هر چه بیشتر میان مردم رفتم، بیشتر به وحشت افتادم!!
چون میدیدم هیچکس خودش نیست، همه نقابی بر صورت دارند و پشت نقاب ها چیزی جز تهی بودن نیست.
ترومای من این بود که باید از خودم در مقابل کسانی دفاع میکردم که قرار بود از من مراقبت کنند.