ترومای من این بود که باید از خودم در مقابل کسانی دفاع میکردم که قرار بود از من مراقبت کنند.
بعضی وقتا زندگی مثل آب میمونه، نه مزه ای داره نه رنگی فقط مینوشی تا تشنگیت رفع شه زندگیهم همینه فقط زندگی میکنیم تا بگذره .
حواسم پرتِ زیباییات شد.
منِ دست و پا چلفتی
نصف بیشتر شعرم را ریختم زمین
فقط ماند، یک دوستت دارم ساده!