کشتیای هستند که خود نیز بر آن سوارند. از غریزه مرگ فروید تا نظریه تحقیر و کینه، استحمار حاصل از استعمار و ... به ذهنم میآید و هر کدام را در جایی گفتهام.
اما در این شب قدر مفهومی دیگر به ذهنم تبادر کرد: دوستداشتن و کرامت قائلشدن برای خود!
انسانی که خود را دوست نداشته باشد، به طریق اولی دیگری را هم دوست ندارد. انسانی که خود را تکریم نکند، جامعه و وطنش را هم تکریم نمیکند.
انسانی که پذیرش دروغ را بر خود روا میدارد و از بازیچهشدن توسط دیگری معروض شرم و حزن نمیشود خویش را دوست ندارد.
چند سال پیش بود که شبکه موساداینترنشنال نوشت در حالیکه بازیهای لیگ برتر بدون تماشاچی است، در ورزشگاه آزادی جشن سلام فرمانده گرفتند. و عجیب بود برایم که تنها دو روز قبلش بازیهای استقلال، پرسپولیس، تراکتور و سپاهان با تماشاگر برگزار شده بود. نظر مخاطبانش را خواندم، دیدم کسی متعرض دروغش نشده است.
جلوتر بیاییم. دروغها یکی پس از دیگری گفته شد. دروغهای شاخدار. پنهان کردن حقایق واضح. دو جین دروغ در دیماه ۱۴۰۴ گفته شد. همه دروغها برملا میشدند، اما مخاطبان دروغها، دروغهای شاخدار بعدی را هم باور کردند. به جنگ رسیدیم دروغهای بزرگ بعدی هم برملا شدند. رهبری که در طبقه منفی ۴۴ نبود (منفی ۴۴ یعنی حداقل ۱۵۰ متر زیر زمین!!!!)، رهبری که خانوادهاش را از ایران خارج نکرده بود و .... . تا به دروغ وحشتناک بعدی رسیدیم: مدرسه میناب و ۱۶۸ کودک تکهتکه شده!
گفتند خود ایران مدرسه را زده است! چند روز بعد تمام رسانههای غرب پس از بررسیها با مدارک واضح میگویند کار آمریکا بوده است و این بخش از جامعه آن را نمیشنود و همچنان دروغهای جدید را میپذیرد. تنها به جامعهای میتوان دروغ گفت که پذیرای دروغ است. بر خویشتن این را میپذیرد.
و عجیب برای من این است که در سنت تاریخی ما دروغ بزرگترین گناه است، چه آنکه در شاهنامه نشان دیو، دروغگویی است. و در روایت صحیحی از حضرت صادق امکان هر گناهی برای شیعیان دانسته شده، مگر دروغ. و دروغپذیری است که جا برای دروغگویی باز میکند.
القصه! خواستم بگویم یک جایی، یک نقطهای، برای کرامت خویش قائل شوید و بگویید دروغهای رسانههای ضدانسان را نمیپذیرم.
نمیگویم مخالف حمله خارجی باشید (که حداقل انسانیت است) و نمیگویم جلوی حمله خارجی بایستید (که حداقل شرافت است)، بلکه میگویم برای کرامت و احترام به خود، دروغ را باور نکنید. و وقتی کلام راست را شنیدید چنان نباشید که دشمن پیامبر اکرم گفت خدایا اگر این فرد فرستاده توست سنگی از آسمان بر سرم بینداز. که در این نقطه توهین به خود میکنیم، خود را خوار میکنیم و لذا خوار شدن جامعه و دستاندازی به کشور برایمان سهل میشود.
الغرض حضرت امیر فرمود: ای انسان خدا تو را آزاد آفرید، پس بنده دیگری نباش!
سحر ۲۱ رمضان ۱۴۰۴. به وقت مقاومت.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
سقوط رؤیای دبی؛ ویترینی که دیگر نمیدرخشد
💠 تهیه شده در میز جنگ موسسهی هاتف
سالها تصویری فریبنده از «پیشرفت» جلوی چشم ما گذاشتند: برجهای بلند، مراکز خرید عظیم، خیابانهای براق، هتلهای لوکس و شهری که انگار از دل آینده آمده است. اسم این تصویر، در سالهای اخیر بیشتر از هر جا «دبی» بوده. گویی قرار بوده ما هم باور کنیم که آینده، یعنی شبیه شدن به همین ویترینهای پرزرقوبرق. اما امروز، بیش از هر زمان دیگر روشن شده که این تصویر، نه الگوی قدرت، بلکه الگوی وابستگی است.
دبی و امثال آن، پیش از آنکه نماد توسعه باشند، محصول یک نظم سیاسی و اقتصادی خاصاند: جمعیت کم، ثروت عظیم نفتی، امنیتی که از بیرون تأمین میشود، و اقتصادی که بر واردات، خدمات و نمایش بنا شده است. این مدل شاید در روزهای آرام، درخشان و جذاب به نظر برسد، اما بحران و جنگ، حقیقت آن را خیلی زود آشکار میکند. کشوری که غذایش، تجارتش، امنیتش و گردش سرمایهاش به بیرون وابسته است، با هر لرزش بزرگ منطقهای، بیش از آنکه «قدرتمند» باشد، شکننده است.
در ماههای اخیر، همین شکنندگی را میتوان در نبض زندگی روزمره دبی دید؛ سرمایهها نگران، بازارها سرد، هزینهها سنگین، و مهاجرانی که برای کار در شهری با اجارههای نجومی و آینده نامطمئن، روزبهروز بیشتر تحت فشارند. ویترینی که روزی پر از توریست و سرمایه خارجی بود، حالا با تزلزل بازار جهانی و بحرانهای سیاسی منطقه، رنگ از رخ برده است. درخشش مصنوعیاش دیگر پنهان نمیکند که زیر آن، اقتصادی ایستاده که بیریشه و لرزان است.
اشتباه بزرگ این است که ویترین را با واقعیت یکی بگیریم. آنچه از دبی دیده میشود، برج خلیفه و سواحل و مراکز مالی است؛ اما پشت این تصویر، ساختاری قرار دارد که بر نیروی کار مهاجر، نابرابری شدید، نبود مشارکت سیاسی واقعی و وابستگی کامل به نظم جهانی تکیه دارد. این مدل تا وقتی جواب میدهد که جهان آرام باشد، مسیر تجارت باز است که معلوم میشود تفاوت «تجمل» با «قدرت» لحظه بحران است که معلوم میشود تفاوت «تجمل» با «قدرت» چیست.
ایران را نمیتوان با این الگو سنجید، چون ایران اساساً از جنس دیگری است. ایران یک شیخنشین کوچک نفتی نیست؛ ایران یک ملت تاریخی است، با جغرافیای بزرگ، جمعیت عظیم، حافظه تمدنی و تجربه طولانی مقاومت. کشوری با این وزن تاریخی، نه میتواند و نه باید سرنوشت خود را بر مصرفگرایی، واردات، امنیت اجارهای و رفاه بیریشه بنا کند. برای یک واحد کوچک بندری، شاید این مدل مدتی جواب بدهد؛ اما برای ایران، چنین مسیری چیزی جز کوچک شدن، تهی شدن از قدرت ملی و وابستگی بیشتر نیست.
ما یک بار هزینه چنین خیالی را دادهایم. در دوره پهلوی هم قرار بود ایران با نفت، تجدد وارداتی، نمایش توسعه و وابستگی امنیتی، به کشوری «مدرن» تبدیل شود. اما آن مسیر، چون از درون بیریشه و نابرابر بود، دوام نیاورد. مردم ایران فقط علیه یک حکومت قیام نکردند؛ علیه یک الگوی وابسته و تحقیرآمیز شوریدند. به همین دلیل، «ما نمیخواهیم دبی بشویم» فقط یک شعار احساسی نیست؛ پشت آن، یک تجربه تاریخی سنگین قرار دارد.
جنگها و بحرانهای منطقهای، یک حقیقت مهم را دوباره آشکار کردهاند: تفاوت میان امنیت وارداتی و امنیت درونزا. کشوری که بقایش را از بیرون میگیرد، در لحظه خطر معلق میشود؛ اما کشوری که توان دفاعی، ظرفیت بومی و اراده ایستادگی دارد، حتی اگر هزینه بدهد، بر پای خود میماند. پیشرفت واقعی این نیست که در روزهای آرام بدرخشی؛ پیشرفت واقعی این است که در روزهای طوفان فرو نپاشی.
ایران اگر قرار است آیندهای بزرگ داشته باشد، آن آینده نه در تقلید از دبی، بلکه در بازگشت به منطق خودش است: استقلال، تولید، قدرت ملی، امنیت بومی، عدالت و تابآوری. آینده ایران، نه یک ویترین مصرفیِ وابسته، بلکه یک قدرت تمدنیِ مستقل است. ما اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، باید از درون خودمان بجوشیم، نه آنکه نسخه آماده دیگران را بر تن این ملت تاریخی بپوشانیم.
امروز دیگر میشود این را با اطمینان گفت:
دبی شاید برای بعضیها رؤیای رفاه باشد،
اما برای ایران، رؤیای دبی شدن چیزی جز کابوس وابستگی نیست.
📱فیلمهای کامل گعدههای اندیشهورزی هاتف را در آپارات دنبال کنید.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
از ابتلاء تا بیعت: بازتجلی نسبت امام و امت
یادداشت دکتر فاطمه درخشان ، جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
«هوالحاکم»
پس از شهادت شصتویکمین نفس مطهرِ سلسله زعامتِ منجیِ قائم، عرصه اجتماعی پیروان ولایت فقیه، خاصه در ایران، شاهد بستری از ابتلاء بود که به تبع آن زمینه رشد مردم در مسیر دستیابی به امت واحده مهدوی فراهم آمد.
نظام اسلامی که متشکل از دو رکن «امام» و «امت» است و در بستر ارتباط و تعامل میان این دو رکن معنا مییابد، امروز به مرحلهای از رشد و بالندگی رسیده است که انشاءالله زمینهساز شکلگیری امت ظهور در کاملترین صورت خود خواهد شد.
از میان رفتن و شهادت امام خامنهای زمینهای فراهم ساخت تا امت اسلام در میدان ابتلاء قرار گیرند و خود را بیش از پیش در معرض عمل به وظیفه و ادای تکلیف الهی ببینند. امت از نخستین ساعات اعلام شهادت امام و ولیّ خویش، میدان را در دست گرفت؛ از نخستین تجمع در میدان انقلاب گرفته تا اجتماعات خونخواهی و پاسداری از میراث امام شهید خود ــ با مقاومت در برابر جبهه کفر ــ که در ساعات پس از افطار در محلههای گوناگون شهر شکل گرفت.
پس از گذشت یک هفته، فضای حاکم بر انتظارها و کنشگریهای مردمی به سمت معرفی امام از سوی خبرگان رهبری جهت یافت و مردم، همسو با خواص انقلابی، بیوقفه در تلاطم برای استمرار سایه ولایت بر سر خویش بودند. در همان حال که زیر فضای سرد و آلوده ناشی از تعدی جبهه کفر، حضرت حق را به اسماء خویش میخواندند، ابر رحمت الهی این امت را دربرگرفت و آنان شیرینی استمرار سایه ولایت و امامت را چشیدند؛ چنانکه در روز بعد، اجتماعات مردمی در میادین شهرها با محوریت بیعت با ولیّ جدید شکل گرفت.
این رخدادها در شرایطی رقم خورد که همزمان با نبرد تمدنی و فرهنگی غرب علیه جهان اسلام، از جمله ایران، فضای فکری، سیاسی و اجتماعی جامعه نیز تحت تأثیر این هجوم نظری قرار گرفته است. مبانی علوم انسانی اومانیستی که به انقطاع انسان از حقیقت عالم میانجامد، از سوی روشنفکران غربگرا در جامعه ترویج و بسط داده میشود. این مبانی با پدید آوردن سازوکارهای حقوقیِ کثرتگرایِ نفسمحور، وعده نظام لیبرالدموکراسی و ذیل آن «جامعه مدنی» را مطرح کرده و در پی جایگزینی روندهای دموکراتیک مبتنی بر زدودن ارزشهای دینی از عرصه اجتماعیاند. از همین رو، با اقتدارگرا و پدرسالارانه خواندن جایگاه ولایت فقیه و سر دادن شعار «دیکتاتور! دیکتاتور!» درصدد تضعیف و برچیدن این نظام دینی و دو رکن بنیادین آن، یعنی امام و امت، بودهاند.
نمونههایی از این تلاش حتی در دوران جنگ و پیش از معرفی نائبالامام نیز مشاهده میشود؛ زمانی که برخی جریانهای لیبرال کوشیدند با توصیه به تعویق انتخاب رهبر جدید، بهتدریج این نظام اماممحور را به سیستمی لیبرال و دموکراتیزه بدل سازند.
آنچه در روزهای اخیر و در متن این مواجهه و نبرد رخ داد، تجلی اعتقاد قلبی خیل عظیم مردم به ساختار جامعه مبتنی بر وجود امام و شکلگیری امت واحد حول آن امام بود. مردم با انسجام معرفتی، پر کردن خلأها و تقویت روحیه همدلی، در مسیر شکلگیری امت ظهور گام برداشتند و با حال اضطرار و روح استغاثه، خواستار تداوم سایه امامت بر سر خویش شدند. بدینسان، مردم خود را در چارچوب این نظام تعریف کرده و برای بسط و تحقق آن به میدان آمدند.
همه این رخدادها به برکت خون نفس زکیه امام خامنهای رقم خورد و انشاءالله بسطی جهانی یافته و نظام لیبرالدموکراسیِ ازخودبیگانهکننده بشر را به نظام جهانیِ امام و امت، به امامت حضرت حجت (عج)، مبدل سازد.
در عین حال، این مسیر همچنان ادامه دارد و از آحاد مردم انتظار میرود با حفظ حضور آگاهانه و مسئولانه در صحنه، در پاسداری از این میراث الهی ثابتقدم بمانند تا سرانجام، پیروزی کامل سپاه حق بر جبهه باطل تحقق یابد.
@hayatnegar
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
نظام و ملت: تجلی همبستگی در خیابانها
سهیلا صادقی
استاد تمام دانشگاه تهران
اسفند ۱۴۰۴
در هنگامه کنشگریهای اجتماعی و سیاسی، گاه شاهد ادعاهایی شتابزده و دور از واقعیت هستیم که با هدف القای گسست میان حاکمیت و ملت مطرح میشوند. اخیراً نیز ادعاهایی مبنی بر مخالفت اکثریت مردم با نظام جمهوری اسلامی به گوش رسید؛ ادعاهایی که به نظر میرسد بیش از آنکه بر پایه پیمایشهای میدانی و تحلیلی مستند استوار باشد، بازتابی از فضای ذهنی محدود کویندگان و دایره پیرامونی آنان بوده است.
ای کاش آنانی که چنین آمارهای گزافی را ترویج میکنند، این روزها در میان صفوف پرشور و بصیر مردمانی که با غیرت و تعصب در دفاع از آرمانها وکشوشان در میادین و خیابانها حضور یافتهاند، قدم میگذاشتند. شاید آنگاه، تصویر متفاوتی از اراده جمعی و انسجام ملتی را مشاهده میکردند که اعداد و ارقام متعارف، قادر به سنجش عمق حضور و پایداریشان نیست. خیابانهای مملو از جمعیت، نه تنها گواه بر حضور بلکه نمادی از همبستگی و ارادهای است که در برابر هجمههای دشمنان ایستادگی میکند.
در این میان، شاهد حضور طیفهای گوناگون جامعه هستیم؛ از حضور پررنگ زنان مؤمنی که حجاب را به عنوان نماد هویت و عفاف برگزیدهاند، و همچنین سایر زنانی که با باورها و دیدگاههای متفاوت خود در صحنههای اجتماعی حضور دارند، تا نسل جوان پرشوری که با شور و نشاط در صحنههای اجتماعی و فرهنگی کشور حضور فعال دارند. این حضورهای متنوع، نشاندهنده عمق ریشهها و گستردگی پایگاه اجتماعی نظام است که با سادهانگاری قابل انکار نیست.
تحلیلهای سطحی و ذهنی که از پشت میزهای عافیتنشینی و صرفاً با اتکا به گزارشهای دوردست یا مشاهدات غیرمستقیم (همچون رصد موشکها در آسمان) شکل میگیرند، نمیتوانند گویای واقعیت
پیچیده و چندلایهای باشند که در متن جامعه جریان دارد. جامعه علمی و نخبگان، نیازمند نگاهی عمیقتر، تحلیلی جامعتر و درکی واقعبینانهتر از پویاییهای اجتماعی و سیاسی کشور هستند
اینجاست که رسالت اصحاب علوم اجتماعی بیش از پیش نمایان میشود؛ رسالتی که ایجاب میکند از دل میدان و در کنار مردم، به تحلیل بپردازند، نه آنکه صرفاً در باب مردم و جامعه سخن بگویند. این رویکرد میدانی و مردممحور، امکان ارائه تحلیلهایی را فراهم میآورد که نه تنها برآمده از شواهد عینی و تجربی باشد، بلکه راهگشای حل مسائل و تقویت همبستگی ملی نیز گردد.
با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بله
ایتا|
تلگرام|
اینستاگرام
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران