آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور من نمی دانستم
معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر؟
به نظرم جنگ بهترین بهونه بود تو این اوضاع دیگه اگه پیام نداد حالتو بپرسه، ایشالا خبرش.
اگر شد که هیچ؛ اما اگر نشد،
بند کفشهایم را محکمتر میبندم و انجامش میدهم
این بار با موهای سفید بیشتر؛
چون آنچه اهمیت دارد پیروزی نیست، پایداریست.
یه جا نوشته بود، هیچ اتفاقی فراموش نمیشه بالاخره یه روز، تو یه خیابون یا وسط یه آهنگ یا موقع خوندن یه کتاب یا دیدن یه فیلم، یهو همه چیز مرور میشه.