محمد ایمانی l مصاف عقل و جهل
تپه جدید نساز، نرماندی پیشکش!
روانگردان هایی که وزیر خزانهداری آمریکا مصرف می کند، احتمالا خیلی قوی است و مغز او را خالی کرده است.
اسکات بسنت، شش ماه پس از شروع جنگ و پنج ماه پس از سرشکستگی تاریخی آمریکا در میدان، گفته است: «ما این تهاجم اقتصادی را علیه ایران با روحیه پیاده شدن در نرماندی در جنگ جهانی دوم آغاز میکنیم».
مردک متوهم! نوبت اول که خواستید سه روزه قمار جنگ را ببرید، با انهدام مدرن ترین هواپیما های نظامی و انسداد تنگه هرمز تحقیر شدید.
دفعه دوم خواستید در بیابان های جنوب اصفهان نیرو پیاده کنید، چند هواپیمای دیگر تلفات دادید و آبروی ریخته کارتر در طبس را خرید!
سپس با عملیات فانتزی «پروژه آزادی» برای باز کردن تنگه، مضحکه عالم و آدم شدید و دست از پا درازتر ظرف سه روز، کاسه کوزه ناوگان تان را جمع کردید و در رفتید.
آن قدر درمانده بودید که نه توانستید مشکل آب و فاضلاب و رختشویخانه ناو فورد (و خدمه روانپریش آن) را برطرف کنید تا به میدان جنگ بفرستید و نه مشکل جیره غذایی اندک و فاسد شده ناو لینکلن حل شد که بهانه جویی تفنگداران برای فرار. از منطقه را از دست شان بگیرید.
با وعده بنزین دو دلاری سر کار آمدید و به رقم سرسامآور ۴ دلار رساندید. درباره بدهی ۲۴ هزار میلیارد دلاری آمریکاجیغ هشدار کشیدید، اما حالا این رقم در حال انفجار را از ۴۰ هزار میلیارد دلار گذرانده اید. اینها را علاوه کنید به ۴۷ میلیون نفر گرسنه که به خاطر خرید و فروش شدن بردگانی مثل شما در تجارتکده های اپستینی، هیچ کورسوی امیدی پیش رویشان نیست.
خلاصه که شما لازم نیست ژست فتح نرماندی بگیرید، همین که یکی پس از دیگری، تپه های یادگاری جدید اضافه نکنید، خیلی هنر به خرج داده آید.
@IMANI_mohammad
گرانیگاه نقشه دشمن را بزنید
رفت و آمد میانجی ها به خود، ایرادی ندارد. آنها می توانند پیام بیاورند و پیغام متقابل ببرند.
اما طرف ایرانی درست وسط تهدید دشمن و اعلام جنگ اقتصادی موجودیتی، نباید گرفتار تردید و دودلی درباره پاسخ قاطع شود. همزمان که میانجی را میزبانی می کند، باید قاطعانه به محاصره و تحریم ضربه بزند.
اینکه آمریکا بعد از تحریم های فلج کننده و فشار حداکثری، گزینه فشار اقتصادی موثرتری در چنته ندارد، یک بحث است. اما اینکه امثال ترامپ و بسنت جرئت کنند کشورمان را به جنگ موجودیتی اقتصادی تهدید کنند، بحث دیگری است.
محاصره دریایی و سپس تهدید کشورها به خاطر تعامل اقتصادی با ایران، چیزی نیست که قابل تحمل باشد.
اینکه آمریکا با ادبیاتی موهن، اقدام به تهدید کند و همزمان میانجی پاکستانی یا عمانی و عراقی را به تهران بفرستد، موجب سردرگمی و تعلل در طرف ایرانی نخواهد شد.
نباید تجربه وعده های دروغین پس از ترور شهید هنیه در تهران و شهید نصرالله در بیروت (و سپس آتش بس و تفاهم نامه) را از یاد ببریم.
ایران در ماجرای تفاهم نامه و بدعهدی های آمریکا، با زدن ضربات متقابل در تنگه هرمز و اردن و کویت و بحرین، نشان داد که در قید و بند فریب عملیاتی مذاکره یا توافق نمی ماند.
اکنون با تغییر آرایش دفاعی به تهاجمی -که در تعیین دبیر جدید شعام و فرمان رویکرد تهاجمی به فرماندهان نظامی منصوب بازتاب یافت- پاسخ های ایران به تحرکات شرارت آمیز دشمن، شدید تر، گسترده تر و دردناک تر خواهد بود.
بازار نفت و گاز و انرژی، قطعا با وجود تهدید های اقتصادی آمریکا علیه ایران، نمی تواند به آرامش برسد؛ همین طور بورس های بزرگ در آمریکا و غرب.
ایران و متحدانش، تا کنون بنا بر ملاحظاتی، "ممانعت حداکثری از صادرات انرژی منطقه" را به اجرا نگذاشته اند.
اما اکنون که آمریکای درمانده در میدان، جنگ دیگری را کلید زده، حتما منافع اقتصادی حیاتی دشمن زیر ضرب خواهد رفت.
رفتار ایران است که تعیین می کند پروژه دشمن برای انزوای اقتصادی ایران عملی شود، یا بر عکس کار کند.
باید به گرانیگاه نقشه دشمن که ایجاد تردید و تععل در واکنش قاطع طرف ایرانی است حمله کرد، منافع اقتصادی حیاتی او را زیر ضرب کرد و همکاری شرورانه با آمریکا را برای دولت ها پر هزینه کرد.
برخی متحدان دشمن مثل آلمان، در جنگ 12 روزه گفتند: "این جنگ کثیف به نیابت از همه ما انجام می شود".
اما وقتی ایران در جنگ 40 روزه تنگه را بست و به منافع حیاتی دشمن فشار آورد، همان مقامات آلمانی گفتند "جنگ آمریکا علیه ایران، شکست خورده و احمقانه بود".
بسیاری از این کشورها وقتی خشم و قاطعیت ایران را دیدند، با وجود عصبانیت ترامپ حاضر، به همراهی علنی نشدند و ترامپ در جنگ احمقانه، با وجود فحاشی به آن کشورها، منزوی و تنها ماند.
حتی برخی از متحدان آمریکا در منطقه و فرامنطقه، به رایزنی با کشورمان برای حل مشکلات فیمابین پرداختند. زبان قدرت ایران، حلقه متحدان آمریکا را از هم گسیخت.
اکنون هم در برابر جنگ اقتصادی که ادامه همان جنگ نظامی موجودیتی است، چاره همان است. تهدید و محاصره باید مقتدرانه شکسته شود.
اگر ایران در میدان اقتدار نشان بدهد و ضربات دردناک بزند، آمریکا منزوی تر خواهد شد و محاصره تروریستی اقتصادی هر چه سریع تر شکسته خواهد شکست.
فراموش نکنیم که آمریکا روز بیسم جنگ در اثر فشار تنگه و قیمت نفت مجبور شد بخشی از تحریم های نفتی ایران را بردارد! آمریکا فقط وقتی ضربه دردناک میس خورد، شُل می کند و پا پس می کشد.
@IMANI_mohammad
گزارش روز صد و هفتاد و هشتم جنگ
آمریکا با تشدید دوباره ضربات ایران، بازهم عقب نشینی فاحش می کند
آژانس بینالمللی انرژی: اگر تنگه هرمز به زودی بازگشایی نشود، جهان با روزهای سختتری روبرو خواهد شد. حتی اگر تنگه بازگشایی شود، وضعیت انرژی به حالت عادی باز نخواهد گشت.
ذخایر راهبردی نفت ایالات متحده به حدود ۴۰ روز کاهش یافته که پایینترین سطح در ۵۰ سال اخیر محسوب میشود.
فاکس نیوز: ۸ میلیون بشکه در روز از تولید نفت خلیج فارس همچنان متوقف است و تولید ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. نفت داخلی نمیتواند نیاز پالایشگاههای آمریکای را پوشش دهد.
استفان والت سردبیر فارین پالیسی: ترامپ گزینه ای در برابر ایران ندارد و حرفهای مضحک میزند. ایران هم کنترل تنگه هرمز را دارد و هم در خلیج فارس اعمال قانون می کند.
جان مرشایمر: چون هیچ گزینه نظامی دیگری نداریم، ترامپ تصمیم گرفته فشار بر ایران را در حوزه اقتصادی بیشتر کند، اما این روش جواب نخواهد داد.
تانگ شیانگ لونگ روزنامهنگار تایوانی: اگر آمریکا میتوانست مسئلهای را با «مشت و قلدری» حل کند، قطعاً همین کار را میکرد؛ اما از پس ایران برنیامد و بنابراین دوباره سراغ اقتصاد رفته است.
نشریه آتلانتیک: ایالات متحده اکنون باید نگران چیز مهمتری از برنامه هسته ای باشد؛ ایرانی که ایالات متحده را شکست داده، دیگر از حمله آمریکا نمیترسد و دسترسی به خلیج فارس را کنترل میکند.
آمریکا در جنگ، تحریم نفتی را لغو کرد باز هم در مقابل اعمال قدرت ایران جا می زند.
نفتکش حامل گاز مایع اماراتی در حالی که سعی در عبور از تنگه هرمز داشت، توسط نیروی دریایی سپاه بازگردانده شد.
نفتکش متعلق به عربستان در مقابل سواحل «ینبع» با یک فروند موشک بالستیک مقاومت یمن هدف قرار گرفته شد.
💢روزنامه کیهان
@IMANI_mohammad
گزارش روز صد و هفتاد و نهم جنگ
جنگ اقتصادی آمریکا شکست می خورد اما قدرت، اهرم فشار و شجاعت بیشتر به ایران میدهد
لفاظی های بسنت در حالی است که آمریکا بعد از اجرای "تحریم های فلج کننده" و "فشار حداکثری"، گزینه فشار موثرتری در چنته ندارد و در میدان نظامی هم چند نوبت شکست فاحش خورده است.
استیو هانکه، استاد دانشگاه جانهاپکینز: محاصره ایران شکست خواهد خورد. این استراتژیها فقط به ایران قدرت و اهرم فشار و شجاعت بیشتر میدهد.
استفان والت استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد: تنها چارهی ترامپ، اعتراف به شکست استراتژیک در «جنگ اسرائیل علیه ایران» و پذیرش هزینهای است که ایران برای جلوگیری از تکرار مطالبه میکند.
هر بار که ترامپ تهدید به تشدید کرده، ایران پاسخ متقابل داده و ترامپ عقب نشسته است. مشکل بنیادین، فقدان اعتماد است؛ اینکه آمریکا توافق کند، کشتیها را برای تعمیر به خانه ببرد و یک سال بعد دوباره حمله کند. ایران میخواهد آمریکا هزینه سنگینی بپردازد تا درس بگیرد و تکرار نکند.
جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا: اسکات بسنت نه یک اقتصاددان، بلکه یک گنگستر اقتصادی است که هیچ دانش، علاقه یا درکی از اقتصاد واقعی آمریکا ندارد. محتملترین سناریوی آینده این است که غرب خود را فلج کند.
جان کُربی مقام پیشین کاخ سفید: تحریمها در میانه جنگ معمولاً کارایی ندارند. آمریکا در کارزار اقتصادی، دارای ائتلاف تکنفره است.
سوزان مالونی عضو ارشد اندیشکده بروکینگز: پادشاه لخت است. همانطور که قابل پیشبینی بود، نمایش وزیر خزانهداری آمریکا چیزی جز هیاهو و تبلیغات نبود.
فارن افرز: ایران، تابآوری خود را اثبات کرده و توانسته با حفظ بخش قابل توجهی از توان موشکی و پهپادی و کنترل تنگه هرمز، هزینههای سنگینی به آمریکا تحمیل کند. فشار حداکثری شکست خورده است.
کریس مورفی، سناتور آمریکایی: تحریمهای جدید کاخ سفید علیه ایران نمایشی ناامیدانه برای سرپوش گذاشتن بر شکست در جنگ نظامی بود.
پیتر شیف اقتصاددان: این عملیات نهتنها شکست خواهد خورد، بلکه طناب اقتصادی ممکن است در نهایت دور گردن خود آمریکا بیفتد.
💢روزنامه کیهان
@IMANI_mohammad
.
هیبت عملیات D-DAY
شروع نشده، فرو ریخت
رسانه آمریکایی آکسیوس:
"عملیات اقتصادی «روز سرنوشت» (D-DAY) علیه ایران که توسط ترامپ وعده داده شده بود، با شوک و هیبتی که باید، همراه نبود.
موفقیت عملیات با این سنجیده خواهد شد که آیا ترامپ حاضر است تحریم را علیه کشورهایی مثل چین که بیشترین اهمیت را دارند، واقعاً به اجرا بگذارد یا خیر؟".
نشریه فایننشال تایمز:
"چین به آمریکا هشدار داده اگر سرکوب تجارت با تهران را گسترش دهد، تمام اقدامات لازم را انجام خواهد داد و تلافی خواهد کرد".
نیویورکتایمز: مشخص نیست تحریمها پس از سالها اجرای «فشار حداکثری» و «خشم اقتصادی» در عمل چه تأثیری خواهد گذاشت.
بسنت اذعان کرد این اقدام بیشتر یک شلیک هشدار بوده تا اقدامی ملموس و قطعی. او به خبرنگاران گفت: «ما به همه این فرصت را میدهیم که رفتار بد خود را اصلاح کنند. چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟»
نشریه آتلانتیک:
"تحریمها نمیتواند مانع ایران شود. گزینههای آمریکا در جنگ روزبهروز کمتر میشود. تهدید اقتصادی وزیر خزانهداری آمریکا بیش از آنکه راهگشا باشد، تلاشی برای یافتن راه خروج از باتلاق جنگ است".
@IMANI_mohammad
گرانی، طبیعی است
گرانی، طبیعی نیست -۱
نوبت باز آرایی "ستاد اقتصادی جنگ" است.
آیا گرانی های موجود و فشار بر معیشت مردم، طبیعی است؟ یا طبیعی نیست؟
با این چالش، چگونه باید مواجه شد؟ با رویکرد تک بعدی و از سر ناچاری؟ یا چند بعدی، امیدوارانه و توام با همت و تدبیر؟
آیا چاره فقط در توافق با آمریکای توافق نشناس است، یا راه حل، در جاهای دیگری است؟
آقای پزشکیان، ده روز قبل در دیدار فعالان سیاسی و حزبی گفت:
"گرانی، طبیعی است؛ قبلا کالاها را با کشتی می آوردیم، حالا کلی مسیر عبور میکند و میآید؛ قیمت تمام شده رفته بالا. درآمدمان هم کم شده، نفت می فروختیم، حالا نمی توانیم بفروشیم الان نمی توانیم.
زدند یک سری از کارخانهها را خراب کردند، مالیات هم به آن شکل نمی توانیم بگیریم؛ باید پول هم بدهیم به آنها تا چرخشان بچرخد. یعنی معضل ما چندین برابر شده و درآمد ما هم کاهش پیدا کرده است.
اینکه می گویند داریم، بله داریم، اما چگونه باید به فعلیت برسانیم".
در اینکه جنگ و محاصره و تحریم، عاملی مهم و موثر در ایجاد التهابات اقتصادی است، تردیدی نیست. اما به گواهی انبوه تجارب، چاره دفع و رفع این تهدید، مذاکره با دشمن نیست
ما مسیر دیپلماسی و مذاکره برای کاهش تنش را نه فقط امروز و نه در طول دو سال اخیر، بلکه ظرف دو دهه گذشته تجربه کردیم.
بارها خوش بینی به خرج دادیم و کوتاه آمدیم و توافق کردیم، اما دشمن هر بار زیر تعهدات خود زد و گستاخ تر شد. چرا که خیال می کرد فشارها در حال اثر گذاشتن است و بنابراین نباید دست بکشد.
در واقع، نیروی تخلیه شده و مستهلک فشارها، با هر نوبت کوتاه آمدن ما و اِدراکی که به حریف می دادیم، دوباره شارژ شد. در مقابل، هر جا محکم ایستادیم و شیدایی نشان ندادیم و ضربت متقابل زدیم، دشمن عقب نشست.
در اوج جنگ اخیر، وقتی تنگه هرمز را بستیم و ضربات دردناک اقتصادی وارد کردیم، وزیر خزانه داری آمریکا اعلام کرد بخشی از تحریم های نفتی ایران را (به خاطر التهاب بازار نفت) تعلیق می کند.
اما وقتی آتش بس را پذیرفتیم و خبر بازگشایی تنگه از سوی وزیر خارجه کشورمان اعلام شد، ترامپ بلافاصله از محاصره دریایی ایران خبر داد!
پس از تفاهم نامه نیز، وقتی خاطر دشمن از توقف یا کاهش عملیات سنگین ایران جمع شد، محاصره دریایی را احیا کرد و سپس مدعی عملیات موسوم به "طرد اقتصادی" برای ایجاد تورم انتظاری شد.
بنابراین، پدافند درست در مقابل عملیات دشمن، آفند اقتصادی- نظامی متقابل است، ونه پایین کشیدن یکطرفه فتیله تهدید و تنش.
ثانیا همه راه حل التهابات اقتصادی در توافق با دشمن زبان نفهم نیست.
ما اختیار دشمن را نداریم. (جز اینکه با ایراد فشار دردناک، او را سر عقل آوریم و عقب برانیم). اما راه حل هایی که در اختیار ماست، پویایی دیپلماتیک از یکسو، و اتخاذ تدابیر داخلی لازم، منطبق با چالش ها و مضیقه های موجود است.
اگر گرانی ناشی از جنگ را طبیعی بدانیم، آنچه طبیعی نیست، کم تحرکی و بی عملی و بد عملی در برخی حوزه های مدیریتی کلان و خرد است.
اینکه برخی اطرافیان نااهل، به نام آقای پزشکیان توییت بزنند "تفاهم نامه [باطل شده از سوی آمریکا] نقطه ثقل روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران است"، به معنای بستن دست خود و قفل کردن خودکار توانمندی هاست.
این رویکرد با ادبیات مختلف، ابزار دست دشمن برای مهار بازارهای سرکش جهانی و سپس جرئت تهدید علیه ایران می شود. ابراز بی اعتنایی آمریکا را باید با بی اعتنایی متقابل پاسخ داد.
بخشی از عملیات شکستن محاصره و تحریم (در کنار عملیات میدانی لازم) مستلزم این است که هم ظرفیت های تجاری بالقوه با همسایگان به فعلیت برسد.
ضمنا با دیپلماسی پر تحرک، دوست و دشمن توجیه شوند که وضعیت انسداد موجود، نتیجه زورگویی آمریکاست. و کشورها می توانند در صورت بی اعتنایی به تهدید های آمریکا، از معافیت ها و مزایایی بهره مند شوند.
💢ادامه دارد
@IMANI_mohammad
گرانی، طبیعی است
گرانی، طبیعی نیست -۲
نوبت باز آرایی "ستاد اقتصادی جنگ" است.
ثالثا باید بررسی کرد آیا دولت و مجلس (در راس این دو نهاد آقایان پزشکیان و قالیباف)، مسئولیت های دیگری هم که به اندازه مذاکره با بانی زبان نفهم جنگ، اهمیت داشته باشد، دارند یا ندارند؟!
تدبیر اقتصاد کشور به ویژه در شرایط جنگ، مستلزم بازآرایی اقتصاد، نظارت موثر تر، و بازتوزیع هوشمندانه تر منابع است. و گفتن یک جمله که "گرانی طبیعی است"، از هیچ مسئولی رفع مسئولیت نمی کند.
دشمن، اتاق جنگ اقتصادی و پایوران و مزدوران میدانی در حوزه های اقتصادی و سیاسی و عملیات رسانه ای دارد. در چنین جنگی نمی توان با تکرار ملال آور واژگانی مثل مذاکره و تفاهم نامه، پدافند کرد.
دولت و مجلس و دستگاه قضایی باید بیش از پیش مسئولیت شناسی کنند، وسط میدان باشند و نظم دوباره به مصارف و بازتوزیع منابع بدهند.
آنها باید منطقِ تصمیات جدید را با مردم شریف و نجیب که به شایستگی مقاومت کردند و پوزه دشمن را به خاک کشیدند، بازگو کنند و همزمان، بر سودجویان و محتکران و اخلالگران و تروریست های اقتصادی سخت بگیرند.
اینکه فلان یا بهمان مدیر، کمبودها و ناترازی ها را برجسته، و دشمن درمانده و از پا افتاده را سر پا کنند، اما به اتخاذ و اجرای تدابیر لازم نپردازند، نه تنها فضلتی نیست، بلکه خودزنی هم هست.
اینکه مثلا به خاطر 10 -12 میلیون لیتر کسری بنزین، دائما با بیان مواضع ضد و نقیض در ذهن مردم دغدغه ایجاد کنیم، اما درباره الزام صرفه جویی عامه فهم تدبیر نکنیم، سوء تدبیر محض است.
وقتی پای مضایق ارزی در میان است، هیچ دلیلی وجود ندارد که بالغ بر صد میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته باشد و با متخلفان دانه درشت مدارا شود.
گفتار برخی مدیران در اظهار ناتوانی (نمی شود، نمی توانیم، نداریم و...) را در حالی که می توانند انواع تدابیر سازنده و راهگشا را به اجرا بگذارند، نباید طبیعی انگاشت.
اینکه در اوج عملیات روانی دشمن، شاهد یلگی فضای مجازی و رسانه ای باشیم، نمی تواند عادی انگاری شود.
طبیعی نیست که در شرایط جنگ اقتصادی و رسانه ای دشمن، عمده وقت و توجه دولت و (رئیس) مجلس، صرف مذاکرات سراب وار شود، طبیعی نیست.
رابعا به نظر می رسد اصرار آقای پزشکیان برای ریاست تیم مذاکره کننده توسط آقای قالیباف، موجب ایجاد نوعی غفلت و کوتاهی موثر در تدبیر امور شده و مجلس را که باید در راس امور و در جایگاه نظارت باشد، به حاشیه رانده است.
هر تلقی که از "توافق تفاهم نامه" داشته باشیم، زیر پای ناقض "توافق برجام" پایمال شده است. منطقا موضوع مذاکره باید به وزارت امور خارجه (یا دبیرخانه شعام) برگردانده شود و آقای قالیباف، به مسئولیت مهم خود در مجلس برگردد.
انباشت مشغله های گوناگون روی سر افراد توانمند، غالبا آنها را سردرگم و کم توان می کند. آقای قالیباف، "نماینده ویژه ایران در امور چین" هم هست (تعامل مغفول با چین، بسیار مهم تر از مذاکره با آمریکاست). و جمع چند مسئولیت -با وجود زحمات و تلاش های فراوان ایشان- موجب خدشه در مسئولیت ها می شود.
اکنون که تحولات مهمی در حوزه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و ابلاغ رویکرد تهاجمی به فرماندهان نظامی رخ داده، به نظر می رسد، نوبت مهندسی جدید در زمینه "ستاد اقتصادی جنگ" است.
مردم باید احساس کنند که سه قوه در مقابل جنگ اقتصادی دشمن، پشتیبان آنها و در وسط میدان همت و تدبیر هستند.
بخشی مهمی از تورم انتظاری و نگرانی، با این عملگرایی صحیح و دمیدن حس امید و اعتماد به مردم از بین می رود.
@IMANI_mohammad
مشاور و دستیار؟ یا وبال گردن؟!
"مشاور" و "دستیار"، تعریف حقوقی خود را دارد.
ذاتا برای مشورت دادن یا کمک کردن به مدیر در امور اجرایی (در محدوه عنوان تعیین شده) است.
اظهار نظر های نامتعارف در فضای عمومی و رسانه ای از جایگاه حقوقی "مشاور/ دستیار" و یا فرزند فلان مسئول، و مسئله ساختن با حیثیت (کوپن) مدیران، نقض غرض و تضییع امانت است.
ظاهرا در این زمینه با نوعی انحراف در کارکرد برخی مشاوران و دستیاران، و منصوبان/ منسوبان مواجه هستیم.
افرادی که بدون عنوان حقوقی، هیچ موضوعیت یا آورده ای ندارند و با هزینه کردن از عنوان حقوقی، صرفا برای مدیران بالادستی "مسئله/ درد سر" درست می کنند.
سعدی در گلستان و در "اخلاق درویشان" می گوید "من در نفْسِ خویش این قدرت و سرعت میشناسم که در خدمتِ مردان، یارِ شاطر باشم نه بارِ خاطر".
انتظار از مدیران با درایت و امانتدار این است که در این باره تجدید نظر کنند، مشاوران و دستیاران را توجیه نمایند، و کسانی را که هزینه شان بر فایده شان می چربد، کنار بگذارند.
در غیر این صورت، بدیهی است که گفتار و رفتار سوال برانگیز چنان منصوبانی، به پای مدیران نوشته می شود و آنان را در موضع اتهام قرار می دهد.
در این باره سیره امام خمینی و امام شهید (رضوان الله تعالی علیهما) سرمشق است که هر گز اجازه دور برداشتن و مشوّه کردن افکار عمومی یا تضعیف اقتدار ملی و دوگانه سازی های مجعول را به افراد ندادند.
@IMANI_mohammad